Thursday, June 7, 2012

حکومت به چه قیمتی

در سوریه اوضاع باز هم بدتر شده و بیش از هشتاد نفر مجددا" در مرکز این کشور به قتل رسیده است در واقع در طول دو هفته گذشته حدود دویست نفر کشته شده است و صدها نفر هم مجروح گردیده است
از طرف دیگر بشار اسد هم به تغییراتی که مورد نقد مخالفین قرار گرفته است دست زده و کابینه جدیدی را می خواهد تشکیل داده و از حساسیت فضای موجود بکاهد
کوفی عنان هم در فکر ارائه طرحی در رابطه با سوریه است که یقینا" بشار اسد را نشانه گرفته و از او خواهد خواست که کشور را ترک کرده و مدیریت سوریه را به اشخاص دیگری واگذار کند
صحیح است که غربی ها روی اینگونه کشورها خیمه زده و اختلافات را چنان عمیقتر می کنند که دیگر بازسازی آن یا اصلا" مقدور نمی باشد و یا اینکه هزینه زیادی را به دنبال دارد
سئوال این است که آیا بشار می خواهد با سوریه بماند و دوباره حاکمیت برای آینده سوریه داشته باشد و یا اینکه بعد از سوریه هم برای خود و خانواده اش فکری کرده و نمی خواهد از طرف سازمانهای حقوقی دنیا که در اختیار غربیها و امریکاست تحت تعقیب قرار گیرد؟
آیا به جا نیست که به جای راه اندازی این همه کشت و کشتار از طریق هر تیم و فکر و گروهی که باشد کشور را در اختیار مردم واقعی سوریه قرار داده و عنان حکومت را به حال خود واگذارد و به سرنوشت دیگر دیکتاتوران اعراب گرفتار نشود
بحث من این است اگر دولت سوریه کاملا" در خدمت مردم سوریه است پس چرا غربی ها در میان این مردم نفوذ می کنند و آنها را بر علیه دولت خدمتگزار می شورانند ؟مگر ممکن است که مردم از زحمات خدمتگزارش بگذرد و در آغوش بیگانه قرار گیرد ؟ اگر این را قبول کنیم که اسرائیل و غرب و امریکا در فکر براندازی دولت مردمی خانواده اسد هستند باید این را از خودمان بپرسیم که چرا باید با مردم سوریه دولتش روراست نبوده و از شکاف بوجود آمده بیگانگان سو استفاده نموده و اوضاع را به این درجه از حساسیت رسانده اند که روزانه چندین نفر از مردم بی گناه کشور به قتل می رسند و این فاجعه ابزاری برای اتحاد مخالفین تبدیل می گردد
با این اوضاع به هم ریخته ،تداوم این حکومت با مشکل مواجه است و لذا باید طرحی ریخت تا هم سوریه به میدان تاخت و تاز غربیها و اسرائیل مبدل نشود و هم مردم آن در آسایش و امنیت به زندگی خویش ادامه دهند
و آن اینکه آیا خانواده اسد برای این چنین روزهائی گزینه ای را تربیت کرده است ؟ و یا اینکه باز دست نشانده دیگری این مسند را اشغال خواهد کرد تا مسکنی برای وضعیت موجود بوده باشد
91/3/18

Sunday, May 27, 2012

هفته اول خرداد 91

در سوم خرداد نشست ایران و گروه 1+5 در شهر بغداد علی رغم بدی هوای آن شهر شروع و تا پایان روز چهارم خرداد ماه ادامه داشته و بدون داشتن نتیجه لازم برای طرفین به پایان رسید البته اینکه زمان و مکان نشست آتی تعیین گردید خود یک نتیجه است و امید می رود در مسکو که در پایان خرداد ماه انجام خواهد گرفت به نتیجه دلخواه برسد

درخواستهای گروه مذکور و تیم آمریکائی نیاز به بررسی بیشتری دارد چرا که قبول همه آن شرایط به نفع یک کشور نبوده و این همان است که از طرف کارشناسان دولت فعلی مورد سئوال قرار گرفته و یک نقطه تاریک نسبت به عملکرد دولت سابق تلقی شده بود حداقل خواسته غربیها توقف غنی سازی اورانیوم از سوی ایران است که این هم خط قرمز ما محسوب می شود

و لذا مدیریت این جلسات از طرف کشورمان یقینا" بر خواسته های خودشان پافشاری کرده و حل مسئله هسته ای را در چارچوب مقررات مربوطه اش خواستار خواهند شد

روز شنبه در سوریه کشتار عظیم صورت گرفته است طرفین همدیگر را در این رابطه متهم ساخته و از سازمانهای بین المللی خواستار برخورد شده اند گویا حدود 90 نفر از مردم یکی از شهرهای سوریه قتل عام شده اند دولت می گوید مخالفین عامل آن هستند و مخالفین هم دولت را مسبب آن می شمارند

 

هفتم خرداد مجلس نهم افتتاح شد دراین دوره از مجلس رقابت بر سر ریاست مجلس بالا گرفته و تیمهای مختلف برای ریاست آقایان لاریجانی و حداد عادل در فعالیت هستند
البته این رقابت درون حزبی است و شاید هم برای خالی نماندن عریضه است چرا که دگر اندیشی نسبت به اصولگرایان در مجلس نیست که جناح بندی واقعی و جدی صورت پذیرد 90 در صد نمایندگان از یک فکر هستند و بقیه هم چندان خط و ربط متمایزی ندارند که بتوان واژه اصلاح طلب و یا مستقل را در
مورد آن عزیزان بکار بست
امیدوارم نمایندگان راه یافته به این دوره ازمجلس ،بهتر از دوره هشتم در فکر مردم  بوده و در اعتلای جایگاه وحرمت مردم شریف کشورمان که در واقع صاحب و مالک اصلی کشورند کوشا بوده باشند خردمندانه قانون گذاری نمایند و ماهرانه بر اجرای آن  نظارت کنند و نهایتا" اینکه واقعا" در خدمت محترم ایران بوده باشند  


Sunday, May 20, 2012

آسيب شناسي خاتمی از دوران اصلاحات

سید محمد خاتمی گفت: اصلاحات اصولی داشته که کم و بیش روشن است. در درون نظام است و تقویت آن را با جلوگیری از تحریف‌ها و انحراف‌ها و تغییر سیاست‌ها و رفتارهایی که با موازین مورد نظر مردم که در انقلاب بوده و با معیارهای قانون اساسی می‌خواند و این جریان حذف شدنی نیست.تردید نکنیم که دیر یا زود باید به آن برگشت و در غیر این صورت جامعه با تلاطم‌ها و زیان‌های بزرگ مواجه خواهد بود و بیش از همه نظامی که با خون پاک‌ترین عزیزان میهن آبیاری شده است لطمه خواهد دید
به گزارش ایلنا، رییس جمهور سابق کشورمان در دیدار با جمعی از جوانان که به مناسبت سالگرد واقعه دوم خرداد انجام شد، تصریح کرد: قبل از اینکه از دوم خرداد بگوییم لازم می‌دانم که سالروز حماسه آزادی خرمشهر را که مظهر عزت و سربلندی ملت و حاصل معجزه مقاومت برخاسته از ایمان یک ملت بود تبریک بگویم و یاد همه شهیدان بخصوص بزرگان و فداکارانی که نامشان با نام بلند خرمشهر پیوند خورده است چون شهید جهان آرا و شهید موسوی را گرامی بداریم.و نیز امیدوارم دور دوم مذاکرات هسته‌ای که در سالروز این حماسه بزرگ صورت می‌گیرد به نتیجه مطلوبی که عزت و مصلحت ملت در آن است برسد
اکید بر اینکه به دوم خرداد نباید به عنوان یک واقعه‌ای که نظیر آن بار‌ها در انقلاب اسلامی رخ داده است نگریست و درباره شخص و اشخاص سخن گفت، بلکه دوم خرداد را باید به عنوان تجلی اراده و خواست تاریخی مردم دید، تصریح کرد: در دوم خرداد حادثه‌ای غیرمترقبه رخ داد که عامل اصلی آن مردم بودند و عاملیت مردم با مسالمت و با ابراز رأی آگاهانه تحقق یافت. به عبارت دیگر خواست تاریخی مردم و امید به تحقق آن دوم خرداد را رقم زد، نه اینکه ملت فقط یک تفنن سیاسی کرده باشد.
وی افزود: ادعای من این است که دوم خرداد حاصل مواجهه دو دیدگاه، دو طرز تلقی از انقلاب و جمهوری اسلامی و دو تشخیص اولویت و دو نقطه نظر درباره مصالح و امنیتی ملی و جایگاه مردم نسبت به قدرت بوده است و کسانی که رأی داده‌اند یا اغلب آنان، توجه به این اختلاف دیدگاه و نظر داشته‌اند. در همین جا بگویم که من احترام زیادی برای جناب آقای ناطق نوری قائلم. ایشان از چهره‌های ارزنده و با سابقه و روشن بین و خیرخواه هستد. وقتی می‌گویم دو دیدگاه به هیچ وجه در صدد نفی و حتی نقد دیدگاه‌های شخصیت عزیزی چون آقای ناطق نوری نیستم، ولی در جریان انتخابات به حق یا ناحق هر کدام از نامزد‌ها به عنوان نماینده دیدگاه و رویکردی خاص معرفی شدند و ادعای من این است که رأی مردم بیش از آنکه به شخص باشد به دیدگاه تعلق گرفت
خاتمی با بیان اینکه فکر و شخصی در جریان انتخابات پیروز شد که شعارهایی متفاوت و رویکردی خلاف آنچه جریان داشت مطرح کرد، افزود: با اینکه جز در میان بخشی از نخبگان و خواص در میان توده مردم چندان شناخته شده نبود یا کمتر شناخته شده بود در مدت دو سه ماه با حضور در میان مردم و طرح رویکرد‌ها و دیدگاه‌های خود مورد استقبال غیرمترقبه قرار گرفت و سکان اجرایی کشور به دست او سپرده شد
وی ادامه داد: بعد از دوم خرداد ادعا شد که مردم رأی به تغییر شیوه مدیریت و بخصوص در بخش اقتصادی داده‌اند! ولی این ادعا نادرست است، زیرا در جریان انتخابات معلوم شد که من به دولت و ریاست دولت وقت نزدیک ترم تا رقبای من و تازه اگر مشکلات فقط اقتصادی بود که دیگران بیشتر شعار اقتصادی داده بودند و راه کارهای حل آن را نیز بیان می‌کردند
رییس جمهور سابق کشورمان در ادامه به استقبال نخبگان و تحصیل کرده‌ها و بخش مهمی از طبقه متوسط جامعه با برنامه‌های ارائه شده از سوی نامزد اصلاح‌طلبان در انتخابات سال 76 اشاره کرد و گفت: قطعا این استقبال نشان از همدلی و همراهی آنان با شعارهایی دارد که در جریان انتخابات هفتم ریاست جمهوری شنیدند و توده‌های مردم هم بدون تردید فطرت و ذهن تاریخی‌شان خواستار آزادی، استقلال و پیشرفت بود و البته اکثریت هم این همه را سازگار با موازین و معیارهای دینی خود می‌خواستند و شعار‌ها و رویکرد یک طرف را نزدیک‌تر به آنچه وجدان می‌کردند دیدند
وی افزود: گرچه بهبود وضع زندگی و کاهش تبعیض و ناروایی‌ها همواره مورد نظر مردم بوده است، ولی خودآگاه یا با درک فطری آزادی‌های اساسی را نیز طلب می‌کردند و بخصوص مصرف بی‌رویه ارزش‌های انقلاب و سرمایه‌های معنوی در مسیر سلایق خاص را نمی‌پسندیدند. وقتی شعار مردم سالاری سازگار با دین، جامعه مدنی، آزادی‌های اساسی و در کنار آن پیشرفت همگام با عدالت و اخلاق و معنویت داده شد این احساس پدید آمد که بسیاری از درد‌ها ممکن است درمان شود یا کاهش یابد. این نکته را نیز از نظر دور نداریم که جامعه بشری همواره در معرض تحول و تغییر بوده است و گرچه این تغییر و تحول فراز و فرودهایی داشته، ‌ ولی معدل آن سیر به سوی آزادی و احساس شخصیت مردم و شناخت حقوق اساسی و تلاش برای تحقق آن‌ها بوده است
خاتمی با تصریح بر اینکه آنچه تحولات روزگار ما را از تحولات بطئی گذشته ممتاز می‌کند اولا سرعت تحولات است و ثانیا بیشترین تأثیری که آگاهی و اراده مردم در این تحولات دارد یعنی تحولات در همه جا کم و بیش تبلور خواست و اراده ملت‌ها است، ادامه داد: ملت ما هم چنانکه بار‌ها گفته‌ام بیش از یکصد سال است که در التهاب تحول به سر می‌برد و اگر هم احیانا تلاش‌هایش به ثمر نرسیده و ناکام مانده است هیچ‌گاه دست از طلب نداشته است. اصلاحات ادامه همین حرکت تاریخی است، ‌ چنانکه خود انقلاب بزرگ اسلامی فرازی بلند از این تحول تاریخی بود
وی به ملاحظات مردم که منجر به ایجاد حماسه دوم خرداد شد اشاره کرد و افزود
 من اعتقاد دارم که مردم آگاهانه رأی دادند، با این ملاحظات: ۱- مردم به هیچ وجه خواستار بر هم زدن اوضاع و دگرگونی اساسی نبودند. به هیچ وجه در اکثریت نشانی از رویگردانی از اصل انقلاب و حاصل آن جمهوری اسلامی نبود. به نظام و کشور خود دلبسته بودند. البته مسلما عده‌ای بوده و هستند که این وضع را و انقلاب را قبول نداشته و ندارند ولی تردید نکنیم که این عده در اقلیت بوده و هستند. اکثریت قاطع مردم دلبستگان به اصل نظام جمهوری اسلامی بودند و مگر نه اینکه بخش مهم کسانی که در دوم خرداد به رویکرد موفق رأی دادند از مؤمنان و شهید دادگان و فداکاران و کسانی بودند که در پای بندیشان به دین و نظام و انقلاب تردید نمی‌توان کرد؟
خاتمی ادامه داد: ۲- مردم خواستار تغییر بودند و تغییر مورد نظر اصلاح سیاست‌ها و روش‌ها در درون نظام بود، ‌ بخصوص که از شعارهای عمده قانون گرایی و بخصوص استقرار کامل و درست قانون اساسی بود. و مردم هم احساس می‌کردند که در بسیاری از موارد همین قانون اساسی ظرفیت‌های معنوی و نادیده انگاشته شده یا به هر حال معطل مانده‌ای دارد که اگر به آن‌ها اهتمام شود وضع کشور و جامعه بهبود اساسی خواهد یافت
بخصوص بخش مهم حقوق ملت. البته شعار عدالت هم جذاب بود، یعنی اینکه جامعه نیازمند توسعه است و راز و رمز اعتلاء کشور و میهن و زندگی مردم و تقویت انقلاب توسعه موزون است، ‌ ولی ما می‌گفتیم در کنار آن باید عنصر عدالت را نیز مورد اهتمام قرار داد و مبادا که عدالت اجتماعی و اقتصادی در روند توسعه قربانی شود و مردم احساس کردند تضاد و دوگانگی عدالت و توسعه با تلفیق این دو از میان برخواهد خواست
رییس جمهور سابق کشورمان روح دوم خرداد را تحول خواهی آگاهانه مردم با این دو اصل دانست: قبول نظام و اصلاح امور با موازین مورد نظر انقلاب و طبق قانون اساسی
وی آسیب‌شناسی اصلاحات و میزان انطباق شخصیت و تدبیر مسؤولان اصلاح طلب با اصل و مایه اصلاحات که ریشه در تاریخ و دین و جامعه دارد را امری لازم دانست و گفت: در این زمینه کارهایی شده است ولی کافی نیست
 رییس جمهور سابق کشورمان در ادامه به آسیب و آفتی که اصلاحات با آن مواجه شد اشاره کرد و گفت: یکی از عمده‌ترین عواملی که جامعه اصلاح طلب ما را قانع کرده بود که اصلاح طلبان را برگزینند شعار «آزادی» بود. آزادی به معنی دقیق سیاسی و حقوقی کلمه و عمدتا به معنی حق حاکمیت بر سرنوشت و امکان اعمال این حق و پذیرش لوازم آن بخصوص از سوی کسانی که به نمایندگی از ملت قدرت را در دست می‌گیرند و هرگز نباید آن را با ولنگاری و بخصوص ولنگاری اخلاقی یا هرج و مرج طلبی اشتباه کرد. امکان این اشتباه سبب ابراز بزرگ‌ترین سفسطه‌ها و مغلطه‌ها علیه اصلاحات و آزادی خواهی شده است
وی افزود: آزادی از سوی دیگر با قانون و قانونگرایی هم عنان است و از همین جا با آنارشیسم راهش جدا می‌شود. البته در یک جامعه آزاد و رشد یافته قانون نیز حق اندیشیدن و انتخاب کردن و حق آزادی بیان و آزادی اجتماعات را به رسمیت می‌شناسد و دولت و قدرت را مکلف به رعایت این حقوق می‌کند. به هر حال «آزادی» از محوری‌ترین شعارهای دوم خرداد بود و چنان که می‌دانیم آزادی پایه اول شعار اصلی انقلاب یعنی آزادی، استقلال و جمهوری اسلامی نیز بود چنان که آزادی و مقابله با استبداد و مهار آن شاه بیت جنبش مشروطیت بود و می‌دانیم که وقتی فضا باز شد خیلی‌ها حرف می‌زنند و صداهای تازه و متفاوتی شنیده می‌شود.وقتی فضای تنفس باز می‌شود چه بسا شاهد افراط و تفریط هم خواهیم بود. منتهی اگر حکومتی واقعا آزادی خواه باشد و آزادی را مایه پیشرفت و حتی امنیت پایدار و رشد و توسعه جامعه بداند باید با درایت حتی هزینه‌های فضای باز و آزاد در کوتاه مدت را تحمل کند تا آزادی و آزادزیستن و قواعد آن در جامعه نهادینه شود و افراد عادت کنند که چگونه می‌توان آزاد بود و از آن پاسداری کرد و دچار هرج و مرج و ولنگاری هم نشد.
خاتمی تصریح کرد: اصلاحات افتخار می‌کند که در حد توان خود البته نه در حد مطلوب فضا را باز کرد تا هر کس نظری دارد ابراز کند، چرا که معتقد بود که محدود کردن اندیشه و بیان منجر به بروز مشکلات سهمگین می‌شود و چه بسا که محدود شدگان نه با کلام که با زبان تخریب سخن بگویند.به هر حال آزادی به معنی درست آن از شاه بیت‌های مطالبه تاریخی ملت و از محورهای اصیل اصلاحات بوده است و هنوز هم می‌گویم «زنده باد مخالف» من یک شعار بنیادین است
وی ادامه داد: ولی آنچه رخ داد این بود که بسیاری از مطالبی که به نظر ما و به نظر اصلاحات نادرست بود و طبع جامعه هم آن را نمی‌پذیرفت به نام اصلاحات مطرح شد. اصلاحات از اخلاق دفاع می‌کرد و نمی‌شد به نام اصلاحات رقیب و طرف خود را به هر عنوان که اراده کنیم متهم کنیم امری که متأسفانه امروز با وضعی بد‌تر نه تنها در جامعه رایج است بلکه به عنوان ارزش هم قلمداد می‌شود. نمی‌شود اصلاحات را پذیرفت ولی همه چیز و همه کس و حتی نظام را زیر سؤال برد. می‌شود انتقاد و پرسش کرد، ولی تخریب و اهانت هرگز. در حالی که چنین اقدام‌هایی صورت گرفت و متأسفانه به نام اصلاحات هم تمام شد
خاتمی افزود: از سوی دیگر برخورد شعاری صرف با امور که فقط می‌توانست توقعات را بالا ببرد بی‌آنکه امکان برآوردن آن باشد یا اصلا سبب پدید آمدن توقعات بی‌جا شود نیز مزید بر علت شد و بخش مهمی از جامعه متدین و بسیاری از مسؤولان را نیز نگران کرد و مهم‌تر اینکه این نابسامانی زمینه ساز یک جنگ روانی از سوی افراطیون شد تا در ذهن جامعه چهره‌ای دگرگون از اصلاحات را القاء کنند و نیز بهانه‌ای باشد در دست کسانی که با آمدن اصلاحات احساس غبن می‌کردند تا با اصل اصلاحات برخورد کنند
رییس جمهور سابق کشورمان در ادامه سخنانش اظهار داشت: در این دوره بعضی بداخلاقی‌ها و مطلبی که شاید خود گویندگان آن هم اصراری نداشتند که اصلاح طلب نامیده شوند به نام اصلاحات بیان شد و یک جریان افراطی و تندرو این مطالب را به حساب اصلاحات گذاشت و همه اصلاح طلبان را نیز دارای چنین بینش و گرایشی به حساب آورد
خاتمی با تاکید بر اینکه لازمه آزادی بروز سخن‌ها و مواضع متفاوت است، ادامه داد: ولی ما در اینکه حساب اصلاحات واقعی را از بسیاری از حرف و سخن‌ها و رفتارهای نادرست مجزا کنیم چندان موفق نبودیم و طرف مقابل هم در جنگ روانی و تلاش برای حذف رقیب توفیق‌هایی داشت و اصلاحات و بیش از آن مردم آسیب دیدند. البته همه مشکل از اینجا نیست ولی این یکی از عوامل است


31 اردیبهشت – نقل از بازتاب





Tuesday, May 15, 2012

تحولات جهان سیاست

در عالم سیاست اروپا باز هم تغییراتی صورت گرفت پوتین در روسیه برای پنج سال دیگر به کرسی ریاست جمهوری جلوس کرد و در فرانسه هم اولاند جای سارکوزی را در کاخ الیزه اشغال نمود
این تغییرات هم برای اتحادیه اروپا فعلا" زیاد خوشایند نیست و هم برای امریکا که در مقابل پوتین به ظاهر مرد آهنین ،که گه گاهی معادلات سیاسی غرب را بر هم می زند و سعی دارد قدرت از دست رفته اتحاد جماهیری شوروی را احیا کرده و بر دو قطبی بودن جهان سیاست تاکید نماید مناسب به نظر نمی رسد ولو اینکه پوتین هنوز ناآرامیهای داخل روسیه بر علیه خودش را یدک می کشد
در کشور بحران زده مصر کاندیداهای ریاست جمهوری در زیر نظر نظامیان وفادار به مبارک تبلیغات خودشان را آغاز کرده اند درست است که فعلا" نباید زیاد به رهائی مردم مصر از یوغ استبدادگران امیدوار بود ولی از روزنه ای که ایجاد شده است میتوان به سوی آزادی خیره شد
در سوریه علی رغم برگزاری انتخابات چند حزبی همچنان آشوب ، درگیری و کشتار در بین طرفین ادامه داشته و همدیگر را بر قانون شکنی ، تجاوز و ستم متهم می سازند با این وضعیت سوریه زیر تیغ غربی ها قرار داشته و برای بقای سیاسی خودش باید راه کار موثرتری را ارائه نماید
در سوم خرداد سال جاری دیدار گروه 1+5 و کشورمان در بغداد هم یقینا" دارای اهمیت ویژه بوده و نتیجه مثبت آن می تواند در ایجاد توازن و تعادل منطقه ای و جهانی اثر بخش بوده باشد
تحرکات اعراب اطراف خلیج فارس در مقابل کشورمان از دیگر موارد جدی می باشد که نیاز به تیز بینی و دقت داشته و لازم است دولتمردان سیاست خارجی از سیاست دقیقی بهره برده و اقدامات مغرضانه بعضی از اینگونه همسایگان را بی ثمر نمایند
 بیست و ششم اردیبهشت ماه 1391









Sunday, April 15, 2012

دیدار 26 فروردین در استانبول


مدتها بود که دیداری مابین هیات عالی رتبه ایرانی با گروه 1+5 و ناظرین دیگر ،صورت نمی گرفت و در این رابطه روایات مختلفی نقل می گردید مفسرین حقوق بگیر ،کارشناسان کار نشناس ،رادیوهای بیگانه ،رسانه های داخل ،صاحب نظران و ... نظرات ضد و نقیضی را ارائه و بر شک و شبهه های مختلفی دامن می زدند و یا اینکه بر نظرات عده ای مهر یقین زده می شد
در همین راستا مسافرت رجب طیب اردوغان دارای اهمیتی ویژه بود بطوریکه دیدارهائی در همین رابطه در کشورمان صورت گرفت و شایعاتی مبنی بر حامل پیام بودن او در جامعه پیچید
ایران برای مذاکره یاد شده ،بغداد را پیشنهاد نمود و گروه مذاکره کننده هم مجددا" استانبول را تاکید کرد اردوغان بعد از عزیمت به ترکیه که با گردهمائی مخالفین سوریه در استانبول،همراه بود اظهاراتی کرد که کمی در روابط ایران و ترکیه شبهه انگیز شد و با اعتراض کشورمان بنوعی آن گفته ها پس گرفته شد
تیم امریکائی هم طوری اظهار نظر کرد که نشانگر ملایمت و چرخش در سیاستهای یانکیها بود
تا اینکه روز شنبه 26 فروردین ماه جلسه در استانبول برگزار گردید و همانطور که مشخص بود در کلیات با نتایجی امیدوار کننده همراه شد که در در دیدارهای آتی برای جزئیات باید به توافقات مورد نیاز رسیده باشند(البته تا این مرحله و اگر طرفین مشکلی در آینده نداشته باشند)
نمی دانم شاید چرخش و نرمیتی در مواضع طرفین رخ داده است و یا اینکه شریطی بر اوضاع جهانی حاکم شده است که باید همدیگر را تحمل کنیم
نظریه ها مختلف است هر کس اندوخته سیاسی خودش را نشر می کند اینکه کدامش به نفع چه کسی است باید منتظر ماند تا آینده پاسخ لازم را داده باشد
ولی آنچه مسلم است رعایت حقوق همه ملل بر همگان واجب و لازم می باشد
می توان با اندک دقت و بررسی ،تهدیدات را به فرصتهای سازنده مبدل ساخت اینکه این ملاقات قبل از تشکلیل جلسه به نتایجی نزدیک شده بود و یا نه هم باید تامل کرد اگر اینگونه بوده باشد باز نشان از درایت مسببین آن می باشد

Tuesday, April 3, 2012

سوریه و گردهمائی استانبول


در هفته جاری بعد از اینکه اردوغان از تهران به ترکیه بازگشت گردهمائی بزرگی با نام دوستان سوریه در استانبول برگزار گردید که از غایبان اصلی آن می توان چین و روسیه را نام برد
در این گردهمائی که بیش از 90 کشور شرکت کرده بودند ضمن مخالفت با دولت سوریه به حمایت همه جانبه از مخالفین سوریه پرداخته شد و مقرر گردید که مخالفان سوریه به رسمیت شناخته شده و از ارتش آزادی بخش سوریه حمایت شود و از حمایتهای مالی ،سیاسی و ... نیز دریغ نگردد
این در حالی است که کوفی عنان طرحی برای برون رفت از شرایط فعلی سوریه به جوامع بین المللی ارائه و پیگیر آن است و سوریه هم اخیرا" ضرب العجل تعیین شده در این طرح را برای خروج نیروهای نظامی از شهرهای سوریه پذیرفته است
روسیه هم بیانیه صادره استانبول را رد کرده و از طرفین برای پایان دادن درگیریها درخواست همکاری نموده است
با این شرایط آیا امیدی برای پا برجا ماندن حاکمیت سوریه باقی است یا نه بایستی منتظر تصمیمات دول دخالت کننده در اوضاع سوریه ماند تا نتیجه حاصل در سبد سیاسی منطقه عربی ظاهر گردد
در این میان آنچه مهم است این است که چرا کشورهای عربی در مقابل اسرائیل در فکر مهندم کردن دولت سوریه هستند ؟ و از این بابت چه سودی عاید این کشورها خواهد شد نیز باید بررسی و تحلیل گردد
آیا کشورهای عربی در غیاب بشار اسد و یا دولت مخالف اسرائیل وی،خواهند توانست گزینه و آلترناتیوی در مقابل اسرائیل سازمان دهند و یا اینکه اصلا" در این فکر نبوده و فقط فرامین اربابان غرب را اجرا می کنند و بحث فلسطین و حاکمیت اسلامی سایر کشورها اهمیتی بر اعراب بادیه نشین نخواهد داشت

Tuesday, March 27, 2012

برخورد منافقانه غربيها

همین چند روز قبل بود که یکی از خبرگزاریهای خارجی اعلام که که تا کنون بیش از هشت هزار نفر در درگیریهای سوریه کشته شده اند و تاکید نمود که بیش از 30 در صد آنها را کودکان تشکیل می دهند

از اینکه در سوریه نا آرامیها به وضع خطرناکی رسیده است و عده ای از مردم با دولت و نیروهای نظامی در گیر هستند شکی نیست و باز اینکه مردم هر دو جناح با هم درگیر شده و کشته می دهند هیچ گونه تردیدی وجود ندارد در این گونه مواقع اگر دولتها به مردمشان زور بگویند نباید جانب دولت را گرفت اصولا" در این وضعیت همه از مردم جانبداری می کنند و بر علیه دولتها بر می خیزند ولو اینکه دول غربی و امریکا سالیان سال با همین دول مورد سئوال در بین مردمشان، مثل مردم مصر،لیبی ،تونس ،اردن، یمن ،عربستان ،بحرین و ... جانب نظامها را گرفته و کاملا" از طریق همین حمایتها مردم را چاپیده اند و وقتی کارد و چاقو به استخوان رسیده است به ظاهر مردم را حمایت و برای سرنگونی دست نشانده اش به آن کشورها حمله کرده و ضمن به ویرانی کشاندن کل منابع اقتصادی آنها ، لوله های نفت را به جیبشان بسته و سرازیر نموده است

همه این حمایتها به خاطر حفظ توازن مناطق دنیا به نفع ابر زور گویان است و این مسئله را همه می دانیم و شک هم نداریم

ولی آنچه وادارم کرد تا این مجمل را بنگارم این بود که اگر در سوریه تا بحال بیش از هشت هزار نفر کشته شده که سی در صد آنها را کودکان تشکلیل می دهند و آقایان انگلیسی ها و امریکائیها و دیگر غربیها این قدر ناراحتند که باز دروغ می گویند و از طرف دیگر آنها در فکر از میان برداشتن حکومتی هستند که با آنها هم جهت نیست پس چرا تا به حال در مقابل دیگر نظامها که در دنیا فجایع ببار آورده و می آورند ساکتند

مگر ملت فلسطینی بیش از 60 سال در زیر چکمه های همین قلدورها نبوده است مگر روزانه چندین کودک و پیر آن ملت در زیر تانک و گلوله ها و موشکها جان نمی بازند این نوشته در حمایت از منویات یک نظام نیست بلکه یک سئوال است

راستی اگر برای غربی ها فقط ملت و مردم مهمند نه نظامها ؟پس چرا از این گونه مصایب و زشتی ها چیزی به خود نمی گیرند و فقط در کشورهائی که نفت و سایر منافع و منابع را دارند پیگیر قضایا می باشند

چرا امریکا فقط برای آرامش اسرائیل این همه پوز داده و هزینه می کند ولی برای کشتن مردم افغانستان وقعی قایل نیست 17 نفر همین اخیر وسیله یک نظامی امریکائی کشته شد و وزیر دفاعش فوری در افغانستان حاضر و قاتل را از آنجا خارج ساختند

پس باید نتیجه بگیریم که برای غربی ها فقط و فقط منافع خودشان و همپیمانانشان مهم بوده و در اولویت است و بقیه مسایل اشک تمساح ریختن است

انگلیس مصدق را سرنگون کرد شاه را دوباره سر کار آورد در مصر ناصر را سرنگون ساخ و سادات را بر تخت نشاند در افغانستان ترتیب ظاهر شاه را با متحدین دیگرش دادند ، در افریقا و دیگر ممالک انگلیس و امریکا برنام ریزی می کنند و براندازی دارند در واقع اتاق فکر در اختیار انگلیس بوده و یگان رزمی را امریکا در اختیار دارد

ولی ملل مسلمان را تروریست و خشن معرفی می کنند اگر مسلمانی برای حفظ ناموسش و کشورش به این آقایان بد بین است حق دارد ولی غربی و امریکائی هیچ حقی برای هجوم به سرحدات مردم دیگر را ندارند اگر امروز در افغانستان،پاکستان،آذربایجان ،ارمنستان،ترکیه،امارات، و همه کشورها که غربی ها و امریکا با نام ناتو و اتحادیه اروپا و ... حضور دارند هجوم است، تجاوز است و تعدی و زور گوئی است و حضوری در کار نیست

پس بنگاههای سخن پراکنی باید در نظر داشته باشند که همه کشته ها انسان بوده و مظلوم واقع شده اند نه فقط مردم یک کشور و یا یک منطقه

Wednesday, March 21, 2012

تبریک سال نو

بدینوسیله به همه دوستان و همکاران سابق و فعلیم سال جدید  را تبریک عرض نموده و از خداوند متعال سلامتی و توفیقات همگان را خواهانم امیدوارم در کنار همه مسئولین اجرائی ذی ربط، امسال مدیران بانکها در کلید داری و ... کوشا بوده و موجبات گرفتاری عده ای از مردم سرکیسه کشورمان را در دادگاهها و ... فراهم نسازند و یا اینکه آوارگی عده ای از کشورمان به خارج را سبب نگردند
سال نو وقتی عید است که مردمانی کوشا و پرتلاش در صحنه های کار و تولید حضور داشته و واقعا" برای اشتغال و بیکاری جوانان این سرزمین اهمیت جدی داده باشند و نیازهای واقعی مردم را فراهم و در رسیدن مردم به مقصد پاکشان دلیل و راهنما بوده باشند
مجددا" برای همه هموطنانم عید نوروز را تبریک عرض می نمایم

Thursday, March 15, 2012

اتفاقات پایان سال


از چندین ماه پیش نمایندگان مجلس هشتم که متهم به عدم نظارت لازم بودند از رئیس جمهوری سئوالاتی داشتند که خیلی سعی شد که از طرح این سئوالات در مجلس، جلو گیری به عمل آید ولی سرانجام در روز چهارشنبه 24 اسفند ماه، رئیس دولت به مجلس آمد و به سئوالات نمایندگان جوابهائی داد که نه نمایندگان سائل را قانع کرد و نمایندگان دیگر را،بطوریکه عده ای جوابها را در حد توهین به مجلس هم ارزیابی کردند
ولی اصل موضوع این است که خلاصه رئیس دولت که خود مجلس را در راس امور نمی داند ولی به هر نحوی که شده بود تسلیم شد و به پاسخگوئی ولو به آن صورت تن داد که در نوع خودش کار خوبی بود تا بدانند که ملک بی مالک نبوده و همه باید در مقابل قانون پاسخگو باشیم
ابقای مجدد ریاست مجمع تشخیص نظام برای یک دوره پنج ساله دیگر که با چالشهای زیادی مواجه شده بود و رسانه های مخالف ایشان سعی در القای مخالف این اقدام را داشتند تا اینکه حکم وی دیروز صادر گردید و تعدادی از اعضای آن نیزتعویض شدند
تغییراتی در روند تصمیمات سیاسیون غربی با کشورمان مشاهده می شود که  نیاز به ارزیابی و بررسی دقیق دارد تا اقدامات مقتضی در این راستا اتخاذ گردد تا باز هم توطعه های غربی ها البته به سرکردگی امریکا خنثی شود یقینا" همدلی مردم و مسئولین برای سر بلندی کشورمان و مردمان از ضروریات بوده و ارج نهادن به تلاشهای همه دوستان این مرز و بوم لازمه اخذ نتایج مثبت از این پروسه خواهد بود
انتخاب پوتین به عنوان رئیس جمهور روسیه هم از رویدادهای پایان سال ماست که غرب را بنوعی خشمگین ساخته است 
در بعضی ار رسانه ها هم تغییر موضع روسیه در قبال سوریه مشاهده می شود که شاید آینده سوریه را با چالش سختی مواجه سازد 

Saturday, March 3, 2012

مروری بر روند تشکیل نظامهای سیاسی در دنیا- 5


اینکه گناه در جامعه آزاد باشد ولی مردم آگاهی لازم را داشته باشند و گناه نکنند با اینکه انجام گناه در جامعه باید ممنوع باشد و مردم آگاه هم گناه نکنند متفاوت است در هر حال لیبرال دموکراسی و اسلام تناقضاتی دارند که در این بحث نمی گنجد و اساتید صاحب نظر، صلاحیت اعلام نظر در این موارد را دارند
روند کشورداری از هزاران سال پیش تا به امروز در حال تکامل و پربار شدن است و نمی توان فقط یک الگو را برای همه ملل، نسخه نوشت فرهنگهای متنوع و متفاوت ملل دنیا ،برخوردهای کاملا" مختلف آنها ،نشانگر این است که باید برای هر مردمی روشهای خاص خودشان در نظر گرفته شود البته این نظامها و حکومتها وسیله خود مردم باید سر کار آیند و منتخب آنها باشند والا تعیین دولتها وسیله صاحب منافعان غیر به دیگر ملل جهان، هرگز عاقبت به خیر نخواهد شد و روزی فرا می رسد که مردم سرنوشت خودشان را تعیین می کنند
معنی انتخاب باید در کشورهای انقلاب شده و عدالت خواه، بر مردم و مسئولین تفهیم شود و این اصل را بهتر است همه بپذیرند که از اول پیاده شدن سیستم اداره کشور، مردم دموکراسی را تجربه کنند و تمرین نمایند و الا باز استبداد نهادینه خواهد شد و بجای مثلا" قذافی آقا جلیل و غیره سرکارخواهند آمد
به هر طریق که مردم از دایره تصمیم گیری فاصله بگیرند آینده خوبی در انتظار آنها نخواد بود
همه انسانهائی که کشورشان را دوست دارند و قوانین تصویب شده وسیله نمایندگان واقعی خوشان را می پذیرند و نظام روی کار آورده شده وسیله خودشان  را حمایت می کنند باید در تعیین سرنوشت خودشان هم کاملا" و بدون هیچ قید وشرطی سهیم باشند
ادامه دارد

Sunday, February 26, 2012

مروری بر روند تشکیل نظامهای سیاسی در دنیا- 4


اگر جامعه ای نظام اسلامی لیبرال را بپذیرد و آن سیستم را به نفع و در جهت امیال مردم خود پندارد و اهداف همه جانبه خود را در تمامی زمینه ها منطبق بر اهداف نظام اسلامی لیبرال بیابد  پس باید نظام سیاسی مورد نظر،متعهد گردد که یک چتر سیاسی همه شمول را بر سر کل آحاد جامعه بگستراند تا همگان از آن بهره مند باشند همه مردم هم از دست آوردهای دینی خود بهره مند بشود و هم از آزادی های مشروع تعریف شده در اینگونه نظامها استفاده برده باشد در صورتی که باز در ترکیه این اصل مغفول مانده است چرا که ملت کرد که بیش از 25 تا 30 درصد جمعیت را تشکیل می دهند هنوز در ترکیه در دشواریهای زیادی به سر می برند شهروندان  کرد زبان از حقوق مساوی با ترکها برخوردار نیستند
عده ای هم اعتقاد دارند که نظامهای دینی بویژه اسلامی اگر تغییراتی در شیوه های اداره امور داده باشند مورد قبول غربی ها هم قرار خواهند گرفت این بحث هم جای واکاوی دارد چرا که مثلا" اگر مدیران اسلامی طوری عمل کنند که مثلا" غربی ها آن را بپسندند کار بدی نیست ولی به چه بهائی؟ و اینکه اگر غربی ها و مادیون ، از تبعیت دین اسلام سر باز نزنند آیا خللی در این روال ایجاد خواهد شد ؟ و یا اینکه تبعیت از اسلام از سوی مخالفین فعلی، نشانگر عدول مدیران اسلام گرا از کلیت اسلام است که دیگر اسلامی باقی نمی ماند تا کسی و یا بلوکی آن را بپذیرد و یا رد کند و اگر منظور هماهنگ ساختن بخشهائی از اسلام با اندیشه های دیگر مکاتب است  البته به شرطی که بر اصول و ارکان ادیان الهی آسیبی وارد نشود شاید بتوان در این مورد بنوعی عمل نمود که انحرافی در اهداف مکتب اسلام حاصل نشود
با بررسی مراحل اسلام آوردن مللی از دنیا، این امر تایید می شود که آنها با زور این دین را نپذیرفته اند و بودند مللی که با فهم خودشان به دین مبین اسلام گرایش یافته و مسیر دینی و سیاسی خودشان را تغییر داده اند و حدود بیش از یک میلیارد جمعیت مسلمان، موید این مسئله است اما اینکه چرا ملل مسلمان در کشورهای مختلف آفریقائی با مشکلات اقتصادی و سیاسی مواجه هستند بحثی است که باید در نحوه مدیریت حاکمان آن کشورها جستجو کنیم
به نظرم اروپائی ها و در کل غربی ها برداشتی که از دین رایج درکلیسای کاتولیک آن زمان را داشته و دارند و به خاطر سختیهائی که در گذشته متحمل شده اند و مجبور به دوری جستن از حکومت دینی گردیده اند آنها را سخت به اشتباه انداخته و یا اینکه شناخت آنها را از اسلام با مشکل مواجه ساخته است تا اینکه از اسلام متمدن هم ،همان برداشتهای سابق برایشان تداعی شده و از تشکیل و تاسیس نظام دینی واهمه پیدا کرده اند و این ابهامی است که باید با حرکات منطقی کشورهای اسلامی خنثی شده و جایگاه واقعی اسلام در دنیا پدیدار گردد یعنی کشورهائی که به عنوان الگو می خواهند مطرح شوند باید با استفاده ازاهداف و روح واقعی اسلام ،نظامی را در دنیا تشکیل و تاسیس نمایند که مورد قبول همه اندیشمندان و آزاد اندیشان جهان باشد
ادامه دارد

Saturday, February 18, 2012

مروری بر روند تشکیل نظامهای سیاسی در دنیا- 3


از طرف دیگر این هم قابل بحث است که آیا افکاری که بر نظامهای سیاسی مردم سالار و دموکراتیک اثربخشی و نفوذ دارند و در واقع اغلب منویات آن افکار و اندیشه ها بر این سیستمهای حکومتی جاری است با منویات و مفاهیم ادیان الهی کاملا" مغایر است و یا اینکه میتوان مابین این دو نوع تفکر و مکتب زمینی و آسمانی،آشتی داده و در جهت منافع مردم از آنها استفاده کرد
عده ای اعتقاد دارند که  تضاد زیادی نمی تواند وجود داشته باشد چرا که خداوند متعال سودی از بابت پیاده شدن احکامش نمی برد مگر اینکه اثرات دینش بر مخلوقاتش بوده باشد که حکمت پروردگار کاملا" رحمانی ومثبت و برای تکامل روند زیست بشر است برای تکامل مجموعه کاینات است یعنی خداوند متعال ،راحتی و آسایش بندگانش را در نظر دارد و این از رازهای خلقت قادر سبحان است که منظور از خلقت انسان و حاکم قرار دادنش ،تسلط یافتن انسان بر سرنوشتش می باشد رسیدن انسان و مجموعه تحت اختیارش به کمالات نهائی از دغدغه های یک نظام الهی است و اگر این اهداف از سوی نظامهای مردم سالار هم تامین بشود پس مغایرتها و اختلافات می تواند کاهش یابد البته شیوه ها ،رفتارها و برداشتهای حکام از مکاتب مورد اعتمادشان در هر نظامی تاثیرات مشخص و تعیین کننده ای در روند امور جاری کشورها و ملتها می گذارد که نمی تواند حتما" نشات گرفته از اهداف و آرمانهای همان نظامها باشد
در نظر داشته باشیم که عده ای معتقدند که اسلام یک دین لیبرالی است و مغایرت  چندانی  با لیبرالیزم ندارد چرا که مثلا" در ترکیه که کشور مسلمان نشین بوده و تقریبا" انتخابات آزاد برگزار می شود در واقع همان اسلام لیبرالی است که در آن، این شیوه و اصل دموکراسی پیاده می شود یعنی یکی از اصول لیبرال بودن همین انتخابات آزاد است حال کاری ندارم که در ترکیه انتخابات چقدر آزاد است و یا نیست.
یا اینکه عده ای معتقدند که در یک جامعه لیبرال دموکرات مثلا" حجاب باید آزاد باشد آزاد نه اینکه حجاب نباشد بلکه مردم در رعایت و عدم رعایت آن آزاد باشند به شرطی که معتقد باشیم در نظامهای سکولار زنان نمی توانند حجاب را رعایت کنند پس در ترکیه امروزی این مورد و موارد مشابه در جامعه مورد احترام است و دولت نمی تواند از حجاب ممانعت نماید با این حساب سیستم حاکم فعلی کشور ترکیه کاملا" سکولار نیست و به سوی اسلام لیبرالی در حرکت است حال اسلام لیبرالی چه جایگاهی در مکتب اسلام دارد بایستی مورد کنکاش قرار گیرد
ادامه دارد