Wednesday, June 2, 2010

هشتم خرداد 89

روز جمعه با برادران در اوتای باغچه مشغول نرده گذاشتن به دور باغچه بودیم که تلفن یکی از دوستان زنگ زده و از جلسه فردای خداآفرین که با حضور معاون اول برگزار خواهد شد مطلعم ساخت ما که مدتی است از ارکان سیاست منتزع و به کارهای روزمره مشغولیم ولی تصمیم گرفتم در آن شرکت کنم
روز شنبه از دهمان حرکت و به روستای مردم دوست خمارلو که الان شهرگردیده رسیده و وارد سالن تربیت بدنی شده و در ورودی به وسیله حاج توکل یکی از دوستان خوب قدیمی برایم صندلی تعارف شد ودر این حال مجری نماینده منطقه را برای ایراد سخنرانی به پشت تریبون دعوت نمود و ایشان هم از روی نوشته مطالب خودش را به حضار بیان کرد که شاه بیت آن تبدیل بخش خداآفرین به شهرستان بود و مردم در این مورد تشویقش کردند
سخنرانان یکی بعد از دیگری افاضه نمودند و نوبت به معاون اول رئیس جمهور رسید و ایشان در صحبتهایش بارها دولتهای گذشته را متهم به کم کاری نموده و از امتیازات دولتشان بحثها کردند و تا رسیدند به بحث شهرستان ، باز هم مورد تشویق مردم قرار گرفتند و علی رغم اینکه نام جلسه توسعه سرمایه گذاری بود ولی فقط از آن خبری به میان نیامد و موضوع تقریبا "تثبیت موقعیت نماینده محل بود که البته حقش هم هست چرا که تبدیل بخش به شهرستان زیاد هم کار آسانی نیست در طول جلسه پسر بچه ای وارد شده و از مردی سئوال کرد اینجا ناهار هم خواهند داد و او جواب مثبت داد او باز سئوال کرد ازگوشت همین گاو که قربانی کردند ومرد با عصبانیت گفت بلی و پسرک تشکر سردی کرده و محل را ترک نمود

Sunday, May 2, 2010

مراسم

روز شنبه 11 ارديبهشت ماه سال 1389 بود داشتم براي انجام امور روزانه آماده مي شدم يكي از دوستانم كه اخيرا" به عنوان معاون اداره (م ب )منصوب شده برايم زنگ زده و گفتند كه تصميم دارند براي بازنشستگي بنده مراسم بگيرند و از مثلا" من قدرداني كنند تشكر كرده و گفتم ممنون ما كه در اداره يك كارشناس بدون كار بوديم براي چه چيز مي خواهيد قدرداني كنيد براي افراد بدون مسئوليت كه لازم نيست اين كارها را انجام بدهيد شما فقط لطف كنيد من طلب خودم را از اداره بگيرم هم خدا راضي مي شود و هم من .از هم خداحافظي كرديم و قرار شد بعدا" همديگر را ببينيم و شايد هم آن يك تعارف بود تا دل من و ديگران را به دست بياورند ما كه ديگر به رديف بازنشستگان پيوسته و از گردونه اداري كشور خارج شده ايم و لذا بايستي از كساني قدرداني كنيم كه براي كشور فرصت خدمت داشته و دارند ما هرچه كرديم براي رضايت الله بوده و انشاله خودش هم عنايت داشته و بازهم خواهند داشت و من بر اين باور بوده و خواهم بود
هوا داشت باراني مي شد و ما هم براي بريدن درخت گردوئي كه خشك شده بود آماده مي شديم و با خودم مي گفتم ما هم مثل اين درخت ديگر خشك شده ايم و از جرگه سود و بار دهي خارجيم و روزي هم ما را از گردونه حيات خارج خواهند كرد و نمي دانيم آن روز خدا ما را خواهد بخشيد يا نه؟

Sunday, April 18, 2010

فروردین سال 1389

روز پنجشنبه به همراهی برادر بزگوارم، راهی دهمان شدیم همه جا سرسبز و زیبا بود کمی حال نداشتم شب استراحت کرده و صبح راهی اوتای باغچه شدیم تعداد 127 اسله نهال درخت تبریزی را که از تبریز خریده بودم در کنار دگیرمان آرخی کاشتیم سه سال پیش در همان زمین تعدادی قلمه تبریزی کاشته بودیم که خر زبان نفهم همسایه پوست نهال ها را کنده بود یعنی گمیرمیشدیر
این تعداد نهال شاید به ظاهر عددی نیست ولی برای تداوم حیات طبیعت کار مفیدی است از طرف دیگر
امروز مصادف بود با سالگرد وفات مادرم که آن مرحومه زحمات زیادی را در این باغات کشیده بود و ما در کنار تداوم بخشیدن به حیات طبیعت و برای شادی روح پاک آن عزیز از دست رفته ، این نهال ها را کاشتیم
مردم شریف ده معتقدند که امسال سال خوبی است البته به شرطی که بارندگی ادامه داشته باشد اغلب درختان میوه باردارند و انشاله که باغداران بتوانند برای کاستن از هزینه زندگیشان اندک کمکی از محصولات باغات بگیرند
بعد از اتمام کاشت متوجه آمدن آقایان محمود و حفظ الله راثی به باغچه شدیم و با هم خوش و بش کرده و از روزگاران گذشته یاد کردیم به خایلار و سایر نقاط خاطره انگیز هم گریزی زدیم آنها درنظر داشتند در باغشان از سال آینده، نهال سوماق بکارند و برای این کار نیاز به کمی امکانات داشتند که وعده مساعدت داده شد و بعد از صرف نهار مختصر از هم خداحافظی کردیم وما هم عصر ، راهی تبریز شدیم

Saturday, April 10, 2010

سال 1389

سال گذشته با همه سختی ها و گاها" راحتی ها سپری گردید عده ای در نتیجه اعتراض به بعضی مسایل آسیب دیدند و عده ای هم بر آنها خندیدند و یا غبطه خوردند عید امسال با بعضی ظریفکاری و ناهمگونی شروع شد عده ای از زندانیان سیاسی و به قول اصولگرایان، مخالفین نظام از زندان ولو به طور موقت آزاد شدند و عده ای هم از خانواده های آنها در جلو زندان اوین تجمع کرده و مراسم سال نو را برگزار کردند
سال نو نمی دانیم چگونه ادامه خواهد یافت ولی امیدواریم که وضع تولید کنندگان بهتر از سال گذشته باشد من از همین فرصت استفاده کرده و شروع سال نو را به دوستان گرامی تبریک می گویم و از اینکه تا به حال خداوند متعال زندگی را توام با سلامتی کرده بسیار شاکرم

Wednesday, February 24, 2010

1388/12/5 روز چهار شنبه


ساعت 9 صبح سری به اداره ام زدم که از اوضاع اداره و بازنشستگیم باخبر شوم خوشبختانه موافقت مدیریت محترم عامل را با ارجاع آن به صورت کتبی رویت و ملاحظه کردم گویی روزهای اول ورودم به جهاد سازندگی بود آن زمان با یک ولع خاص خدمت به خلق الله را انجام می دادیم و در جریان امور از جان مایه می گذاشتیم و زمین و زمان را به هم می دوختیم تا کاری انجام داده باشیم از طرف دیگر نهاد جهاد سازندگی به این سادگی و راحتی همه را در جمع خود پذیرا نمی شد چون از تجارب و سلایق مراجعین اطلاعی نداشت و غیره. اما من باید صادقانه بگویم که با درخواست بازنشستگی من به راحتی موافقت شد و اصلا" به پارتی بازی و سایر مسائل نکشید انسان باید از این همه عنایات مسوولین امورتشکر نماید چرا که بعد از سی سال که از انقلاب اسلامی می گذرد تقریبا" نسل اولی ها ,از بین رفته و یا می روند کار تقریبا" برای نسل جدید راحتتر شده و می شود حتی برداشت از اصول زیربنائی هم برای اینها ساده تر خواهد شد. من به سلامتی از مجموعه اداری کشور خداحافظی خواهم کرد چرا که درپايان اسفند ماه سال جاري آخرین حضور من در این سیستم اداري تعیین شده است من برای بقیه دوستان آرزوی صبر و تحمل و شكيبائي مینمایم چرا که آنها هم در این وادی صف کشیده اند

Wednesday, February 3, 2010

فرا رسيدن سي و يكمين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي بر همه دوستداران آن مبارك باد اميداوارم كه اين دهه موجبات وحدت شهروندان فهيم ايراني را فراهم آورد

Monday, January 4, 2010

هر آنچه خدا بخواهد

عصر جهت ديدار پسرم رضا به گلگشت رفته و به مطب يكي از پزشكان مراجعه كه به علت عدم حضورشان برگشتيم رضا را از نظر روحي كمي شكسته يافتم و از برخوردش پي بردم كه از ته دل ناراحت است موقع برگشتن به خانه از دلش بيرون كشيدم او در پادگان از دست معاون گروهانش ناراحت شده بود گويا ايشان به رضاجان توهين و اهانت كرده بود سعي كردم كه از دلش دربيارم و به او گفتم كه معاون گروهان چون استوار است و لذا برخوردش هم در همان سطح خواهد بود و ازاو خواستم كه شجاع و صبور باشد اين روزها هم سپري خواهند شد و او به دامن خانواده و جامعه باز خواهد گشت از طرف ديگر به ايشان گفتم كه در آموزش علي رغم اينكه نبايد مسئولين با فرزندان اين مرز و بوم اينگونه برخورد كنند ولي اغلب روال اينطوري است و سپس از همديگر خداخافظي كرده و جهت پيگيري كار او به ديدار دوستي رفتم
با آن دوستم خوش و بش كرده و از اوضاع كار و بارش سئوال كردم و از جوابش دريافتم كه 180 درجه از مواضع قبلي خود برگشته است و حتي در آرايش و تزيينات اتاقش هم تغييرات داده بود و خودش برايم علل مسايل را توضيح دادند و از طرف ديگر ايشان گفتند كه خانواده اش در عزيمت به ساير نقاط بطور جد پيگير هستند دوست مذكورم از معتقدان جدي شرايط حاظر بود ولي كمي اورا سست اراده در اين رابطه ديدم و من هم نسبت به عواقب خوب و بد موضوع مواردي را به ايشان اعلام نموده و از هم خداحافظي كرديم در وسط راه بودم كه از پسرم رضا sms ئي را دريافت كردم كه از مسايل قبلي برايم دلداري داده بود و قول داده بود كه در مقابل هرشرايطي خدمت سربازي را به اتمام برساند 14/10/88

Wednesday, December 30, 2009

سه شنبه - اول دي ماه1388


شب گذشته در منزلمان به مناسبت سربازي رفتن پسرم رضا وليمه اي با هم خورده و درد دلي هم با هم كرديم براي آقا رضا سربازي رفتن در اين شرايط سخت به نظر مي آمد ولي اين فعلا" تنها راهي بود كه بايستي طي ميكرد تا از حقوق اجتماعي برخوردار گردد
هرچه بود او با خانمش به منزلش رفته و ما هم در منزل مانده و قرار گذاشتيم فردا من و ايشان به محل پذيرش برويم صبح ساعت هفت با هم به اماميه تبريز رفته و با انبوه جوانان مراجعه كننده مواجه شديم ماشين را پارك كرده و منتظر اعلام از طرف مسئولين شديم رضا چند بار به درب محل پذيرش سر زده و برگشت و گفت من بايد با شما خداحافظي كنم و راستي كم كم من هم ناراحت ميشدم چرا كه خلاصه اين هم نوعي جدائي بود بويژه اينكه در آنجا اعلام كردند كه آموزشي ها به چند شهر ديگر هم اعزام ميشوند و اين مسئله بر نگراني ما مي افزود تا اينكه آقا رضا از من خداحافظي كرد و با هم روبوسي نموديم و ايشان يك حركت ديگرعاطفي هم انجام داد و آن مرا خيلي تحريك نمود و احساسات بر من غلبه كرد و بدون اينكه حرفي بزنم از من فاصله گرفت و من بر ماشين برگشتم و چند دقيقه اي منتظر ماندم و فكر ميكردم كه او موبايلش را با خود برده و من به همين خاطر به او زنگ زدم كه متوجه شدم كه گوشييش را داخل ماشين جا گذاشته و به من هم نگفته و فكر كردم كه يادش رفته و لذا گوشي را خواستم به داخل پادگان برده و به ايشان تحويل دهم كه مامورين ممانعت كردند و اين برايم خاطره اي بسيار به ياد ماندني شده است حدود يك ساعت آنجا ماندم تا اينكه او به من زنگ زده و اوضاع را به من اعلام كردند و گفتند كه اغلب رفته اند و تعدادي هنوز منتظر اعزام به تهران و بقيه به تبريز فرستاده خواهند شد كه بعد از ظهر دوباره تماس گرفته و گفتند كه خدا هم كمك كرده و ايشان به پادگان وليعصر تبريزمنظور شده است و عصر دو ساعت مرخصي گرفته و به منزل سر زدند بين من و آقا رضا خاطرات زيادي وجود دارد ولي اين يكي خيلي جالب است انشاله كه او و سايرين به سلامتي خدمت مقدس سربازي را كه خيلي هم وقت گير است تمام كرده و به آغوش جامعه و خانواده برگردند

Thursday, December 17, 2009

نطق انتقادي ترابي- نماينده مجلس


نطق انتقادی «ترابی» در جلسه علنی مجلس
محاکمه ميرحسين موسوي، هاشمي و کروبي محاکمه گذشته انقلاب است
نواندیش : نصرالله ترابی عضو فراکسیون اقلیت مجلس در نطق انتقادی خود در مجلس با اشاره به برخي تلاش ها براي محاکمه و دستگيري ميرحسين موسوي، هاشمي رفسنجاني و مهدي کروبي را محاکمه گذشته انقلاب خواند

متن کامل نطق ترابی که با سروصدای برخی نمایندگان همراه شد ، به شرح ذیل است تفالي به حافظه و قرعه فال نطق 5 دقيقه اي مجلس جرقه تدوين مطالبي است که در اين مجال با نام و ياد امام راحل وحدت آفرين با توجه به شرايط خاص کشورمان به سمع و همکاران و مردم انتخابيه مي رساند تا بدانيد و بدانند کهرسيد مژده که ايام غم نخواهد ماندچنان نماند چنين نيز هم نخواهد ماند من ار چه در نظر يار خاکسار شدمرقيب نيز چنين محترم نخواهد ماندچو پرده دار به شمشير مي زند همه را کسي مقيم حريم حرم نخواهد ماند
پس بدانيد و بدانند که حضرت علي(ع) فرموده است:دنيا دو روز است، يک روز براي تو و يک روز عليه تو; روزي که براي توست مغرور مباش و روزي که عليه توست صبور باش چون هر دو روز مي گذرد
گمان مبر که به پايان رسيد کار مغان هزار باده ناخورده در رگ تاک است
باز بدانيد و بدانند که خواجه عبدالله انصاري فرموده است: با بدان بدي کردن سگ کاري است با خوبان خوبي کردن خرکاري استبا بدان خوبي کردن کار خواجه عبدالله انصاري است
پس درخت دوستي بنشان که کام دل ببار آرد
نهال دشمني برکن که رنج بي شمار آرد
باز بدانيد و بدانند: مخصوصا کميسيون انرژي
روزي روزگاري جمعيت شاغل در عسلويه60هزار نفر بوده ولي اکنون با خدم و حشم به 8هزار نفر هم نمي رسد
باز بدانيد و بدانند مخصوصا کميسيون فرهنگي
دو خصلت ناپسند در دوران تاريخي وارد فرهنگ ايرانيان شده است; يکي خصلت چاپلوسي در زمان حمله مغول و يکي خصلت ظاهربيني در زمان صفويه که علي رغم تاثيرات خوب انقلاب اسلامي در کاهش اين دو خصلت ناپسند به مرور شاهد عودت اين خصايص هستيم
زاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نيست
درحق ما هر چه گويد جاي هيچ اکراه نيست
بدانيد و بدانند
زمزمه محاکمه موسوي، هاشمي،کروبي و سايرين مسئولين سابق کشور يعني محاکمه گذشته انقلاب، عده اي مي پرسند آيا انقلاب از گذشته خود پشيمان شده است يا مطالب ديگري است؟بي مزد بود و منت هر خدمتي که کردم
يارب مباد کس را مخدوم بي عنايت
رندان تشنه لب را آبي نمي دهد کس
گويي ولي شناسان رفتند از اين ولايت
درزلف چون کمندش اي دلي مپيچ کانجا
سرها بريده بيني بي جرم و جنايت
بدانيد و بدانند
بالاترين حب کس از حب فرزند و مال و شهوت هم بالاتر است،حب رياست و حفظ قدرت است طوري که امام فرمودند اگر تهذيب دو کار نباشد علم توحيد هم بدرد نمي خوردپس به توصيه هاي امام و رهبري عمل کنيد
ترک دنيا به مردم آزمودند
خويشتن سيم و غله اندوزند
عالم آن کس بود که بد نکند
نه بگويد به خلق و خود نکند
بدانيد و بدانند مخصوصا کميسيون اقتصادي مجلس
کشورمان از نظر در آمد سرانه توليد ناخالص ملي رتبه 89 دنيا و از نظر نرخ تورم و بيکاري رتبه 10 دنيا است
نقدها که را بود آيا عياري گيرند
تا همه صومعه داران پي کاري گيرند
حافظ اغنيا زمان را غم مسکينان نيست
زين ميان گر بتوان به که کناري گيرند
بدانيد و بدانند
طي سال گذشته نسبت به سال قبل هزينه روستائيان چهارمحال و بختياري 24 درصد افزايش در آمد آنها 9 درصد کاهش يافته است يعني قدرت خريد مردم 33 درصد کاهش يافته است، پس چه شد وعده ها؟
من از بيگانگان هرگز ننالم
که با من هرچه کرد آن آشنا کرد
گر از سلطان طلب کردم خطا بود
ور از دلبر وفا جستم جفا کرد
بدانيد و بدانند
رنگ سبز سيادت موسوي ذاتي و رنگ سبز انتخاباتي قرعه فال صدا و سيما بود که ذات و عرض يکي شد و علاقه مردم به رنگ سبز نشات گرفته از علاقه مردم به پيامبر و امام و انقلاب صداقت مير حسين موسوي است.پس جدا کردن موسوي و طرفداران سبز او از انقلاب ،امام و جمهوري اسلامي خطايي استراتژيک است و اما اهانت کنندگان به امام و دشمنان انقلاب در طليعه محرم و عاشوراي حسيني بدانند
گرگ ها خوب بدانند در اين ايل قريب
گر پدر مرد تفنگ پدري هست هنوز
گرچه مردان قبيله همگي کشته شدند
توي گهواره چوبي پسري هست هنوز..
آب اگر نيست نترسيد که در قافله امان
دل دريايي و چشمان تري هست هنوز
بدانيد و بدانند
آنان وزير کشور مديريت استان چهار محال و بختياري را تنزل کرده اند و تکليف را مشخص نمي کنند ظاهرا اختيار دست افراد ديگري است
دانيد و بدانند
مخصوصا کميسيون اقتصادي جمع صادرات غير نفتي کشورمان در 8 ماه گذشته 16 ميليارد دلار و جمع واردات 32
ميليارد دلار بوده است پس چو دخلت نيست خرج آهسته تر کن بدانيد و بدانندعده اي دوشادوش دشمنان انقلاب به دنبال ضد انقلاب سازي هستند و آنچنان پا را فراتر گذاشته اند که حتي وقتي نوه حضرت امام فرزند شهيد بهشتي-فرزند شهيد مطهري-فرزند شهيد همت و سايرين طبق سليقه و خواست آنها صحبت نمي کنند آنها را هم در خط ضدانقلاب مي شمارند.حال وضع دانشجويان و نخبگان که معلوم است
اي طبع بلند بانگ درباطن هيچ
بي توشه چه تدبير کني وقت بسيج
روي طمع از خلق بپيچ تاز مردي
تسبيح هزار دانه بر دست مپيچ
پنج‌شنبه - ۲۶ آذر ۱۳۸۸

Monday, November 9, 2009

ديدار با خانواده مرحوم استاد بخشي

ديروز مورخه 17/8/1388 يكي از دوستان خوبم زنگ زده و خبر داد كه علاقه دارند از خانواده شاعر شيرين زبان ديزج صفرعلي مرحوم استاد بخشي دلجوئي نمايند من هم كه نتوانسته بودم به موقع براي عرض تسليت در محل حاضر باشم علاقه قلبي خودم را اعلام و قرار گذاشتيم تا امروز سري به آنجا بزنيم
دوست خوبم آقاي خسرو سرتيپي و من بعد از ظهر از تبريز به سمت ورزقان حركت كرديم و حوالي ساعت 30/16 دقيقه بود كه بعلت بي احتياطي خودرو پيكان كه از عقب به خودرو ما برخورد كرد چندين خودرو نيز با آن برخورد و ادامه سفر با تاخير انجام شد خلاصه با بيست دقيقه تاخير در فلكه ورزقان به ديزج منتظر دوستان بوديم كه ناگهان آقايان فردين الهياري و نصير زاده از دوستان خوبمان سر رسيده و با هم خوش و بش كرده و مطلع شديم كه آنان نيز با ما همسفرند و دقايقي بعد دوستان ديگرمان از اهر رسيدند و عازم ده ديزج شده و ساعت 30/17 در منزل مرحوم استاد بخشي حضور يافته و بر روح لطيف و پاك آن عزيز ترك يار و ديار كرده فاتحه اي خوانديم
باب صحبت باز شد و از زحمات آن مرحوم در باب ادبيات كشورمان و گسترش زبان مادريمان و شعر و شاعري اظهاراتي به ميان آمد خانواده آن مرحوم با كمال خضوع از استاد ياد مي كردند و نوه دلبندشان هم شعري در رساي وي در جمع حاضران سرودند و سپس فردين الهياري هم اشعاري را كه توام با خاطراتش با استاد بود به سمع حضار رساندند
آن چه همه بر آن تاكيد داشتيم تاسف از دست رفتن استاد بود و اينكه زمانه كي اينگونه اساتيد را به جامعه تحويل خواهد داد دوستان اظهار نظر مي كردند يكي از فرزندان مودب آن مرحوم دست نوشته هاي ايشان را در زمينه هاي مختلف آورده و توضيحاتي نيز ارائه كردند كه برايمان هم ناراحت كننده و هم اميد دهنده بود كه از استاد يادگاريهايي براي نسل آينده به ارث رسيده است
اين عزيزان ولو اينكه در بين مردم محل مورد احترام بودند ولي با برنامه مورد حمايت مسئولين نبوده و نيستند مسئولين امر شايسته است كه اينها را از ذخاير ارزشمند كشور حساب كرده و عزيزشان دارند چرا كه اينگونه افراد جزئ مشاهير منطقه بوده و حرمت و احترامشان بر همگان واجب است
براي اين اتفاق بزرگ بينهايت متاثر و متاسفيم و اميدواريم كه خداوند متعال براي بازماندگان آن مرحوم صبر جزيل و اجر عظيم عطا فرمايند شخص بنده از محضر ايشان استفاده هايي برده ام كه هرگز فراموشم نخواهد شد او سخنور شير زبان مجالس بزرگان علم و ادب بود و ترجمان احوالات ملتي بود كه ساليان سال با آنها زيسته بود و با درد هاي آنان آشنايي كامل داشت باور دارم كه هرگز ياد آن شاعر وطن پرست از خاطره هاي مردمان فهيم منطقه پاك نخواهد شد روحش شاد و روانش قرين رحمت و عنايات پروردگارمان باد

Sunday, November 8, 2009

سيزده آبان 88


همين روز من و دوستان عازم خارج از كشور بوديم و عصر از طريق اخبار كشورهاي بيگانه از برگزاري مراسم اين روز تاريخي و حواشي مربوطه اش اطلاع پيدا كرديم خبرها ضد و نقيض بودند گويا عده اي كه به گروه سبز معروف شده اند و معترض به نتيجه انتخابات هستند در راهپيمائي ها شعارهاي غير معمول داده بودند و عده اي ديگر نيز كه موافق دولت بودند با آنها درگير شده و اختلافاتي را بوجود آورده و تعدادي ديگر نيز طبق معمول دستگير شده بودند
البته اينگونه حركات در كشورهاي ديگر معمول بوده و هيچ نگراني هم نداشته و ندارد و از قضا براي سردمداران آن كشورها يك نوع اعلام اصلاح مسير مديريت هم محسوب مي شود كه بدون هيچگونه هزينه مادي به دست مي آيد ولي در كشور ما گاها" اينگونه حركات ساختار شكني و خروج از حاكميت محسوب ميشود چرا كه شعارها بعضا" خارج از انتظارات مي باشد
هرچه هست بخش عمده مردم ما با اين شعارها و مخالفتها آشنائي چنداني ندارند و چه بسا كه اينها در جامعه التهاب آفريده و كار را به نقاط باريكي بكشند كه صلاح مردم و دولت نيست
اين كشور براي حفظ آرمانهاي انقلابش نياز به آرامش و وحدت دارد ولو اينكه به ضرر عده ديگر از مردم باشد آرامش براي پيشبرد اهداف دراز مدت سيستم اداري كشور نه براي پياده شدن خواست يك گروه ويژه و خاص. چرا كه كشور مال همه است و همه بايد در اداره آن سهيم باشند و اين تنها راه اداره احسن كشور است كه همه گروهها در اداره آن نقش داشته باشند يعني همه افرادي كه در اين كشور نفس ميكشند و آن را مال و وطن خود مي دانند كشور با يك فكر به سختي اداره ميشود بايستي سخن مخالف سليقه ها را هم شنيد و اگر ايرادي هست برطرف كرد اين به نفع همه است حكومت براي مردم است و مردم براي حكومت به شرطي است كه در جهت منافع مردم باشد و الا چه انگيزه اي براي مردم باقي مي ماند كه از نظامشان دفاع كنند و براي آن جانفشاني نمايند پس شعار و ايراد گيري به نفع اداره كنندگان كشور و در نتيجه خود مردم است و نبايد از آن هراس كرد و نگران شد
من شخصا" از رايج شدن انتقاد دفاع مي كنم البته انتقادي كه براي اصلاح امور است نه براي اهداف مغاير مسير مردم. به اميد روزي كه مردم بدون توصل به كارهاي دردسرساز بتوانند حرف دلشان را بزنند و مسئولين هم تحمل شنيدن و عمل كردن داشته باشند

Monday, November 2, 2009

بعد از بيست سال و اندي

چند روز پيش بود كه بعد از ماه ها شايعه و تلاش و پيگيري طرفين خلاصه مدير عامل جديد سازمان معرفي شد اوايل طرفداران بيست و چند سال مديريت سازمان كه ديگر به سكون و بي تفاوتي تبديل شده بود باور مي كردند كه امكان تغيير اين بافت نيست و لذا ضمن عبادت شمردن مسئوليت در تمامي دوره هاي گذشته به آن به عنوان طعمه و لقمه چرب و نرم هم نظر مي انداختند راستي جالب بود كل استان را در چند شهرستان تعريف كرده و براي اطرافيان هم جزايري از مديريت ها در نظر گرفته بودند گويي اصلا" غير از اينها احدي نه تواني مديريت دارد و نه اجازه مي دادند
خلاصه هرچه بود انتظار به سر آمد و آنچه به نظر عده اي نبايد ميشد عملي گرديد من با جناح و طيف و غيره در اين راستا كاري ندارم چرا كه آقايان بودند كه به هر خابي و متكه اي لم داده و اهداف سازماني ويژه خودشان را اجرا مي كردند و چرا امروز فرزندان شايسته اين مرز و بوم به عرصه مديريت ها نيايند و به مديريت بي پاسخ اين چنين سازمانها ‘ تحرك نبخشند اصلا" نوبتي هم باشد ديگر عمر اينگونه مديريت ها پايان يافته و دوستان سابق بايد اجازه بالندگي به ديگران را هم بدهند و به جاي ايجاد تنش در مركز و غيره دست همكاري داده و نسبت به عملي شدن اهداف سازمان ها كمك كنند
چه بگويم كه يك مهندس هاشمي رفت و مهندس هاشمي ديگر كه جوانتر و تواناتر و مشتاقتر است آمد اين آمد و شدها طبيعي است حتي مقاومت كنندگان سابقون هم همينطور. ولي اغلب كاركنان سازمان از اين انتساب راضي بوده و هستند چرا كه هاشمي جديد مردم سالار است نه تكبر مدار ‘ مديران محترم بايد بدانند كه بايستي از جنس مردم باشند نه اينكه با كاركنان خود هميشه در قهر بوده و فقط چند نفر را پوشش محبت بدهند و به بقيه پشت كرده و از در كبر و عجب وارد شوند و بايد بدانند كه نتيجه آن گونه برخوردها اين است كه امروز مي بينند يعني اينكه رفتن يكي را به آن اندازه جشن مي گيرند كه آمدن يك هاشمي ديگر را خوشبختي سازمان و بالندگي همان سازمان مي دانند
من هم به نوبه خودم تبديل شدن سازمان فاقد كشش و بي علاقه به سازمان پويا و خلاق را به فال نيك گرفته و از صميم قلب به مدير عامل خوش نقش و مورد علاقه كاركنان تبريك مي گويم

Saturday, October 24, 2009

آخر مهر ماه 1388



حدود سه ماه بود كه به ديارمان نرفته بودم از اين بابت سخت ناراحت شده و برنامه داشتم كه سري به ولايت بزنم برادارنم يك روز از من زودتر رفته بودند و من هم عصر روز پنجشنبه با خودرو مستعمل خود راهي ده شده و شب به آنجا رسيدم هوا صاف و آسمان پر از ستاره هاي نوراني بود و ماه هم خودش را به رخ همگان مي كشيد شب در منزل اوتاي باغچه اطراق كرديم
در باغچه بوديم كه شوراي محل و عده اي از اهالي به ديدارمان آمدند آنها در رابطه با برگزاري جشن انار كه چند روز پيش برگزار گرديده بود توضيح دادند از اين بابت كه بسيا رخوب مراسم اجرا شده بود خوشحال بودند مخصوصا" دانشمند گرام آقاي حافظزاده سخنان مبسوطي را ايراد كرده بودند كه بر افتخارات محل و منطقه افزوده بود و ازاين جهت هم اهالي زياده از حد شاد بودند
صبح روز جمعه 1/8/88 با تعدادي از كارگران روستايي راهي يوخاري باغ شده و مشغول كار در باغ شديم خزان بيموقع از راه رسيده و باغات را غرق در شيون و ياس كرده بود يواش يواش سبزينگي درختان با رنگ زرد عوض مي شد درست است كه خاطره رنگ سبز از دلها نمي رود ولي در طبيعت در بعضي نقاط اين اتفاق مي افتد تنها درختان كاج كوهستان به مقاومت كوهها در مقابل پائيز ايستادگي ميكنند و اين سمبل هرگونه مقاومت و ايستادگي و از طرف ديگر رنگ پيروزي و شادابي است در ديار ما هم اين رنگ بسيار دلنشين است ولو اينكه پائيز هم بهار عارفان است اما طبيعت هميشه بهار بايد بماند چرا كه دل انسان هم هميشه در بهار و با بهار بوده و خواهد بود
براي صبحانه چاي آتشي واقعا" برايمان لذت بخش بود خصوصا" با روستائيان ساده و صميمي همنشين شدن از خصوصياتي است كه برايش سالهاست احترام قائلم كار را ادامه داديم و تقريبا" زير ديب ارخي ( (Dib Arkhi را هرس كرده و ناهار را صرف نموديم حسن از مراد چشمه سي حاجي پئنجر (بولاغ اوتي) آورده بود كه براي ناهار بسيار سبزي خوب و سلامت بخشي است من از دوستان و برادرم خداحافظي كرده و به ده آمدم تا آماده حركت به تبريز باشيم و بعد از خوش و بش و خداحافظي با اقوام انارهاي خريداري شده را برداشته و به سوي تبريز حركت كرديم اين مسافرت نيز برايم بسيار خاطره انگيز و روحبخش ميباشد

Friday, September 18, 2009

روز قدس

امروز روز جمعه 27 ماه مبارک رمضان سال 1388 روز قدس است حوالی ساعت ده دقیقه مانده به ساعت ده صبح است صدای ضعیف راهپیمائی به گوش میرسد از پنجره منزل نظری به خیابان می اندازم عده ای که کمتر از سی نفرند با بلندگوی دستی عرض خیابان را اشغال کرده و با تکرار شعارهای معمول به طرف همافر در حرکتند حدود ده نفر خانم هم که کاملا" با حجابند آقایان را همراهی میکنند
من هم آماده حرکت به سوی مرکز شهرهستم تا در جمع دوستان باشم با خود میگویم چرا مردم محترم اینقدر بیتفاوت شده اند و چرا در راهپیمایی شرکت نمی کنند و بعد متوجه میشوم که اینجا با نقاط دیگر شهر فرق دارد و شهروندان روزه دار در حال استراحتند و تازه هنوز زود است و الا راهپیمائیها اینطور ضعیف برگزار نمیشوند
روز قدس یادگار امام(ره) است و ارتباطی به جناحها ندارد و امروز روز دفاع از حقوق مردم مظلوم فلسطین است درست است که عده ای شایعه میکنند که فلسطینی ها نظر دیگری دارند ولی برگزاری این همایش و راهپیمائی دمار از روزگار اسرائیل غاصب در می آورد به امید روزی که همه آوارگان در وطن خویش ساکن شده و دور از بگیر و ببند در آرامش و آزادی، ادامه حیات دهند
ایکاش مردم مسلمان ما یادی هم از آوارگان مسلمانان آذری که بوسیله ارمنی های داشناک جلای وطن کرده اند بکنند و برای آزادی سرزمین های اشغال شده آنها تلاش نمایند چرا که اول ائوین ایچری سی و سونرا ائشییی
امروز در تهران گویا همه میایند خاتمی،موسوی،هاشمی،کروبی و آیات عظام و سایرین ،چرا که روز قدس نشانگر وحدت مردم ایران با سایر مردم مسلمان جهان است و این وحدت بهتر است با خردورزی و عقلانیت تقویت شود ما نیاز به صلح و گفتگو داریم جنگ خانمان سوز و ریشه برانداز است و اسلام دین صلح و آرامش میباشد یقینا" وقتی با ملل دنیا می خواهیم در صلح باشیم با مردم خود نیز چنین باید کرد

Wednesday, September 9, 2009

پیشبینی قبل از دستگیری

اتفاقی که به دنبال برگزاری محاکمات متهمین بعد از انتخابات و تاکید آقایان کروبی و موسوی بر مواضع خودشان،از پری روز افتاد و دفاتر کروبی و موسوی پلمپ شد و برخی از نفرات نزدیک به آنان نیز بازداشت گردیدند و در مجلس هم افرادی برای دستگیری مومنین یاد شده تاکید داشته و دارند نشانگر آن است که در فاز بعدی آقایان کروبی و موسوی شاید به بازداشت شدن نزدیک شده و در فرصتی مناسب راهی مرکز سالم سازی واعتراف گیری شوند چرا که از رونداعترافات چنین احتمالی در اذهان عمومی جاری شده و یک آمادگی نسبی در جامعه برای این منظور به وجود آورده شده است
به نظر بعضی از دوستان بهتر است که آقایان کروبی و موسوی در کنار صدور بیانیه ها به فکر آماده سازی مفاد اعترافات هم باشند که کار اعتراف گیری مشکل نشود و هم بدون دیگر دردسرها در جلسات محاکمت حاظر گردند و زیاد هم وزن کم نکنند البته عدول از سی سال اشتباه درجریان انقلابی بودن و اصلاح در دو ماه و اندی شاید برای آقایان کار زیاد آسانی نباشد

Sunday, September 6, 2009

موسوي

راهبردهاي نهگانه ميرحسين موسوي براي بازگشت آرامش به جامعه
نواندیش: میرحسین موسوی با انتشار بيانيه‌اي ضمن تاکید بر حفظ نظام در مقابل مطامع بیگانگان و دفاع از جمهوری اسلامی، اتخاذ رویکردی اجتماعی برای حل مسائل روز را ضروری دانست
به گزارش ايلنا، در بخشي از بيانيه نخست‌وزير دوران امام كه خطاب به ملت ايران نوشته شده، آمده است: نزدیک به 3 ماه پیش از این، زمانی که شما در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری شرکت کردید، با این باور به پای صندوق‌های رأی رفتید که با تأکیدهای مکرر مسئولان و تلاش نهادهای مدنی، از آرای‌تان در برابر مقاصد قدرت‌طلبانه گروهی اندک پاسداری خواهد شد. اما تخلف‌ها، ... و حوادث تلخی که متعاقب آن صورت گرفت، از رویدادی که بنا بود سرمایه‌ای برای ملت ما فراهم آورد تاسفی بزرگ باقی گذاشت. مشکلی که می‌توانست در فرآیندی منصفانه و بی‌طرفانه مهار شود با بی‌تدبیری مسئولان امر، با یورش تبلیغاتی رسانه‌های دولتی و حمله نیروهای ... به تجمعات آرام و مسالمت‌آمیز مردم، به بروز انشقاق، ابهام و اختلاف عمیق و گسترده اجتماعی منجر شد، وضعیتی که پیامد بلافصل آن جز گسسته شدن رشته‌های اعتماد میان مردم و حکومت نیست
در ادامه اين بيانيه آمده است: جمع کثیری از دلسوزان حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور و نیز مراجع عظام تقلید و نیروهای آگاه حوزه‌های علمیه نسبت به افسانه‌پردازی‌های رسانه‌های دولتی و حوادثی چون برگزاری دادگاه‌های ... فاقد پشتوانه حقوقی و شرعی، برملا شدن فهرست بلند قربانیان، برخوردهای غیرانسانی با بازداشت‌شدگان و افشای وجود بازداشتگاه‌های غیرقانونی واکنش نشان داده و خواستار رسیدگی به آنها هستند، بلکه همه دلبستگان به نظام جمهوری اسلامی، این دستاورد مبارزات یک صد ساله مردم و تبلور مطالبات اساسی آنان برای دستیابی به آزادی، استقلال، عدالت و پیشرفت در سایه دینداری، اینک نگرانند
در ادامه بيانيه نخست وزير دوران دفاع مقدس آمده است: حفظ تمامیت ارضی و استقلال ملی و صیانت از کیان کشور در مقابل مطامع بیگانگان و دفاع از اصل نظام جمهوری اسلامی در روند شتاب‌زده حوادثی که پی‌در پی رخ می‌دهند، چاره‌چویی برای خروج از شرایط موجود را بیش از پیش ضروری ساخته است. هرچند همه به خوبی آگاهیم که در درون دستگاه‌های حكومتي افرادی وجود دارند که تنها راه ادامه حضور خود در قدرت را التهاب‌آفرینی و بحران‌زایی‌های پیاپی و طفره رفتن از حل مشکلات و نابسامانی‌هایی می‌دانند که خود مسبب آنها بوده‌اند. آنها همچنان به دنبال پوشاندن و پنهان کردن بحران‌های موجود با بحران‌های بزرگ‌تر و توسعه رفتارهای نابخردانه خود به مرزهایی خطرناک‌ترند، تا جایی که پس از ایجاد این همه پیچیدگی در فضای کشور اینک بي‌توجه به عواقب سنگين رفتارهاي خود با بهانه‌جویی‌های واهی زمزمه‌هایی خطرناک از جمله زمزمه تسویه‌های وسیع از دانشگاهیان آزاده و متعهد را سر می‌دهند. از این روست که اتخاذ رویکردی اجتماعی (و نه صرفاً حکومتی) برای حل مسئله به ضرورتی اجتناب‌ناپذیر تبدیل شده است، ضرورتی که لازمه آن، بهره‌گیری از ظرفیت‌های مردمی نظام جمهوری اسلامی است
در بخش ديگري از اين بيانيه آمده است: اساس چنین رویکرد متفاوتی، پذیرش واقعیت تعدد و تنوع باورها و نگرش‌های موجود در خانواده بزرگ، باستانی و خداجوی ایران زمین است. این راه و رسم پیامبران الهی و جانشینان آنان بوده و نشان از سنتی الهی دارد که مقام و کارکرد هدایت نشان دادن راه است و وظیفه داعيان دين به فراهم ساختن بستر مناسب برای رشد و شکوفایی توانمندی‌های انسان جهت تعالی و تکامل محدود می‌شود. تاریخ به روشنی نشان می‌دهد که هر گاه حکومت‌ها خواسته‌اند به سوی محو تعدد و تنوع موجود در جوامع بشری دست دراز کنند، چاره‌ای جز متوسل شدن به چهره‌های ظاهرا گوناگون اما در جوهر یکسان استبداد نداشته‌اند، راه‌حل‌هایی که نتیجه آن نه یکدست شدن افراد جامعه، بلکه بروز نفاق و دوچهرگی در زندگی مردم خواهد بود و بس. اتخاذ چنین رویه‌ای نه ممکن است و نه براساس آنچه آموزه‌های قرآنی به ما یاد می‌دهد مطلوب است
پس از حوادثی که در این مدت کوتاه بر جامعه ما گذشت کیست که نداند وضعیتی که ایران امروز در آن قرار دارد حاصل استیلای چنین طرز تفکر اشتباهی بر تصمیم‌گیری‌های کلان كشور است. دستیابی به این وجدان عمومی دستاورد بزرگی است که گاهی قرن‌های متمادی از عمر ملت‌ها و تمدن‌ها صرف تحصیل آن می‌شود و چه هزینه‌های گزافی که در این راه نمی‌پردازند. اما مردم ما این موهبت بزرگ را با هزینه‌هایی بسیار اندک و ظرف مدتی کوتاه به دست آوردند. مردم ما اینک با پوست و گوشت و استخوان خود دریافته‌اند که تنها راه همزیستی مسالمت‌آمیز سلیقه‌ها و گرایش‌ها، و اقشار، اقوام، مذاهب و ادیان گوناگونی که در این سرزمین پهناور زندگی می‌کنند اذعان به وجود تنوع و تعدد شیوه‌های زندگی و اجتماع بر کانون آن هویت دیرینه‌‌ای است که آنان را به یکدیگر پیوند می‌زند، اگرچه فهم‌های ضعیف و باژگونه از دین هضم نکنند که این اذعان نه بدان معناست که اسلام ناب دین حق و آئین خاتم و صراط مستقیم نیست، بلکه یعنی اجباری در دین وجود ندارد، به درستی که راه از بیراهه بیان شده است. لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی
از اینروست که به‌رغم تمامی حوادث تاسف‌بار و مرارت‌خیز این ایام، مردم ما اینک به نتایجی بسیار ارزشمندتر و ماندگارتر از انتخاب یک فرد دست یافته‌اند و این آن چیزی است که آنها را نسبت به اقدامشان برای شرکت در رویداد انتخابات و هزینه‌هایی که در قبل و بعد از آن متحمل شده‌اند دلگرم می‌کند
چه بايد كرد؟
در ادامه اين بيانيه آمده است: در ماه‌هایی که گذشت نیرویی عظیم از ملت ما آزاد شد، نیرویی که باید به کارآمدترین شیوه برای سعادت بلندمدت او به خدمت گرفته شود. مردم ما از آنچه می‌خواهند آگاهند. آنان تصویر شکوهمند اراده خود را در آیینه آنچه که سپری شد مشاهده کرده‌اند و می‌دانند که سرمایه و توان تحقق بخشیدن به خواست‌های خود را دارند و در این میدان انبوه نخبگان و زبدگان دوشادوش آنان ایستاده‌اند. لذاست که اینک همه ما از یکدیگر می‌پرسیم چه باید کرد؟ این سوالی از سر ناامیدی و یا بلاتکلیفی نیست، بلکه می‌پرسیم با این سرمایه عظیم، با این امید تجدید حیات یافته و با این توانمندی‌های فراهم شده چه باید کرد؟
به راستی چه باید کرد؟ در پاسخ به اين پرسش نخستین قدم آن است که بدانیم چه باید بخواهیم تا بهترین و بیشترین را خواسته باشیم. اگر در یافتن پاسخ این سوال خطا کنیم قطعا همه یا بخشی از این سرمایه فراهم آمده را از دست داده‌ایم. بلکه حساسیت این انتخاب بسیار بیشتر از این است. نیروی عظیمی که ملت ما فراهم آورده توان آن را دارد که کشور را به سکویی بلند برای جهش به سوی پیشرفت‌های مادی و معنوی ارزشمند ارتقا دهد و یا در یک آنارشي درازمدت فرو برد. این که نتیجه حرکت ما چه خواهد بود تماما به انتخاب درست ما در این مرحله بستگی دارد
آنچه ما می‌خواهیم استیفای حقوق از دست رفته ملت است
برخلاف آنچه دستگاه‌های تبلیغاتی دولتی سعی در القای آن دارند، این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانیم و این ما هستیم که از هر اقدام تندروانه و خشن امتناع می‌کنیم. ما خواسته‌هایی بسیار روشن و منطقی داریم. ما حفظ جمهوری اسلامی را می‌خواهیم، و تقویت وحدت ملی، و احیای هویت اخلاقی نظام و بازسازی اعتماد عمومی به عنوان اصلی‌ترین مولفه قدرت ساختار سیاسی کشور كه جز با پذیرش حق حاکمیت مردم و کسب رضایت نهایی آنان از نتایج اقدامات حکومت، و شفافیت در تمامی اقدامات از طریق اطلاع‌رسانی مستمر ممکن نیست. در نهضت سبزی که آغاز شده است ما امر غيرمتعارف و نابهنگامی نمی‌خواهیم. آنچه ما می‌خواهیم استیفای حقوق از دست رفته ملت است
استیفای کدام حقوق؟ در درجه نخست حقوقی که قانون اساسی برای مردم در نظر گرفته است و مطالبه برای اجرای بی‌کم و کاست و بدون تنازل آن. آری! در قانون اساسی برای اداره برخی از شئون کشور راه‌کارهایی ارائه شده است که شاید زمانی پاسخگوی مقتضیات جامعه و جهان ما نباشد. اما در بخش‌هایی دیگر از همین قانون راه روشن اصلاح آنها پیش‌بینی شده است. در میثاق ملی ما مشروعیت همه ارکان حکومت متکی به رأی و اعتماد مردم است، تا جائی که اگر دقیق ملاحظه شود خواهیم دید حتی نهاد نظارت‌ناپذیری چون شورای نگهبان از هیمنه نگاه مردم به دور نیست. آری! در قانون اساسی وظایفی سنگین، از جمله وظیفه نظارت بر انتخابات بر عهده شورای نگهبان قرار گرفته است؛ انسان‌های غیرمعصومی که ممکن است در دام خطا و گناه بیفتند و دچار وسوسه قدرت شوند. اما در همین قانون به صراحت اعلام می‌شود که برگزاری اجتماعات از سوی مردم آزاد است. اگر تنها همین اصل از میثاق ملی ما به درستی اجرا شود حتم داشته باشید که هیچ یک از ارکان حکومت هرگز امکان سوء‌استفاده از موقعیت خود را پیدا نمی‌کندلزوم فعليت بخشي به تمامي ظرفيت‌هاي قانون اساسي
در بخش ديگري از بيانيه مهندس موسوي آمده است: قانون اساسی ما پر از ظرفیت‌هایی است که هنوز به فعلیت نرسیده‌اند؛ مسئولان گاهی با این حقیقت به گونه‌ای برخورد می‌کنند که گویی به عنوان امری مستحب مخیرند همچنان استفاده‌های بیشتری از ذخائر قانون اساسی ببرند. نه! هرگز چنین نیست. آنها مکلفند که این ظرفیت‌ها، آن هم تمامی این ظرفیت‌ها را به فعلیت برسانندقانون اساسی مجموعه‌ای یکپارچه است و نباید بر روی بخش‌هایی از آن که منافع اشخاص و یا گروه‌هایی خاص را تامین می‌کند به صورت اغراق‌آمیز تاکید شود و بخش‌هایی دیگر که حقوق مردم را دربر گرفته است معطل باقی بماند، یا ناقص به اجرا درآید. پس از 30 سال ما هنوز با اصولی از این میثاق ملی روبرو هستیم که سخن گفتن از اجرایشان دست‌اندرکاران را به خشم می‌آورد، به صورتی که گویی گوینده با جمهوری اسلامی مخالفت کرده است. تأمین آزادی‌های سیاسی و اجتماعی، رفع تبعیض، امنیت قضایی و برابری در مقابل قانون، تفکیک‌ناپذیری آزادی، استقلال و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر، مصونیت حیثیت، جان و مال اشخاص، ممنوعیت تفتیش عقاید، آزادی مطبوعات، ممنوعیت بازرسی نامه‌ها، استراق سمع و هر گونه تجسس، آزادی احزاب و جمعیت‌ها، آزادی برگزاری اجتماعات، تمرکز دریافت‌های دولتی در خزانه‌داری کل، تعریف جرم سیاسی و رسیدگی به آن با حضور هیئت منصفه، آزادی بیان و نشر افکار در صدا و سیما و بی‌طرفی آن و ... هر یک اصولی روشن از قانون اساسی ما را به خود اختصاص داده‌اند؛ اصولی که به راحتی و صراحت نقض می‌شوند و یا به صورتی ناقص و براساس تفسیرهای مخالف با روح این میثاق ملی به اجرا درمی‌آیند، تا جایی که در اجرای اصل ساده و روشنی چون آزادی تدریس زبان‌های قومی و محلی به صرف سلیقه و پسند شخصی مانع ایجاد می‌شود
آزادی به مفهوم آزادی سیاسی و حق انتقاد بی‌هراس از حاکمان است
مشابه همین برخورد گزینشی با آرمان‌های انقلاب اسلامی نیز صورت گرفته است. ما خواستار احیای آن بخش فراموش شده از اهدافی هستیم که این نهضت عظیم به امید تحقق آنها آغاز شد. چه شعارهای بزرگی از انقلاب که اینک دم زدن از آنها روی کسانی را ترش می‌کند، تا جائی که گویی اینها شعارهای ضدانقلاب بوده‌اند. نمونه‌ای از آنها آزادی است؛ آزادی عقیده، آزادی بیان، آزادی پس از بیان، آزادی انتخاب کردن و انتخاب شدن، آزادی به تمامی آن معنای جلیلی که مردم ما در بهمن 57 تأمین آن را یکی از مهمترین اهداف خود می‌دانستند، به صورتی که پیروزی انقلاب را بهار آزادی نامیدند. این آزادی به مفهوم آزادی سیاسی و حق انتقاد بی‌هراس از حاکمان بوده است. و مظلوم‌تر از انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی و قانون اساسی، خود اسلام است؛ دینی که بسیار از آن نام می‌برند و اندک به آن عمل می‌شود. چه بسیار که دین را سرند می‌کنند، هر چه از آن که منافعشان ایجاب نکند به فراموشی می‌سپارند و سلیقه‌ها و مصلحت‌های خود را متن اسلام می‌نامند، تا جایی که دروغ به مشخصه‌ای غیرقابل تفکیک از صدا و سیما تبدیل شود و زشت‌ترین بداخلاقی‌ها نشانه تعهد به دین پیامبری تلقی شود که برای تکمیل بزرگواری‌های اخلاقی مبعوث شده است
میراث انقلاب ما پرورش روح‌های بزرگ و اخلاص‌های مثال‌زدنی بود
اگر برای حکمرانی مبتنی بر دین تنها یک رسالت وجود داشته باشد آن این است که زمینه را برای زندگی توأم با ایمان آماده‌تر کند. پس چرا فاصله جامعه ما با زندگی ایمانی روزبه‌روز بیشتر می‌شود؟ این فاصله میراث انقلاب نیست. در تابستان گرم 58، چه بسیار بودند کسانی که برای نخستین بار رمضان را روزه گرفتند و از این تجربه خود لذت بردند؛ میراث انقلاب ما این بود. میراث انقلاب ما معنویتی بود که در دوران دفاع مقدس جامعه را فرا گرفت. میراث انقلاب ما پرورش روح‌های بزرگ و اخلاص‌های مثال‌زدنی بود. انقلاب ما نشان داد می‌تواند نورانیتی را که جامعه تشنه آن است تأمین کند. آخر یک بار هم که شده میراثی را که از امام خود تحویل گرفتیم با ایران امروز مقایسه کنیم؛ جامعه‌ای سودازده که در آن ... دولت‌سازی می‌کند؛ جامعه‌ای تقلب‌زده، دروغ‌زده.
برخورد گزینشی با پیام دین و آن را مناسب سلیقه و منافع خود درآوردن، خرافه و تحجر را به دامن آن بستن، پول و زور را جایگزین حکمت و موعظه حسنه کردن و بخش‌هایی از روحانیت، این شجره هزار ساله را دولتی ساختن بیش از این هم نباید نتیجه بدهدزمانی که امام ما از اسلام ناب محمدی(ص) نام می‌برد و آن را در مقابل اسلام تحجرگرا و اسلام آمریکایی قرار می‌داد چنین روزهایی را می‌دید. این پوستین وارونه اسمش اسلام هست، اما رسمش اسلام نیست. ما خواستار بازگشت به اسلام ناب محمدی(ص)، این دین غریب هستیم. و خداونده وعده داده است که ما را به راه‌های رسیدن به این تحفه آسمانی هدایت کند. والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. و کسانی که در راه ما کوشش کنند به تحقیق آنان را به راه هایمان هدایت می‌کنیم
در ادامه اين بيانيه آمده است: آیا در این چند ماهه ندیدید که او چگونه به این وعده عمل کرد؟ پروردگار ما ایمان‌هایمان را ضایع نکرد و نخواهد کرد، زیرا او به خلاف مدعیان، نسبت به مردم دلسوز و مهربان است. و ما کان الله لیضیع ایمانکم ان الله بالناس لرئوف رحیم. کام ملت از آنچه که گذشت تلخ است، اما کیست که دستاوردهای حاصل شده در عين اين تلخكامي‌ها را ناچیز بشمارد؟ ما با پوست و خون خود عظمت آنچه در این ایام کوتاه حاصل شده است را درک می‌کنیم. ما چه کردیم که به این دستاوردها رسیدیم. حقیقت آن است که جز ایمان به وعده الهی عملی متناسب با این همه پیشرفت نداشته‌ایم. به حوادث این ایام بنگرید و در هر كدامشان راه های خدا را که یکی پس از دیگری پیش پای ما گشوده شدند ملاحظه کنید. آنها را هم که ببندند دادار از وفا به وعده‌ای که داده است عاجز نمی‌شود و راه‌هایی دیگر پیش پای کسانی که برای او می‌کوشند می‌گشاید؛ راه‌هایی امن، راه‌هایی هموار، راه‌هایی مستقیم که بدون تردید ما را به مقصد می رسانند. چرا به خداوند توکل نکنیم حال آن که راه‌هایمان را به ما نشان داده است؟ و ما لنا الا نتوکل علی الله و قد هدانا سبلنا. با دسترسی به چنین راه‌هایی ما نیاز به تخطی از قانون، پشیمانی از مسالمت، توسل به تخریب یا وارد شدن به هر کوره راه دیگری نداریم
و در آن سو نگاه كنيم كه مخالفان مردم با قدم گذاشتن در بی‌راهه ‌ها چگونه رو به نشيب مي‌روند. فرزندان انقلاب را به زندان انداختند تا اوهام خويش را ارضا كنند. آنها چه نتيجه‌اي براي اين كار خود توقع داشتند؟ بدن رنجور قرباني ترور را به بند كشيدند و ضارب او را آزاد و متمتع قرار دادند. آنها انتظار داشتند از اين كار جز ريختن آبروي خود چه سودي ببرند؟ در سراشيبي كوره‌راهي كه درون آن افتاده بودند خردشان جا ماند و عنانشان در دست افراط‌گراني قرار گرفت كه نيمه‌هاي شب به خوابگاه دانشجويان غريب و مظلوم حمله مي‌كنند و رايج‌ترين كلمات در فرهنگ لغاتشان دشنام‌هاي ركيك است
رهروان راه‌هاي خدا به اميدي كه از وعده او داشتند رسيدند؛ آيا مسافران بیراهه نيز به آن چيزي كه بايد انتظارش را مي‌كشيدند نرسيده‌اند؟ ملاحظه تقيه و تملق اين و آن و شنيدن بوي حرص و بخل و آز از دهان تمجيدگران، برخورداري از حمايت خطيبي كه از ... به خشونت تشويق و به اعتراف‌گيري مباهات مي‌كند؛ ترس، ترس از تنهايي، ترس از آينده،‌ ترس از عاقبت، ترسي كه با ترساندن ديگران پنهانش مي‌كنند
در ادامه اين بيانيه آمده است: مردم فداکار ایران! پیمانی است بر ذمه فرزندان انقلاب اسلامی که در بازگرداندن آن به اصل نخستین‌اش از بذل هیچ کوششی کوتاهی نکنند، و عهدی است بر عهده همراهان و یاران شما که در راه مبارزه با متقلبان و دروغگویان به سرمایه اجتماعی و اعتمادی که ایجاد شده است، خیانت نكنند. در عین حال تکلیفی است بر همه ما که اگر مصلحت کشور و مردم را در امری دیدیم از ملامت نترسیم و از شجاعت دریغ نورزیم. بنا بر چنین تعهداتی اینجانب برای رسيدن به آرمان‌هایی که پیش روی خویش داریم به جز ادامه راه سبزی که در این چند ماهه دنبال کرده‌اید پیشنهاد نمی‌کنم؛ راه سبز امید. راهی که از پیش از انتخابات آغاز کردید و همچنان با عزم های استوار در آن گام می‌زنید. راهی که با دعا و ندا و تکبیر، با گردهمایی‌های بزرگ و کوچک، با کوشش‌ها و جوشش‌ها و گفتگوها و پرس‌وجوهای خود همچنان در آن قرار دارید
علل تشكيل راه سبز اميد
ما برای اشاره به جنبشی که آغاز کرده ایم از عنوان «راه» استفاده می‌کنیم تا توفیق‌‎هایی که در هر مرحله به دست می‌آوریم پایان کار ندانیم و همواره نگاه به کمالی برتر بدوزیم. علاوه بر آن ما در این مسیر چشم به جاده‌هایی داریم که هدایت الهی پیش‌پایمان قرار می‌دهد. ما می‌اندیشیم و تدبیر می‌کنیم، اما ایمان داریم که در عمل، تنها راه‌هایی که او برایمان می‌گشاید از خود کارسازی نشان می‌دهند
ما در راهی که خداوند پیش رویمان قرار داده است از نماد «سبز» استفاده کرده‌ایم تا پرچم دلبستگی نسبت به اسلامی باشد که اهل بیت پیامبر(ع) آموزگاران آن بوده‌اند؛ اهل بیت خرد، اهل بیت محبت، اهل بیت نورانیت
و ما «امید» را سرمایه خود قرار داده‌ایم تا حاکی از هویت ایرانی‌مان باشد؛ امیدی که این ملت را از گردنه‌های سخت تاریخ عبور داده و حیات او را در تلخ‌ترین روزهای این سرزمین تداوم بخشیده است؛ راه سبز امید
چندی پیش، زمانی که از این نام برای بیان ویژگی‌های حرکت شما استفاده کردم تصور برخی بر آن قرار گرفت که حزب یا جبهه‌ای جدید در حال تشکیل است، حال آن که این راه به هیچ وجه مشابهی و یا جایگزینی برای سامان‌هاي سیاسی رسمی نیست و نیاز به آنها را منتفی نمی‌کند، بلکه حرکتی اجتماعی و دامنه‌دار برای ترمیم و ایجاد برخی از بنیادین‌ترین زیرساخت‌های سیاسی است که همه شئونات کشور را تحت تاثیر قرار خواهد داد و از جمله تشکل‌ها و احزاب برای فعالیت ثمربخش بدانها احتیاج مبرم دارند. قطعا جامعه ما برای محقق کردن فضای باثبات سیاسی به احزاب صالح و قدرتمند نیازمند است و چه بسا زمانی که زمینه برای فعالیت موثر و مفید سامان‌های سیاسی فراهم شود اینجانب و برخی از همفکران شما نیز کوشش‌های خود را در چارچوب تشکلی متعارف از این نوع قرار دهیم. اما راه سبز امید تشکلی از این نوع نیست. تحزب اساسا به معنای آن است که گروهی از همفکران در سازمانی مشخص و دارای سلسله‌مراتب شناخته شده گردهم بیایند. همچنین در یک حزب تأکید بر بیشترین همفکری و وحدت حداکثری در عقاید است، حال آن که راه ما به عنوان مسیری که تجدید و تقويت هويت ملی را هدف گرفته، بر وحدت حول حداقل نکات مشترک تکیه می‌کند؛ مجموعه‌ای پیام‌محور و متشکل از تمامی سازوکارهای مدنی کوچک و بزرگ که در مسیر خود هدفی مشترک را انتخاب کرده‌اند
صورت ظاهری اقداماتی که برای تداوم و تقویت حرکت کنونی مردم انتخاب می‌شود در حکم لباسی است که بر قامت آن می‌دوزیم، و فاخرترین لباس‌ها تنها در صورتی برازنده خواهد بود که به فراخور واقعیت برده شود. واقعیت موجود در کشور ما نسبت به آنچه که در گذشته بود تغییرات شگرفی کرده است. آنچه اینک در جامعه ما نقش‌آفرینی می‌کند شبکه اجتماعی خودجوش و توانمندی است که در میان بخش وسیعی از مردم شکل گرفته و نسبت به پایمال شدن حقوق خود معترض است. این شبکه دارای ویژگی‌های منحصر به فردی است که به هنگام تصمیم‌گیری در مورد راه‌حل‌ها و اقدامات آتی، باید به آنها توجه کرد. آنچه اينجانب در پاسخ به سوال چه بايد كرد پيشنهاد مي‌كنم تقويت و تحكيم اين شبكه اجتماعي استدر ادامه اين بيانيه آمده است: تجربه چندین دهه از تاریخ ایران که ما از نزدیک شاهد آن بوده‌ایم نشان می‌دهد حرکات جمعی مردم ما تنها در دوران باروری، حیات و سرزندگی این هسته‌ها به نتیجه می‌رسند. آن چیزی که از آن به عنوان جامعه‌ای زنده و فعال نام می‌بریم، جامعه‌ای که به صورت موثر، آگاهانه و خلاق نسبت به حوادث واکنش نشان می‌دهد و امكان استبداد و تخطي ساختارهاي قدرت از خواست‌ خود را از ميان مي‌برد ترکیبی تشکیل یافته از چنین شبكه‌ قدرتمندي است
وظيفه‌اي كه امروز بر عهده همه ما قرار دارد و به صورتي فطري از جمع‌هاي كوچك و بزرگ و حتي احزاب و تشكل‌هاي سياسي ما سر مي‌زند آن است كه به صورت هسته‌هاي معين براي چنين شبكه‌اي عمل كنيم
از مهمترین نقاط قوت این شبکه، شکل طبیعی اجزای آن است. این واحدها عبارت از گروه‌هایی کوچک اما بسیار متکثر از همفکرانی است که در قالب روابط سابقه‌دار دوستی یا خویشاوندی یا همکاری نسبت به هم آشنایی و اعتماد پیدا کرده‌اند، به صورتی که انحلال آنها امکانپذیر نیست، زیرا به معنای انحلال جامعه است. این واحدها همواره وجود دارند، اما به صرف وجود، شبکه اجتماعی موثری را شکل نمی‌دهند. با این همه اولین قدم در راه‌حل پیشنهادی اینجانب آن است که ما ایرانیان، در هر کجای جهان که هستیم، باید این هسته‎های اجتماعی را در میان خود تقویت کنیم. باید خانه‌هایمان را رو در روی یکدیگر بسازیم؛ به تعبیر قرآن خانه‌های خود را قبله قرار دهیم، یعنی به این هسته‌های اجتماعی که واحدهای بنیادین جامعه ما هستند بپردازیم، اهمیت آنها را بشناسیم و بیش از پیش به آنها رو کنیم تا قدرت‌های نهفته‌ای که دارند برای ما ظاهر شود. خانه‌های خود را قبله قرار دهیم؛ یعنی اگر تا پیش از این هر دو ماه یک بار همدیگر را ملاقات می‌کردیم اینک هفته‌ای دوبار گرد هم جمع شویم. قدرت شبکه‌های اجتماعی ما در این امر است
گرد هم جمع شويم تا چه كنيم؟ اين نخستين سوالي است كه معمولا در چنين شرايطي از يكديگر مي‌پرسيم. ما معمولا تصور مي‌كنيم آنچه در اين گردهم‌آيي‌ها اهميت دارد كاري است كه در قالب آنها با كمك يكديگر به انجام مي‌رسانيم. البته این تصور درستی نیست، اما تصوری طبیعی است. از این روست که واحدهاي اجتماعي اگر محوری برای فعالیت‌های ثمربخش قرار نگیرند به‌مانند درختانی که میوه‌هایشان چیده نشود بازدهی خود را از دست می‌دهند، لذا باید آنها را موضوع تلاش‌های اثرگذار اعتقادی، اجتماعی، سیاسی، علمی، فرهنگی، هنری، ورزشی، عام‌المنفعه و دیگر فعالیت‌های مدنی مشابه قرار داد تا در درازمدت و پس از عبور امواج حادثه و عاطفه همچنان به ایفای نقش تاریخ‌سازی که از آنها انتظار داریم بپردازند
جمع‌های خویشاندوندی، همسایگی، دوستی، جلسات قرآن، هیئات مذهبی، کانون‌های فرهنگی و ادبی، انجمن‌ها، احزاب، جمعیت‌ها، تشکل‌های صنفی، نهادهای حرفه‌ای، گروه‌هایی که با هم ورزش می‌کنند یا در رویدادهای هنری حاضر می‌شوند، حلقه همکلاسی‌ها، گروه فارغ‌التحصیلانی که هنوز دور هم جمع می شوند، همکارانی که با یکدیگر صمیمیت یافته‌اند، و ...؛ هر کدام از ما در چندین نمونه از این زیرمجموعه‎های کوچک عضویت داریم و این دست‌مایه اصلی گفتگو و ارتباط میان هسته‌های جامعه ماستبلكه تجربیات اخیر نشان داد خرده‌رسانه‌هایی که از این روابط زاده می‌شوند می‌توانند سریعتر و موثرتر از هر رسانه عمومی دیگر عمل کنند، مشروط بر آن که ظرفیت‌های این شبکه از طریق توافق بر روی یک آرمان بزرگ به فعلیت برسد
ما زمانی موفق به برقراری ارتباط موثر با یکدیگر خواهیم شد که در شعاری مشترک همصدا شویم؛ شعاری دقیق و عمیق که قادر به تأمین خواسته‌های ما باشد. بخش مهمی از توانمندی‌هایی که اینک در شبکه‌های اجتماعی ما ایجاد شده است مرهون آن است که شعار و آرمانی مشترک پیدا کرده‌ایم. تعادل طلايي ويژگي مهم اين شعار و آرمان است، به صورتي كه اگر بر آن بيفزاييم چه بسا كساني كه نتوانند يا نخواهند با آن همصدا شوند، و اگر از آن بكاهيم چه بسا قشرهايي كه اميدهاي خود را در آن نيابند. این بزرگترین سرمایه ماست که باید در پالایش و پاسداری از آن بیشترین دقت و همت را به کار بگیریم
آزادی زمانی دوام دارد که با عدالت توأم باشد
در ادامه بيانيه مهندس موسوي آمده است: ما اگر صرفاً در یک انتخابات شرکت کرده بودیم برخورداری از حمایت اکثریت مردم برایمان کافی بود. اما در یک حرکت عظیم اجتماعی، اکثریت تنها زمانی به پیروزی می‌رسد که به اجماع نزدیک شود و آن گاه از مشروعیت غیرقابل‌مقاومت برخوردار خواهد شد که توجه خود را نسبت به دغدغه‌ها و حقوق کسانی که امروز یا فردا ممکن است متفاوت با او بیندیشند و در اقلیت قرار گیرند به اثبات برساند. نمی‌توان از جامعه‌ای که بخش قابل توجهی از آن دچار جبر نان و از تأمین نیازها اولیه خود ناتوان است انتظار مشارکت گسترده در فرآیند توسعه سیاسی را داشت. البته عکس این رابطه نیز صادق است و جامعه‌ای که از آزادی‌ها و آگاهی‌های اساسی محروم شود در تأمین معیشتی که لیاقت آن را دارد نیز درمی‌ماند و حتی در عهد درآمدهای افسانه‌ای، به پیشرفتی بیشتر از صدقه‌پروری و واگذار کردن اختیار بازار و اقتصاد ملی خود به بیگانگان نائل نمی‌شود. ما بر این باوریم که آزادی زمانی دوام دارد که با عدالت توأم باشد. به همان اندازه که محدودیت‌های جاری برای آزادی بیان و امکان برگزاری اجتماعات نگران‌کننده است، وجود فقر، فساد و تبعیض در سطحی گسترده چشم‌انداز دسترسی به جامعه‌ای آرمانی مبتنی بر قانون اساسی را تیره می‌کند، به ویژه آن که در سیاست‌ سال‌های اخیر دورنمای روشنی برای خروج از این وضعیت ملاحظه نمی‌شود، به صورتی که وارد آمدن صدمات اساسی به تولید ملی، تداوم فعالیت سودآور اقتصادی را به یک آرزو و یافتن شغل مناسب را به دغدغه اصلی جوانان و خانواده‌های آنان مبدل ساخته است
راه‌های خدا متکثر است و برای دفع ظلم و استبداد و تحقق ایرانی پیشرفته، ما نباید به قدم گذاشتن در یکی از آنها یا همراهی با یکی از همفکران خود اکتفا کنیم. ما در پیوندهای خود به نظمی نیاز داریم تا اگر دست تطاول و ظلم فردی یا افرادی از همراهانمان را ربود و واحد یا واحدهایی از این شبکه اجتماعی گسترده را ویران کرد، لطمه‌ای به حیات و پویایی آن وارد نشود و با تکیه بر خردجمعی، در هر مرحله‌ای از این مسیر بتوانیم اهداف پیشاروی خویش را شناسایی و با بلندترین گام‌ها به سوی آن حرکت کنیم
همچنین اگر در جناحی که قدرت خود را در مخالفت با مردم و خواسته‌های به حق آنان توهم کرده است خواستی برای برون رفت از بحران وجود داشته باشد حداقل آنچه که در این مرحله می‌تواند به این هدف کمک کند اقدامات زیر است
1. تشکیل گروه حقیقت‌یاب و حکمیت مورد قبول همه ذینفعان در مورد انتخابات دهم ریاست جمهوری و رسیدگی به تخلفات و تقلب‌های انجام گرفته و اعمال مجازات برای خاطیان
2. اصلاح قانون انتخابات به صورتی که شرایط برای برگزاری عادلانه و منصفانه انتخابات و اطمینان مردم از این امر فراهم شود
3. شناسایی و مجازات عاملان و آمران فجایعی که در حوادث پس از انتخابات بر علیه مردم صورت گرفته است در تمامی نهادهای نظامی، انتظامی و رسانه‌ای.
4. رسیدگی به آسیب‌دیدگان حوادث پس از انتخابات و خانواده‌های جان‌باختگان، آزادی همه دست‌اندرکاران، فعالان سیاسی و نیروهای مردمی دستگیر شده، مختومه کردن پرونده‌ها، اعاده حیثیت از آنان و خاتمه یافتن تهدیدها و آزارهایی که همچنان برای واداشتن آنان به عدم تظلم و پیگیری حقوق‌شان صورت می‌گیرد.
5. اعمال اصل 168 قانون اساسي در خصوص تعريف جرم سياسي و رسيدگي به جرايم سياسي با حضور هيئت منصفه.
6. تضمين آزادي مطبوعات، تغيير رفتار جانبدارانه صداوسيما، رفع محدوديت‌هاي اعمال شده براي برخورداري احزاب، گروه‌هاي سياسي و نگرش‌هاي مختلف از ارائه ديدگاه‌هاي خود در رسانه‌ها، به ويژه صدا و سيما و اصلاح قانون رسانه ملی به صورتی که رسانه ملی نسبت به اعمال خلاف قانون خود پاسخگو قرار گیرد.
7. به فعلیت درآمدن ظرفیت‌های ایجاد شده در قالب تفسیر اصل 44 قانون اساسی برای ایجاد رسانه‌های شنیداری و دیداری خصوصی.
8. تضمين حق اساسي مردم در تشکيل اجتماعات و راهپيمايي‌ها با اعمال اصل 27 قانون اساسي
9. تصویب منع مداخله نظامیان در امور سیاسی و جلوگیری از دخالت نیروهای مسلح در فعالیت‌های اقتصادی
ما در راهی پر از نورانیت وارد شده‌ایم که از هم اینک سالخوردگان را جوان و جوانان را پخته کرده است. برای خود و شما در این مسیر از خداوند یاری می‌طلبم و امیدوارم با همکاری و همراهی همه دلسوزان نظام و انقلاب اهداف ملت در هر مرحله از این مسیر روشن و محقق شود
میرحسین موسوی 15/6/88

Friday, September 4, 2009

تسلیت

تسلیت به دوستان عزیزم آقایان سرتیپی و عباسی
مرگ پروسه طبیعی است که بایستی برای هر موجود زنده ای به اجرا در آید و در واقع لبیک گفتن به خداوند سبحان میباشد و در این راستا مرگ انسانها برای همه تاسف آور و دردناک است در این هفته دو نفر از دوستان خوبم در فقدان مادر و پدرشان عزادار شده و همه دوستانشان را غمناک نمودند درست است که این رسم و آیین خلقت است ولی باورش برای همگان کمی دشوار میباشد
بر خود وظیفه می دانم بدین وسیله به دوست گرامیم خسرو سرتیپی به خاطر فوت مادر عزیزشان و رحیم عباسی به علت مرگ پدر بزرگوارشان از ته دل تسلیت عرض نموده و از خداوند متعال برایشان تسلی خاطر آرزو کنم
روز جمعه 13/6/88

Thursday, August 27, 2009

مکان اصلاح

امروز سایت تابناک را میدیدم که وبنوشت دوم ابطحی نظرم را جلب کرد او که سعی دارد به نوعی اعترافات خود در دادگاه را ماست مالی کرده و چنان وانمود کند که همه گفته هایش از روی آزادی و به اختیار خودش بوده هی از گذشته ها داونلود می کند تا شاید بخشی از اظهاراتش را با واقعیات و حقایق هماهنگ سازد گاه از سختی زندان گلایه می کند و گاه چنان حرف می زند که گویی در بهشت آرمیده است بگذریم
راستی اگر این همه محیط زندان برای بازپروری منحرفین مساعد است آدم چرا باید نگران انحرافات جامعه باشد برای اینکه به راحتی میتوان دگراندیشان را به مسیر اصلاح واقعی برگردانده و از گرفتار شدن آنها در دوزخ ممانعت کرد انشاله که همه منحرفین قبل از عزیمت به آنجاها خود اصلاح شوند

Wednesday, August 19, 2009

چرچیلی کندی

دیروز یکی از دوستان مرا به روستایشان دعوت کرده بود با هم از تبریز حرکت و بعد از طی مسیرهای شهر اهر،روستاهای ورگهان- ویجنی- مشیران به روستای مذکور رسیدیم تا روستای ویجنی راه آسفالت شده و تقریبا" مناسب است و از مشیران تا سه راهی کمچوبه هم آسفالت مناسبی مورد استفاده است ولی از سه راهی مذکور تا روستای چرچیلی که فعلا" حدود بیست و پنج خانوارند 10 کیلومتر خاکی و نامناسب است
مسیر از دره ای به نام سیدی دره سی عبور کرده و از روبروی مکان خرابه ای به نام پییان شهر عبور کرده و وارد منطقه روستای مذکور میشود این کوره راه از کناره های رودخانه تاریخی قره سو امتداد یافته و وارد روستای چرچیلی میشود
روستای چرچیلی که تابع شهرستان مشکین شهر است از مسیر ورگهان تا شهر اهر حدود 85 کیلو متر می باشد ولی بادو ساعت رانندگی میتوان به اهر رسید این روستا از 25 خانوار تشکیل یافته و دارای تلفن،برق بوده ولی از نعمت آب شرب سالم و حتی ناسالم هم بی بهره است اهالی از چاهک و آب چشمه مانندی استفاده می کنند که کاملا" غیر بهداشتی است ما سفارشاتی مبنی بر رعایت مواردی در جهت بهداشت اهالی کردیم ولی اهالی امکان بهتر از آن را نداشته و از قبول انجام سفارشات، ناامید به نظر می رسیدند
بچه های معصوم ده که نگاهشان مملو از عاطفه بود در کنارمان نشسته و با ما مشغول تماشای سریال معروف جومونگ بودند همان لحظه که جومونگ علی رغم مخالفت سردمدارانش تصمیم شجاعانه گرفت تا در مراسم جشن امپراتوری تسو شرکت کند و وقتی این صحنه ها نشان داده شد دهاتی ها بی اختیار و بدون هیچ دغدغه و پیله و غیره از جمع سئوال کردند که چرا ما مثل جومونگ عمل نمی کنیم و چرا با مخالفین خودمان روابط ایجاد نمی نماییم که جالب این بود که یکی از حضار جواب داد بابا این فیلم است و الا امکان ندارد که شاهی خودش را کوچک کرده و به دیدار رقیبش بشتابد و از آن هم جالبتر اینکه یکی دیگر گفت برای رفاه و امنیت مردم شاه باید با رعایت جوانب امور هرکاری از دستش بیاید انجام دهد که وارد بحث شده و دوستان را به ادامه تماشای سریال دعوت کردیم
اهالی فکر می کردند که ما کاره ای هستیم و آنها بدون توجه به توضیحات ما ،از مشکلاتشان می گفتند: راهنمایی نداریم راهمان خراب است آبمان آلوده می باشد و .. و ما هم دوستان روستایی را به صبر و شکیبایی دعوت کرده و شام را صرف و شب راهی تبریز شدیم
خاطره خوبی شد مدتی بود که با دهاتیان دیدار نداشتیم و از صداقت گفتارشان بی بهره بودیم و این سفر ما را با واقعییات دیگری هم آشنا کرد و آن اینکه اگرچه در ده بودند و دهاتی محسوب می شوند ولی از اکثر مسایل کشوری هم باخبر بودند حتی انتخابات و مسایل مربوطه اش - 28 -5-88

Friday, August 7, 2009

شانزده مرداد 88

جمعه 16 مرداد ماه 88
صبح اول وقت از تبريز با خودرو مستعمل خود راهي اهر شده و با يكي از دوستان به سوي كليبر حركت و بعد از خريد كمي ميوه به طرف آينه لو به راه افتاديم ساعتي بعد به محل رسيده و در زنبورستان يكي از آشنايان لحظاتي نشسته و بعد از استراحت جزئي به سوي كليبر بازگشتيم
افسوس كه كوهستان سرسبزي خود را از دست داده و بهار كاملا" با گردشگران خداحافظي نموده بود و اين هم جدايي ديگر سبزينگي ها از سبزانديشان طبيعت كه هم ملال آور بود وهم درس آموز
در مسير بوسيله تلفن احوال يكي از دوستان قديمي را كه زماني هم نماينده مردم منطقه بودند جويا شديم او با تاكيد فراوان خواهان تجديد ديدارمان شد
در روبروي روستاي شجاع آباد در محلي به نام گول باشي نشيمن كرده بودند ما هم به جمع آنها پيوسته و مشغول خوش و بش و خوردن چايي شده و در رابطه با مسايل كلي با هم صحبت كرديم
از همه مهمتر وضعيت خود ايشان بود كه تكرارش برايم ناراحت كننده است
او و امثالش سالها در پستهاي مختلف مديريتي كشور انجام وظيفه كرده و بعدا" به علت عدم هماهنگي مديران مافوق در چنگال موانع زندگي گرفتار آمده و نمي توانند مشكلات ابتدايي زندگيشان را حل نمايند
ايشان ظاهرا" مشكل اداري داشت ولي به علت عدم توانايي مالي قادر به پيگيريش نشده و دور از دوستان و خانواده زندگي ميكند
او ميگفت حدود هفت ماه است كه ريالي درآمد نداشته و در شرمندگي به سر برده است و از اين موارد زياد داشت
موقع خداحافظي دامادشان مجددا" از وضعيت وخيم ايشان يادآوري كرده و تذكر دادند كه بنوعي در حق او مساعدتي از مسئولان در خواست گردد
راستي چه بايد كرد؟ چرا بايد زحمت كشيدگان كشور اينگونه در تامين ملزومات زندگي خود دچار مشكلات و در نتيجه گرفتار شوند
برخوردهاي اينچنيني انگيزه اي براي سايرين ايجاد خواهد كرد؟