Tuesday, July 7, 2009

روز پدر - 15 تیر ماه 88

شب دوشنبه با خانواده عازم ده شده و با بارش باران که شادی اهالی را در پی داشت وارد روستا شدیم شب با صدای آرام بخش آن استراحت کرده و روز دوشنبه که روز ولادت امام اول شیعیان بود با دوستان سلام و علیکی کرده و سری هم به باغچه زدیم بر اثر جاری شدن سیل ساحل رودخانه تمیز شده و محل مناسب و پاکی برای استراحت مسافرین شده بود با دوستان برای تغییر مسیر رودخانه از زیر باغچه مان وارد آب شده و کاملا" از این بابت لذت هم بردیم
بعد از صرف ناهار ساده و خنک شدن نسبی هوا به طرف تبریز حرکت کردیم که حوالی شهر گرگر اس ام اس های مختلفی را در رابطه با روز پدر دریافت کردم . یکی از آنها با زندانی شدن فعالان سیاسی کشورمان مرتبط بود که در چنین روز مقدسی دور از فضای جامعه و خانواده شان اسیر زندان شده اند و فرستنده اسامی آقایان میردامادی - رمضانزاده - حجاریان - نبوی - تاجزاده و سایرین را آورده و از آنها به عنوان مردان آینده یاد کرده بود
راستی زمانی این آقایان از نمایندگان مجلس و دولتمردان کشور بودند حالا چی شده که بعلت اعتراض به عدم صحت انتخابات, یکباره عازم زندان شده اند مسئله برای بخشی از مردم تعجب آور و مایوس کننده است البته از طرف دیگر گه گاهی هم از اعترافات و سایر موارد , اخباری به گوش می رسد که این هم برای شنونده هم تکراری است و هم هیچ تاثیری در روند موضوع نداشته و ندارد
عصر در منزل بودم و از شبکه چهار اخبار کشورمان را گوش میدادم که بریده سخنان مقام رهبری را پخش میکرد برایم جالب بود چرا که آقا به طور روشن فرمودند نباید طرفداران یک نامزد را آشوبگر نامید این گفته دشمنان است و نباید بخاطر یک اشتباه, دوست را دوشمن نامید این فرمایشات امید را در لایه های عمومی جامعه زیاد میکند و خانواده زندانیان را نیز امیدوار می نماید
البته در این راستا نمی دانم برخورد صدا و سیما که تا به حال عده ای از مردم معترض را آشوبگر معرفی کرده است و یا روزنامه های دولتی که خواستار محاکمه خاتمی و موسوی شده است چگونه ارزیابی خواهد شد؟
هرچه بود امروزمان هم به این صورت سپری گردید انشاله که روزهای آتی با شادی مردم همراه باشد

Thursday, June 25, 2009

بهار88

چهاردهم خرداد ماه بود که با دوستان به سوی وطنمان عزم سفر کردیم بعد از گذر از روستاهای مختلف مناطق جلفا و کلیبر وارد دهمان شده و شب را در آغوش پر مهر و محبت و گرم آن آرمیدیم پانزدهم خرداد به سوی خداآفرین راه افتاده و عصر به شهرک تازه تاسیس جانانلو که اهالی شریف روستاهای کوچیده علی آباد و شجاعیلو و غیره را در آغوش خود جای داده است سر زده و با یکی از دوستانمان خوش و بشی کرده و ایشان ما را به میوه و چایی دعوت کردند سالیان سال بود که با دوستان مذکور بر سر سفره ای ننشسته بودیم و لذا برای همه خوشحال کننده و خاطره انگیز بود
بعد از خداحافظی با دوستان به شهر خمارلو رفتیم خمارلو برایم بسیار تغییر یافته آمد و خاطرات بسیاری از برابر چشمانم عبور کردند با ماشین تا انتهای شهر رفته و برگشتیم و جلو ستاد مهندس موسوی توقفی کرده و شاهد تجمع علاقمندان انتخاباتی بودیم که عده ای حساس شده و بسویمان آمدند و ما بعد از احوالپرسی به طرف پایین شهر حرکت و در جلو یکی از مغازه ها پیاده شده و وارد مغازه ای شده و وسیله ای را خریداری کردیم در این حال بود که فروشنده ما را شناخته و با هم روبوسی کرده و در جلو مغازه توقفی نمودیم دوستان و همسایگان فروشنده ، فوری جمع شده و از روزگاران گذشته یادی کرده و هر کدام خاطره ای را نقل کردند یکی از آنها گفت : فلانی آن کوه یادت هست( برایم نشان می داد ) گفتم نه گفت ما تلفن نداشتیم و در پایین دست هم امکان نصب آنتن نبود شما با لندورور بلوکهای سیمانی را به آنجا حمل کردید و همان اتاقک یادگار شما می باشد(زمانی که من بخشدار خداآفرین بودم) و یکی از حضار هم قضیه آبرسانی روستای آن روزی خمارلو را تعریف کرد
در این زمان بود که یکی از اهالی عکس موسوی را نشان داده گفته سید را می شناسید و آیا به ایشان رای بدیم یا نه ؟ ما هم گفتیم آرای مردم شخصیت آنهاست و هر کس در رای دادن آزاد است البته موسوی مورد نظر اکثریت مردم نوارمرزی بود سپس با اهالی خداحافظی کرده و راه افتادیم که رئیس ستاد موسوی از خمارلو زنگ زده و برای سخنرانی در روستای جانلو در فردای آن روز دعوتم کرد و ایشان گفتند که الموسوی هم آمده دوست دارند که باهم باشیم من هم پذیرفته و شب را به دهمان برگشتیم
شبهای مردانقم فراموش شدنی نیست آن شب را نیز در ده استراحت کرده و با عده ای از اهالی دیدار داشتیم
شانزدهم خرداد ماه با جمعی از دوستان به جانانلو رفته و با آقایان الموسوی و سایر دوستان به مسجد وارد شده و با الموسوی در رابطه با انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری صحبت کرده و به دهمان برگشته و شب را به تبریز رفتیم
آن روز برایمان خاطره انگیز شد چرا که من و الموسوی از اوایل پیروزی انقلاب اسلامی در منطقه خداآفرین مشغول خدمات رسانی به اهالی محترم منطقه شده و سالها بود که از همدیگر بیخبر بودیم و این دیدار در واقع تجدید خاطره ها برایمان شد و ایشان بعد از سخنرانی خودش و من در بیرون از مسجد مرا در آغوش گرفته و کلماتی را یادآور شدند که برایم جالب و خوشحال کننده بود از طرف دیگرو از همه مهمتر دیدار با مردم شریف منطقه که خیلی از دیدار اولمان سپری شده بود از آن هم شیرینتر و جالبتر به نظر میرسید
روز یکشنبه هفته بعدش از ورزقان دعوت داشتم که برای سخنرانی به آنجا عزیمت کرده و صحبتی در رابطه با انتخابات و اولویتهای مهندس موسوی به مردم ارائه گردید در آنجا هم تجدید دیدار شد با دوستان و آشنایان که مدتها بود از هم بی اطلاع بودیم
آنچه قابل ذکر است مناظره کاندیداها به طور زنده از تلویزیون بود که در یکی از آنها از بزرگان سابق و فعلی نظام مورد اتهام واقع شدند که هاشمی مجبور شد نامه سرگشاده به رهبری نظام بفرستند و از خودشان دفاع نمایند که نه اینکه اثر مثبتی نگذاشت بلکه ابهامات را بیشتر هم کرد
بعد از همه تلاشها و فعالیتها ،روز موعود فرا رسید و من و دوستان دیگر روز 22 خرداد ماه به منطقه ورزقان رفته و سری هم به کرینگان باشی زدیم و موقع برگشت در روستای چایکندی آرای خودمان را به صندوق ریخته و به تبریز برگشتیم طبق گفته شاهدان عینی سر صندوقها غلغله بوده و مردم با شور و شوق بسیار برای رای دادن در صفهای طولانی انتطار می کشیدند و از هر شهری که خبر می گرفتیم اغلب به مهندس موسوی رای می دادند مردم از وضع موجود اداره کشور ناراضی بودند ولی نمی دانم چرا دل من شور می زد و مثل اینکه به من تلقین شده بود که کس دیگری انتخاب خواهد شد و عصر که با دوستان در منزل ما بودیم بارها من این باورم را به آنها اعلام کردم که با مخالفت جدی دوستان مواجه شدم ولی حوالی ساعت 24 شب بود که اطلاع حاصل کردیم که آرای یکی از شهرستانها شمارش شده و موسوی خیلی کم رای آورده در صورتی که همه معتقد بودند در آن شهرستان ایشان بالای هشتاد درصد رای داشتند و من به نتیجه رسیدم که شک و شبهه من بی مورد نبوده است شب را با بی میلی وارد رختخواب شده و فردا صبح که بیدار شدم علاقه نداشتم پای انترنت و سایر رسانه های خبری بنشینم .اس ام اس ها کلا" قطع شده بود و تلفن ها هم به سختی کار می کردند یکی از دوستان زنگ زده و اظهار تاسف کرد و گفتم که فلانی شما که نظر من را می دانستید و ایشان با تعجب پذیرفتند که آرای مردم زیاد هم تعیین کننده نبوده است
موسوی برای مردم تبریک مانندی هم گفته بودند و طرفداران کاندیدای پیروز خودشان هم نسبت به نتیجه اعلامی مشکوک بوده و چندان باور نمی کردند البته در بعضی از شهرها مثل اردبیل قبل از شمارش آرا عده ای از مردم جشن پیروزی گرفته بودند که جای تامل داشت خلاصه هرچه بود تمام شد و مردم بیش از 85 در صد در انتخابات شرکت کرده بودند و آنهایی که به خاطر موسوی رای داده بودند سرخورده شده و در گوشه ای افتاده بودند
اعتراضات در تهران و شاید در بعضی از شهرهای بزرگ شروع شد و در تهران جمعیتی بالغ بر دو میلیون نفر در حمایت از موسوی و کروبی در راهپیمایی شرکت کردند متاسفانه در پایان ،درگیری هایی صورت گرفته بود که احتمالا" عده ای هم کشته شده بودند نقل قولها مختلف بود کشته ها شاید روزهای بعد هم اتفاق افتاده بود که دو طرف برداشتهای مختلفی داشتند رسانه ملی آنها را آشوب گر و اوباش و راهپیمایان آنها را از مردم می دانستند هر چه بود خلاصه خونهایی بر زمین ریخته شد که نبایستی این چنین می شد تعدادی نیز در این میان از سیاسیون مرتبط با انتخابات دستگیر و زندانی شدند
هنوز انتخابات وسیله شورای نگهبان که خودش هم در انتخابات دخیل بود تایید نشده است ولی قطعا" تایید خواهد شد و اختلافات هم به آرامش و دوستی ها مبدل خواهدگردید من تا چهار سال دیگر با همه دوستان انتخاباتی خداحافظی کرده و قول میدهم که اگر سلامتی حاصل آمد انشاله به کاندیدای مورد نظرمان در آن زمان رای خواهیم داد
4/4/1388

Monday, June 15, 2009

می ایستیم تا "سبز"مان را به یغما نبرند

گزارشی از راهپیمایی میلیونی "سکوت" در اعتراض به تقلب در انتخابات
قلم - میلیونها تن از مردم تهران در اجتماعی بزرگ، مدنیت جامعه ایرانی را به رخ کشیدند و در راهپیمایی "سکوت" نسبت به تقلب در انتخابات اعتراض کردند

به گزارش خبرنگار قلم نیوز، امروز تهران شاهد یکی از زیباترین اجتماعات مدنی بود که با وجود اعلام لغو آن به دلیل عدم صدور مجوز، آنچه می گذشت سند هوشیاری و عمق و ریشه حرکت مردم بود

صبح امروز پس از آنکه مجوز برگزاری این همایش از سوی وزارت کشور صادر نشد، لغو راهپیمایی در دستور کار قرار گرفت اما از آنجایی که تمام کانال های ارتباطی مهندس موسوی با مردم بسته شده بود و سایت رسمی وی(قلم نیوز)نیز فیلتر بود، هیچ راه مطمئنی برای اعلام لغو راهپیمایی وجود نداشت. در این شرایط بود که میرحسین موسوی با نگرانی از احتمال برخورد با مردم و خشونت تصمیم گرفت برای تضمین امنیت راهپیمایان خود نیز با مردم همراه شود. حجت الاسلام و المسلمین مهدی کروبی نیز اعلام کرد که با مردم همراه خواهد شد و سید محمد خاتمی نیز میرحسین و کروبی را تنها نگذاشت و به جمع راهپیمایان پیوست تا با حضور آنها یک اعتراض مدنی بدور از خشونت برگزار شود

در طول مسیر راهپیمایی مردم با در دست داشتن نمادهای سبزشان و بالا گرفتن دست هایشان بدون سردادن هر گونه شعاری چندین کیلومتر را با هم پیمودند تا در تاریخ ایران ثبت کنند که آنها "خاشاک" نیستند، "ملت ایران" هستند

مردم تهران از ساعت حدود 2 اغز نقاط مختلف به سمت خیابان انقلاب و میدان آزادی راه افتاده بودند؛ رودی در حرکت و آرام و با انگیزه و هدفمند را شکل داده بودند

آنها دست هایشان را بالا گرفتند که بدون هیچ شعاری با نماد سبزشان و در سکوت نسبت به آنچه بر سر انتخابات و رایشان رفته بود اعتراض کنند

مردم نسبت به اینکه معترضان به روند برگزاری انتخابات از سوی رییس جمهور، عده ای قلیل و خاشاک خوانده شده بودند، انتقاد داشتند و در طول مسیر می گفتند آقایان بیایند خاشاک را ببینند

حاضران در این راهپیمایی نسبت به نحوه برگزاری انتخاب، دروغ گفتن مجدد به مردم و نسبت های ناروا دادن به آنها و سانسور شدن صدای میرحسین در جامعه اعتراض داشتند و در حالی که بدون شعار به راهپیمایی اشان به سمت آزادی ادامه می دادند این مسایل را با یکدیگر در میان می گذاشتند

در طول مسیر راهپیمایی، مردم یکدیگر را به سکوت و آرامش دعوت می کردند و به یکدیگر یادآوری می کردند که هیچ سوت و دستی درکار نیست چرا که ما عزادار آرایمان و برخوردهای نامناسب با مردم هستیم.

زمانی که میرحسین موسوی در جمعیت حاضر شد، مردم حاضر به وجد آمدند اما خیلی سریع با یادآوری به یکدیگر سکوت را برقرار کردند و با الله اکبر از او استقبال کردند

وقتی به دلیل فشرده شدن جمعیت نزدیک اتومبیل میرحسین، پای یکی از آنها زیر پرخ رفت، او بدون بروز احساس درد، می گفت "سر و جانم فدای موسوی" که با ابراز احساسات مردم همراه شد

موسوی در جمع مردم در مقابل مسجد امام زمان(عج) نبش خیابان بهبودی تهران ایستاد و شروع به صحبت کرد، جمعیت حاضر درخواست داشتند که مسجد بلندگو در اختیار میرحسین بگذارد اما این اتفاق نیفتاد و میرحسین با یک بلندگوی دستی برای مردم سخن گفت که البته تعداد بسیار محدودی از مردم صدای وی را شنیدند

سید محمد خاتمی نیز در همراهی با میرحسین و راهپیمایی میلیونی مردم حضور یافت و در جمع آنها سخن گفت اما سخنان او نیز به گوش همه مردم نرسید و آنها که شنیده بودند به آنها که او را ندیده بودند، سخنانش را نقل می کردند. مهدی کروبی نیز در مقابل دانشگاه صنعتی شریف ایستاده بود و به ابراز احساسات مردم پاسخ می گفت

جمعیت از ساعت 6 بعد از ظهر در دو طرف خیابان یکی به سمت غربی و دیگری در بازگشت و به سمت شرق در حرکت بود

جمعیت بسیار زیاد و چشمگیری از راهپیمایان در میدان آزادی نشستند و در آنجا بود که با هم شعارهایی می دادند و درد دل هایی رد و بدل می کردند.آنها شعار می دادند

- موسوی، موسوی رأی ما رو پس بگیر
- موسوی، موسوی پرچم ایران ما رو پس بگیر
- موسوی جونمه رییس جمهورمه
- موسوی بیایی نیایی رییس جمهور مایی
- تقلب یه درصد، دو درصد، نه پنجاه و سه درصد
- رای ما رو دزدیدن دارن باهاش پز میدن
- رای ما رو پس بدید
- دروغگو دروغگو 63 درصدت کو؟
- این 63 درصد که میگن کو؟
- ما خس و خاشاکیم؟
- احمدی به گوش باش، ما مردمیم نه اوباش!
جمعیت حاضر درپایان بارها "الله اکبر" سر دادند

Friday, June 5, 2009

سخنان رهبری در مرقد امام، ضامن پیروزی موسوی

سخنان مقام معظم رهبری در مرقد امام یادآور سخنان ایشان در دو روز مانده به انتخابات در سال 76 است که شرایط را برای خلق حماسۀ دوم خرداد درآن سال فراهم کرد. نکاتی که ایشان در مورد انتخابات گفتند همگی در جهت مهار آقای احمدی نژاد و هواداران ایشان بود تا فضای انتخابات را بر هم نزنند. رفتار و گفتار آقای احمدی نژاد در مناظره با آقای موسوی آن قدر زشت بود که موجب سرافکندگی ایشان در حضور رهبری و مسئولین نظام که در مراسم حاضر بودند شده بود. ایشان در تمام مدت سخنرانی رهبری سرش را پائین انداخته بود و با اضطراب فراوان انگشتان خود را می مالید. توجهات رهبری شامل ضرورت حفظ حرمت و استخوان بندی نظام در مقدمه، و سپس اینکه نامزد ها و هوادارانشان به یکدیگر تعرض نکنند و با یکدیگر تزاحم نداشته باشند و در آخر اینکه نظر و رأی ایشان را کسی نمی داند و نخواهد دانست نکاتی بودند که ضامن حفظ فضای انتخاباتی موجود بود که در حال حاضر کاملاً به نفع مهندس موسوی است. ایشان با بیانات خود مانع اقداماتی شدند که می تواند نشاط انتخاباتی را از بین ببرد و رعب و وحشت را جایگزین آن کند
اصرار ایشان بر مشارکت حداکثری مردم در انتخابات و ضرورتهای آن نیز به بهبود شرایط برای رقبای آقای احمدی نژاد کمک می کند چرا که هر تعداد به رأی دهندگان افزوده شود نسبت رأی آقای احمدی نژاد به کل آراء کاهش می یابد و بر نسبت رأی دیگران افزوده می شود
اگر بد اخلاقی های آقای احمدی نژاد و هواداران ایشان که متأسفانه شب گذشته پس از انجام مناظره تلاش نمودند فضای رعب آمیزی را در سطح خیابان های تهران ایجاد کنند مهار شود و فضای انتخاباتی در حد رقابت های تبلیغاتی حفظ شود و بازی رقابت انتخاباتی برهم نخورد می توان کاملآً امیدوار بود که در همان مرحلۀ اول با فاصلۀ اطمینان بخشی موسوی پیروز انتخابات باشد و ما جشن پیروزی را در 23 خرداد برگزار کنیم
دکتر شکوری راد

Thursday, May 28, 2009

حاشیه های خواندنی سفر میرحسین موسوی به تبریز

مهر: نخستین روز سفر تبلیغاتی مهندس میر حسین موسوی به آذربایجان شرقی که از ظهر دوشنبه تا پاسی از شب طول کشید حاشیه های جالب و خواندنی داشت

پیش از حضور موسوی در تبریز، جمعیت زیادی از هواداران او در محوطه پیرامون سالن تشریفات فرودگاه در حالی که اکثراً نمادهای سبز به همراه داشتند به انتظار ورود میرحسین ایستاده‌ بوند


در میان جمعیت استقبال‌کننده جمعی از روحانیون آذربایجان شرقی در حالی‌که شال‌های سبز به گردن داشتند در انتظار ورود موسوی به فرودگاه بودند


استقبال کنندگان در حالی‌که پوسترهای حاوی تصاویر میرحسین موسوی به دست داشتند، منتظر ورود او بودند و شعارهایی چون «درود بر خاتمی سلام بر موسوی»، «موسوی، موسوی حمایتت می‌کنیم» و «موسوی قهرمان؛ امیرکبیر ایران» را تکرار می کردند


جمعیت حاضر در فرودگاه تبریز همچنین در پارچه نوشته‌هایی به زبان آذری، به موسوی خوش آمد گفتند. روی این پارچه‌ها نوشته شده بود: «آذربایجانا گون گلیب، گوللر آچیپ، شان گلیب» (به آذربایجان خورشید تابیده همه جا پر از گل شده و سرور و نشاط آمده است) و «موسوی، موسوی یوردووا خوش گلمیسن» (موسوی، موسوی به سرزمین خود خوش آمدی)


حضور مردم خامنه در مراسم استقبال از مهندس موسوی از نقاط جالب توجه نمایندگان رسانه ها بود. اهالی خامنه در حالی‌که کاغذ‌های سبز رنگی با نوشته‌هایی چون «خامنه چشم به راه است» و «حامیان سبز موسوی خامنه» در دست داشتند چشم انتظار ورود وی به تبریز بودند



حضور گسترده خبرنگاران رسانه های گروهی به ویژه خبرنگاران خارجی که فعالانه به تهیه گزارش و خبر از سفر مهندس موسوی به آذربایجان شرقی می پرداختند، توجه استقبال کنندگان را به خود جلب کرده بود


ستاد جوانان حامی موسوی به همراه جمعی از دانشجویان، مسیری را برای استقبال از او آماده کرده‌بودند و با در دست داشتن تصاویری از میرحسین و بیان شعارهایی چون «موسوی، موسوی حمایتت می‌کنیم» منتظر حضور موسوی در جمع خود بودند


موسوی به محض ورود، در حلقه استقبال کنندگان قرار گرفت و به احترام مردم استقبال کننده و هوادارانش لحظه‌ای روی یکی از وانت‌ها قرار گرفت تا پاسخ محبت آنها را بدهد


در این سفر میرحسین موسوی را محسن مهرعلیزاده(معاون سابق رئیس جمهور)، علی عبدالعلی زاده( وزیر سابق مسکن)، عیسی کلانتری(وزیر سابق کشاورزی)، شافعی(وزیر سابق صنایع)، مسعود پزشکیان(وزیر سابق بهداشت و نماینده فعلی تبریز در مجلس)،محمدعلی سبحان اللهی(استاندار سابق آذربایجان شرقی)، سیروس سازدار(نماینده مرند و جلفا در مجلس)، سید حسین هاشمی(نماینده میانه در مجلس)، جبارزاده(نماینده سابق تبریز )، نعمت زاده(معاون سابق وزیر نفت) و تعداد دیگری از مدیران دولت اصلاحات و نمایندگان ادوار گذشته مجلس همراهی می کردند


موسوی در حالی از فرودگاه به وادی رحمت تبریز رفت که صدها دستگاه خودرو به دنبال اتوبوس حامل وی حرکت می کردند


در برخی از مسیرها به دلیل ناهماهنگی عوامل راهور، ورود یکباره خودروها از مسیرهای فرعی و عدم کنترل چگونگی تردد وسائط نقلیه در طول مسیر، منجر به ایجاد تصادفاتی شد که در یک فقره از این حوادث، خودروی حامل تعدادی از خبرنگاران آذربایجان شرقی تصادف کرده و علاوه بر خسارت قابل توجه به ماشین، برخی از خبرنگاران دچار آسیبهای جزئی شدند


شمار زیادی از جوانان حامی موسوی با آذین بندی خودروهای خود به پوسترها و عکس‌های مهندس موسوی در زمان جنگ علاقه خود را به نخست وزیر دوران دفاع مقدس نشان دادند


موسوی پس از عبور از جمع خیل هواداران خود با اتوبوسی سبز رنگ و در میان ازدحام هواداران خود به گلزار شهدای تبریز رفت و با نثار شاخه گل و فاتحه، به مقام شامخ شهدا ادای احترام کرد


میر حسین پس از حضور در گلزار شهدای تبریز به دیدار نماینده ‌ولی فقیه در آذربایجان شرقی رفت . در این دیدار آیت‌الله محسن مجتهد شبستری از حضور وی در آذربایجان شرقی ابراز خرسندی کرد و با روی گشاده پذیرای وی شد


موسوی بعدازظهر دوشنبه و پس از استراحتی کوتاه در محل تالار پتروشیمی به بنیاد شهید آذربایجان شرقی رفت و با جمعیت ایثارگران و خانواده‌های شهدای این استان دیدار و گفتگو کرد. در مراسم مزبور، نماهنگی از جنگ تحمیلی که برگرفته از صحبت‌های میرحسین موسوی در آن دوره و به زبان آذری بود به همراه شعرخوانی استاد شهریار درباره بسیج و عزاداری رزمندگان آذربایجان در وصف جبهه و جنگ، پخش شد


در ادامه همین مراسم، موسوی برای سخنرانی دعوت شد که جمعیت حاضر در سالن به احترام او ایستاده و یک صدا فریاد زدند «موسوی موسوی حمایتت می‌کنیم»، «آذربایجان اویاخدی موسوی یه دایاخدی»(آذربایجان بیدار است و از موسوی حمایت می‌کند)


* موسوی پس از ایراد سخنرانی در جمع ایثارگران، به ورزشگاه تختی تبریز که محل دیدار مردمی او بود عزیمت کرد


* بخش عمده شعار هوادارن حاضر در استادیوم تختی به زبان آذری بود که می گفتند «آذربایجان بیر کلام موسوی دیر والسلام».ضمن اینکه برخی از حاضران در ورزشگاه با کوبیدن طبل، فریاد می‌زنند: «آذربایجان اویاخدی؛ موسوی یه دایاخدی»(آذربایجان بیدار و پشتیبان موسوی است)


* مردم آذربایجان شرقی که از شهرهای مختلف استان برای حمایت از میرحسین موسوی آمده بودند، پارچه‌نوشته‌هایی در حمایت از موسوی در دست داشتند.حامیان اصولگرای میرحسین نیز پارچه نوشته‌ای در دست داشتند که بر روی آن نوشته بود: «آذربایجان ایگید اوغلونو آرخاسیندادی» (آذربایجان پشت سر پسر خلفش ایستاده است)


*تعدادی نیز با در داشتن عکس میرحسین موسوی و پلارکارد "رای ما موسوی" در پیست تارتان ورزشگاه تختی تبریز دور افتخار زدند. تعدادی از مردم در پشت‌بام و سکوهای اطراف استادیوم تختی تبریز که به زمین چمن این ورزشگاه یعنی محل برگزاری مراسم مشرف بود، نشسته بودند

*در این دیدار سرودهایی به زبان آذری در حمایت از میرحسین موسوی پخش و بخش هایی از اشعار حیدربابا توسط مجری قرائت شد. همچنین گروه سرود شهر خامنه پیش از سخنرانی موسوی برای اجرای سرود در جایگاه مستقر شد که اجرای آنها با ورود میرحسین موسوی به همراه زهرا رهنورد همزمان شد؛ جمعیت حاضر در این زمان به تشویق میرحسین موسوی پرداختند


*موسوی و زهرا رهنورد در حالی که شال‌های سبزی به گردن داشتند با تکان دادن دست ، سعی داشتند به احساسات مردم آذربایجان شرقی پاسخ دهند


*شروع مراسم با قرائت کلام‌الله مجید آغاز و سپس سرود ملی پخش شد و جمعیت در حالی که قیام کرده بودند، یکصدا سرود ملی را همنوایی کردند


*مصطفی مولوی، رئیس ستاد موسوی در تبریز در سخنانی که به زبان آذری بیان می‌کرد، خطاب به میرحسین موسوی گفت: شما افتخار آذربایجان و پرچم‌دار اصلاحات هستید؛ شما فرزند ستارخان و باقرخان هستید و به آذربایجان خوش آمدید. مردم در این هنگام یک‌صدا فریاد زدند: «موسوی موسوی حمایتت می‌کنیم».مولوی در ادامه چند شعار آذری در حمایت از موسوی بیان کرد که موسوی این جملات را برای زهرا رهنورد ترجمه ‌کرد


*همسر شهید مهدی باکری نیز پس از سخنرانی مولوی در میان تشویق پرشور جمعیت کثیر و انبوه مردم حاضر، پشت تریبون قرار گرفت و گفت: به مردم باغیرت و با شرف آذربایجان، مهندس موسوی و همسر گرامی‌شان سلام عرض می‌کنم؛ امروز در زندگی من روزی فراموش نشدنی است چراکه به سرزمینی پای گذاشته‌ام که فرزندانش پا به پای حمید و مهدی جنگیده‌اند. من در این سرزمین غریب نیستم. حاضران در ورزشگاه در این هنگام به شدت همسر شهید باکری را مورد تشویق قرار دادند

همسر شهید باکری ادامه داد: من در سخت‌ترین شرایط کشور کمر به حمایت کسی بسته‌ام که بسیاری از ویژگی‌های مهدی را در او سراغ دارم مانند ساده ‌زیستی و خدمت بی‌ادعا به مردم. جمعیت حاضر در استادیوم بار دیگر او را تشویق کردند.وی گفت: موسوی می‌داند که این تشویق‌ها اغراق‌آمیز نیست برای همین می‌داند که بسیاری همچون مهدی پشت او ایستاده‌اند

وی بیان کرد: می‌خواهم بگویم که «مهدی» چشمانت را باز کن و ببین چگونه یار امام (ره) و نخست‌وزیر دوران دفاع مقدس را مردم تبریز در برگرفته‌اند؛ بی‌شک آذربایجان در این میدان سخت فرزند رشید و غیرتمند خود را تنها نمی‌گذارد و با رای خود از میرحسین و شرف خود حمایت می‌کند؛ به امید اعتلای آرمان‌های امام (ره) و شهدا با دولت میرحسین موسوی.همسر شهید باکری در پایان با حرارت فراوان گفت: پس «یک یا حسین تا میرحسین» و جمعیت انبوه حاضر در استادیوم، این جمله را تکرار کردند
* در ادامه از زهرا رهنورد به عنوان یار زندگی مهندس موسوی دعوت شد تا برای سخنرانی حاضر شود که این حضور با تشویق طولانی مردم مواجه شد.رهنورد در این هنگام به آذری سخن گفت و افزود: من اگر فارس هستم دومین وطنم تبریز و آذربایجان است. این سخنان او که به زبان آذری بود با استقبال بیش از حد مردم مواجه شد.رهنورد در ادامه به فارسی گفت: آذربایجان سرزمین سلحشوران، مبارزان و کسانی است که برای اسلام جان و خون داده‌اند. آذربایجان مثل سهند و سبلان سرافراز است.رهنورد در پایان سخنان خود گفت: «یاشاسین آذربایجان


* میرحسین موسوی در میان استقبال پرشور مردم برای سخنرانی پشت تریبون قرار گرفت و با زبان آذری به بخشی از شعر شهریار اشاره کرد و در ادامه با استعاره گرفتن از شعر شهریار گفت: حیدربابا مرا به سرزمینم آوردی و من اکنون به خانه خود آمده‌ام. در حالی که بارش باران شدت گرفته بود جمیعت حاضر در استادیوم به تشویق موسوی ادامه دادند


* موسوی هنگامی که گفت،من فرزند آذربایجانم؛ مردم یک صدا فریاد زدند «آذربایجان اویاخدی موسوی یه دایاخدی»(آذربایجان بیدار و پشتیبان موسوی است).میرحسین که سخنانش را به آذری بیان می‌کرد در اواسط صحبت‌هایش از حاضران اجازه خواست که به فارسی سخن بگوید


*هنگامی که موسوی از تغییر معادله در سرانه اقتصادی و سرمایه‌گذاری و وضعیت موجود اقتصادی و برنامه‌ریزی کشور سخن گفت، مردم یک‌صدا فریاد زدند «ما دولت سیب‌زمینی نمی‌خواهیم


موسوی روز سه شنبه در آخرین برنامه نخستین روز سفر خود به آذربایجان شرقی با جمعی از علما و طلاب آذربایجان شرقی دیدار و گفتگو کرد


بر اساس اعلام ستاد تبلیغاتی میرحسین موسوی در آذربایجان شرقی، این کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری امروز علاوه بر دیدار با نخبگان و صنعتگران استان در جمع دانشگاهیان تبریز حاضر شده و سخنرانی خواهد کرد


با وجود اینکه مسئولان ستاد تبلیغاتی موسوی، سفر وی به خامنه را در برنامه رسمی اعلام نکرده اند اما گزارش خبرنگارمهر حاکی است موسوی هنگام ترک آذربایجان شرقی به زادگاه خود خواهد رفت. ارومیه مقصد بعدی سفر تبلیغاتی میرحسین موسوی است

Monday, May 18, 2009

این بار صنایع دستی

در هفته ای که گذشت شاهد برکناری یکی از مدیران لایق استان بودیم طبق شنیده ها، خداوردی کریم نژاد مدیر زحمتکش صنایع دستی استان به علت حضور در جلسه سخنرانی دکتر خاتمی از کارش برکنار و شامل مهرورزی عصر حاضر گردیده است کریم نژاد از مدیران فرهنگ دوست ،دلسوز، درد شناس، کاردان، لایق و شایسته استان بودند که چند دهه به مردم شریف خدمت کرده اند درست است که اینگونه اقدامات خللی برشایستگی و وجدان کاری ایشان وارد نمی کند ولی درماندگی مدیران مافوق ایشان ، در عدم تحمل وی را نشان میدهد این نه اولش هست و نه آخرش، منتظر باشیم تا برکناری های دیگر
عزیز دوستوم کریمنژاد دایانگینن داغلار کیمی
قیشده اولسا باهار چاغی دالغالنسن چایلار کیمی

Friday, May 8, 2009

نظر خواهی

روز گذشته با جمعی از دوستان موثر در امر انتخابات از تبریز به قصد مناطق مرزی راه افتاده و با عده ای از مردم شریف منطقه دیدار و مسئله مهم انتخابات ریاست جمهوری را در میان گذاشته و با هم تبادل اطلاعات کرده و از کم و کیف موضوع همدیگر را مطلع نمودیم مردم نظرات مختلفی داشتند و هرکدام از هر دری سخن رانده و آرای خودشان را با اندک تغییراتی اعلام می داشتند
مشخص است نظر ما مهندس موسوی بود و جالب است که اغلب مردم این نظر را تایید کرده و در تکمیل آن از موسوی با نام نیک یاد می کردند البته هنوز آرای کمیته امدادی ها ، سیب زمینی بگیران و دریافت کنندگان وجوه نقدی زیاد در اعلام آرایشان جدی به نظر نمی رسیدند
در یکی از شهرها با عده ای دیگر از مردم خوش و بش کرده و نظر آنها را جویا شدیم که یکی از آنها با ظرافت کامل وخاص گفت : ما به نخست وزیر موسوی رای خواهیم داد همان شخصی که بیست سال است خانه نشین شده است و این برای ما جالب بود و امیدوار کننده
شب را به یکی از آبادی ها رسیده و اطراق نمودیم و فعالیت را با جلسه شروع کرده و بعد، پایان شب را با تلفن کردن به دوستان به انتها رساندیم
امروز را نیز با عده ای دیگر از مردم ارتباط برقرار کرده و آنها را از موضوع مطلع ساختیم و بعد از ظهر منطقه را به قصد تبریز ترک و در محلی برای استراحت کوتاه توقف کردیم در همان محل یکی از دوستان که در ستاد تهران مستقر هستند به دوستمان زنگ زده و جویای وضعیت انتخاباتی شدند که دوستمان داشت توضیح می داد که نام یکی از دوستان همراه ما هم برده شد که ظاهرا" بر مذاق دوستمان که در تهران در ستاد آرمیده و از همانجا استان را هدایت میکند خوش نیامده و تقریبا" همه دوستانمان را با ناراحتی مواجه ساخت لازم به یادآوری است که این دوست ما و آن دوست تهران نشینمان همدیگر را از اوایل انقلاب شناخته و از مواضع همدیگر مطلع هستند
البته بعدا" همگی مسئله را بررسی کرده و تصمیم گرفتیم که به فراموشی بسپاریم چرا که اینگونه افراد به دنبال مطامعی هستند که شاید دوستان خط مقدم اصلا" در فکرش نیستند و به خاطر صداقت مهندس موسوی و نجات از وضع موجود، با ایشان همکاری میکنند نه به خاطر سفارشات تهران نشینان و کنترل از راه دور دوستان
18/2/1388

Sunday, May 3, 2009

انتخاب دهم

این روزها در بین مردم بحث انتخابات به آرامی وبا احتیاط در جریان است کنار کشیدن خاتمی تقریبا" یک نوع سردرگمی را برای نسل جوان و روشنفکران ببار آورد حضور خاتمی تنور انتخابات را گرمتر می ساخت و تعداد بیشتری از مردم در پای صندوقهای رای حاضر میشد و این یعنی رونق بخشیدن به میدان خاموش انتخابات که مورد پسند انحصار طلبان نبوده و نیست خاتمی کنار کشید ولی ارثیه ای را به یادگار گذاشت که مسیرهای مختلفی را در پیش روی مردم قرار داده است موسوی گرانسنگ ترین ذخیره انقلاب اسلامی است که چندین عنوان را با خودش یدک میکشد درست است که خاتمی ایشان را به مردم سفارش کرده و می کند ولی ایشان خودش نیز دارای مشخصه هایی از بدو انقلاب است که هرگز نمیشود نادیده گرفت
موسوی یادگار انقلاب است او در سختترین روزهای کشور در پست نخست وزیری انجام وظیفه کرده و دارای خاطرات بسیار ارزشمندی در بین مردم است
او یادگار امام(ره) است چرا که تا آخرین زمان ممکن آن حضرت از ایشان حمایت کرده و از دولت ایشان دفاع نمودند او صادق و پاک بوده و از جنس مردم است او برنامه ریز بوده و به کارهای با برنامه اهمیت می دهد ایشان جهانی فکر کرده و توسعه نگر میباشد او آزادی خواه بوده و از آزادی فکر و اندیشه دفاع میکند او انسان متواضع و در عین حال دارای قدرت تصمیم گیری فوق العاده است او هنرمند بوده و هنر اداره کشور خوب ایران را داراست مهمتر اینکه او فریبکار و سیاه نما نیست
ایشان دارای خاطرات زیاد در بین رزمندگان اسلام است چرا که کشور را در زمان جنگ به نحو مناسب اداره کرده است
پس در این گیر و دار انتخابات که چندان هم تنورش داغ نیست یکی از مسیرهای سیاسی کشور با موسوی تعبیر و تفسیر خواهد شد و افرادی با موسوی خواهند بود که امام (ره) را قبول داشته و دارند و همچنین به مدیریت ایشان اعتماد می کنند و هم ایشان را برای اداره کشور رو به جلو اصلح می دانند
یکی از دوستان که در ستاد موسوی فعالیت میکند تعریف می کرد که موسوی موسوی است و به هیچ جناح و حزبی تعلق ندارد البته متاسفانه این هم امروزها رسم شده که در اذهان بعضی از دوستان، حزب ستیزی دیده میشود که جای بحث دارد ولی نظر ایشان این بود که ایشان فراحزبی هستند و وابستگی به مردم دارند نه به جریان خاصی و بگذریم از این که احزاب هم از طریق تایید مردمی شکل میگیرند
از این بحثها که بگذریم بایستی در این فکر باشیم که فضای انتخاباتی را فعالتر سازیم که البته امکانات لازم هم برای این کار به آن صورت وجود ندارد رسانه ملی به رسانه تک صدایی و دولتی تبدیل شده و روزنامه ها کاملا" در اختیار جریان خاص قرار دارند و مردم عادی هم که به آن صورت با وبلاگ و غیره در تماس نیستند و لذا کار موسوی و سایرین که در یک شرایط نابرابر قرار گرفته اند واقعا" سخت بوده و فقط امید به مردم مانده که به نوعی بازار انتخابات را گرم نمایند تا شاید خودشان از وضعیت موجود که تحقیر شدن مردم را به دنبال داشته و دارد نجات پیدا کنند
رویکرد مردم آگاه به وضع موجود نشان از عدم تایید آن است و هرگز این مسئله زیر سئوال بردن حاکمیت کلان کشور نیست بلکه حکایت از ضعفهای مجریان در زمینه های مختلف دارد و برای عدم تکرار آن حضور هر چه پور شور مردم ضروری است
انتظار از مردم همیشه آگاه ایران این است که بار دیگر آفریننده تغییر اساسی در سیستم اجرائی کشور بوده و از این مسیر یکبار دیگر در خدمت به خودشان پیشقدم باشند
اینکه کشور به سوی پرتگاه هدایت میشو جمله سنگینی بوده که یکی از کاندیداهای اصولگرا بر زبان رانده و حیرت جناح حاکم را بر انگیخته است پس وضع کشور مساعد نیست و نیاز به دگرگونی اساسی در سیستم اجرائی دارد اعتماد به موسوی و رای به ایشان کشور را به سوی آرامش و توسعه پایدار رهنمون شده و وطن را بر همه آحاد آن امنتر خواهد ساخت

Sunday, April 5, 2009

روز جمهوری اسلامی

روز جمهوری اسلامی و سیزده بدر 1388
روز دوازده فروردین یادآور خاطره بس بزرگی برای دوستان و بنده است یادم نمی رود که همان روز در خداآفرین با سایر دوستان مشغول انجام وظیفه بودیم
فراموشم نمی شود که با یک دستگاه تراکتور به رانندگی و مالکیت قیطرن از روستای کلاله صندوق رای را از خمارلو به طرف روستاهای کلاله – دارانق و قرچیلر روز یازدهم فروردین 1358 از مسیر جاده مرزی حمل کرده و شبانگاه به محل رسیده و برای فردا آماده شدیم روز 12 فروردین ماه اهالی به سفارش امام (ره) به جمهوری اسلامی آری گفتند و عده ای از روستائیان هم که توان و امکان حضور نداشتند شناسنامه هایشان را فرستاده بودند تا با مهر رفراندوم تبرک گردند که این کار هم انجام شد و تقریبا" صد در صد مردم به جمهوری اسلامی رای دادند
روز مذکور از حافظه تاریخ پاک نخواهد شد و همیشه برای زحمتکشان آن روزگاران نقطه عطفی در زندگیشان تلقی خواهد شد
ما همین روز در سال جاری از تبریز با دوستان و اقوام راهی ده تاریخی و زیبایمان مردانقم شده و شب را در منزلمان که در نزدیکی دهمان واقع شده اطراق کردیم مناظر بسیار زیبای باغات و رودخانه ها صفای بیشتری به حضار بخشیده بود شب استراحت کرده و برای صعود به چشمه هزرگه Hazargah در نزدیکی قره چی چشمه سی در روز سیزدهم برنامه ریزی کردیم
13 فروردین ماه
امروز که روز انسیت با طبیعیت نامیده می شود ساعت 40/7 صبح از منزل حرکت و بعد از دو ساعت طی مسیر به چشمه مذکور رسیدیم شیب کوه تا 75 در صد برآورد میشد که وجود درختان خاردار مسیر هم بر صعوبت حرکت افزوده بود
آقایان مهندس آذرنژاد – آقا مجتبی از کرمانشاه – علی قره و بنده با هم این مسیر را طی کردیم بعد از رسیدن در کنار چشمه هزرگه چایی بسیار خوش طعمی را درست کرده و صبحانه مناسبی را صرف نمودیم در این میان سخنان زیادی از هر موردی تحت بررسی و مباحثه قرار گرفت که در نوع خوش آموزنده بود
موقع برگشت از مسیر خدیم مزاری یا خدی مزاری و قوروق که پوشیده از درختان کاج قدیمی برای سد مسیر سیل به ده می باشد به طرف قبرستان قدیمی ده حرکت کردیم در مسیر مربوطه قبر دسته جمعی قدیمی مشهود بود که خوشبختانه فعلا" دست سودجویان به آن نرسیده است مسیر با شیب تند را پایین آمده و به بالای جولان داشیJulan Dashi رسیدیم و آنجا خاطرات زیادی از جلو چشمان ما گذر کردند و مهندس آذرنژاد اشعاری را در وصف طبیعت سرودند و دستی بر دامن ادبیات فولکولوریک دراز کردیم
زمانی که حدود 10 ساله بودم اهالی یک راس کل کوهی را در همان محل تقیب و بعدا" گرفته و سربریده و خورده بودند یادم افتاد و یا اینکه گوساله های خودمان را به همان محل برای چرا می بردیم یادم آمد و مرا منقلب کرد آن زمان و این زمان همه اش متفاوت از همدیگر ولی مکمل هم ،ما را به وجد آورد و گاها" هم متاثرمان ساخت
هرچه بود بعد از دو ساعت راهپیمایی سخت به ویلا برگشته و مشغول استراحت شده و کفته لذیذی را در ناهار صرف کردیم
به علت گرم شدن هوای منطقه روستای مردانقم واقعا" عین بهار زیبا شده و با توجه به سلیقه اهالی ،رودخانه ها و کوچه ها و کلیت روستا تمیز و پاکیزه مانده است روز سیزده بدر بیش از ظرفیت کناره های رودخانه ها و باغات گردشگر آمده بودند و این نشان از برخورد خوب اهالی با مسافرین است امیدوارم که این برخورد خوب همه ساله ادامه داشته باشد مردانقم قابل قیاس با روستاهای همجوار نبوده و از قدمت و تاریخچه بسیار وزین و متین برخوردار است و لذا اغلب مسافرین هم انسانهای ادیب وتاریخ پسند و نظافت دوست بودند که از همه آنها هم که از آلودگی منطقه جلوگیری میکردند تشکر و قدردانی میکنیم
روز جمعه 14 فروردین ماه علی رغم میل باطنی، دهمان را به قصد تبریز ترک کردیم

Sunday, March 29, 2009

فروردین سال 1388

پایان سال 87 نگرانی مردم را از بابت خشک سالی و دیگر مسایل اقتصادی فزون ساخته و برای حل شدن این مسائل مردم امیدشان را به خدا بسته و منتظر شروع پربرکت سال 88 بودند
روز اول سال با آرامش و دید و بازدید مردم شروع شد گویی که مردم اصلا" همدیگر را ندیده بودند چنان به روبوسی و احوالپرسی می پرداختند که حسرت در دل انسان زنده می شد ما هم به تبع از فرهنگ دیرین کشورمان ،بعد از تغییر سال به دیدار برادران شتافته و روزمان را به پایان بردیم
روز دوم به فرودگاه رفته و به تهران پروازنموده و از آنجا به کرمانشاه جهت دیدار اقوام پسرمان پرواز کردیم عروس و پدرشان با کمال احترام و با دسته گلی به استقبالمان آمده و ما را به خانه پرمهرشان هدایت و ناهار را با هم صرف کرده و عصر سری به نقاط مختلف شهر زدیم و برای شام منزل یکی از اقوام آنان رفته و بعد از خوردن شام سری به مسایل سیاسی از جمله انتخابات ریاست جمهوری زده و کاندیداهای موجود را سبک و سنگین کردیم
نظرها مختلف بود عده ای معتقد بودند که وضع موجود حفظ میشود و عده دیگر از پیروزی سایر نامزدها دفاع می نمودند خلاصه آن شب با همه بحثها به پایان رسیده و برنامه فردا را مشخص کرده و به منزل برگشتیم
صبح زود جهت کوه پیمایی به کوه تاق بستان رفته و یک ساعتی را صعود کرده و واقعا" لذت بردیم و سپس به خانه برگشته صبحانه خورده و جهت رفتن به منطقه ای بنام نیژی بران( محل رویش عدس) آماده شده و سپس بعد از 45 دقیقه راه با ماشین در کنار چشمه ای پر آب در روستای نیژی بران چادر زده و مشغول استراحت شده و سپس ناهار را در کنار همان چشمه صرف نمودیم بعد از ظهر هم حدود بیست دقیقه به کوه همان روستا صعود کرده و تغییر آب و هوا دادیم
عصر به شهر برگشته بازهم جهت شام به منزل یکی دیگر از اقوام آنان رفته و با هم بحثهای مختلفی از بابت توسعه مناطق کشور انجام داده و علل پیشرفت سریع کشورهای توسعه یافته را مرور کردیم
روز چهارم فروردین را برای گردش به روستای پلنگان یا پالنگان که کاملا" کوهستانی است و در منطقه مریوان واقع شده رفتیم بارش شدید باران همه را غافل گیر کرده بود در منطقه مذکور که رودخانه پرآبی جریان دارد چشمه بسیار پرآبی نیز جاری است که اهالی استفاده های زیادی از آن میبرند از جمله آن اینکه آب چشمه را منحرف کرده و بین حدود 55 واحد تقسیم و به اهالی کرد واگذار و تاسیساتی بر روی آن احداث و جهت پرورش ماهی قزل آلا آماده نموده اند هر مالک شش واحد استخر ماهی دارد که هر کدام سالیانه 120 تن ماهی ظرفیت دارند آب چشمه به صورت ثقلی هدایت شده و بعد از جریان در استخرهای پرورش ماهی به رودخانه می ریزد
در واحد شماره 50 در یک اتاق 4×4 متری که حدود 28 نفر بودیم و هوا هم خیلی سرد بود اطراق کرده و ناهار را با ماهی کباب شده صرف کرده و و سپس عصر به شهر کرمانشاه بازگشتیم اهالی روستای پلنگان انسانهای خوب و مهربانی هستند و آن روز برای همه خوش گذشت
شب به خانه یکی از اقوام دیگر هم سر زده و از همه خداحافظی کرده و به منزل آمده و برای عزیمت به تبریز آماده شدیم
پنجم فروردین بعد از صبحانه به طرف تبریز از مسیر کردستان حرکت کردیم هوا خیلی خوب و بهاری بود ناهار را در بناب صرف و و عصر به تبریز رسیدیم از اینکه سالم و راحت به خانه رسیده بودیم به درگاه خدایمان شکر نمودیم
ضمنا" امروز روز تولد من می باشد که از طرف عده ای از دوستان پیام تبریکی هم ارسال شده است البته در بین بزرگ سالان اینگونه روزها زیاد یادآوری نمی شود و فقط برای بچه ها بیشتر مد نظر قرار میگیرد
9/1/1388 روز یکشنبه-تبریز

Saturday, March 21, 2009

آغاز سال 1388

سال 1387 با همه زیبایی ها و زشتیهایی که داشت به پایان رسید در آن سال اتفاقات مختلفی در جهان روی داد و باز هم مللی زیر فشارهای مختلف قرار گرفتند و ملل دیگر با عملکرد زورگویانه خود، سال را به پایان رساندند
عده ای کاملا" سیر و عده ای دیگر هم کاملا" گرسنه به سر بردند کشورهایی که توان کمک به دیگر همنوعان خودشان راداشتند ولی اقدامی نکردند و در عوض کشورهایی هم بودند که به جای خدمت به ملت خودشان در کامیابیهای سیاسی از سایر دول، گوی سبقت ربودند
بلوک غرب بر سر انرژی هسته ای ایران ، در اقصی نقاط دنیا، مانورهای مختلفی داده و باعث تثبیت موقعیت افرادی شد که مقبولیت چندانی مابین مردمشان نداشتند
بلوک شرق هم برای بیشتر چاپیدن مردم دیگر نقاط جهان به ظاهر در معارضه با بلوک غرب قرار گرفت و از این بابت هم به نواهایی رسید که حمله به گرجستان از آن جمله است
هرچه بود سال 1387 گذشت و سال نو پدیدار گشت روز جمعه سیوم اسفند ماه سال 1387 ،ساعت 17/13/15 ثانیه سال تغییر یافت و طبیعتا"مردم در انتظار سال نو و اتفاقات جدید خواهند ماند
در پایان سال به چند مسئله داخلی و خارجی اشاره میکنم

در سال گذشته می توان به اعلام نامزدی و انصراف خاتمی از انتخابات ریاست جمهوری اشاره کرد که بعد از اینکه مهندس موسوی به علت اعتراض به وضع موجود سکوت چندین ساله اش را شکسته و به صحنه انتخابات آمدند ایشان طی بیانیه ای از انتخابات کنار کشیده و مسیر را برای رونق بخشیدن به اصلاحات برایشان هموار ساختند و در عالم سیاست با این اقدام، اخلاق ، سلیقه و ایثار بی نظیری را به یادگار گذاشتند
اتمام دوره اقتدار جمهوری خواهان در امریکا و سرکار آمدن یک سیاه پوست ،ادامه اشغال عراق و افغانستان از سوی امریکا ،بوجود آمدن بحران مالی در آمریکا و اغلب کشورهای دنیا، تجاوز اسرائیل به فلسطین اشغالی ،حکم دستگیری عمرالبشیر رئیس جمهوری سودان و ترور خانم بی نظیر بوتو در پاکستان از جمله موارد مورد بحث سال گذشته می باشد
از رسانه ملی در روز عید نوروز مردم بهره چندانی نبردند و مراسم تغییر سال بیشتر به مراسم مذهبی شباهت داشت تا شادی و جشن و سرور. در صورتی که عید نوروز بیشتر عید تغییر طبیعت است و نمی توان به سایر مسایل ارتباط داده و مصادره اش کرد.
یادش بخیر روزگاران گذشته که مراسم تحویل با چه عناوین و منظره ها و سنن دلچسب و فوکولوریک برگزار میگردید و چقدر انسانها شادی می کردند و واقعا" سال تغییر می یافت و طبیعت از زمستان به سوی بهار حرکت می کرد بطوریکه حالا هم خواهی نخواهی همین پروسه طی میشود
مراسم چهاشنبه سوری که از طرف بعضی از علما هم خرافی تعبیر شده بود تبدیل به جنگ و گریز شده و آرامش مردم را به کلی گرفته بود البته این رسم کهن اگر مثل سالیان گذشته دور برگزار می شد جای مباهات داشت اینکه به آرامی آتشی روشن کنند و از روی آن بپرند و یا از روی آب رد شده و درد و بلای خودشان را به آب میریختند و یا از زیر ریشه درختهای کهن گذشته و احساس آرامش می کردند و در واقع مزاحم مردم نشده و مشغول تکرار سنن خودشان بودند بسیار بهتر از آن بود که با ریختن مامور و سرباز از اقدامات غیرقانونی و غیر معمول عده ای ممانعت میشد
آخرین تمرین صف را برای مردم، مسئولین فروش میوه های بی کیفیت و به ظاهر ارزان در سطح شهرها ، بوجود آورده و برای سال جدید به یادگار گذاشتند
زیاده از اینها خوانندگان عزیز را به زحمت می اندازد امید است که سال نو، سال شادیها و سال زیباییها برای مردم شریفمان باشد شکوفه ها بشکفندو همه جا گل باشد مردم گل بگویند و گل بشنوند.بدینوسیله من هم بنوبه خودم شروع سال جدید را که به عنوان عید مقدس در بین مردم می باشد به عموم ملت و دوستان گرامی تبریک عرض میکنم

Tuesday, March 17, 2009

خاتمی انصراف داد

بیانیه مهم سید محمد خاتمی



نواندیش: بیانیه انصراف سید محمد خاتمی از ادامه حضور در عرصه انتخابات به عنوان نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری شامگاه 26 اسفند ماه منتشر شد

به گزارش نواندیش ، حجت الاسلام والمسلمین خاتمی در این بیانیه آورده است با وجود انصراف، به حضور فعال خود در صحنه برای تشویق مردم به شرکت در انتخابات ادامه خواهد داد

محوراین بیانیه "تصمیم اخلاقی فراتر از کسب قدرت"است و خاتمی با تاکید بر این اصل، کناره‌گیری خود را از ادامه حضور در رقابتهای انتخاباتی اعلام کرده است

در این بیانیه سید محمد خاتمی به حضور فعال خود در صحنه انتخابات و تلاش برای اجماع نامزدهای انتخاباتی تاکید دارد

رئیس دولت اصلاحات تاکید کرده است که همچنان برای تشویق مردم به شرکت در انتخابات، حضوری فعال خواهد داشت

به گزارش روابط عمومی دفتر سید محمد خاتمی متن کامل بیانیه انصراف وی از حضور در انتخابات ریاست جمهوری دهم به عنوان نامزد انتخابات بدین شرح است

"بسم الله الرحمن الرحیم

زادروز همایون حضرت پیامبر بزرگ اسلام (ص) و فرزند والاگهرش حضرت امام صادق (ع) را به ملّت شریف ایران و همه دوستداران حق و فضیلت شادباش می گویم و در آستانه سال نو، روز و روزگاری سرشار از شادابی و پیروزی را برای همه هموطنان عزیزم و همه کسانی که به صلح در جهان و کرامت و حرمت انسان در هر جا باور دارند آرزو می کنم

سی سال از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی که هزینه ای سنگین برای آن پرداخته شده است می گذرد و ملت بیدار ایران بحرانهای بزرگی را با پیروزی و سرافرازی پشت‏سر گذاشته است و دست آورد های بزرگ معنوی و مادی او در این دوران کم نیست ولی تا رسیدن به اوج آرمانهای بلند تاریخی خود راه درازی در پیش دارد که به لطف الهی و بیداری و استواری و همت فرزندان دلیرش برای رسیدن به آنها امیدوار است

بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی حضرت امام(ره) در تبیین نظری و عملی این نظام همواره رأی مردم و حضور فعال و مسؤولانه آنها در صحنه را اصل می خواندند و جریان انتخابات آزاد و سالم در جمهوری اسلامی را به ضرورتی اصیل و غیرقابل خدشه می دانستند

اینک در آستانه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری بار دیگر همه ما ایرانیان در برابر آزمایشی مهم قرار گرفته ایم، آنچه می تواند امید به آینده بهتر را زنده نگهدارد. حضور آگاهانه، مسؤولانه و فراگیر ملت است که هر مانعی را از پیش رو برخواهد داشت و من نیز در هر شرایطی نقش و وضع خود را جدا از نقش و وضع ملت شریف ندانسته و نمی دانم و در تمام دوران مسؤولیت رسمی و پس از آن ضمن تأکید بر آرمانهای والای انقلاب همچنان در راه تقویت جامعه مدنی و تبیین گفتمان اصلاحات در متن جامعه از هیچ کوششی دریغ نکرده و نخواهم کرد

درخواستهای گسترده‏ی اقشار مختلف و وسیع مردم در سراسر کشور مرا بر آن داشت که با وجود همه مشکلات، تنگناها و موانع به عنوان نامزد این دوره از انتخابات اعلام حضور کنم. در حالی که پیش از آن گفته بودم که ترجیح من چنین است تا در موقعیتی غیر از مسؤولیت ریاست جمهوری دین خود را به مردم و کشور بپردازم و بر این باور بودم که دیگرانی که شایسته اند در عرصه حاضر و فعال باشند. بحمد الله قبل از من بزرگانی اعلام حضور کردند و اینک جناب آقای مهندس میرحسین موسوی هرچند دیر، آمادگی خود را برای نامزدی به طور رسمی اعلام کرده اند

ضمن سپاس فراوان از همه محبت هایی که از دوستداران اسلام و ایران از جمله احزاب و تشکلهای مختلف و نخبگان و اندیشمندان و هنرمندان و بالاتر از همه از سوی توده های پرشور مردم در سراسر میهن عزیز نصیب من شده است و نشانه این شور پرشکوه را همگان در سفر کوتاه من به استانهای فارس، کهگیلویه و بویراحمد و بوشهر دیدند و بخصوص با تشکر از نسل جوان و بیداردل که شور و شعور تأمل برانگیز خود را بیش از پیش نشان دادند، اعلام می کنم که به یاری پروردگار همچنان و همواره در کنار مردم از عزت اسلامی، عظمت ایران و سربلندی ایرانی در همه حال و در همه جا در حد توان خود دفاع کرده و خواهم کرد. ضمن تأکید بر این نکته که همه ما باید میدان و عرصه انتخابات را از بازیگرانی که چشم به تفرقه نیروهای اصلاح طلب و خواستار تغییر دوخته اند بگیریم و همه تلاش خود را برای برگزاری انتخاباتی آزاد و سالم معطوف کنیم، انصراف خود را از نامزدی در انتخابات دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام می دارم، اما همچنان با همه توان با فعالیت مستمر و حضور در صحنه اجتماع لحظه ای از آرمانهای مردم و مسؤولیت خود در برابر آنان فاصله نخواهم گرفت. در این شرایط حساس و خطیر نکته هایی را یادآور می شوم

حرکت اصلاح طلبانه که تباری روشن و پیشینه ای تاریخی دارد، حرکتی است مستمر که از متن جامعه (نه بالضروره از حکومت و قدرت) می گذرد. آرمانهای این حرکت در افقی قرار دارد که فاصله ما با آن کوتاه نیست، ولی آنچه باید به فوریت به آن اندیشید، "تغییر سازنده" در وضعیت کنونی کشور و در روال مدیریت آن است. در عین احترام به همه مسؤولان و دست اندرکاران امور و عرض خسته نباشید به همه آنان، می گویم که شیوه عمل و راهکارها و راهبردها (اگر واقعاً راهبردی وجود داشته باشد!) اکنون منجر به ظهور و بروز مشکلات فراوان و اساسی برای انقلاب، کشور و مردم شده است که رفع آنها نیز همتی بلند و شکیبایی فراوان می طلبد. بنابراین در این برهه حساس اندیشیدن به تغییر و تلاش برای تحقق آن، رسالت و وظیفه همه کسانی است که به ایران، به مردم و خواسته های مبرم آنان و به آرمانهای انقلاب می اندیشیدند

وحدت و پرهیز از تشتت رأی و تصمیم برای همه کسانی که گذر از وضع فعلی و رسیدن به وضعیتی بهتر را باور دارند، امری ضروری و پاس داشت آن مقتضای خرد است

هنگامی که گفتم «یا من یا مهندس موسوی» در عین احترام به همه عزیزانی که در عرصه انتخابات حضور داشته یا خواهند داشت، به این ظرایف نظر داشتم:

اولاً: به اهمیت انتخابات، ضرورت پیروزی در آن، لزوم تغییر وضع فعلی در جهت مصالح کشور و اصلاح در حد توان و امکان، یکپارچگی نیروهای تغییرخواه و پرهیز از مخدوش شدن ضرورت های فوق با طرح گفتمانهای متفاوت، (ولو یکسان در اصول) توجه داشتم و لذا با فرض آمدن جناب آقای موسوی نمی آمدم و حالا نیز نمی مانم

ثانیاً: جناب آقای مهندس میرحسین موسوی دارای شخصیتی اخلاقی، آزاداندیش، متعهد به اسلام و انقلاب و مردم، از سرمایه های ارزشمندی است که در موقعیت های خطیر و حساس، صداقت و شایستگی خود را در خدمت به کشور و ملت نشان داده اند. همچنانکه برادر گرانقدرم، حضرت حجت الاسلام والمسلمین آقای کروبی نیز از نیروهای ارزش مدار، رنج کشیده پیش و پس از انقلاب، مخلص و شایسته است که همواره در خدمت مردم و انقلاب بوده اند و همچنین دیگر عزیزانی که آمدن خود به صحنه انتخابات را بزرگوارانه منوط به نیامدن من کردند، همگی بزرگواران شایسته اند

ثالثاً: بر این باورم که جناب آقای مهندس موسوی، برای ایجاد تغییر در شرایط کنونی شایستگی لازم را دارند، هرچند ممکن است تفاوت ها و تمایزهایی در نظر و عمل وجود داشته باشد، اما مهم آن است که این عزیز نیز به آرمانهای انقلاب و ملت پای بنداند و از حقوق و آزادیهای بنیادین و حاکمیت مردم بر سرنوشت و مصالح ملی و حیثیت بین المللی کشور به جد دفاع کرده و می کنند

رابعاً: حضور در انتخابات برای پیروزی است، نه یک تفنن پرهزینه و بر این باورم که ایشان زمینه کسب آراء و انتخاب از سوی مردم را دارند، البته در صورتی که همه ما هوشیارانه و واقع بینانه عمل کنیم

خامساً: آنچه باید بیش و پیش از هر چیز مد نظر باشد، پیروزی اخلاقی است که اگر چنین باشد، نتیجه انتخابات هرچه باشد اخلاق مداران پیروز خواهند بود و شائبه رقابت بر سر قدرت برای من که همواره بر اخلاق تأکید داشته و دارم، امری است که همه تلاش خود را در رفع آن به کار خواهم برد. حال که جناب آقای موسوی به صحنه آمده اند، با اجتناب از هرگونه گفتار یا عملی که موجب تفرقه باشد، نیاز به ایجاد فضای شاداب وحدت و همدلی است. هر عملی که به تشتت آراء و اختلاف نظر خواستاران «تغییر» - در هر جبهه و جناحی که باشند- بیانجامد، در پیشگاه خداوند و نزد مردم قابل گذشت نخواهد بود

من به حکم وظیفه اخلاقی و برای پرهیز از هرگونه پراکندگی در آراء و با ایمان کامل به توان و مرجعیت مردم که «میزان» رأی آنان است و باید آرائشان در حد امکان به نقطه واحدی سوق داده شود، از صحنه نامزدی انتخابات کنار می کشم تا به یاری خداوند تغییر و بهبود اوضاع بهتر و کم هزینه تر در دسترس قرار گیرد و با این کار می کوشم تا امکان بهره برداری سوء را از کسانی که پیروزی خود را در القاء اختلاف و نیز تشتت آراء در جبهه گسترده خواستاران تغییر می جویند بگیرم

بر این پایه از همه افراد و شخصیت ها و گروههای فعال در عرصه انتخابات می خواهم با تأکید بر موازین اخلاقی و پرهیز از واکنشهای احساسی راه را بر هرگونه پیش داوری و سوء تفاهم ببندند و چشم اندازی نو برای تأثیرگذاری در سرنوشت انتخابات پیش رو بگشایند

به برادران عزیزم آقایان کروبی و موسوی نیز صمیمانه عرض می کنم که مدبرانه و دلسوزانه صحنه را با تفاهم چنان مدیریت کنند که خدای ناخواسته به تفرقه و تشتت نیانجامد و می دانم که این عزیزان همه تلاش خود را در این راه به کار خواهند برد، ان شاء الله

در اینجا بار دیگر از همه بزرگوارانی که به من اظهار لطف کرده و می کنند سپاسگزاری می کنم و به ویژه به جوانان عزیزی که داوطلبانه و بی هیچ چشمداشتی منشاء شوری دل انگیز و تحرکی مؤثر در جامعه شدند عرض می کنم که ما می توانیم در کنار هم و با بهره گیری از فضایی که ان شاء الله بازتر از فضای کنونی خواهد بود، در جهت خواستهای تاریخی ملت و آرمانهای بلند اصلاح طلبانه و برای تقویت ارزشهای اصیل انقلاب و اعتلاء میهن و آزادی و حقوق اساسی ملت و عدالت همه جانبه و بالابردن وجهه و اعتبار مردم ایران در کشور و در منطقه و جهان حرکت کنیم

ان ارید الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب"

سیّد محمّد خاتمی

Monday, March 16, 2009

سید بمان

سید برای ایران و اصلاحات تا خرداد بمان



نواندیش - حامد صالح آبادی : همان قدری که در ساعت 18:59 دقیقه روز سه شنبه بیست بهمن ماه هواداران خاتمی و اصلاحات سر از خوشحالی به دلیل اعلام حضور خاتمی در انتخابات نمی شناختند ، نقطه مقابل این اتفاق نیز در ظهر یکشنبه بیست و پنجم اسفند ماه برای آنها اتفاق افتاد و شادی آنها را تبدیل به غم و اندوه کرد

خاتمی ظهر روز میلاد رسول اکرم حامیانش را فراخوانده بود تا مقداری در خصوص شرایط انتخابات بعد از حضور میرحسین برای آنها سخن بگوید

هنگامی که خاتمی در حال سخن گفتن بود جوانان حامی او بارها و بارها خاطره اشک ها و لبخند ها را در ذهن ها تجسم کردند .سخنان خاتمی بوی رفتن می داد و با اینکه علنا نگفت که انصراف خواهد داد ولی از مضمون سخنانش می توان برداشت کرد که رفتنی است

سید که از ابتدا علاقه ای به آمدن نداشت و معتقد بود که آمدن او هزینه های اصلاحات را بالا می برد و توسط گروه های به اصطلاح فشاری همچون پویش ، یاری و ستاد 88 به آمدن رضایت داد ، به نظر می رسید که دنبال بهانه ای بود که کنار بکشد و اعلام کاندیداتوری غیر منتظره میرحسن موسوی خط بطلانی بر همه آرزوه های دوستداران او کشید تا اینکه او عزمش را برای رفتن جزم کند

خاتمی قبل از اعلام کاندیداتوری اش بحث یا من یا میرحسین را مطرح کرد و دیدارهایی را هم با مهندس موسوی انجام داد و تا قبل از زمان اعلام کاندیداتوری اش تمام تلاشش را کرد تا مهندس را ترغیب به حضور کند اما از آنجایی که میرحسین هنوز به جمع بندی نهایی نرسیده بود وعده اردیبهشت ماه را به خاتمی برای اعلام کاندیداتوری داد و او خودش قبای کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری دهم را بر تن کرد و با جدیت وارد صحنه شد
برخی از اخبار غیر رسمی حکایت از آن دارد که خاتمی در روز بیست بهمن که اعلام کاندیداتوری کرد از صبح تا حوالی ظهر جلسه طولانی را با مهندس موسوی داشته است و با اطلاع قطعی از عدم حضور میرحسین ، کاندیداتوری اش را اعلام کرده است . اما اعلام کاندیداتوری میرحسین در این برهه زمانی سوالی را در ذهن همه اصلاح طلبان ایجاد کرده است و هر روز که می گذرد بر حجم این سوالات افزوده می شود و با این وضعیت سوتفاهم هایی هم میان حامیان این دو سید ایجاد شده است که اگر این وضعیت به همین صورت و بدون دادن پاسخی مناسب به سوالات گوناگون ادامه یابد شاید شاهد دودستگی در اردوگاه اصلاح طلبان باشیم و از جناب مهندس تقاضا داریم که این سوالات را نادیده نگیرند و با پاسخی مناسب به سوالات موجود، این سوتفاهمات بر طرف کنند

دوستی که از نزدیکان به این دو سید بزگوار است می گفت که خاتمی فردی عقلانی است و میرحسین فردی شرعی و اکنون او احساس تکلیف کرده است که بعد از گذشت 20 تصمیم گرفته که به سکوت معنا دارش پایان دهد و وارد عرصه شود

همانطور که در سطور بالا اشاره شد میرحسین بعد از بیست سال روزه سکوتش را شکسته است و در این مدت که کشور فراز و نشیب های زیادی را پشت سر گذاشته است حضور فعالی در جامعه نداشته است و به طبع نمی توان پیش بینی کرد که او اکنون به تنهایی بتواند مسیر انتخابات دهم را که پر از سنگلاخ است بپیماید

خاتمی که هنوز یکماه است اعلام کاندیداتوری کرده با انواع ، اقسام و ابزارهای مختلف برای تخریبش استفاده کردند و چنان توپخانه های کیهان ، فارس و ... به او حمله ور شده بودند که او را تهدید به....

اما خاتمی با تجربه هر 9 روز بحرانی که در 8 سال دولتش داشت در مقابل تمامی این تخریب ها سینه سپر کرد و گفت هیچ هراسی از ترور ندارم
میرحسین موسوی قبل از آنکه چهره ای سیاسی باشد چهره ای فرهنگی هنری است و تجربه نشان داده افرادی با این خصوصیات روحیات ظریفی دارند و با تمام احترامی که برای مهندس موسوی قائل هستم نمی توان اطمینان کرد که بعد اعلام انصراف خاتمی مهندس توان تحمل و مقابله با این نوع تخریب ها را دارد یا خیر ؟

به یمن حضور خاتمی هنوز توپخانه های تخریب بر علیه میر حسین روشن نشده است وحتی این طیف تخریب چی از حضور او استقبال نسبی هم کرده اند اما مطمئنم از فردای اعلام انصراف خاتمی توپخانه های تخریب آنها برای میرحسین روشن خواهد شد و انتقادات و تخریب ها نسبت به او رو به فزونی خواهد رفت و باید از الان به این فکر کرد که میرحسین که بیست سال کنار بوده می تواند همچون خاتمی در برابر این تخریب ها سینه سپر کند یا خیر ؟

در اینجا پیشنهاد می شود برای خنثی کردن این تخریب ها ، خاتمی اگر هم قصد انصراف دارد حداقل تا اواخر اردیبهشت یا اوایل خرداد که همان سه هفته قبل از انتخابات می شود صبر را پیشه کند و در صحنه حضور جدی داشته باشد و تا آن زمان فرصت مناسبی است که میزان اقبال عمومی هر سه کاندیدای اصلاحات در جامعه مشخص شود و در نهایت یکی از آنها برای پیروزی در صحنه باقی بماند

فواید این پیشنهاد این است که اصلاح طلبان با تمام سرمایه هایشان تا آخرین لحظات در صحنه هستند و این باعث می شود که جناح مقابل سر در گم شود و درگیر بازی تاکتیکی اصلاح طلبان شوند . در نوع خود این اقدام امتیاز مثبتی برای جیهه اصلاحات محسوب خواهد شد و از سوی دیگر فشار تخریب ها هم سرازیر بر روی یک کاندیدا نمی شود و در میان این سه بزرگوار تقسیم می شود و فشار کمتری به آنها می آید و در نهایت می توان امیدوار بود که یکی از این سه بزرگوار که اقبال بیشتری در میان ایرانیان دارند وارد پاستور شود

از خاتمی هم تقاضا دارم که مقداری در این خصوص تامل کند و تصمیمی عجولانه و شتابزده اتخاذ نکند . چرا که همه احتمالاتی که در بالا ذکر شد امکان اتفاق افتادنش غیر ممکن نیست و از طرف تمام اصلاح طلبان از خاتمی می خواهیم که برای سر بلندی تمامی ایرانیان و تداوم اصلاحات در تصمیم خود تجدید نظر کند و اجازه دهد تا امور به صورت طبیعی مسیر خودش را طی کند تا سرانجام با تدبیری که در این کار خواهد بود خوشنودی تمام ملت را سبب شود

یا علی مدد

Saturday, March 7, 2009

اظهارات صریح خاتمی در بوشهر

اظهارات صریح خاتمی در بوشهر :
نبايد زمينه اهانت به ايرانيان را فراهم آورد
آيا تكنولوژي هسته‌اي طي يكي دو سال اخير به اين‌جا رسيده ؟



نواندیش: سید محمد خاتمی با انتقاد از مصادره دستاوردهاي دولت اصلاحات توسط برخي افراد خطاب به مردم بوشهر گفت: «آيا فكر مي‌كنيد تكنولوژي هسته‌اي فقط طي يكي دو سال اخير به اين‌جا رسيده است؟ سال‌ها خون دل خورده شده و تلاش‌هاي فراواني صورت گرفته تا تكنولوژي صلح‌آميز هسته‌اي را به دست آوريم

رییس دولت اصلاحات كه در جمع بي‌شمار مردم بوشهر در مسجد جامع اين شهر سخن مي‌گفت، افزود: «سلام و درود بر بوشهر قهرمان و سلام بر تنگستان پيروز و سلام و بر همه مردان قهرمان استان بوشهر

وي بوشهر را از پيشتازان انقلاب اسلامي و مبارزه با استبداد و استعمار دانست و گفت: «بوشهر از پيشتازان تلاش براي تحقق مردم‌سالاري است همان‌گونه كه در انقلاب و دفاع مقدس مردم بوشهر سهم عمده‌اي داشتند و شهيدان بوشهر گواه اين صحبت من‌ هستند

رئيس دولت اصلاحات تصريح كرد: «نمي‌خواهم از كارهايي كه در گذشته صورت گرفته، صحبت كنم و نمي‌خواهم بگويم چه كارهايي مي‌شد، بشود اما نشد سوال من اين است آيا جا ندارد كه بوشهر و هر ايراني به خود بباليد كه يك زمين لم يضرع در بوشهر, تنگستان و عسلويه داشته باشد و آن‌را به كانون صنعت و دانش و توسعه اقتصادي و سرافرازي ايران بدل كند؟

وي خاطرنشان كرد: «آيا مي‌دانيد كه براي زنده شدن اين سرزمين بي‌حاصل به كانون مهم عسلويه جوانان و انديشمندان و مديران شما چه مشقت‌ها و رنج‌هايي متحمل شده‌اند؟ آيا مي‌دانيد چه رنج‌هايي كشيده شده تا سرمايه‌هاي عظيمي با حفظ اصول و منافع ايران به اين سرزمين تبديل شود و آيا نبايد متاثر بود كه آن كارها آن‌گونه كه بايد مي‌شد ادامه نيافته و حتي تاخير و بلكه تعطيل در كارها رخ داد
به گزارش ایلنا ، وي يكي از نقاط برجسته بوشهر را نيروگاه اتمي دانست و گفت: «نيروگاه اتمي بوشهر متاسفانه با كارشكني‌هاي متعدد دشمنان در حالي‌كه بسيار زودتر از اين بايد به بهره‌برداري مي‌رسيد اين‌گونه شد اما هيچ‌گاه ياس و نااميدي ايجاد نشد و خوشبختانه چند روز پيش حركت آزمايشي اين پروژه بزرگ صورت گرفت

رئيس دولت اصلاحات خطاب به مردم بوشهر گفت: «آيا فكر مي‌كنيد تكنولوژي هسته‌اي فقط ظرف يكي دو سال اخير به اين‌جا رسيده است؟ در حالي كه سال‌ها خون دل خورده شده است و تلاش‌هاي فراواني در اين خصوص صورت گرفته است
وي با قدرداني از تلاش‌هاي «آيت‌الله هاشمي رفسنجاني» در مورد تكنولوژي صلح‌آميز هسته‌اي گفت: «جا دارد از تلاش‌هاي آقاي هاشمي رفسنجاني و ساير دستگاه‌ها و به خصوص راهنمايي‌هاي رهبر معظم انقلاب تشكر كنم
وي تاكيد كرد: «معتقدم مي‌شد به تكنولوژي صلح‌آميز هسته‌اي دست يافت بدون آن‌كه ذره‌اي از اصول و منافع خود پايين بياييم و مي‌شد كارهايي كرد كه امروز صاحب تكنولوژي هسته‌اي باشيم و پرونده ما در شوراي امنيت نبود

خاتمي با بيان اينكه نمي‌خواهم دستاوردهاي گذشته را شرح دهم, اظهار داشت: «فكر مي‌كنم هر انسان منصفي مي‌تواند بگويد كه در كدام دولت كارهاي بيشتر و بهتري صورت گرفته است كارهايي نظير فراهم كردن زندگي خوب, اميد به زندگي, زمينه‌سازي براي استقلال در كدام دولت محقق شده است؟

وي با بيان اينكه در دولت اصلاحات كارهاي بزرگي براي انتقال گاز به بوشهر صورت گرفته است, گفت: «اما من اين سوال را از شما دارم كه آيا شما صاحب گاز شده‌ايد (مردم گفتند نه)

خاتمي با بيان اينكه بوشهر از جهت ديگري هم داراي امتياز است در اين مورد گفت: «بوشهر از جهت ديگري هم در كرانه خليج‌فارس شاهد دستاورد مهمي بوده است و آن سياست اعتمادسازي, تنش‌زدايي در منطقه بوده است

وي با بيان اينكه سوء‌تفاهم‌هاي فراواني ميان ما و كشورهاي منطقه وجود داشته، گفت: «دشمنان همواره مي‌كوشيده‌اند از اين سوء‌تفاهم‌ها در راستاي منافع خود استفاده كنند و به آن دامن بزنند اما سياست اعتمادسازي و تنش‌زدايي سبب شد با اعتمادسازي و تنش‌زدايي سوء‌تفاهم‌ها از طريق پيمان‌نامه‌هاي امنيتي به حداقل برسد و ناگهان فضاي منطقه براي سرمايه‌گذاري امن گرديد

رئيس دولت اصلاحات يادآور شد: «ما مدافع همه مظلومان در جهان هستيم و خواستار استقلال و آزادي فلسطين و بازگشت فلسطينيان به سرزمين خود هستيم. ما معتقديم رژيم اسرائيل يك پديده نامبارك است
وي با بيان اينكه دشمنان مي‌كوشند به جاي اسرائيل اين‌گونه القا كنند كه ايران دشمن منطقه و اعراب است، نسبت به تحركات دشمنان در منطقه هشدار داد و اين‌گونه القائات دشمن را يك توطئه بزرگ دانست و در همين مورد تاكيد كرد اگر سياست تنش‌زدايي ادامه پيدا مي‌كرد اين توطئه از بين مي‌رفت

خاتمي با تاكيد بر اينكه ايران دشمن هيچ‌كس نيست و از ايران نبايد ترسيد خطاب به جهانيان گفت: «ايران مقتدر براي همه كشورهاي منطقه مفيد است

وي خطاب به مسوولان نيز گفت: «به مسوولان مي‌گويم تحت تاثير تبليغات دشمن قرار نگيريد و در كنار ايران مقتدر قدرتمند باقي بمانيد
رئيس دولت اصلاحات با بيان اينكه ما همه سرنشينان يك قايق هستيم گفت: «دشمن مي‌خواهد اين قايق را سوراخ كند به همين دليل بايد هشيار باشيم و از تفرقه دوري كنيم

وي در ادامه تصريح كرد: «مسوولان بايد سياست منطقي و اعتدال‌گرا را رعايت كند و زمينه‌ سوء‌استفاده دشمنان را فراهم نياورند
خاتمي دفاع از حق هر ايراني بزرگترين وظيفه هر دولت دانست و تصريح كرد: «ما به هيچ‌كس اجازه نمي‌دهيم به يك ايراني در هر نقطه‌اي از جهان اهانت شود و نبايد زمينه اهانت به ايرانيان را فراهم آورد و به دوستان خود نيز مي‌گويم در همه جاي دنيا بايد محترم باشد

رئيس دولت اصلاحات در پايان سخنان خود از حجت‌الاسلام‌والمسلمين «سيد محمدحسن نبوي»، نماينده سابق مجلس خبرگان كه به گفته خاتمي از پيشتازان انقلاب بوده است تقدير كرد و گفت: «من ارادتمند ايشان بوده و هستم و هيچ‌گاه زحمات ايشان فراموش نخواهد شد

خاتمي همچنين از منوچهر آتشي و نيز شهيد آشوري به نيكي ياد كرد

Saturday, February 21, 2009

حاجی آقا

داستان از این قرار است که شب جمعه تاریخ 1/12/1387 در دهمان میهمان یکی از اقواممان بودیم که یکی از فرهنگیان نیز حضور داشتند صحبت های زیاد و متنوعی گفت و شنود شد و آخرالامر بر سر کیفیت تحصیل و آینده دانش آموزان بحثهای خوبی بعمل آمد و فرهنگی مربوطه نسبت به وضعیت موجود اعتراض داشت و لب به سخن گشوده و از کیفیت تدریس و تحصیل گله کرد
او معتقد بود که به علت حمایت یکی از مسئولین از رئیس فرهنگ منطقه , اکثر فرهنگیان از مسئله ناراضی بوده و اهمیتی به امور داده نمی شود هر کس اعتراض کند مسئول مربوطه او را به حاجی مذکور ارجاع داده و به حسابش می رسند علی رغم اینکه رئیس خودش هم خسته شده و حوصله اداره امور را ندارد ولی حمایتهای حاجی همچنان ادامه دارد فرهنگیان به دستورات ایشان گوش نمی دهند و معلمین تقریبا" تدریس را رها شده تلقی میکنند
او شاهد قضیه ای بوده که گفته هایش را تایید می کرد او دیده بود که یکی از اهالی به دفتر رئیس آمده و به او گفته که پسرش در انتخابات حاجی بیست روزی کار کرده و رئیس نباید به ایشان سخت بگیرد و حتی گفته که روزهای آینده حاجی مهمان ایشان است و گوسفند سر خواهد برید و رئیس هم می توانند برای تجدید دست بوسی بیایند
کرامات این چنینی حاجی و یارانش زیاد است از آن مسایل رد شده و از کفیت درس و مشق سئوال کردم ایشان باز هم گلایه های گوناگون کرده و مسایل را زیر سئوال برده و گفتند اصلا" کنترل و بازرسی رنگ باخته کسی با درس و معلم کاری ندارد فقط از فرهنگیان بالا بودن تعداد قبولی ها را میخواهند تا رئیس و عوامل مربوطه تشویق شوند او می گفت می توانند دروس را یک شفت کنند ولی به علت اینکه مبادا دریافتی رئیس و مرئوس کم شود قبول نمی کندد
به تحصیل از راه دور هم اشاره کرد که اصلا" محصل ثبت نام کننده به محل, مراجعه نمی کند ولی با نمرات بالا قبول و مدرک دریافت می کند خلاصه در پایان گپ فرهنگی از دوستمان سئوال کردیم که وقتی خانم و شما سر کلاس میروید چه کسی بچه های کوچولو را حضانت می کند ایشان گفت که من بیشتر از خانم در خانه مانده و نگهداری را به عهده دارم
وی از بالا بودن هوش محصلین منطقه خبر داده و تاسف می خوردند که حیف که اهمیتی داده نمشود و عمر دانش آموز و معلم جملگی به هدر می رود
و در پایان به وجود بی همتای حاجی دعا کرده و سلامتی ایشان را از درگاه خداوند دانش آموزانی که حقوقشان غارت می شود مسئلت داشتند
لازم است ذکر کنم که چهل سال پیش, از اهر بازرسینی می آمدند و از درس و مشق بازدید می نمودند و موقع رفتن به دیارشان با هدایا و تحفه ها از منطقه خداحافظی میکردند البته با پای پیاده و یا با استر و اسب این بازدید ها صورت می گرفت نتایجی هم به طرفین داشت الان نمی دانم با این همه امکانات چرا نظارت انجام نمی شود و وضعیت درس و مشق بهتر از گذشته نمی گردد

Wednesday, February 18, 2009

یاشاییش

چوخ زاماندی کی هر سوزوموز سیاست و پولیتیک اولوب ائله اوشاقا ده دئیسن چکیل اویانا اونی پولیتیک بیلیب و آغر جاواب قایتریر . نه اولار کی بیر بیریمیزله آیدین و شففاف اولاق و یاشاییشیمیزی هر بیر یالان ،پالانا قاتمییق. دونیا نه بوگون یارانوب و نه بوگونده ائله باتاجاق .هر یئنیشین یوخوشی وار و هر گئجه نین گوندوزی. نقدر چالیشیرم کی گئچن کی صداقتلری بیرده گورم مومکون اولابیلمیر صداقتلر قالیب چایون اوتایوندا و بیز قالموشوق چایین بوتایینده
ایندی کی ارتباطلر و ایلیشیگلر چوخالیب آمما آیرلیقلرده ائله چوخالیب و اینسانا امکان وئرمیر کی اوزی ایستدیقی کیمین یاشاسین و اورگی سئودیقی کیمین سئوسین
یاشاییش بیر سویوق اوجاقا بنزییر کی نقدر ده اونا یاناجاق تونقار وورورسن او آلیشمیر و اونون چیرتیلتی سسی قولاقا یئتمیر و گوستریر کی نه بویده بیز صداقت عالمینن اوزاق توشموشوق
کئچن گونلرین شیرینلیقی هئچ واخ داها تیکرار اولمور و اینسانی اولارا حسرت قویوب و هیجراندا یاشادور
گلین بیر یئره یغیشیب بیرده بیر بیریمیزه مئهربان اولاق بیر بیریمیزی اونوتمییاق و یالان سوزلره گوره آیرولوق سئوداسینه توشمییاق
مگر دونیادا نقدر یاشاییش اولاجاق کی بیز آیرولوقا فیکیرله شیریق
سیاست هر نقدر گوجلوده اولسا بیر گون اوز باشین یییر و هر عصرین اوز حوکمو وار کی نه سنین سوزووه باخیر و نه منیم سوزومه
آمما شئر ، سوز و هونر دونیاسی بیر باشقا عالمدیر کی هر اینسانی گنج ساخلاییب و اورگین شاد و جاوان ساخلار. فیکیری آچیق و اینسانی آییق ائیلر
دوزدو کی دوشونماق اوزی ده باشا بلا دور آمما ادبییات عالمینین دوشونجه سی آیری عالملرله فرقیلیدی
قادیر آلله دن بونی ایستیرم کی بیزی دوشونجه عالمینده دوسلردن آیری سالمسین

Thursday, February 12, 2009

افتتاح شهرستان ورزقان

اهالی شهرستان ورزقان ، آروزهای متعددی در زمینه های توسعه منطقه اشان داشتند که خیلی از آنها بدون تاسیس شهرستان هرگز تحقق نمی یافت چرا که منطقه مذکور همزمان با کرج بخش شده بود و کرج هم که معلوم بود چقدر از همسالی خودش پیشی گرفته و به قله های پیشرفت و توسعه دست یافته بود و هم ا ینکه چقدر از همزاد خودش فاصله گرفته و ملعبه ای برای فرصت طلبان شده بود
وانگهی یکی از دردهای بی درمان منطقه این بود که بارها مورد تجزیه و پراکندگی قرار گرفته و پلی برای بهروزی و ارتقاء سایر مناطق شده و عمق داغ محرومیتش روز به روز و سال به سال عمیقتر و عمیقتر میگردید هر که هم صحبت از تغییر وضعیتش می کرد مردم باور نداشته و بی تفاوت از کنارش می گذشتند چون بعد از انقلاب سه بخش خواجه ، خاروانا، سیه رود ازتجزیه منطقه تشکیل یافته و چندین روستا هم به بخشهای همسایه متصل گشته بود در کنار مردم نشستن همان و باز شدن باب گلایه ها و ناراحتی ها هم همان و هیچ مسئولی هم پاسخگوی صحیح این مطالبات نبوده است و اگر هم پیگیری هایی میشد از روی رفع تکلیف و کسب آرامش مردم بود
تا اینکه انتخابات دوره پنجم با پیروزی اصلاحات در میان دوره ای، فاز و مرحله جدیدی را پیش روی مردم و مسئولین قرار داد تقریبا" مردم کمی باور کردند که شاید به جای تعویض مدیران و آبدارچی ها و غیره اینبار فکری هم به حالشان بکنند و لذا سطح مطالبات مردم و توقعات بجایشان بالاتر گرفت و از مسئولین درخواست خودشان را بجد پیگیری نمودند
اینجانب در دوره پنجم در این رابطه تلاشهای شبانه روزی انجام و به حضور رئیس جمهور وقت آقای هاشمی رفسنجانی رسیده و دستور لازم را به وزارت کشور اخذ و همگام با مردم ، تلاش وافری را انجام دادم و وزیر کشور وقت هم دستور اقدام مساعد را صادر ولی به علت اتمام دوره آقای هاشمی عملا" کاری انجام نگرفت و به قول معروف بازی به وقت اضافی کشیده شد
یادم نمی رود اواخر دوره پنجم بود که مردم پیگیر چرایی امور از بنده و استاندار وقت بودند و بازهم وعده های امیدوار کننده مسئولین انتظار آنان را طولانی تر میکرد
انتخابات دوره ششم برگزار گردید و بنده بازهم و با قاطعیت آرای مردم، انتخاب شدم بعد از پایان انتخابات، سوء تفاهمی هم در شهر ورزقان به وجود آمد که تا مدتی تداوم یافت بنده دیگر فرصت را غنیمت شمرده و از اعتباری که در دوران اصلاحات نسبت به انتخاب مردم شریف بدست آورده بودم استفاده کرده و حلقه پیگیری ها را تنگتر و تنگتر کردم دیدارهای مختلف با کابینه دولت ،هماهنگی با استانداران وقت و نهایتا" دو دیدار موثر با ریاست دولت اصلاحات در این راستا مثمر ثمر واقع گردید و آخرین دیدار با وزیر کشوروقت آقای موسوی لاری تمام کننده بحث طولانی پروسه پیگیری پرونده تاسیس شهرستان ورزقان بود که به اتفاق جمعی از نمایندگان انجام گرفت
لازم به یادآوری است که در این راستا بیش از 50 دیدار موثر ملی و استانی، بیش از 300 فقره پیگیری تلفنی و بیش از 147 فقره مکاتبه مستقیم با مسئولین انجام گرفت تا اینکه این پرونده قطور جهت طی مراحل اداری به کمیسیون مربوطه در هیات دولت ارسال گردید
با توجه به کم رنگ بودن روابط فی مابین در شهر ورزقان من در این مدت تلاشم را صدچندان کرده بودم تا باب آشتی با یک هدیه مناسب و در شان مردم شهرستان باز شود و لذا دوستانی که ارتباط مستقیم با مسئله داشتند و از اوضاع کمی باخبر بودند مرا در این جهت تشویق و یاری می کردند اوضاع پیچیده تر بود از طرفی عده ای از اهالی از این مسئله راضی نبودند و از طرق مختلف هم نمک بر زخمها پاشیده میشد و از طرف دیگر عده ای نیز مسئله را غیرممکن می دانستند و لذا آتشی کاملا" زیر خاکستر بوده ودر منطقه هر آن احتمال ناآرامی می رفت
تابستان 1380 تکلیف شهرستان روشن شده بود ولی کسی جرات اعلامش را نداشت استاندار وقت استان با احتیاط ، جوانب امر را بررسی می کرد و برای تعیین فرماندارش برنامه ریزی مینمود مشکل حالا دو چندان هم شده بود چرا که نام ارسباران که قبل از انقلاب اسلامی برای حذف نام قره داغ به خورد ملت شریف داده شده بود، تنش زا شده و حساسیت را صد چندان کرده بود و همسایگان ما هم شدیدا" معترض بودند بدون اینکه به کنه مسئله پی برده باشند و من هم که اصلا" موافق آن نبودم (لازم به توضیح است که نام مربوطه از طریق استانداری وقت پیشنهاد شده بود) بصورت کتبی از وزارت کشور درخواست تغییر نام ارسباران را داشتم و مسئله هم برای من و مردم خاتمه یافته بود چون که مردم پیگیر شهرستان بودند نه اسم خاص که خوشبختانه با پیگیریهای استانداری و بنده این مشکل هم بعد از افتتاح فرمانداری، حل گردید و نام تاریخی ورزقان با تمامی اعضای خانواده اش و مفاهیم مربوطه اش ،حفظ گردید
جلسات مختلفی با مسئولین ذیربط جهت کسب آمادگی در بین مردم و مسئولین برگزار شد و اولین فرماندار شهرستان ارسباران(نامی که قبل از انقلاب اسلامی برای زدودن کلمه تاریخی قره داغ از دیارمان انتخاب گردیده بود ) یعنی ورزقان به نام صابر اسماعیل اقدم منصوب شد که نظرات مختلفی را هم به دنبال داشت و در مجموع به علت بومی بودن ایشان مورد استقبال عموم قرار گرفت
یواش یواش ما به فکر برنامه ریزی برای افتتاح افتاده و با تنی چند از اهالی منطقه تبادل افکار کرده و حدود یک ماه مانده به روز موعود که در زمستان هم واقع شده بودیم مقرر شد جلسه ای در شهر ورزقان تشکیل و از چگونگی موضوع حضار و به دنبال آن شهروندان عزیز را که بی صبرانه انتظار می کشیدند آگاه سازیم
جلسه ای در منزل آقای هوشنگ نصیرپور تشکیل گردید که اغلب ریش سفیدان و معتمدان شهر و از جمله گلایه مندان هم حضور داشتند ما حدودا" یک سال بود که بعد از انتخابات با اکثر آقایان دیداری نداشتیم من با احتیاط در جمع حضار وارد و به شدت و با صمییت هرچه تمامتر مورد محبت و تشویق آقایان مدعوین قرار گرفتم که برایم بسیار شیرین و خاطره انگیز است وقتی دوستان قطعیت تاسیس شهرستان را شنیدند فرق شعار و عمل را تمیز داده واغلب متاثر شده و صلوات فرستادند و اشک شوق از چشمان آنها جاری شد و همدیگر را در آغوش فشرده و بر اجرای دقیق برنامه های شادی آفرین در روز افتتاح تاکید کردند محبت بیش از حد مردم سرمای استخوان سوز ورزقان را بی اثر کرده بود و شهرستان شدن در واقع هویت ملی اهالی منطقه را بعد از سالیان سال بر خودشان برگردانده بود که بسیار با اهمیت و قابل تامل بود
جلسه ای نیز در استانداری تشکیل و بر آمادگی عام مردم تاکید گردید و این جلسات روز به روز اضافه تر برقرار و بر اهمیت موضوع می افزود اهالی شریف ورزقان زمینی را نیز برای احداث ساختمان فرمانداری در اختیار مسئولین قرار دادند که بسیار اسقبال خوبی شد

روز موعود 11/10/1380

بر اساس آمادگی های قبلی ساعت هفت صبح در یک هوای برفی زمستانی همراه با آقای دکتر سبحان الهی استاندار و دکتر عابدی معاون سیاسی وقت که هر دو در این راستا زحمات زیادی را متحمل شده بودند راهی ورزقان شده و بحثهای زیادی در رابطه با آینده شهرستان داشته و به نزدیکی روستای میرزا علی کندی رسیدیم و ناگاه جاده و منطقه برفی روستا را پر از انسانهای منتظر علاقمند یافتیم که با مفروش کردن راه و مزارع پوشیده از برف با زیراندازهای رنگارنگ، ساعتها منتظر عزیمت هیات بودند برای تکریم اهالی توقف نموده و پیاده شدیم اهالی هیات را چون نگینی در میان گرفته و تاسیس شهرستان را تبریک گفته و احداث پل روستا را از استاندار در خواست کردند و آقای استاندار هم قولی دادند که بعدا" با مشکل مواجه شد ولی ما با دوستان مسئله را حل کردیم بعد از ذبح قربانی گاو راهی ورزقان شدیم که از سه راهی اهر به ورزقان دیگر به علت استقبال پرشور و بیش از حد مردم که از تمامی قشرها حضور داشتند ،از ماشین پیاده شده و در جمع گرم و سبز اهالی به سوی محل مراسم که در ورزشگاه شهر پیش بینی شده بود حرکت کردیم به قدری حضور مردم فشرده بود که امکان حرکت به سهولت انجام نمی شد از روستاهای دور و نزدیک از منطقه خاروانا از شهرهای همجوار و از هر جایی که ممکن شده بود اهالی آمده و جمعشان را سبزتر و گرمتر از آن کرده بودند که کمتر احتمالش می رفت تاقهای مختلف در سطح شهر بسته شده و تزیین یافته بود و اغلب خیابانها را فرش انداخته و چراغانی کرده و مراسم مختلفی را در اقصی نقاط شهر بر پا کرده بودند عاشقان محلی در گروهای مختلف مشغول سرود خوانی بوده و ریش سفیدان و جوانان در دسته های متعدد مشغول مسابقه اسب دوانی شده و نظر حضار را به خودشان جلب کرده بودند خلاصه در همه محلات ،خانه ها ، رستورانها ، قهوه خانه ها، مساجد ،کوچه ها و خیابانها مراسم ویژه دایر شده و مردم را مشغول کرده بودند
با هدایت راهنمایان ازمیان انبوه مردم با سلام و صلوات و از مسیر ویژه به طرف سالن هدایت شدیم علی رغم اینکه بیرون مملو از جمعیت بود داخل سالن هم به اندازه نوک سوزن جای خالی نداشت مسیر تا جایگاه به سختی طی شده و در جمع مردم مشتاق و قدرشناس آرام گرفتیم شعارها پی در پی فضا را می شکافت وآن ناله ای بود که از چندین سال پیش در دلهای مردمان منطقه لانه کرده بود وآنروز به صور مختلف خودنمایی می کرد
مجری برنامه بارها از مردم اجازه شروع برنامه را خواسته بلاخره با تلاوتی چند از آیات قران مجید و سرود کشورمان برنامه ها شروع شد
آن روز برایم هرگز مانندی نخواهد داشت چرا که شادی واقعی مردم را در چهره های همه آنها رویت و لمس می نمودم و آن یک دموکراسی واقعی بود با تشویق جانانه مردم در پشت تریبون قرار گرفتم اشک شوق اجازه صحبتم نمی داد و مردم دوست داشتند که نماینده شان باز هم از شهرستان شدن شهرشان و دیارشان بگوید و من هم چند دقیقه ای وقت آنان را گرفته و خواسته های مردم را بار دیگر به استحضار استاندار و سایر مسئولین رساندم
و بعد اولین فرماندار پشت تریبون قرار گرفت و برمردم صحبت کرد و سپس فرماندار وقت اهر و بعد استاندار در جمع حضار سخنرانی نمودند و از آینده امیدوار کننده منقطه صحبت کردند و مراسم بیاد ماندنی منطقه و در واقع شهرستان ورزقان در آن روز خاتمه یافت اما موقعیت جدید منطقه تازه جا برای خود باز کرده و متولاد شده و در جمع 19 شهرستان استان قرار گرفت و ورزقان به درجه شهرستانی ارتقاء یافت
همه کدورت ها و همه گلایه ها با این اقدام دولت اصلاحات و نظر مثبت شخص آقای خاتمی از بین رفت البته منکر حرکات تازه تر نیستم مردم همدیگر را در آغوش کشیدند و ولادت این مولود ارزشمند را تبریک گفتند و بگذریم که بعضی از همسایه های ما که از شرکای ناتنی ما در منطقه بودند ناراحت شده و مسیرشان را عوض کردند و موضوع را از فرط ناراحتی به مطبوعات کشانده وپرچم ناسازگاری را علم کرده و هنوز هم ارادات ما را، از صمیم قلب پذیرش ندارند البته من محترمشان می شمرم ولی نماینده ورزقان بودم و جز این ،وجدانم را آرام و قانع نمی کرد و حق مردم هم همین بود که سالیان سال نادیده انگاشته شده و مردم مناطق ورزقان و خاروانا را سرگردان و آواره کرده بودند و نتیجتا" غبار محرومیت بر چهره های گولگون و زیباروی مناطق نشسته و سایه انداخته بود که تاسیس شهرستان، چون دستمالی حریری این چهره ها را پاکاند و با نوازشهای بهاری و چون نسیمی ملایم و روح افزا، زلفهای آشفته سرزمین قره داغ را شانه زده و معمای گیسوان به هم ریخته محبوب اهالی را باز گشود و طلسمها شکسته شدند که بگذریم
ما با استاندار راهی سونگون ورزقان(از آن تاریخ) شدیم و آقای استاندار هم راهنمائیهایی را برای دوستان داشتند در همان مسافرت سنگ بنای آموزشکده صنعتی سهند ورزقان گذاشته شد و بعدا" ببار نشست ما از سونگون برگشته و شهرستان ورزقان را به مقصد تبریز ترک گفتیم ولی شهرستان این مهمان تازه وارد با ورزقانی ها هم آغوش شد و او برای درمان دردهای مردم آمده بود و باید هم در آنجا می ماند
این روز،دیگر در تاریخ ورزقان تکرار نخواهد شد بدین خاطر هم خیلی برای ما عزیز و بزرگوار است ایکاش همه ساله سالگرد این روز بزرگ گرفته شود و نسل به نسل و سینه به سینه تاریخچه پر فراز و نشیب آن منتقل گردد آلان بخشی از دردهای بسیار مزمن منطقه درمان شده و این یعنی بازگشت عظمت والای شهرستان ورزقان به خودش
مزایایی چند از شهرستان شدن ورزقان
1- استقلال بودجه ریزی
2- استقلال ادارات و نهادها
3- تثبیت و رونق بخشیدن به منابع اقتصادی در منطقه از جمله معدن بزرگ مس سونگون
4- استقلال فرهنگی و هویتی
5- تاسیس مراکز آموزش عالی
6- ...شروع مطالعات و اقدامات زیربنایی از جمله سدها و راهها و
7- برقراری ارتباط مستقیم اداری ،سیاسی با مراکز استان و کشور
8- شروع مبارزه جدی با محرومیت زدایی
9- تاسیس مراکز مختلف خدماتی ،رفاهی و بهداشتی

اینک چندین سال از آن روزگار سپری شده است ولی هنوز هم شیرینی مراسم مذکور و شادیهای مردم هرگز از خاطره ها پاک نشده و فراموش نخواهد شد افسوس که گذشتگان با آرزوهای خود در خاک سرد و بی عاطفه آرمیدند و ایکاش سر از خاک بر می داشتند و این روزهای منطقه را رویت می کردند که هم جای آنها خالی است و هم جای شهدا
در این قسمت از مطلب بر خود وظیفه می دانم که از همه دست اندرکاران از جمله مجموعه دولت اصلاحات و روحانیت آگاه و فعال و همه اقشار مختلف منطقه که در پیگیریها ,اینجانب را یاری کردند تشکر و قدردانی نموده و تاسیس شهرستان ورزقان را بر ارواح پاک شهدای منطقه و بزرگان تاریخ ساز و علمای اعلام سابق از جمله ستارخان و علامه جعفری و ... تقدیم نمایم
و خاضعانه از مسئولان درخواست کنم که ورزقان را آنطور که در شاءنش هست مورد عنایت قرار دهند واقعا" به سادگی و سهولت به این مرحله نرسیده است بلکه هزاران نفر ساعت از بهترین اوقات مردم و مدیران کشور در دولت اصلاحات ،صرف این موضوع شده است و مردم باید روز به روز اثرات این ارتقاء را لمس کرده و برای ماندن در وطنشان برنامه داشته و به آینده امیدوارتر باشند

Friday, February 6, 2009

سی امین سالگرد انقلاب اسلامی

امسال نیز مثل سی سال گذشته با فراز و نشیبهای مختلف سپری گردید و همه دوستان انقلاب اسلامی را برای تکریم آن وا داشت من نیز به نوبه خودم سی امین سالگشت این نهضت بزرگ را بر همه مردم ایران تبریک و تهنیت عرض کرده و یاد روزهای پر تب و تاب بدو انقلاب را گرامی می دارم

Wednesday, January 28, 2009

خاتمی

خاتمی : عدالت توزیعی و صدقه ای ، ضد عدالت است



نواندیش: رییس جمهور سابق کشورمان گفت: « اگر بنده نیایم و این وضع ادامه پیدا کند؛ بار سنگین آن را بنده باید بکشم، ولی از آن طرف دیگر هم باید دید آیا اینکه بنده بیایم و هزینه مملکت افزایش یابد درست است؟ بنابراین هر دو طرف قضیه مشکل است والا تصمیم گیری بسیار راحت بود

به گزارش روابط عمومی دفترحجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی ؛وی در دیدار با مدیر مسئول و اعضای هیات تحریریه روزنامه دنیای اقتصاد گفت:«خیلی خوشحالم که ما شاهد یک روزنامه متین،سنگین و تاثیر گذار در جامعه هستیم

وی ادامه داد:«همیشه آرزوی ما این بود رسانه ها ی مستقل به عنوان نهادهای مدنی نقش عمده ای در تاثیر گذاری در نهاد مدنی که رابطه ای میان قدرت متمرکز و جامعه است، داشته باشند و نقش موثری را در آگاهی دادن به مردم و بالا بردن رشد فکری و تبدیل خواستها و نیازهای واقعی و آوردن آنها به سطح خودآگاه و پشتوانه آگاهی ایفا کنند

رئیس جمهور سابق کشورمان همچنین، رساندن آنچه در جامعه می گذرد به کسانیکه در قدرت هستند و داشتن نگاه نقادانه و نه تجلیل و تملق را از دیگر خصوصیات رسانه هایی دانست که او همواره آرزوی دیدن آنها را داشته است

وی افزود:«یکی از کمبودهایی که برای گذار از دوران گذشته به دورانی که نوعی مردم سالاری بر آن حاکم باشد احساس می شود، احساسی بودن قضیه و کم تحمل بودن حکومت ها در برابر رسانه هایی است که هم بیان کننده حرف مردم هستند و به مردم آگاهی می دهند و هم نقد می کنند بوده است

خاتمی تصریح کرد:«حکومت‌ها گاهی به صورت توقیف رسانه و گاهی با ایجاد فضای نا امن برای آن نمی گذارند، نقش مستقل و آزاد را ایفا کنند و خود به خود رسانه دچار خودسانسوری می شود.»
وی همچنین گفت:«همیشه آرزو داشته‌ام شاهد رسانه های زنده، مستقل و درعین حال دارای احساس مسئولیت یعنی با اندیشیدن به منافع،تمامیت کشور و ارزشهایی که در جامعه حاکم است باشم. رسانه هایی که به نقش آگاهی بخشی خودشان یعنی رساندن آنچه در جامعه می گذرد به مسئولان عمل کنند و هم نقد قدرت حکومت که مهترین رمز و راز وعاملی است که از انحراف و سقوط و لغزیدن جامعه به ورطه خودکامگی جلوگیری می کند، بپردازند

رئیس بنیاد باران تاکید کرد که به درستی رکن چهارم مشروطه را مطبوعات گفته اند

وی روزنامه دنیای اقتصاد را روزنامه ای فعال و موثر دانست و گفت:«این روزنامه از جمله می خواهد به حوزه اقتصاد که اثر ملموسی در جامعه دارد بپردازد.روزنامه شما با حسن نیت و تلاش و استقلالی که دارد و با احساس مسئولیت نسبت به سرنوشت کشور و ارزشها تلاش کرده که نقش خود را داشته باشد و انشالله در ادامه نیز خواهد داشت

سید محمد خاتمی در بخش دیگری از سخنانش، اقتصاد را امر انتزاعی و بدون رابطه با امور دیگر ندانست و افزود:«نمی توانیم در مورد اقتصاد، بدون توجه به فرهنگ و سیاست صحبت کنیم.اقتصاد به نحوی همه وجوه و حوزه های زندگی اجتماعی را تحت تاثیر قرار می دهد

رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها یادآور شد:«ما در وضعیتی هستیم که اگر به گذشته خود و آنچه در حال حاضر در کشور، منطقه و دنیا و آنچه به لحاظ فکری پیرامون ما جریان دارد نگاه و آگاهی نداشته باشیم، نمی توانیم تصمیم درستی در باره خودمان بگیریم

خاتمی با اشاره به اینکه کشورمان استبداد زده است و بیش از یکصد سال است که خواستار آزادی،مردم سالاری و پیشرفت بوده ایم؛ ادامه داد:«در دنیایی هستیم که با این خصلت و خواست به سر می بریم و وقتی می خواستیم خواستها را تبیین و یا برای آنها برنامه ریزی کنیم با دیدگاهها و اندیشه های مختلفی روبرو بوده ایم

رئیس بنیاد باران، تصریح کرد:«غلبه تمدن غرب بر واقعیت دنیا، هم به لحاظ فکری،اخلاقی و ارزشی و هم به لحاظ واقعی در عرصه اقتصاد، تکنولوژِی و مدیریت در جامعه وجود داشته است، در مقابل آن هم عکس العمل‌های متعدد و متفاوتی وجود داشته است.در تفکر اقتصادی سیاسی غرب پرسش‌های زیادی وجود داشت البته شاهد حرکت های مختلف نیز بوده ایم

خاتمی با تاکید بر اینکه «در جوامعی مثل ما حالت شیدایی و نفرت نسبت به غرب وجود داشته است»، اظهار داشت:«متاسفانه در عرصه اجتماعی و اقتصادی دچارچپ زدگی بوده ایم ؛در حالیکه اندیشه و مرام چپ هم از غرب آمده است

وی یادآور شد:«در موقعی که انقلاب عظیم ما رخ داد به دلیل اینکه مردمی بود و به رهبری ممتاز امام خمینی شکل گرفت، دنیا را تکان داد به لحاظ بحران‌هایی که در غرب وجود داشت و هم وضعیتی که ما داشته ایم در امر ساختن جامعه دچار مشکل بودیم و هنوز هم هستیم

رئیس جمهور سابق کشورمان با تاکید بر اینکه «ما باید با معیارهای فرهنگی و اسلامی و دینی شرایط اقتصادی خودمان را تعریف کنیم و به جمع بندی برسیم»، افزود:«نباید در دموکراسی و مردم سالاری تردید کنیم.مردم سالاری خواست غالبی است که بر وجدان بشر در شرق و غرب حاکم بوده و بشر به این نتیجه رسیده است کم هزینه ترین و پر فایده ترین شیوه اداره کشور مردم سالاری است
وی افزود:«افتخار می کنیم الگویی که انقلاب اسلامی و امام(ره) عرضه کرد جمهوری اسلامی بود

رئیس دولت اصلاحات تصریح کرد:«ما در عرصه اقتصاد هم پیشرفت می خواهیم و هم عدالت و اگر می خواهیم مسیر مطمئن و آینده بهتر داشته باشیم باید راهبرد و راهکارها را دقیق و علمی و با واقع نگری تبیین کنیم

وی ادامه داد:«ما باید راهکاری برای واقعیات زندگی ایجاد کنیم و فضا را برای بحث ونقد باز بگذاریم تا بلاخره به گفتمانی برسیم که هم عملی و هم منطبق با شرایط تاریخی و فرهنگی ما باشد و باید به این گفتمان برسیم و اگربه آن نرسیم نمی دانیم کیستیم.البته از نظر من ماهیت و ابعاد این گفتمان مشخص است و در جامعه هم زمینه های گسترده ای دارد و همه تلاش روشنفکران مومن خیرخواه باید برای بسط و تثبیت این گفتمان باشد.کار مهمی که معتقدم اصلاح طلبی اصیل متفکل آن بوده و انشالله خواهد بود
خاتمی در ادامه به انتخاب خود در سال 76 اشاره کرد و گفت:« در آن مقطع آنچه دغدغه آن را داشتم، این بود که اگر بخواهیم جامعه به جلو حرکت کند باید از آزادی های اساسی دفاع کرد و علم را را جدی گرفت و نیز طبعا عدالت هم در جامعه مهم است

رئیس جمهور سابق کشورمان ادامه داد:«ما نمی توانیم فقر و فساد و تبعیض را تحمل کنیم.اگر نتوانیم روش درستی برای اقتصاد داشته باشیم که بتوانیم ساز و کارهای اقتصادی درست را در جامعه تشخیص دهیم هیچ وقت به عدالت نخواهیم رسید و عدالت توزیع فقر خواهد بود

وی با تاکید بر اینکه«اگر عدالت را عدالت توزیعی و صدقه ای دانستیم این ضد عدالت است»، اظهار داشت:«باید کاری کرد که فقر نباشد،برخورداری مردم و توزیع عادلانه باشد که اینها مستلزم ثروتمند بودن و شدن جامعه است

خاتمی عدالت را وسیع تر از آنی دانست که اکنون به آن پرداخته می شود و در مورد آن صحبت می شود دانست و گفت:«اگر انسان حق حاکمیت بر سرنوشت دارد که در اصل 56 قانون اساسی ما آمده و در دنیا نیز آزادی حق انتخاب،حق برآمدن حکومت از متن مردم و حق مسئولیت حکومت در مقابل مردم و حق انتقاد از حکومت پذیرفته شده است؛دفاع از این حق مهم از بارزترین مصادیق عدل و عدالت خواهی است

وی ادامه داد:«من از عدل، دموکراسی و آزادی هم در می آورم.البته اقتصاد هم بسیار مهم است ونیز تاکید می کنم که در جامعه مدنی، کدام بخش قوی ترو محکم تر از بخش خصوصی به عنوان نهاد مدنی است؟بنابراین باید بخش خصوصی را تقویت کنیم

رئیس بنیاد باران تصریح کرد:«باید امکان داد بخش خصوصی بتواند ایجاد تولید،ظرفیت و اشتغال بکند.طبعا مالیات هم باید بدهد و از آن برای اداره کشور و مدیریت و ارتقاء زندگی جامعه مصرف شود
خاتمی به ایجاد حساب ذخیره ارزی در دولت اصلاحات اشاره کرد و گفت:«علاوه بر این وجوه ارائه شده برای تقویت بخش خصوصی در جهت سرمایه گذاری بود، معافیت مالیاتی را برای سرمایه گذاری در نقاط محروم گذاشتیم و ده‌ها کار دیگر که اینها یعنی کمک به فقر زدایی و ایجاد عدالت در جامعه؛در عین تلاش برای نیرومند شدن اقتصاد و تولید کشور

رئیس جمهور سابق کشورمان از سند 20 ساله چشم انداز به عنوان نقشه راه و نقطه مشترک یادکرد و اظهار داشت:« باید پرسید آیا ما واقعا در آن مسیر حرکت کرده ایم؟معتقدم اگر با این در آمد بالای نفتی تدبیر در مسئولان وجود داشت می توانستیم فاصله 20 ساله را به 10 سال کاهش دهیم.یعنی بعد از 10 سال برترین قدرت در منطقه باشیم

سید محمد خاتمی در ادامه ترجیح خود را کار کردن در دو عرصه فکری و فرهنگی داخلی وبین المللی عنوان کرد و افزود:«کار کردن در عرصه فکری و فرهنگی داخلی برای تقویت به بینش دینی واجتماعی و تربیت انسانی که بتواند در جامعه مردم سالار سازگار با دین زندگی کند کار فرهنگی گسترده ای می طلبد و از سوی دیگر علاقه دارم در عرصه بین المللی هم که با امکانات اندک در مقابل دو جریان خطرناک اسلام فوبیا و اسلام تروریسم و خشونت گرایی که به نام اسلام مطرح می شود؛فعالیت کنم

وی با طرح این سئوال که «چگونه انسان مسلمان می تواند با غرب گفتگو کند؟»، اظهار داشت:«معتقدم گفتگوی تمدنها می تواند در این زمینه ها کار کند

خاتمی با اشاره به وضعیت حاکم بر کشور گفت:«وضعیت کنونی درست نیست و به نفع کشور، به نفع اقتصاد، سیاست و اسلام ورهبری نیست.معتقدم باید حرکتی برای حفظ جایگاه رهبری در کشورو نیز بهبوداوضاع صورت بگیرد.ما نسبت به اسلام، نظام و رهبری مسئولیم

رئیس دولت اصلاحات، ادامه داد:«معتقدم جامعه ما عوض شدن وضع ناگواراقتصادی؛ارتقاء حیثیت و جایگاه ایران در عرصه جهانی و رفع فشارها و تهدیدها را می خواهد که البته تحقق این خواستها چند سال به طول می انجامد وتحقق این امر تحمل مردم و عدم کارشکنی تشکیلات کنونی را می طلبد

خاتمی به این گفته خود که « یا من می آیم یا مهندس موسوی»، اشاره کرد و گفت:«دلیل بیان این موضوع این بود که احساس کردم ایشان احساس خطر کرده اند.مهندس موسوی انسان نجیب،شریف،باتدبیر،باظرفیت و اهل کار جمعی است

وی ادامه داد:«اگر نخواهم بیایم مهندس موسوی، بیشترین ظرفیت برای کسب آرای مردم را دارد.در انتخابات آینده نباید ریسک کرد وفقط شرکت کنیم بلکه باید شانس پیروزی هم وجود داشته باشد چون احتمال عقلایی برای موفقیت درانتخابات محور اصلی ماست

رئیس جمهور سابق کشورمان بار دیگر بر این نکته تاکید کرد که «ترجیح من این است که نیایم» و افزود:« فکر می کنم آمدن ما برای کشور هزینه خواهد داشت ولی انشالله تکلیف طی روزهای آینده مشخص خواهد شد

وی در پایان در پاسخ به این پرسش که در صورت عدم حضور در انتخابات قضاوت تاریخ و آیندگان را چگونه توجیه خواهد کرد؟گفت:«اگر بنده نیایم و این وضع ادامه پیدا کند، بار سنگین آن را بنده باید بکشم، ولی از آن طرف دیگر هم باید دید آیا اینکه بنده بیایم و هزینه مملکت افزایش یابد درست است؟ بنابراین هر دو طرف قضیه مشکل است والا تصمیم گیری بسیار راحت بود

سید محمد خاتمی خاطر نشان کرد: اگر بنده نیایم و روند فعلی ادامه پیدا نکند برد بزرگی است ولو اینکه ما در مرحله ایجاب به همه ایده آل های خود نرسیم ولی مملکت وضع بهتری پیداکند

Tuesday, January 27, 2009

شاه سلطان حسین کیست؟

سیاوش شهریور
به نقل از سایت یاری نیوز
هر سرزمینی و هر تاریخی و هر ملتی هم قهرمان دارد و هم ضد قهرمان، هم حکیم دارد و هم دیوانه، هم آزاده دارد و هم پست. این وجدان و زبان و نگاه و احساس ماست که در هر روزگاری قهرمان و حکیم و دیوانه و خائن و شجاع و پست را می شناسد و تقدیس می کند و بیاد می آورد و اسطوره می کند
تاریخ ما نیز از این قاعده مستثنی نیست و به حکم جبر زمان مجبور می شود که به یاد بیاورد و یا فراموش کند. اگرچه به یاد می آورد تا اسباب فراموشی اش را مهیا کند.شاه سلطان حسین نیز از آن شخصیت هایی است که در تاریخ ما مانده است و اکنون از فراز سالیان فراموشی دوباره به لطف شیرین زمان و قدرت و رقابت و قضاوت مرده ریگش را به مرور می نشینیم. خاتمی اما معاصر است، هم تاریخ و هم زمان و همراه ما. او پیش چشم و ذهن و زبان و قضاوت ماست. از بد حادثه ایستاده ایم و آتش دریغ را در انبان وجودمان افکنده ایم و چون کولیان شب های زمستانی به انتظار آتش امیدی نشسته ایم و در آرزوی ققنوس قهرمانی که از این آتش دیرپا برخیزد و رهایی تازه به ارمغان آورد و فسوس و دریغا که قهرمانان همچون همای و سیمرغ از جهان ما رفته اند
باری می خواهیم از رهگذر یک قیاس به کالبدشکافی قهرمان و ضد قهرمان بپردازم. امروز ما تاریخ را می سازیم و ارابه آن را از سر فردا عبور می دهیم. شاید امروز که خاتمی را شاه سلطان حسین فرض می کنند فردا مجبور باشند برای پاسداشتش خودشان را با او قیاس کنند که فردا چه بازی کند روزگار
من تاریخ را به مدد می گیرم و هر دو را با هم به تفسیر می نشینم
- شاه سلطان حسین شاه بود و دارای فره ایزدی و ادعای جانشین خدا در زمین بودن و ظل الله بودن و چون اجدادش محرم اسرار بودن و پادشاه دین بودن و صدر خاص و عام بودن داشت و خاتمی رییس جمهوری بود که طبق قانون اساسی اختیاراتی محدود داشت و او حتی مدعی رییس جمهوری واقعی بودن نداشت و خویش را از سر دریغ و تواضع و درد تدارکاتچی نامید و ادعای جانشینی خدا و امام زمان(عج) را هم نداشت و خویش را جز منتخب ملت بودن به هیچ لقبی مفتخر نکرد
- شاه سلطان حسین قدرت و سلطنتش را به وراثت و سفارش و تغلب (غلبه بر دیگر رقبا) و زور و شانس به دست آورده بود و جز مرگش سلطنتش را زوالی نبود اما قدرت خاتمی از راه رقابت، انتخاب، دموکراسی و اقبال مردمی و برای دوره محدودی به دست آمده بود
- شاه سلطان حسین به هیچ کس پاسخگو نبود و کس را یارای نقد و نظارت او نبود که اگر خاطر ملوکانه اش بر می آشفت سزای منتقد و مصلح با کرام الکاتبین بود و پاسخ هر تقاضای ناصواب و هر انتقاد گزنده ای زندان و شکنجه و تبعید و دربدری اما خاتمی به همه پاسخگو بود و او زیر تیغ تیز نظارت دستگاه های متنوع و متکثر دولتی و غیر دولتی بود. شاید به جرات بتوان گفت بیشترین نظارت تاریخ در حق او اعمال گردید. از دانشجو تا روزنامه نگار، از شورای نگهبان تا قوه قضائیه، از سیاسیون تا همه ملت، او و اقداماتش را رصد، نقد و نظارت می کردند
- شاه سلطان حسین با مداح و رمال و جن گیر و فالگیر و جادوگر محشور بود و معرفت و اندیشه و اقدامش منبعث و متاثر از آنان بود و ملک و ملت و دین را به دست بی کفایت آنان و پیشگویی شان سپرده بود و برای فکر و عقل و تجربه و فلسفه و فیلسوف و فقیه در اداره امور کشور ارزشی قائل نبود و دل به اوراد و ادعیه سپرده بود و معرفتی به روزگار خود و معیشت مردم و اقتصاد و سیاست کشور نداشت و منزوی و محدود به چاکران و متملقانش و دعاگویان دربار بود و خاتمی با منتقد و متفکر و فقیه و استاد دانشگاه محشور بود و تمام برنامه و عملش را نیز به داوری خرد و تجربه سپرده بود و جهان مدرن روزگار خود و مناسبات قدرت و معیشت و همه مولفه های زندگی جدید را می شناخت
- شاه سلطان حسین جز حرف و نظر و رای ناصواب و سبکسرانه و بی تدبیر و مستبدش صحبت و نصیحت و نظر و انتقادی را بر نمی تافت و تا آخرین روزهای سقوط باد قدرت در دماغش چنان زاویه دید و فکرش را تنگ کرده بود که زلزله سقوط و فروپاشی را نشنید و به تدبیر هیچ کس دل و جان نسپرد و از خر شیطان و خودرائی و قدرت و استبداد و شمشیر پایین نمی آمد و جز ربان زور نمی فهمید. غرور آنچنان کورش کرده بود که احساس خدایی می کرد و نمی دانست که فرعون ها هم می میرند. اما خاتمی چه؟ خاتمی دل به مشورت سپرده بود . برنامه داشت. خروجی ذهن و زبانش جز فهم و منطق و عقلانیت نبود. او به هیچ کس زوری نگفت و هیچ خاطری را از سر نخوت و غرور نرنجانید او گریه کرد اما گریه کسی را درنیاورد
- شاه سلطان حسین حکومت می کرد و بی توجه به حال ملک و ملت مشغول پادشاهی و سفر و غرور و قدرت. او هم ناظر بود و هم مجری. هم قاضی القضات بود و هم سپهسالار. هم دیوانسالار بود و هم قانون پرداز. اما خاتمی کشورداری می کرد. او مسوول قوه مجریه بود و لاغیر و خود می دانیم که تا کجا و چه اندازه و به قول خودش یک تدارکاتچی
خاتمی شاه سلطان نبود. چون ترس او و شاه سلطان حسین از یک جنس نبود.در دنیای جدید معنی همه گزاره ها و معناها و واژه ها و عبارت ها تغییر کرده است. دنیای نبرد تن به تن دیروز به دنیای نبرد عقل و تدبیر و اقتصاد و ترقی تغییر کرده است. امروز ترس دولت ها از جنس ترس از جنگ و کشتار و ویرانی و تحریم و بیکاری و عقب ماندگی است. امروز ترس از کاهش تولید ملی و درآمد ناخالص ملی است. امروز ترس از نابودی منافع ملی و استراتژیک است ترس امروز از جنس رفاه و اقتصاد و پیشرفت و ترقی است. اگر کشوری یا سیاستمداری با احتیاط و محافظه کاری و دیپلماسی سخن می گوید و رفتار می کند دیگر بر او ننگ و عار و نفرت و وهنی نیست. چه که جهان امروز جز تدبیر و سکوت و احتیاط را بر نمی تابد
امروز در عرصه سیاست و نظام روابط بین الملل کسی در ستایش دیوانگی خطبه نمی خواند. آیا صدام شجاع بود یا دیوانه. رفتار او ملت و کشور عراق را به ویرانی و انهدام و تلاشی و شکست و نابودی کشاند. مگر او به همه فحش و ناسزا نمی گفت. مگر او به همه حمله نکرد از عجم تا عرب. آیا تاریخ و وجدان و ذهن و روان هیچ انسان شریف و عاقلی او را شجاع می داند. مگر امام (ره) صلح را به خاطر مصالح کشور و ملت نپذیرفت. آیا او ترسو بود؟ هیهات. هرکسی که زمام قدرت را به دست گیرد باید فرق ترس و دیوانگی را بداند
خاتمی ترسو بود ولی دیوانه نبود. مگر در جنگ خلیج فارس ما با درایت از صحنه یک جنگ حتمی نگریختیم. آیا ترسو بودیم؟ امام حسن به خاطر جان شیعیان اندکش تن به صلحی داد که امروز از ورای هزاران تفسیر به ستایشش می نشینند. ترس خاتمی حداکثری از جنس تدبیر و دلسوزی و وظیفه و تکلیف داشت
برادران و خواهرانم ترس در اخلاق است که ذات خود را نشان می دهد. انسان ترسو بی گذشت است. انسان ترسو انتقامجو است. انسان ترسو عیب جو و خودسر است. انسان ترسو ریاکار و مزور است. انسان ترسو دروغگو و ادبار است. آیا منصفانه خاتمی ترسو بود
از همه مهمتر چه عواملی حس حمله و تاراج اصفهان را در سر فاتح جراری چون اشرف و محمود افغان گذاشت. آنها احساس کرده بودند که کشور و پایتخت ضعیف و بیمار است. مردم از صاحبان قدرت و شوکت ناراضی اند. مالیات ها کمرشکن و مردم در فقر و بیماری اند. کسی به فکر ملک و ملت نیست. همه سرنوشت کشور را به دست خرافه و رمل و دعا سپرده اند. عقل از کشورداری رفته است. خزانه خالی است و ... . اینها جرم شاه سلطان حسین و اذنابش بود
ولی خاتمی خزانه ای پر گذاشت. کشوری آبرومند و دارای شوکت. مردم به نسبت همه ادوار بعد از انقلاب راضی تر و بهتر. کمر غول بیکاری در حال شکستن بود. رشد اقتصادی قابل قبول عقل و تدبیر جایگزین شده بود. او رجز نمی خواند. او وعده دروغ نمی داد. او فحش و ناسزا به کسی نمی گفت. او سیل سرمایه گذاری خارجی را به کشور گشوده بود
در برابر خدا آیا خاتمی کشور را ضعیف کرد یا قوی و آبرومند. آیا او شاه سلطان حسین ایران بود یا شاه عباس ایران. خاتمی فیلسوف خداترسی بود که شرم و اخلاقش با ادب و سکوت جمع شده بود. خاتمی نه یک فرمانده جنگ بود و نه یک چریک مسلح و نه یک پارتیزان اهل خطر
فرق بین یک رهبر انقلابی و یک رییس جمهور اصلاح طلب از زمین تا آسمان است. معنای اصلاح طلبی یعنی صبر، آرامش، سکوت، تدبیر، عمل، سیاست، دوری از افراط و خشونت، پرهیز از هوچی گری و فریاد. اصلاح طلبی یعنی آهسته و پیوسته پیش رفتن. راستی من از روشنفکران و سیاسیون وطنم می پرسم از آن همه انقلابی گری و شور و شعار و مخالفت و مبارزه مسلحانه و غیره و غیره چه خیری در این تاریخ معاصر عایدمان شده است. بی شک همه ما هم نظر و هم رای هستیم که خاتمی می توانست از فرصت های تاریخی و طلایی پیش آمده بهتر استفاده کند. شاید از صلابتش برای روزهای لازم گله مند باشیم. شاید او را سزاوار ملامت بدانیم اما همیشه او را به عنوان اصلاح طلبی اندیشمند و شریف و شجاع ستوده ایم. او همیشه سزاوار احترام و مهر است. چه کسی شهامت برخورد و افشای لانه فساد و کشتار و تباهی در قتل های زنجیره ای را داشت؟ چه کسی زهره ایستادن در پیشاپیش جنبش اصلاح طلبی ملت ایران را داشت؟ چه کسی شعار جامعه مدنی داد؟ چه کسی علم روشنفکری را از سطح خبر و روزنامه و مجله به سیاست و عمل و گفتمان کشید؟ و ...
او قهرمان نیست. این ادعا و اذعان خود او هم است. او سیاستمدار و مدیر و روشنفکر و روحانی است که بر استوانه مدرج شخصیتش از قدرت و توان و نبوغ و کارو عمل تا ضعف و تردید و اشتباه را با هم دارد. او هیچ گاه بی درد و بزدل و عافیت طلب نبوده است. تاریخ گواهی خواهد داد که شاه سلطان حسین های این سرزمین کیست