اخبار سراسری افزایش سرمایه گذاری خارجی در کشور را اعلام کرد و ... با خودم گفتم باز خدا دولت مردان گذشته را حفظ کند که الان نانش را می خورند و نمکدانش را هم می شکنند چرا که اگر بسترها اماده نمی شد هرگز این اتفاقات نمی افتاد حالا گیرم که قیمت سیب زمینی افزایش یافته است
Tuesday, May 29, 2007
Tuesday, May 22, 2007
بنزين
در قوانين مصوب گذشته هميشه و به طور اتوماتيك افزايش قيمت هاي مشتقات نفتي تا ده درصد گنجانده شده بود و مردم تكليف خودشان را همه ساله تا دولت فعلي مي دانستند و برنامه هاي زندگي خودشان را تنظيم مي كردند كه با برخورد قاطع و غير كارشناسي دولت فعلي با مصوبه مذكور طي دوسال گذشته تقريبا" بر پايگاه مردمي خود افزوده و مانع اجرائي شدن اين مورد تورم زا شدند تا اينجا همه مصرف كنندگان به ويژه افراد كم درآمد به دولت موجود آفرين ها گفته و كف هاي بي مثال روانه ساختند ولي از لحاظي كه دولت كريمه ايجاد تغيير در قيمت ها از جمله بنزين را در پيش گرفت و اين افزايش را هم نوعي كارشكني ديگران در اداره امور معرفي كرد باز مردم شريف سرگردان شده و منتظر تصميمات طولاني مدت دولت مانده و هنوز كه هنوز است مقدمات كار فراهم نشده و مردم كمي با مشكلات مواجه هستند حالا به گذريم از اينكه نفت در ايران يك هديه الهي است و نبايد در تصميم گيري آن شتاب كرد . پول نفت كه الآن به اين صورت به سفره هاي مردم سرازير شده اغلب مردم به فكر سدبندي بين خودشان با سفره هايشان افتاده اند كه مبادا سيل پول نفت از سفره ها سرريز كرده و اعضاي خانواده را با خود ببرد البته اين هم يك نوع كارشكني مخالفين دولت است كه مي خواهند اقدامات شايسته دولت را بي اهميت جلوه داده و آن را ناكارآمد نشان دهند كه البته زياد هم كارآمد نيست مگر در افزايش قيمت ها و مسافرت به زيارت مردم شريف نقاط مختلف كشورمان و ناكارآمد جلوه دادن افراد مجرب و مردمي
از طرف ديگر حالا بايد منتظر سهميه بندي سوخت خودروهاي خصوصي و اعلام قيمت آزاد آن هم باشيم كه آن هم به خاطر اينكه دولت ديگر جرات افزايش قيمت ها را با شتاب ندارد و مجلس هم به خاطر هراس از كاهش آرا كه خوشبختانه اغلب آنها رائي هم ندارند نمي تواند دخالت مستقيم نمايد در هاله اي از ابهام فرورفته است اميد كه با اعلام نظرنهائي دولت اقلا مردم به آرامش فكري رسيده باشند
Wednesday, May 16, 2007
Monday, May 14, 2007
نفلین ایران
مروری بر روند پروژه نفلین سینیت کشور
ایران دارای ذخایر قابل توجه نفلین سینیت بوده و اغلب تمرکز آن در استانهای شمال غرب کشور میباشد مطالعات آن از قبل از انقلاب اسلامی شروع و بعدا" هم مطالعات دقیق تری انجام تا اینکه مناطق کلیبر و بعدا" سراب به عنوان ذخایر قابل قبول شناسائی گردیدند و اهم برنامه ها در منطقه سراب شروع شد تا اینکه در منطقه مذکور با پیگیری های نمایندگان وقت و موافقت و تصویب دولت توسعه نگر هاشمی اقدامات اساسی صورت گرفت و در زمان دولت مردمی خاتمی کلنگ اجرائی شدن پروژه در زمین واگذار شده به زمین زده شد و آرزوهای به یاس تبدیل شده مجددا" به امیدواری مبدل گردید ولی باز هم ادامه طرح از طریق مدیران وقت وزارت صنایع و معادن مورد تردید قرار گرفت که خلاصه در سال 1384 با اتمام به روزآوری بار دیگر بر اقتصادی بودن پروژه تاکید گردید البته دلایلی که بر اجرائی بودن پروژه اثرات مثبت داشت میتوان به صورت زیر خلاصه نمود - ایران فاقد ذخایر بوکسیت بوده و با این اوضاع اقتصادی جهان شاید نتوان بر واردات از سایر کشور ها اعتماد نمود
ذخایر نفلین سینیت در کشورمان قابل توجه بوده که می توان در کنار تولید پودر آلومینا مقدار زیادی نیز سیمان و سایر محصولات جانبی تولید نمود
وجود در صد بالای سیلیس در این سنگ یکی از موارد مهم اقتصادی بودن پروژه به حساب می آید که دولت می تواند به جای صدور مجوزهای سیمان همه را به این پروژه هدایت و کل ظرفیت سیمان شمال غرب را از این طریق تامین نماید و همچنین شرکت احداث صنعت وزارت صنایع و معادن بایستی در سیمان این پروژه مشارکت و سرمایه گذاری نماید
افزایش ظرفیت کارخانه اصلی از 200 هزار تن به ظرفیت بیشتر که در آن صورت اولا" بیست در صد نیاز سیمان کشور برطرف می شود و ثانیا" پنجاه در صد نیاز پودر آلومینای کشور در طول برنامه چهارم تامین می گردد
- تاکید بر اجرائی شدن پروژه هماهنگ با سیاست نظام در جهت عملی کردن توسعه پایدار مناطق محروم کشور است.
(در مورد استحصال آلومینا از نفلین در روسیه گامهای بزرگی برداشته شده است ولی متاسفانه عده ای این اقدام روسیه را محصول جنگ سرد می دانند که این مسئله کاملا" صحیح نیست چرا که روسیه دارای دانش فنی بوده و توانسته به جای واردات ، از معادن خودش استفاده کند که ما هم می توانیم. حتی روسها برای سرمایه گذاری در این پروژه ، اعلام آمادگی کرده بودند که شاید همین تردید ها مانع از توفیقات لازم شده است
با توجه به اینکه مجددا" تست در مقیاس آزمایشگاهی بزرگ در کشور چین انجام شد و به روزآوری مطالعات دوباره در سال 1384 انجام گرفت و آلومینای تولید شده تنی 200 دلار رقمی است که در بدبینانه ترین شرایط در در گزارش به روزآوری در نظر گرفته شده است و سیمان تنی 50 دلار منظور گردیده و باز هم اقتصادی بودن پروژه را تثبیت نموده است البته به شرطی که تولید سیمان را به فازهای بعدی موکول نکنند و به دنبال راههای مختلف غیر اقتصادی بودن پروژه نگردند و این پروژه را با توجه به زحمات علمی و فنی کشیده شده به فراموشی نسپارند
مسئولین در جریان خرید آلومینا از خارج کاملا" هستند و انصاف نیست دوباره وابستگی به خارج را تجربه و به آیندگان سفارش نمایند و با صرفه بودن واردات را توجیه کنند (در صورتی که فقط حمل بوکسیت از گینه به مرزهای آبی بیش از 120 دلار هزینه در بر دارد و هزینه های استحصال و غیره هم باید به آن اضافه شود ) در آن صورت خیلی از پروژه ها در کشور شاید باشد که واردات محصولات تولیدی از تولید در داخل با صرفه تر است ما نباید پیش بینی های بدبینانه را در پیش به گیریم واقعیت این است که استخراج و استحصال این ماده معدنی در کشور به شرط اجرای کل پروژه اقتصادی و به نفع مردم است. ترس از این است که روزی تولید گندم در کشور هم توجیه اقتصادی نداشته باشد
از طرف دیگر تولید آلومینا از نفلین در کشور یک موفقیت علمی مثل سایر علوم و فنون است صراحتا" باید به گویم یا ما دارای دانش فنی هستیم که مسئولین مربوطه در کلیه مدارک و اسناد خودشان موظف و مکلف به انتقال دانش فنی از کشور روسیه به ایران شده اند (طبق قرار دادهای منعقده بین مسئولین طرح با پیمانکار) و در افتتاح پایلوت آذرشهر هم در تابستان سال گذشته عملا" بر آن تاکید داشتند (به گذریم که هنوز در پودر آلومینای تولید شده تردید دارند) و میلیاردها ریال از بیت المال در پایلوت آذرشهر)حدود 200 میلیارد ریال ) و مبالغی هم در خود پروژه هزینه شده است و در این صورت تاکید بر اینکه ما دانش فنی نداریم و مثلا" روسها همکاری نمی کنند دیگر جایگاهی ندارد و ما قادر به اجرای پروژه هستیم حتی در این راستا شرکت وامی توک ایران معتقد به صدور دانش فنی به خارج از کشور هم هست پس بهتر است مسئولین وزارت صنایع و معادن به توفیقات علمی کشور که بومی شده است اهمیت دهند و بر مبنای آن همه هزینه و این همه توفیقات علمی ، پروژه را اجرا نمایند
یا اینکه ما دارای دانش فنی نیستیم که این هم مشکل آفرین و مسئله ساز است پس افتتاح پایلوت و بومی شدن دانش فنی و صدور آن به داخل و خارج به کجا می رود؟
ذخیره ارزان قیمت هم که به حد کافی هست یعنی اگر سالی حتی دو میلیون تن آلومینا تولید کنیم برای بیش از دویست سال ذخیره کفاف می کند در این صورت میزان بسیار بالائی از مردم منطقه و متخصصین کشور هم شاغل خواهند شد
از طرف دیگرعده ای معتقد به انرژی بر بودن فلز آلومینیم هستند و این را طوری مطرح می کنند مثل اینکه تازه کشف کرده اند و بر خود می بالند که علل اینکه در سواحل خلیج فارس انرژی ارزان وجود دارد و ... آنجا می صرفد و ... ،بلی درست است ولی باید گفت در محل این معادن انرژی های لازم و زیربناهای دیگر قابل تامین است و نیازی به کشورهای خلیج فارس و غیره نیست از طرف دیگر در کل مناطق کشور وظیفه دولتها تامین اینگونه امکانات است نه مشکل تراشی وسیله عده ای در اجرای پروژه های مشابه
کشورهای خارجی که الآن آماده سرمایه گذاری در کشورمان هستند و از آن طریق هم می توان این کمبود را برطرف ساخت. ( طبق اعلام دولت سرمایه گذاری خارجی در کشور رو به رشد است )اصلا" چرا در مناطق محروم به دنبال فاینانس خارجی باید باشیم دولت بایستی سر کیسه را شل کند و خود شروع کننده باشد با این نظراتی که عده ای از دوستان دارند مگر خارجی حاظر به سرمایه گذاری می شود ؟( بطوریکه کشوری هم استقبال نکرده است ) البته لازم به تذکر هم است در صورتی که شرکتی در این مناقصه سرتا پا شک و تردید (با توجه به نظر گروه تدوین استراتژی آلومینیم در تاریخ 30/11/1385 )برنده شود بایستی تضمین های لازم و کافی را از مسئولین ذیربط برای قطعیت ادامه کار به گیرد
کارشناسان بایستی تولید پودر آلومینا از نفلین را یک فرصت طلائی بدانند نه واردات از فلان کشور را ؟
مگر نظر همین کارشناسان در رابطه با معدن مس سونگون بهتر از این بود؟ مثلا"آقایان معتقد بودند مس تنی 2000 دلار در نظر گرفته شده در مطالعات اقتصادی مس سونگون در آینده ،قابل اعتماد نیست. آن زمان هم پائین بودن عیار – زیاد بودن باطله – نداشتنن دانش فنی – بالا بودن هزینه و ... را مطرح و پافشاری داشتند که با تاکیدات رئیس جمهور وقت و با پیگیریهای لازم مسئولین مسئله حل شد و امروز شاهد تولید کنسانتره با عیار بالاتر از سایر معادن هستیم.( ظاهرا" به صورت مکتوب بر تسریع پروژه نفلین در سفر ریاست جمهوری به محل تاکید هم نشده است)
نباید در اینگونه پروژه ها کلا" بر احتمال و پیش بینی آینده که بر هیچ کسی توام با یقین نیست استناد کرد
تاکید قانون برنامه چهارم توسعه کشور نیز بر تولید یک میلیون تن آلومینیم در کشور تاکید بر واردات نیست و لذا تجویز واردات هم نمی تواند ملاک قانونی داشته باشد
علی رغم تمامی این مسائل بنده تقریبا" از نظرات مسئولین (عطف به جلسه 18/7/1384) ذی ربط در سازمان توسعه اطلاع دارم قبل از اظهار نظر کمیته و غیره دوستان پیشنهاداتی مبنی بر اینگونه موارد داشتند حتی جهت رفع شکیات قریب به یقین مسئول دارای اختیارات در همان زمان هم توضیحاتی داده شد و باز هم یقین دارم که همان شکها و تردیدها موثر هستند ولی باید توجه نمود که پروژه نفلین با شک و تردید کارشناسی یا مسئولی و یا قانع شدن مسئولی دیگر نباید به فراموشی سپرده شود با وجود همه این مسایل و شکیات در گذشته بر اجرائی شدن پروژه تاکید شده و ردیف اعتباری با تلاش نمایندگان وقت استان و قبول دولت وقت این پروژه در مجلس شورای اسلامی تصویب شده و کلنگها به زمین زده شده است در مردم توقعات منطقی ایجاد گردیده است و ...و حال بهترین اقدام ادامه راه گذشته می باشد
درست است که متاسفانه همه ساله از اعتبارات منظور شده کاسته شده و امسال هم نگران کننده تر است ولی عنایت به اقدامات گذشته هم خالی از لطف نیست. علاوه از تشکیل جلسات مختلف قانع سازی در تهران و تبریز در سالهای گذشته وسیله مجریان و استانداران وقت به ویژه دکتر سبحان الهی و سایر مدیران با کفایت و متخصص و متعهد کشور و استان برای تامین خواسته های قانونی دست اندرکاران پروژه که منجر به تنظیم صورتجلسات با ارزش گردید تا در اجرای امور زیربنائی از همه کانالهای قانونی استفاده شود همه دلسوزان کشور که به نوعی با این پروژه ارتباط داشتند بر عملی شدن مصوبات تاکید و همکاری نمودند که جای تامل دارد
دولت می تواند در اجرائی شدن پروژه کمک کند و منتظر برنده شدن شرکت داخلی و یا خارجی نماند و به شروع زیربناها اقدام نماید البته این اراده فعلا" دیده نمی شود چرا که دولت مکلف به اجرای زیربناهاست و اعتبار مربوطه حدودا" 1000 میلیارد ریال است که غیر از تکرار مشاور گیری و جمعبندی گزارشات گذشته که باز هم تکرار مکررات است کار دیگری دیده نمی شود
در حد امکان می شود به صورت زیر عمل کرد
دولت بر اجرائی شدن پروژه مصمم و از دخالت دادن هر گونه نظر یاس آور جلوگیری کند
دولت به جای اعطای وام های غیر ضرور در استان (نسبت به این طرح )، اعتبارات را برای اجرائی شدن این پروژه منظور نماید
ظرفیت پروژه از 200 هزار تن به یک میلیون تن در سال افزایش داده شود در این صورت 50 در صد از اهداف برنامه چهارم در تولید آلومینیم
ذخیره ارزان قیمت هم که به حد کافی هست یعنی اگر سالی حتی دو میلیون تن آلومینا تولید کنیم برای بیش از دویست سال ذخیره کفاف می کند در این صورت میزان بسیار بالائی از مردم منطقه و متخصصین کشور هم شاغل خواهند شد
از طرف دیگرعده ای معتقد به انرژی بر بودن فلز آلومینیم هستند و این را طوری مطرح می کنند مثل اینکه تازه کشف کرده اند و بر خود می بالند که علل اینکه در سواحل خلیج فارس انرژی ارزان وجود دارد و ... آنجا می صرفد و ... ،بلی درست است ولی باید گفت در محل این معادن انرژی های لازم و زیربناهای دیگر قابل تامین است و نیازی به کشورهای خلیج فارس و غیره نیست از طرف دیگر در کل مناطق کشور وظیفه دولتها تامین اینگونه امکانات است نه مشکل تراشی وسیله عده ای در اجرای پروژه های مشابه
کشورهای خارجی که الآن آماده سرمایه گذاری در کشورمان هستند و از آن طریق هم می توان این کمبود را برطرف ساخت. ( طبق اعلام دولت سرمایه گذاری خارجی در کشور رو به رشد است )اصلا" چرا در مناطق محروم به دنبال فاینانس خارجی باید باشیم دولت بایستی سر کیسه را شل کند و خود شروع کننده باشد با این نظراتی که عده ای از دوستان دارند مگر خارجی حاظر به سرمایه گذاری می شود ؟( بطوریکه کشوری هم استقبال نکرده است ) البته لازم به تذکر هم است در صورتی که شرکتی در این مناقصه سرتا پا شک و تردید (با توجه به نظر گروه تدوین استراتژی آلومینیم در تاریخ 30/11/1385 )برنده شود بایستی تضمین های لازم و کافی را از مسئولین ذیربط برای قطعیت ادامه کار به گیرد
کارشناسان بایستی تولید پودر آلومینا از نفلین را یک فرصت طلائی بدانند نه واردات از فلان کشور را ؟
مگر نظر همین کارشناسان در رابطه با معدن مس سونگون بهتر از این بود؟ مثلا"آقایان معتقد بودند مس تنی 2000 دلار در نظر گرفته شده در مطالعات اقتصادی مس سونگون در آینده ،قابل اعتماد نیست. آن زمان هم پائین بودن عیار – زیاد بودن باطله – نداشتنن دانش فنی – بالا بودن هزینه و ... را مطرح و پافشاری داشتند که با تاکیدات رئیس جمهور وقت و با پیگیریهای لازم مسئولین مسئله حل شد و امروز شاهد تولید کنسانتره با عیار بالاتر از سایر معادن هستیم.( ظاهرا" به صورت مکتوب بر تسریع پروژه نفلین در سفر ریاست جمهوری به محل تاکید هم نشده است)
نباید در اینگونه پروژه ها کلا" بر احتمال و پیش بینی آینده که بر هیچ کسی توام با یقین نیست استناد کرد
تاکید قانون برنامه چهارم توسعه کشور نیز بر تولید یک میلیون تن آلومینیم در کشور تاکید بر واردات نیست و لذا تجویز واردات هم نمی تواند ملاک قانونی داشته باشد
علی رغم تمامی این مسائل بنده تقریبا" از نظرات مسئولین (عطف به جلسه 18/7/1384) ذی ربط در سازمان توسعه اطلاع دارم قبل از اظهار نظر کمیته و غیره دوستان پیشنهاداتی مبنی بر اینگونه موارد داشتند حتی جهت رفع شکیات قریب به یقین مسئول دارای اختیارات در همان زمان هم توضیحاتی داده شد و باز هم یقین دارم که همان شکها و تردیدها موثر هستند ولی باید توجه نمود که پروژه نفلین با شک و تردید کارشناسی یا مسئولی و یا قانع شدن مسئولی دیگر نباید به فراموشی سپرده شود با وجود همه این مسایل و شکیات در گذشته بر اجرائی شدن پروژه تاکید شده و ردیف اعتباری با تلاش نمایندگان وقت استان و قبول دولت وقت این پروژه در مجلس شورای اسلامی تصویب شده و کلنگها به زمین زده شده است در مردم توقعات منطقی ایجاد گردیده است و ...و حال بهترین اقدام ادامه راه گذشته می باشد
درست است که متاسفانه همه ساله از اعتبارات منظور شده کاسته شده و امسال هم نگران کننده تر است ولی عنایت به اقدامات گذشته هم خالی از لطف نیست. علاوه از تشکیل جلسات مختلف قانع سازی در تهران و تبریز در سالهای گذشته وسیله مجریان و استانداران وقت به ویژه دکتر سبحان الهی و سایر مدیران با کفایت و متخصص و متعهد کشور و استان برای تامین خواسته های قانونی دست اندرکاران پروژه که منجر به تنظیم صورتجلسات با ارزش گردید تا در اجرای امور زیربنائی از همه کانالهای قانونی استفاده شود همه دلسوزان کشور که به نوعی با این پروژه ارتباط داشتند بر عملی شدن مصوبات تاکید و همکاری نمودند که جای تامل دارد
دولت می تواند در اجرائی شدن پروژه کمک کند و منتظر برنده شدن شرکت داخلی و یا خارجی نماند و به شروع زیربناها اقدام نماید البته این اراده فعلا" دیده نمی شود چرا که دولت مکلف به اجرای زیربناهاست و اعتبار مربوطه حدودا" 1000 میلیارد ریال است که غیر از تکرار مشاور گیری و جمعبندی گزارشات گذشته که باز هم تکرار مکررات است کار دیگری دیده نمی شود
در حد امکان می شود به صورت زیر عمل کرد
دولت بر اجرائی شدن پروژه مصمم و از دخالت دادن هر گونه نظر یاس آور جلوگیری کند
دولت به جای اعطای وام های غیر ضرور در استان (نسبت به این طرح )، اعتبارات را برای اجرائی شدن این پروژه منظور نماید
ظرفیت پروژه از 200 هزار تن به یک میلیون تن در سال افزایش داده شود در این صورت 50 در صد از اهداف برنامه چهارم در تولید آلومینیم
و 25 در صد نیاز سیمان کشور هم تامین می گردد
از تفکیک کارخانه سیمان جددا" پرهیز شود . و سرمایه گذاران احداث کارخانه سیمان را به پروژه هدایت نمایند و کمک جدی به عمل آورند.( تفکیک سیمان تاکید بر غیر اقتصادی بودن پروژه است ). زیر ساخت ها را بدون فوت وقت و با یک زمانبدی منطقی شروع کنند
- دولت برای اجرائی کردن پروژه منتظر سرمایه گذار نباشد و به نحوی که با مصوبه دولت مغایرت نداشته باشد مثل سایر پروژه های اساسی در پروژه نفلین هم وارد عمل شود
و اگر مشکلی برای اجرائی شدن پروژه هست بدون هرگونه ملاحظه کاری از ادامه هزینه شدن بیت المال در کارهای غیر ضرور جلوگیری نماید چرا که این چنین اقدامات در پروژه ها محل تامین آرا برای کاندیداها شده و مردم را از مسیر اصلی منحرف می سازد
این پروژه دارای مزیت های نسبی بسیاری است که اقتصادی بودن آن را قطعی می کند و مطالعات انجام شده در سالیان سال موید این مسئله است
در خاتمه امیدوارم دست اندرکارانی که در سیاست های کلان کشوری دخیل هستند در اجرای این پروژه درایت کامل را به خرج داده و در خودکفائی کشور نسبت به پودر آلومینا سهیم باشند
31/1/86
از تفکیک کارخانه سیمان جددا" پرهیز شود . و سرمایه گذاران احداث کارخانه سیمان را به پروژه هدایت نمایند و کمک جدی به عمل آورند.( تفکیک سیمان تاکید بر غیر اقتصادی بودن پروژه است ). زیر ساخت ها را بدون فوت وقت و با یک زمانبدی منطقی شروع کنند
- دولت برای اجرائی کردن پروژه منتظر سرمایه گذار نباشد و به نحوی که با مصوبه دولت مغایرت نداشته باشد مثل سایر پروژه های اساسی در پروژه نفلین هم وارد عمل شود
و اگر مشکلی برای اجرائی شدن پروژه هست بدون هرگونه ملاحظه کاری از ادامه هزینه شدن بیت المال در کارهای غیر ضرور جلوگیری نماید چرا که این چنین اقدامات در پروژه ها محل تامین آرا برای کاندیداها شده و مردم را از مسیر اصلی منحرف می سازد
این پروژه دارای مزیت های نسبی بسیاری است که اقتصادی بودن آن را قطعی می کند و مطالعات انجام شده در سالیان سال موید این مسئله است
در خاتمه امیدوارم دست اندرکارانی که در سیاست های کلان کشوری دخیل هستند در اجرای این پروژه درایت کامل را به خرج داده و در خودکفائی کشور نسبت به پودر آلومینا سهیم باشند
31/1/86
Friday, May 11, 2007
آی تانری
گوره سئن آی آلله بیر بئله دردی نئجور چکیللئر . نئجور کئچینیللئر نئجور یاشوللئر. هئله ده وار بو سیر مئنی آغرودور، اوره گیمی چئلیم چئرپاز داغلییور. نئه مئنده علاج وار نئده چاره وار . بس بو دردلئری کیملئر ساغالدار ؟ کیملئر آزالدار؟ نئه طبیب وار یارالئری باغلاسون ، نئه جانان وار دردی آلیب آغلاسون ، نئه یولداش وار دردی دریننئن قانسون . بئله کی گورونور بو دردلئر مزارلارا گئده جئک و بیر گون اوردان گویه ره جک، باش گویلئره سورته جک، اونده ده بیلمیره م نه گئله جک باشلارا...
Monday, May 7, 2007
تهديد دموكراسي
در كشور همسايه ما تركيه بار ديگر به نام قانون دموكراسي را در هاله اي از ابهام فرو بردند در خيلي از كشور ها حكومت ها از اينكه مبادا حكومت مردمي يا متمايل به آن بر سر كار بيايد در هراسند و از اين بابت سعي در مخالفت جدي با اين پديده دارند كه تركيه يكي از اين كشورها ميباشد(البته سردمداران مخالفين ترك به ظاهر از خدشه دار شدن نظام لائيك در هراسند) جالب است كه حكومت ها هميشه دم از مردم سالاري مي زنند و سعي در جلب حمايت هاي مردم خود دارند ولي در چنين مواقعي بر خلاف خواست مردم خود عمل كرده و فورا" از ارتش و نيروي نظامي مساعدت خواسته و خواست هاي همان مردم را سركوب مي كنند و آنچه بر خلاف ميل مردم است اتفاق مي افتد . در هر صورت حزب حاكم تركيه اجبارا" تسليم شرايط حاظر شده و از نامزدي رياست جمهوري كنار كشيد تا آرامش كشور برهم نخورده و بيش از اين بهانه به دست اين گونه مراكز و افراد نيفتد
Tuesday, May 1, 2007
ديزج
شب دو شنبه 10 - 2 - 86 در روستاي ديزج ملك با عده اي از اهالي شريف روستا ديدار كرديم عده اي از آنها گلايه داشتند كه از سه سال پيش با هم ديدار نداشته ايم عده اي ديگر مي گفتند ما كه از شما چيزي نمي خواستيم و فقط منظور ما از تاكيد بر اين مسئله اخذ خبر از وضع شما بود و يكي هم از اينكه نتوانسته بودم در مراسم ترحيم عزيز ايشان شركت كنم ناراحت بود و يكي از آنها هم دوبيتي آذري خواند و گفت
عزيزيم اويدون- مني ناركيمين سويدون مني- نه كولگئن ده ساخلادون- نه گونه قويدون مني
خلاصه بعد از كلي گپ دوستانه و بحث در رابطه با آينده شبانگاه از آنها به اميد ديدار چند ساله مجدد خداحافظي كرديم و اين شايد يكي از خوشخاطره ترين شب هاي من و دوستانم بود
Tuesday, April 24, 2007
غني سازي
اينكه در مسير پيشرفت هاي علمي كشورمان و ساير كشورها هيچ دولتي نمي تواند دخالت كند حرف اول و آخر همگان از جمله من ايراني است. و اعتقاد دارم كه اين هاي و هوي ها ساخته شده عده اي ازسياسيون است كه مقداري حساسيت را در خارج از كشور و يا گاها" در داخل بالا ببرند و از اين قبيل مسايل .كشور ما و ساير كشورها حق دارند كه در مسير پيشرفت هاي جهاني قرار گرفته و با تمام سرعت به پيش به تازند حال اين مسايل به مزاق آقايان خوش بيايد يا نه ؟ البته اين گونه پيشرفت ها در تمامي زمينه ها لازم و ضروري است كه به خواست خداوند متعال صاحبان علم و كمال با تمامي توان فكري و مالي در ميدان هاي مختلف خودنمائي خواهند كرد
سد سيوند
يك هفته پيش سيماي كشورمان از طريق اخبار سراسري اعلام كرد سد سيوند آب گيري ميشود و چنين يادآوري كرد كه مطالعات اين سد در قبل از انقلاب اسلامي شروع شد و در زمان دولت هاشمي اجرائي و در دولت خاتمي خاتمه يافت و حالا آبگيري مي شود چون آبگيري اين سد به علت آسيب رساني احتمالي به مجموعه تاريخي تخت جمشيد مورد اعتراض عده اي بود و لذا پخش تاريخچه اين سد قابل تامل است
چراكه اگر اعتراضي از سوي افرادي وجود دارد متوجه دولت هاي قبلي باشد و كسي اين مشكل را متوجه دولت فعلي نداند كه چنين هم هست حال درخواست بعضي از رسانه ملي اين است كه تاريخچه كليه طرحهاي مورد افتتاح به روشني و مثل سد سيوند به اطلاع عموم رسانده شود تا مردم خود نسبت به منافع و مضرات اينگونه پروژه ها قضاوت نمايند و از طرف ديگر مردم در جريان خدمات بي شائبه دولت هاي قبلي باشند تا خداي ناكرده افزايش قيمت مثلا" گوجه فرنگي را به حساب آنها نگذارند
Thursday, April 19, 2007
ارتباط درآمد سرانه و توسعه
آنهائي كه با اقتصاد و توسعه كشور ها آشنائي دارند و عمري با اينگونه مسائل در مراكز علمي و اجرائي سرو كاري داشته اند نيك مي دانند كه هر قدر درآمد كشورها از جمله درآمد ناخالص ملي و سرانه از ارقام بالاتري برخوردار باشد يقينا" تاثيرات قابل توجهي در توسعه آن ها خواهد گذاشت به عنوان مثال در كشور چين درآمد سرانه مردم در سال 2000 حدود 440 دلار بود در حالي كه كشور مذكور در تامين زيرساخت هاي خود در دنيا مقام دوم را داشت و اگر اين كشور را با كشورهاي مشابه مقايسه كنيم درخواهيم يافت كه اين پيشرفت دربعضي از كشورهاي مشابه اتفاق نيفتاده است از اين هم روشنتر شهر تبريز را با شهر هم تاريخ و هم سابقه خود در يكي از كشورها ي هدف مقايسه كنيم كاملا" روشنتر خواهد شد مثلا" پل كابلي در دروازه تهران مثال خوبي است كه در انظار عمومي پروژه بسيار شكيل و بزرگي به نظر ميرسد و سالها هم اجراي آن طول كشيده و مشابه ساير پروژه ها به طول خواهد انجاميد در صورتي كه در شهرهاي خواهر خوانده آن پروژه هائي اجرا شده كه بهتر است شهرداران اين گونه شهرها اقلا" مسافرت كنند و عكسهاي يادگاري بگيرند
براي مردم هم اين سئوال لازم است محفوظ باشد: دلايل عقب ماندگي شهرشان را از مسئولين خود بشنوند و به دانند كه شهر اولي هاي تبريز و ... چرا عقب مانده و چرا درآمدهاي شهرشان با پيشرفت آن هماهنگي موزون و علمي ندارد و از كل بودجه شهرشان چند در صد به كارهاي عمراني موثر و مورد نظر مردم هزينه مي شود و چند در صد در كارهاي غير مرتبط هزينه مي گردد و چرا؟
Friday, April 6, 2007
هراس از رقابت
خبر مي رسد: يكي از وكلاء كه احتمال مي داده يكي از كاركنان(ن- ق) سازماني در انتخابات حوزه ايشان كانديدا خواهد شد به مقام مافوق وي مراجعه و درخواست مي كند كه آن كارمند نبايد به منطقه ايشان رفت و آمد نمايد اين در واقع هم قانون شناسي نماينده و هم رقابتي بودن اين گونه فعاليت ها را در آينده وهم فقدان تنگ نظري و ... را نشان مي دهد
لازم به يادآوري است طبق نظرسنجي ها احتمال توفيق ايشان خيلي ضعيف ميباشد
شروع به كار
دوستي مي گفت از سازماني به اداره قبلي خودم به علت پايان ماموريتم برگشته و با آغوش باز مسئول اداره ام مواجه شده و به ارائه خدمات آتي خود در اداره اميدوار شدم چند روزي سپري شد بمرور اوضاع عوض و از پست و مسئوليت و غيره خبري به دست نيامد و حدود دو ماهي منتظر حكم كارگزيني مانده و آخر هم پست هميشه در دست رس كارشناسي را به سختي برايم پيدا و حكم صادر شد باز هم خوشحال بودم كه بعد از بيست و پنج سال مديريت به اين پست نايل شده و شروع به كار خواهم نمود ولي آن هم نشد و به گذريم كه حقوق من تا يك سوم كاهش يافت و بايستي در مقابل زندگي بعد از بيست و پنج سال آرايش نظامي به گيرم هم چنان در اداره جزء بيكاران موفق بوده و دعاگوي همگان مي باشم
تعطيلات بهار 86
امسال گزينه هاي مختلفي را براي مسافرت در كشور داشتيم ولي اغلب با مشكلاتي مواجه و حذف گرديدند
فرداي عيد به همراه خانواده به كرمانشاه شهر( آقا رضا) سر زده و بعد از دو روز ديد و بازديد به تبريز بازگشتيم و در تعطيلات سيزده بدر هم كه از تعطيلات عيد نوروز كمتر نبود به دهمان رفته و چند روزي را در آغوش طبيعت آرميده و با انرژي بيشتر به تبريز كهن شهر ايران برگشته و سيكل بيكاري را از نو شروع كرديم
مقایسه
یکی از نمایندگان اصولگرای منصف مجلس می گفت : به دوستانم در مجلس میگویم که فرق اصلاح طلبان با شما این است : آنها با نام دین کارها را خراب نمی کردند و خیلی مودب و با شخصیت بودند ولی شما بی ادب و تنگ نظر هستید.
این آقای نماینده خودش در زمان اصلاح طلبان در اداره ای مدیر کل بوده و علی رغم مخالفت عده ای در پستش ابقا شده و مورد وثوق مسئولین مافوق هم بوده است او غیر از پست مذکور در اغلب امور کلیدی سیاسی و تولیدی حضور داشته و مورد محبت استانداران وقت هم بوده است او میگفت : بخش اعظم نمایندگان بر سر عزل و نصب مدیران حتی کارکنان سپری میشود و وزرا به جای حل مشکلات اصلی کشور اینگونه درخواستها را اجابت و در نتیجه نقاط مختلف کشور از این بابت بسار ضرر می کند. حتی مثلا" اخیرا" بخشداری که گویا از پروژه برکناری ها جان سالم به در برده بود مورد مهرورزی قرار گرفته و عزل گردید تا امور در روزهای حساس انتخابات به دست نامحرمان نیفتد
Wednesday, April 4, 2007
چهارشنبه فروردين 15-1-86
صدا و سيما دو خبر را از رياست محترم جمهوري به شرح زير پخش كرد
ايران با رافت اسلامي و مقارن با هفته وحدت اسراي انگليسي را آزاد كرد و اسراي متجاوز به مرزهاي آبي كشورمان در رياست جمهوري (محل مصاحبه ) حضور داشته و با رئيس جمهور مردم ايران اسلامي ديدار كردند حالا كاري نداريم كه اسرا در مقابل چه تعهداتي از طرف انگليس آن روباه پير آزاد شدند؟
در وزارتخانه ها معاونتي براي پيگيري امور مثلا" اجرائي داير شده است كه در ذهن شنونده دو وضعيت متبادر ميشود يا كابينه از انجام امور عاجز و كار به معاونتها ارجاع داده شده يا اينكه مثلا" اعتمادي به آنها نيست و دولت در سايه تشكيل وكارها را اداره مي كند هر دو از شان و جايگاه دولت مي كاهد كه بايستي دولت فكر اساسي تري اتخاذ نمايد
Monday, April 2, 2007
علی داشی - تی تی
روز یازدهم فروردین که هوا آفتابی و دلپذیر بود از ساختمان باغچه به آقای آذرنژاد زنگ زده و جهت پیاده روی از ایشان دعوت کردم وسایل لازم برای ادامه مسیر تا علی داشی از طریق تیروان چائی آماده شده بود یک عدد کتری و مقداری قند و جائی و کمی نان و پنیر تقریبا" این تردد را کفاف می داد ساعت 11 از محل حرکت و بعد از گذر از ایستگاههای مختلف به موری گولی رسیده و چند قطعه عکس گرفته و ادامه مسیر دادیم در رودخانه تیروان ضمن اینکه باغات ما هم قرار دارد اغلب اقوام و آشنایان هم آنجا باغات مختلف و زیبائی داشته و دارند وقتی از دامنه باغ های مرحوم مشهدی یوسف عمو- عموزاده مرحوم اسفندیار - مرحوم مشهدی مختار - مرحوم اسماعیل و غیره رد می شدیم و اثری از آنها به چشم نمی خورد انسان از ته دل ناراحت و غمگین می شد این رسم زندگی است همگان خواهیم رفت ولی تفاوت ها از زمین تا آسمان است . از باغ خودمان رد شده و روبروی باغ مراد با یداله قره سلامی کرده و علت عدم تعریض راه را پرسیدیم و ایشان هم از عدم همکاری همسایه ها گلایه داشت خلاصه چند عکسی هم از مسیرها و مناظر مختلف گرفته و به دامنه علی داشی رسیده و حجم سنگ مذکور را برآورد کردیم که حدود دویست تن سنگ آهکی است و بعد به محل علی داشی رفته و ناگاه یکی از هم سن و سالان خودمان را به نام ایوب را دیدیم که بزهای ده را بعد از چرا به یاتاق آورده بود و مشغول آماده کردن بساط چائی بود . بعد از گرفتن جند عکس مجدد - از ایشان خواهش کردیم که با امکانات ما چائی کهلیک اوتی و پولک آماده کند و ما تا دره هولون که به نام اقوام هولون از نژادهای قدیمی ترک ها میباشد رفته و بعضی از آثار باغداران قدیمی را دیدیم که مشغول کشاورزی بوده اند و سپس به نزد دوستمان برگشته و به صرف چائی مشغول شده و کمی استراحت کرده و از طریق کف رودخانه تیروان راهی ده شدیم این پیاده روی با نشاط و به یاد ماندنی حدود سه ساعت به طول انجامید
علی داشی در اذهان عمومی بنام علی (ع) مبارک گردیده و مردم فکر میکنند که آن حضرت در این محل اقامتی داشته است . جنس آن از سنگ های آهکی دوره کرتاسه بوده که حدود 125 میلیون سال از عمر آن می گذرد و آثار فسیلی کاملا" مشخص در سنگ ها دیده می شود
در تاریخ 12 فروردین هم با آقایان آذرنژاد - ابراهیم شاهی - اسماعیل آذرنژاد و جواد حافظ زاده ساعت 11 از طریق تی تی چائی به محل روستای مخروبه تی تی در مرز با روستای خانقاه رفته و پیاده روی خوبی داشتیم وقتی به کنار چشمه با صفای تی تی رسیدیم آقایان محمد قلی و واله پسران مرحوم صالح را که همراه خانواده به آنجا آمده بودند دیدیدم که چائی آماده داشتند برایمان تعارف کردند و ما هم پذیرفته و مهمانشان شدیم و بعد از کمی استراحت به طرف ده حرکت کردیم که این مسیر با صفا هم حدود سه ساعت و نیم طول کشید
عدد سیزده
پایان بخش مراسم نوروزی جشن سیزده بدر است که روز سیزدهم فروردین ماه اتفاق می افتد و در واقع می توان گفت که سال تازه برای کار و فعالیت های اجتماعی و فرهنگی و کشاورزی از روز چهاردهم فروردین آغاز می گردد .
گو اینکه در کتاب های تاریخی و ادبی گذشته از قبیل«التفهیم»، «تاریخ بیهقی» و «آثار الباقیه» که تمامی آیین های نوروزی را مو به مو شرح داده اند، نشانی در مورد سیزده بدر نیست و حتا شاعران آن زمان هم در اشعار خود اشاره ای در مورد آن نکرده اند، اما هیچکدام از اینها دلیل بر این نیست که جشن سیزده بدر از آیین های معتبر و باستانی ایران نبوده، بلکه می توان گفت چون این جشن در میان همه ی قشر ها عمومیت داشته و بطور کلی جشنی همه کس پسند و برای عوام بوده، نه فقط برای خواص و از سویی دیگر چون شاعران و نویسندگان آن زمان بیشتر رویدادها و جشن های رسمی را که در حضور شاهان و بطور کلی خواص برگزار می شده، توصیف می کرده اند – از این رو در نوشته ها و اشعار آنان رد پایی از سیزده بدر وجود ندارد.
و اما نحس است عدد سیزده – به علت تقارن بعضی از حوادث ناگوار با آن – نه تنها در فرهنگ ایرانی ، بلکه از دیر باز در فرهنگ های کهن دیگر هم مطرح بوده و موجب آمده که وحشتی همگانی از نامبارکی این شماره در نهاد بشر پدید آید.
چنانکه تورات در «سفر خروج باب ۱۱ و ۱۲»، در روز سیزده ی فروردین(= روز سیزدهم سال نو مصری) از برخورد ستاره ی دنباله داری با زمین گزارش می دهد که در فضای زمین درخشیده، بطوری که در افق ایران هم دیده شده است و بر اثر این برخورد زمین لرزه ی سهمناکی روی داده،آتش فشان ها به آتش فشانی پرداخته، کاخ ها ویران گشته و بسیاری از مردم جان خود را از دست داده اند.
مسیحیان هم از آنجا که در آخرین غذای حضرت مسیح (=شام آخر) سیزده نفر سر سفره بوده اندو خیانت یکی از آنان موجب مصلوب شدن مسیح گردیده؛ این عدد را شوم می دانند و هرگز سیزده نفر بر سر یک سفره غذا نمی خورند.
دکتر محمود روح الامینی در این مورد می گوید: «من خود شاهد بودم که در یک خانواده ی کاتولیک فرانسوی به علت نیامدن یکی از مهمان ها، میزبان جمع سیزده نفری را به دو گروه تقسیم نمود و در دو اتاق جداگانه شام داد تا از بدشگونی این عدد پرهیز کرده باشد.»
شماره ی سیزده در تاریخ یونان هم به این نا خجستگی مبتلاست، چنانکه در تاریخ آ نان هم آمده است که فیلیپ پدر اسکندر مقدونی مجسمه ی خود را در معبدی گذاشت که دوازده مجسمه ی دیگر از خدایان در آن بود، اما پس از زمانی کوتاه نامبارکی عدد سیزده دامنش را گرفت و به دست دشمنانش به قتل رسید)
ژرژ سیمس نویسنده ی اروپایی هنگامی که در سال ۱٨۹۴ به کلوپ شماره ی ۱٣ فرا خوانده شد ، دعوت را رد ّ کرد و درپاسخ دعوت نامه نوشت: « آقایان ! دعوت نامه ی شما رسید، از لطف تان سپاسگزارم . دوستان! اگر من سرپرست خانواده ای نبودم و رعایت حالشان بر من واجب نبود، با نهایت اشتیاق می آمدم و هر پیشامدی – هر چند ناخوشایند – را هم استقبال می کردم .اما اکنون چون متعهد به اداره ی خانواده ای هستم، می ترسم نحس بودن عدد ۱٣ شماره ی کلوپ دامنم را بگیرد و در زندگی ام اثر بگذارد و مرا گرفتار مصیبتی کند که خانواده ام بی سرپرست بماند. از این رو از شما پوزش می خواهم.»
در فرهنگ نمادها نیز سیزده را عد دی می دانند که خود را از نظم هستی جدا کرده و آهنگ طبیعی جهان را دنبال نمی کند. به همین دلیل است که بسیاری از شرکت های هواپیمایی – از جمله شرکت هوا پیمایی «هما» در ایران، ردیف سیزده را ندارد. و بر همین اساس نیز در شماره گذاری خانه ها از نصب پلاک(۱٣) خوداری می کنند و به جای آن (۱+۱۲) می نویسند)
دکتر بهرام فره وشی در مورد خجستگی عدد سیزده می گوید :
«در اساطیر ایرانی عمر جهان هستی دوازده هزار سال است و عدد ۱۲ هم از بروج دوازده گانه گرفته شده است. پس از این دوازده هزار سال عمر جهان بسته می شود و انسان هایی که در جهان هستی وظیفه شان جنگ با اهریمن بوده است به پیروزی نهایی می رسند. از آن پس دیگر جهان مادی وجود نخواهد داشت و آ دمیان به جایگاه ابدی خویش، به عالم مینو باز می گردند. با دانستن این موضوع می توان گفت که اولین دوازده روز فروردین تمثیلی از این دوازده هزار سال است و سیز دهم تمثیلی از هزاره ی سیزدهم می تواند باشد که آغاز رهایش از جهان مادی است و از این رو روز سیزدهم می تواند روز باز گشت ارواح به جهان مینوی و روز رهایش کیهانی باشد
دکتر میر جلال الدین کزازی نیز در مورد عدد سیزده و روز سیزده بدر نظری دارد که شنیدنی است :
«یک دیدگاه فرهنگی است که ما می توانیم با کند و کاو در باور شناسی و نماد شناسی کهن ایرانی، ریشه ها و خاستگاه ها ی بی شگونی ۱٣ را به در کشیم و بررسیم. در این باور شناسی پاره ای از شمار (اعداد) ارزش نمادین داشته است.
عدد یک (=۱) در باورشناسی باستانی ایران نشانه ی راز آلود خداوند است .عدد دو (=۲) ارزش آیینی دارد ؛ «آسمان و زمین» ، «نرینه و مادینه» و... «دو=۲» بدین سان ساختار و سرشت آفرینش را برما روشن می دارد. کاربردهای نمادین عدد سه(=٣) این است که این شمار به گونه ای راز آلود، آفرینش و پدیده ی هستی را نشان می دهد. در باورهای ایران از زادگان سه گانه و یا موالید ثلاث سخن به میان رفته، زادگان سه گانه کانی و یا جاندار است . عدد چهار (=۴)، چهار گوهر را نشان می دهد. در پنج (= ۵) می توانیم از پنج حس سخن بگوییم . در شش (=۶) به شیوه ی نمادین جهان آشکار می شود و ما معتقدیم پدیده های گِتی شش سویه هستند . اما هفت (= ۷) در میان یکان از کارآ یی و ارزش و باور شناختی افزونتری برخوردار است . عدد هشت (= ٨) با بهشت در پیوند است . عدد ُنه (= ۹) باز شماری است که در فرهنگ ایرانی ارزش آیینی ویژه ای دارد و از شمار سپند ( مقدس، پاک) است . عدد دوازده ( ۱۲ ) در نماد شناسی نشانه ی کمال است . دوازده در گروه خودش ارزش بسیار دارد. ما هفت اختر و دوازده برج را داریم . هفت در عدد دوازده گردان است، س اگر دوازده را نشانه ی کما ل بدانیم، این عدد خجسته ترین خواهد بود، زیرا آرمان آفرینش رسیدن به سر آمدگی و کمال است. از این رو اگر به شمار سیزده (= ۱٣) رسیدید، این همه از میان خواهد رفت و زمانی که به چهارده می رسیم، دوباره گجستگی روی می دهد . ایرانیان از دیر زمان روز (۱٣) را از خانه بیرون می رفتند که بی شگونی این روز را از خود دور بدارند . شاید یکی از دلایلی که عدد ۱٣ نزد ایرانیان نحس است و مردم برای فرار از این نحسی، روز سیزده بدر را در دامان طبیعت به سر می برند، ترویج فرهنگ بد شگونی آن توسط مردم از گذشته تا حا ل است. »
دکتر کزازی در مورد کسانی که سخت به نحوست این روز اعتقاد دارند و از آن زیان می بینند، می گوید : «این زیان در گجستگی عدد ۱٣ نیست، بلکه در باوری است که آنها به این گجستگی دارند. باور به گجستگی آن نیروهای درونی و بیرونی با ور را با او همسو و همگرا و کانونی می کند و نیروها اثری بر پیرامون می گذارد
روانشاد دکتر مهرداد بهار در مورد عدد سیزده و روز سیزده بدر نکات جالبی بیان می دارد که از وی نقل قول می کنیم :
« گاهی از خود می پرسیم چرا نوروز دوازده روز است و سبب وجود سیزدهم عید چیست ؟ چرا کار کردن و پرداختن به امور جاری در این روز نحس است؟ باید گفت زیر تأ ثیر نجوم بین النهرینی، اساطیر نجومی در ایران شکل می گیرد که بنا بر آن هر یک از دوازده اختر که خود بر یکی از برج های دوازده گانه حاکم است، هزار سال بر جهان حکومت خواهد کرد از این رو عمر جهان دوازده هزار سال است و در پایان دوازده هزار سا ل، آسمان و زمین در هم خواهد شد . به احتمالً این اسطوره خود نیز ریشه ای با بلی دارد و ظاهرا ً باور بر آن بوده است که در اصل، پس از دوازده هزار سال، آشفتگی آغازین باز می گردد. به گمان انسان اعصار کهن آن چه در کیهان بزرگ (هستی) رخ می داد، در کیهان ُخرد (در جهان انسانی) نیز رخ می داد؛ این عقیده ریشه از همانجا دارد که انسان که تنها قادر به شناخت نسبی خود بود، جهان را قیاس از خویش می گرفت و گمان می کرد کیهان بزرگ همچون اوست. با این باور بود که سال دوازده ماهه را را توجیه می کردند. طبعا ً عوامل نجومی دیگری چون گردش ماه در این امر و پدید آمدن سا ل دوازده ماهه موثر بوده است ، اما توجیه اساطیری سال دوازده ماهه بر اساس عمر دوازده هزارساله ی هستی، بهترین توجیهی به نظر می رسید که در چار چوب اعتقادات کهن می گنجید. جشن های دوازده روز ه ی آغاز سال نیز با این سا ل دوازده ماهه و دوره ی دوازده هزار ساله ی عمر جهان مربوط است. انسان آنچه را در این دوازده روز پیش می آمد، سرنوشت سال خود می انگاشت و گمان می کرد اگر روز های نوروزی به اندوه بگذرد، همه ی سا ل به اندوه خواهد گذشت . بسیاری از این باورها هنوز برجاست و مختصر آن که دوازده روز آغاز سال نماد و مظهر همه ی سال بود.
اما اگر در پایان دوازده هزار سال جهان درهم می شد و آشفتگی نخستین، باز می گشت، و اگر به نشان آن، در پایان هر سال قانون از میان بر می خاست، پس در پایان دوازده روز نیز یک روز نشان آشفتگی نهایی و پایان سال را بر خود داشت. در این روز کار کردن و نظام عمومی را رعایت کردن نیز از میان برمی خاست و شاید عیاشی ها و «ارجی» باری دیگر برای یک روز باز می گشت . نحسی سیزدهم عید نشان فرو ریختن واپسین جهان و نظام آن بود
در هر حال پیشینه و انگیزه ی عدد سیزده هر چه که باشد، در ایران همیشه رسم برآن بوده که روز سیزده ی نوروز (=سیزده ی فروردین) ، تمامی مردم از شهری و روستایی و از هر طبقه و دسته، باید از خا نه ها بیرون آمده و خود را به دشت و صحرا بسپارند. و دیگر اینکه جایز نیست – حتا برای زما نی کوتاه – به خانه های یکد یگر وارد شده و صاحب خانه را گرفتار نحوست نمایند. چنانکه علامه عباسعلی کیوان، در خاطرات هفتاد ساله اش از باور مردم شهر خود قزوین در این باره در کتاب خود کیوان نامه می نویسد
«روز سیزده بدر جایز نبود برای دید و باز دید، به خانه ای رفت، هم صاحبخانه به فال بد می گرفت و می گفت نحوست را به خانه ی من آورده اند و هم رونده نمی خواست مبتلا به نحوست آن خانه شود. روز سیزده باید به صحرا رفت. زیرا آن چه بلا در این سال بیاید، آن روز مقدر وتقسیم می شود. پس خوب است ما درشهر و خانه ی خود نباشیم، شاید در تقسیم بلا، فراموش شده و از قلم بیافتیم
بسیاری از مراسمی که در جشن سیزده در ایران برگزاز می شود، معانی اساطیری و تمثیلی دارد :
شادی و خنده نماد فرو ریختن پلیدی و اندیشه های تیره.
مهربانی وروبوسی، نماد آشتی و استحکام دوستی و پاکیزگی از دشمنی و عداوت.
به آب افکندن سبزه های هفت سین به آب رو نده؛ نماد فدیه به ایزد بانوی آب (= آناهیتا ).
گره زدن سبزه برای باز شدن بخت؛ تمثیلی از پیوند زن و مرد و ادامه ی نسل .
خوردن غذا در دشت؛ نماد فدیه ی گوسفند بریان .
از رسم های دیگر جشن سیزده بدر که در گذشته بسیار معمول بوده ، شرکت در مسابقات بُرد و باختی به ویژه اسب دوانی است که یاد آور نبرد ایزد باران با دیو خشکسالی است
از دیگر رسم های شوخی آمیز روز سیزده که مشخص نیست نخست از کجا آغاز شده، دروغ روز سیزده است، چنان که اروپاییان نیز روز اول آوریل که به روز سیزده ی فروردین ما بسیار نزدیک است، (هر چهار سا ل یک بار سیزده ی فروردین و اول آوریل برابر می شوند)، این رسم را دارند. بطوریکه روز اول آ وریل سال ۱۹۷۶ رادیو فرانسه در اخبار ساعت هفت صبح اعلام نمود که امروز برج ایفل خراب خواهد شد. با شنیدن این خبر عده ی زیادی حیران و هیجان زده به محل برج رفتند و در آنجا با اعلامیه ی دروغ اول آوریل روبرو شدند
اینک با آرزوی سیزده بدری شیرین برای تمامی شما عزیزان نوشتار را با چند بیتی از غزل زیبای محمد حسین شهریار شاعر شهیبر آذربایجان که در روز سیزده بدر سروده شده و به این رسم اشاره ای آشکار دارد ، به پایان می بریم و در پایان قلب تان مهر جهان افروز باد . روز و ماه و سال تان نوروز باد
من خود آن سیزدهم ...
یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم
تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم
تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز
من بیچاره همان عاشق خونین جگرم
پدرت گوهر خود تا به زر و سیم فروخت
پدر عشق بسوزد ، که در آمد پدرم
عشق و آزادگی و حسن و جوانی و هنر
عجبا هیچ نیارزید که بی سیم و زرم
هنرم کاش گره بند زر و سیم بود
که به بازار تو کاری نگشود از هنرم
سیزده را همه عالم بدر امروز از شهر
من خود آن سیزدهم کز همه عالم بدرم
دکتر میر جلال الدین کزازی نیز در مورد عدد سیزده و روز سیزده بدر نظری دارد که شنیدنی است :
«یک دیدگاه فرهنگی است که ما می توانیم با کند و کاو در باور شناسی و نماد شناسی کهن ایرانی، ریشه ها و خاستگاه ها ی بی شگونی ۱٣ را به در کشیم و بررسیم. در این باور شناسی پاره ای از شمار (اعداد) ارزش نمادین داشته است.
عدد یک (=۱) در باورشناسی باستانی ایران نشانه ی راز آلود خداوند است .عدد دو (=۲) ارزش آیینی دارد ؛ «آسمان و زمین» ، «نرینه و مادینه» و... «دو=۲» بدین سان ساختار و سرشت آفرینش را برما روشن می دارد. کاربردهای نمادین عدد سه(=٣) این است که این شمار به گونه ای راز آلود، آفرینش و پدیده ی هستی را نشان می دهد. در باورهای ایران از زادگان سه گانه و یا موالید ثلاث سخن به میان رفته، زادگان سه گانه کانی و یا جاندار است . عدد چهار (=۴)، چهار گوهر را نشان می دهد. در پنج (= ۵) می توانیم از پنج حس سخن بگوییم . در شش (=۶) به شیوه ی نمادین جهان آشکار می شود و ما معتقدیم پدیده های گِتی شش سویه هستند . اما هفت (= ۷) در میان یکان از کارآ یی و ارزش و باور شناختی افزونتری برخوردار است . عدد هشت (= ٨) با بهشت در پیوند است . عدد ُنه (= ۹) باز شماری است که در فرهنگ ایرانی ارزش آیینی ویژه ای دارد و از شمار سپند ( مقدس، پاک) است . عدد دوازده ( ۱۲ ) در نماد شناسی نشانه ی کمال است . دوازده در گروه خودش ارزش بسیار دارد. ما هفت اختر و دوازده برج را داریم . هفت در عدد دوازده گردان است، س اگر دوازده را نشانه ی کما ل بدانیم، این عدد خجسته ترین خواهد بود، زیرا آرمان آفرینش رسیدن به سر آمدگی و کمال است. از این رو اگر به شمار سیزده (= ۱٣) رسیدید، این همه از میان خواهد رفت و زمانی که به چهارده می رسیم، دوباره گجستگی روی می دهد . ایرانیان از دیر زمان روز (۱٣) را از خانه بیرون می رفتند که بی شگونی این روز را از خود دور بدارند . شاید یکی از دلایلی که عدد ۱٣ نزد ایرانیان نحس است و مردم برای فرار از این نحسی، روز سیزده بدر را در دامان طبیعت به سر می برند، ترویج فرهنگ بد شگونی آن توسط مردم از گذشته تا حا ل است. »
دکتر کزازی در مورد کسانی که سخت به نحوست این روز اعتقاد دارند و از آن زیان می بینند، می گوید : «این زیان در گجستگی عدد ۱٣ نیست، بلکه در باوری است که آنها به این گجستگی دارند. باور به گجستگی آن نیروهای درونی و بیرونی با ور را با او همسو و همگرا و کانونی می کند و نیروها اثری بر پیرامون می گذارد
روانشاد دکتر مهرداد بهار در مورد عدد سیزده و روز سیزده بدر نکات جالبی بیان می دارد که از وی نقل قول می کنیم :
« گاهی از خود می پرسیم چرا نوروز دوازده روز است و سبب وجود سیزدهم عید چیست ؟ چرا کار کردن و پرداختن به امور جاری در این روز نحس است؟ باید گفت زیر تأ ثیر نجوم بین النهرینی، اساطیر نجومی در ایران شکل می گیرد که بنا بر آن هر یک از دوازده اختر که خود بر یکی از برج های دوازده گانه حاکم است، هزار سال بر جهان حکومت خواهد کرد از این رو عمر جهان دوازده هزار سال است و در پایان دوازده هزار سا ل، آسمان و زمین در هم خواهد شد . به احتمالً این اسطوره خود نیز ریشه ای با بلی دارد و ظاهرا ً باور بر آن بوده است که در اصل، پس از دوازده هزار سال، آشفتگی آغازین باز می گردد. به گمان انسان اعصار کهن آن چه در کیهان بزرگ (هستی) رخ می داد، در کیهان ُخرد (در جهان انسانی) نیز رخ می داد؛ این عقیده ریشه از همانجا دارد که انسان که تنها قادر به شناخت نسبی خود بود، جهان را قیاس از خویش می گرفت و گمان می کرد کیهان بزرگ همچون اوست. با این باور بود که سال دوازده ماهه را را توجیه می کردند. طبعا ً عوامل نجومی دیگری چون گردش ماه در این امر و پدید آمدن سا ل دوازده ماهه موثر بوده است ، اما توجیه اساطیری سال دوازده ماهه بر اساس عمر دوازده هزارساله ی هستی، بهترین توجیهی به نظر می رسید که در چار چوب اعتقادات کهن می گنجید. جشن های دوازده روز ه ی آغاز سال نیز با این سا ل دوازده ماهه و دوره ی دوازده هزار ساله ی عمر جهان مربوط است. انسان آنچه را در این دوازده روز پیش می آمد، سرنوشت سال خود می انگاشت و گمان می کرد اگر روز های نوروزی به اندوه بگذرد، همه ی سا ل به اندوه خواهد گذشت . بسیاری از این باورها هنوز برجاست و مختصر آن که دوازده روز آغاز سال نماد و مظهر همه ی سال بود.
اما اگر در پایان دوازده هزار سال جهان درهم می شد و آشفتگی نخستین، باز می گشت، و اگر به نشان آن، در پایان هر سال قانون از میان بر می خاست، پس در پایان دوازده روز نیز یک روز نشان آشفتگی نهایی و پایان سال را بر خود داشت. در این روز کار کردن و نظام عمومی را رعایت کردن نیز از میان برمی خاست و شاید عیاشی ها و «ارجی» باری دیگر برای یک روز باز می گشت . نحسی سیزدهم عید نشان فرو ریختن واپسین جهان و نظام آن بود
در هر حال پیشینه و انگیزه ی عدد سیزده هر چه که باشد، در ایران همیشه رسم برآن بوده که روز سیزده ی نوروز (=سیزده ی فروردین) ، تمامی مردم از شهری و روستایی و از هر طبقه و دسته، باید از خا نه ها بیرون آمده و خود را به دشت و صحرا بسپارند. و دیگر اینکه جایز نیست – حتا برای زما نی کوتاه – به خانه های یکد یگر وارد شده و صاحب خانه را گرفتار نحوست نمایند. چنانکه علامه عباسعلی کیوان، در خاطرات هفتاد ساله اش از باور مردم شهر خود قزوین در این باره در کتاب خود کیوان نامه می نویسد
«روز سیزده بدر جایز نبود برای دید و باز دید، به خانه ای رفت، هم صاحبخانه به فال بد می گرفت و می گفت نحوست را به خانه ی من آورده اند و هم رونده نمی خواست مبتلا به نحوست آن خانه شود. روز سیزده باید به صحرا رفت. زیرا آن چه بلا در این سال بیاید، آن روز مقدر وتقسیم می شود. پس خوب است ما درشهر و خانه ی خود نباشیم، شاید در تقسیم بلا، فراموش شده و از قلم بیافتیم
بسیاری از مراسمی که در جشن سیزده در ایران برگزاز می شود، معانی اساطیری و تمثیلی دارد :
شادی و خنده نماد فرو ریختن پلیدی و اندیشه های تیره.
مهربانی وروبوسی، نماد آشتی و استحکام دوستی و پاکیزگی از دشمنی و عداوت.
به آب افکندن سبزه های هفت سین به آب رو نده؛ نماد فدیه به ایزد بانوی آب (= آناهیتا ).
گره زدن سبزه برای باز شدن بخت؛ تمثیلی از پیوند زن و مرد و ادامه ی نسل .
خوردن غذا در دشت؛ نماد فدیه ی گوسفند بریان .
از رسم های دیگر جشن سیزده بدر که در گذشته بسیار معمول بوده ، شرکت در مسابقات بُرد و باختی به ویژه اسب دوانی است که یاد آور نبرد ایزد باران با دیو خشکسالی است
از دیگر رسم های شوخی آمیز روز سیزده که مشخص نیست نخست از کجا آغاز شده، دروغ روز سیزده است، چنان که اروپاییان نیز روز اول آوریل که به روز سیزده ی فروردین ما بسیار نزدیک است، (هر چهار سا ل یک بار سیزده ی فروردین و اول آوریل برابر می شوند)، این رسم را دارند. بطوریکه روز اول آ وریل سال ۱۹۷۶ رادیو فرانسه در اخبار ساعت هفت صبح اعلام نمود که امروز برج ایفل خراب خواهد شد. با شنیدن این خبر عده ی زیادی حیران و هیجان زده به محل برج رفتند و در آنجا با اعلامیه ی دروغ اول آوریل روبرو شدند
اینک با آرزوی سیزده بدری شیرین برای تمامی شما عزیزان نوشتار را با چند بیتی از غزل زیبای محمد حسین شهریار شاعر شهیبر آذربایجان که در روز سیزده بدر سروده شده و به این رسم اشاره ای آشکار دارد ، به پایان می بریم و در پایان قلب تان مهر جهان افروز باد . روز و ماه و سال تان نوروز باد
من خود آن سیزدهم ...
یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم
تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم
تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز
من بیچاره همان عاشق خونین جگرم
پدرت گوهر خود تا به زر و سیم فروخت
پدر عشق بسوزد ، که در آمد پدرم
عشق و آزادگی و حسن و جوانی و هنر
عجبا هیچ نیارزید که بی سیم و زرم
هنرم کاش گره بند زر و سیم بود
که به بازار تو کاری نگشود از هنرم
سیزده را همه عالم بدر امروز از شهر
من خود آن سیزدهم کز همه عالم بدرم
Wednesday, March 14, 2007
تبريك
فرارسيدن سال نو و عيد نوروز باستاني را بر عموم ملت شريف كشورمان بويژه مردم قهرمان آذربايجان علي الخصوص همشهريان با محبت قره داغ ( ورزقان - خاروانا- و كل ارسباران ) تبريك و تهنيت عرض نموده و از خداوند متعال شادكامي و بهروزي عموم مردم را خواستارم اميدوارم سال نو سال خوبيها و سال كاميابي هم وطنان عزيز و سال شكوفائي استعدادهاي كليه مردم شايسته ايران باشد
Saturday, March 3, 2007
سونگون بخش سوم
پروژه هاي ملي اصولا" از سرعت اجرائي كمتري برخوردارند و طرحهاي معدني هم از همه آنها كندتر اجرائي و به بهره برداري ميرسند در مجلس با اعضاي كميسيون صنايع و معادن مشورتهاي لازم را داشتيم و همگي دوستان نظرشان اين بود كه پيگيري هاي بيشتري براي سرعت بخشيدن به پروژه لازم است با دوستان دولت هم مشورتهائي شد و مقرر گرديد كه اين طرح بايستي به عنوان پروژه ويژه مطرح و پيگيري گردد و لذا متني در مجلس تهيه و به امضاي بيش از 167 نماينده مجلس رسانده شد عنوان درخواست به رئيس جمهور خاتمي بود و از تريبون مجلس قرائت و به دولت جهت اقدامات لازم ارجاع گرديد و از آن به بعد پروژه سونگون به عنوان پروژه ويژه مورد قبول واقع شده و اهميت بيشتري را براي خود در بين دولتي ها و ساير مسئولين پيدا كرد
پروژه يعني اينكه بايستي در زمانبندي مقرر اجرا و به بهره برداري برسد و اعتبار آن همه ساله بايستي منظور و تخصيص صد در صد را در طول اجراي پروژه داشته باشد و اين بود كه سونگون از اهميت ويژه اي برخوردار گرديد و همه ساله بر اهميت آن افزوده شد شما حالا حساب بكنيد كه پروژه اي كه تا سال 1375 رديف نداشته و حدود 100 ميليارد ريال اعتبار هزينه شده بود از آن به بعد تبديل به پروژه ويژه ستاره دار در لايحه بودجه شده و در بين سالهاي 1375 تا 1383 بيش از 3000 ميليارد ريال(ريالي – ارزي) اعتبار در آن هزينه ميشود.
درست است كه در سال 1384 با مجريان كاري پروژه برخورد سياسي و غيركارشناسي و غيرمنطقي به عمل آمد و در روند طبيعي پروژه تاخيراتي ايجاد شد و اگر اينچنين برخورد نميشد در سال 1384 پروژه افتتاح ميگرديد ولي با تمامي نامهرباني ها در سال 1385 افتتاح و كار آزمايشي خودش را شروع كرد و هم اكنون بهترين كنسانتره مس با بيش از 30 در صد خلوص به كرمان حمل ميشود
درست است اجراي فاز اول سونگون با توليد سالانه 150 هزارتن در سال گام بزرگي است ولي قبل از سال 1374 احداث كارخانه ذوب مس در خاتون آباد شروع شده بود كه بخشي از خوراك آن بايستي از معدن سونگون تامين ميشد و آن زمان چون مسئولين محلي از كم و كيف موضوع اطلاعات در خور توجه نداشته اند ولذا به مسئله اهميت نداده و براي سونگون كارخانه ذوبي در نظر نگرفته بودند.
بعد از سال 1376 روي موضوع كارهاي اساسي شد و دولت آقاي خاتمي اجراي فاز دوم و كارخانه ذوب به روش بيوتكنولوژي را در دستور كار خود قرار داد و در سال 1382به تصويب هيات وزيران رساند كه بعد از آن مسائل فرعي اوقات اداري مسئولين را گرفت و نتوانستند پيگير قضايا باشند و در سالهاي اخير هم كلنگ هائي در اين ارتباط به زمين هاي مختلف در منطقه كوبيده شد كه منتج به نتيجه نگرديد.
در سال 1385 در سفر دولت به استان بر مصوبات دولت خاتمي تاكيد گرديد و ولي تا به حال اقدامي عملي مشاهده نگرديده است هم اكنون كنسانتره به كرمان حمل و گويا به علت پائين بودن ظرفيت كارخانه خاتون آباد به قصد صادرات به بنادر كشور حمل ميشود
در سونگون هم اكنون بيش از 2500 نفر در بخشهاي مختلف (طرح و پيمانكاريها ) مشغولند و گاها" هم مورد بي مهري عده اي قرار ميگيرند سونگون پروژه بسيار عظيم و از افتخارات نظام در منقطه محروم ولي دوست داشتني ورزقان است
ذخيره زمين شناسي سونگون بيش از يك ميليارد و نيم تن ميباشد و ذخيره قابل استخراج آن حدود يك ميليارد تن است باطله برداري آن تقريبا" رو به اتمام بوده و براي افزايش ذخاير لازم براي فاز بعدي نياز به اكتشافات دقيق تري نيز دارد در سونگون ذخاير كاقي تا حد دو ميليارد تن وجود دارد كه انشاله در آينده مطالعاتش كامل خواهد شد غير از سونگون مناطق كلم – اوزي – بالوجه – قوتلر- اوجاقكندي – ونستان – خوينرود – بارمولك – كيقال و ... داراي ذخاير مناسب است كه بايستي دقيقا" مورد اكتشاف قرار گيرد از طرف ديگر منطقه آستامال – آوان- هيزه جان – شرفه و ... هم داراي پتانسيل هاي خوبي است كه مطالعات آنها ناقص مانده است
لازم است در اين قسمت از وزراي سابق آقايان مهندس محلوجي – دكتر جهانگيري – اعضاي محترم كميسيون صنايع و معادن در دوره هاي پنجم و ششم و استانداران وقت آقايان دكتر پرهيزكار – دكتر عبدالعلي زاده – مهندس محمدزاده – دكتر سبحان الهي و مجريان پروژه آقايان مهندس فارسي نيا و مهندس كارگر و همكاران بسيار دلسوز و صميمي سونگون آقايان مهندسين خداياري – قنادي – شيوا – حاتم زاده – ميرزاپور – احمدي – جوانمردي – صلاحجو – كاري – همايوني و ... تشكر نمايم دوستاني كه در اولين تجربه كاري معدني خود در سونگون با كمترين حقوق و با بيشترين بهره وري كار كرده و در تاريخ معدني ايران نامي از خود به نيكي به يادگار نهادند من هميشه از اين دوستان يه نيكي ياد كرده و احساس سرافرازي نسبت به اين فرزندان قره داغ خواهم داشت . يقينا" اگر پايمردي دوستان و تك تك كاركنان معدن نبود الان از سونگون هم خبري در اوراق زرين تاريخ اقتصادي كشور درج نميشد چراكه از كارگر ساده گرفته تا متخصصين امور در شكوفائي كارها ايثارها كرده و خود را فداي پيشرفت پروژه نمودند
Monday, February 26, 2007
سونگون بخش دوم
وقتي اولين چاه حفاري با آن شرايط سخت در معدن تمام شد تازه شبيه آن بود كه عده اي پايمردي خط مقدمي ها را در جبهه ديده و به ميدان رزم مجددا" برگشته اند آري مسئولين شكاك كه هرگز باورشان نمي شد كه در سونگون حفاري به نتيجه برسد حالا به طرفداران جدي ادامه كار تبديل شده بودند و پشت سر هم از اوضاع خبر گرفته و بدون معطلي به مافوق ها گزارش ميكردند و گاها" هم به ديگران متذكر مي شدند كه ما كه گفتيم اينطوري خواهد شد
بعد از اين موفقيت مديران مس ايران البته با پيگيري هاي مسئولين محلي و استان در فكر شروع مطالعات جدي و اساسي افتاده و ما را به جلسه اي در تهران فراخوانده و با گروه اكتشافي ريز مسائل را تنظيم و كارها به مرور شروع گرديد. كل منطقه به بلوكهاي متعدد تقسيم و شبكه هاي حفاري در محل پياده شد و راه سازي براي اين امر در معدن و از راه ارتباطي متروكه به روستا و محلهاي حفاري با سرعت هرچه بيشتر و بدون فوت وقت شروع گرديد زميني از طرف روستائيان بدون اخذ وجه در اختيار طرح قرار داده شد و ساختمان موقت براي اسكان كاركنان شروع گرديد من يادم نمي رود كه روزي يكي از آقايان كه مخالف ساختمان و ساير كارها بود در معدن به ساختمان در حال ساخت نگاهي كرده و گفت فلاني يقين دارم كه روزي اين ساختمان به طويله روستائيان تبديل خواهد شد البته سالها ايشان از آن ساختمان استفاده كرد و زحمات زيادي هم در شكوفائي معدن كشيد.
مهندسين متعدد در معدن مسقر شده و هرچه در توان داشتند در رد يا تاييد آن به روي كاغذ آورده و تقديم طرح نمودند وقتي راه سازي موقت در محل و معدن آماده ميشد از طرف مسئولين دستگاهاي حفاري راهي محل شده و در شرايط بسيار سخت و بحراني حفاري ها شروع شد در همه چاه ها ما به نتيجه قابل قبولي رسيديم و نمونه هاي استخراج شده از چاه ها امان مخالفين را بريده و اميد آنها را به ياس تبديل ساخت و بي علاقه و بي ميل واقعيات موجود را پذيرفته و برادامه كار با ديگران هم فكر شدند.
در اين زمان مهندس شيري عوض شده و مهندس اصلاني منصوب شده بود و انتخاب ايشان جان تازه اي به كالبد سونگون دميده و روح جديدي در معدن حاكم گردانيد با اعلام ايشان در جلسه هماهنگي تهران شركت و بعد از تاكيد وي بر ادامه كار بنده و منظور نمودن اعتبار لازم به برق – راه – ساختمان و آب و ... در امور معدن انقلاب كاري حاصل شد و استاندار وقت دكتر پرهيزكار با پشتيباني هاي موثرش بر ادامه كار صحه گذاشته و بر فرماندار وقت اهر براي ادامه همكاري من به عنوان نماينده ويژه ايشان در معدن اعلام موضع كردند و آقاي مجيدي فرماندار اهر هم حسن نظر نشان داده و همگي در جبهه تثبيت معدن سونگون تلاش كرديم در اين ميان نبايستي تلاشهاي آقاي معماري نماينده اهر را هم ناديده گرفت كه با عصبانيت هرچه بيشتر از پيشرفت امور دفاع مينمود و حتي از شدت تعصب ايشان سونگون را سون گون ميگفتند
معدن سونگون با همه طول و تفصيل كه بدهيم تا سال 1375 داراي رديف اعتباري نبوده و به صورت يكي از پروژه هاي تحت حمايت بودجه اي شركت ملي مس ايران اداره مي شد و تا آن زمان هم حدود كمتر از صد ميليارد ريال هزينه شده و تقريبا" كارهاي اكتشافي ضروري و قابل استناد به جاي خوبي رسيده و آماده ارائه به كارشناسان مربوطه شده بود تا اينكه انتخابات ورزقان و خاروانا باطل شده و منطقه فاقد نماينده گرديد و در واقع آن سال براي معدن سونگون سال پرباري بود چراكه از طريق كميسيون صنايع و معادن و با مساعدت مهندس هاشمي رئيس وقت كميسيون و وزارت معادن و فلزات وقت رديفي براي اين پروژه در نظر گرفته و تصويب گرديد كه رقم آن هم ظاهرا" 1500 ميليون ريال بود و از آن به بعد كه بنده هم افتخار عضويت در كميسيون مربوطه را داشتم سال به سال اعتبارات سونگون افزايش يافت ادامه دارد
Subscribe to:
Posts (Atom)
