Monday, June 11, 2007

نامه اساتيد به رئيس جمهور

نامه سرگشاده ۵۷ اقتصاددان خطاب به رییس جمهور

«اكنون نیمی از دوره كاری دولت نهم سپری شده است. در این مدت دولت، ایجاد فرصت‌‏های اشتغال، افزایش درآمد و ارتقای عدالت اجتماعی و محرومیت‌‏زدایی را در سرلوحه برنامه‌‏های خود قرار داده است. در عین حال بر اساس قانون، متعهد به اجرای برنامه چهارم نیز بوده است. برای تحقق این اهداف، دولت تدابیر و سیاست‌‏هایی را اندیشیده و در صدد اجرای آنها برآمده است. ضمن ارج نهادن به تلاش‌‏های دولت محترم، متاسفانه باید گفت كه این مساعِی منجر به تحقق خواسته‌‏های مردم و اهداف مسوولان نشده است. به گمان ما علت این است كه بخش بزرگی از این اقدامات مغایر معیارهای علمی سیاست‌‏گذاری اقتصادی و اصول شناخته‌‏شده مدیریت بخش عمومی است
بی‌‏سبب نیست كه سیاست‌‏های اقتصادی دولت نهم حتی توسط نمایندگان همسوی آن در مجلس، به كرات مورد نقد و ارزیابی قرار گرفته و در درون دولت نیز با وفاق چندانی همراه نبوده است. استادان دانشگاه‌‏ها و صاحبنظران مستقل علم اقتصاد هم به كرات سیاست‌‏های اقتصادی دولت نهم را از طریق نامه‌‏ها و گزارش‌‏های فردی و جمعی یا مقالات در روزنامه‌‏ها در بوته نقد قرار داده‌‏اند و به طور قطع عمده این نظرات از طریق رسانه‌‏های جمعی به اطلاع جنابعالی و همكاران محترم شما در هیئت دولت رسیده است
انتظار بر این بود كه دولت محترم به‌‏ویژه جنابعالی و همكارانتان در وزارتخانه‌های اقتصادی و سازمان‌‏های ذیربط، این نقدها و نظرها را جدی بگیرند و انتشار دیدگاه‌‏ها و اعلام آمادگی استادان اقتصاد كشور را برای همفكری در امور كارشناسی مغتنم شمارند. اما بی‌‏اعتنایی دولت به نظرات علمی استادان و كارشناسان در حوزه سیاست‌‏گذاری اقتصادی موجب گردیده است كه متاسفانه بسیاری از پیش‌‏بینی‌‏های بدفرجام صاحبنظران تحقق یابد. در دو سالی كه از عمر كاری دولت جناب‌‏عالی و آغاز برنامه چهارم كشور می‌‏گذرد، به‌‏رغم الزام قانونی دولت به ارایه گزارش عملكرد اقتصادی خود، گزارش جامعی ارایه نشده است و مسوولان محترم قوه مجریه صرفا با تشكیك در آمارهای رسمی كشور، عملكرد اقتصادی خود را به استناد آمارها و اطلاعات پراكنده كه بعضا مورد تردید جدی محافل كارشناسی است، بسیار درخشان نشان می‌‏دهند
از آنجا كه با تداوم تصمیمات شتاب‌‏زده و غیركارشناسی، بیم آن می‌‏رود كه اقتصاد كشور در وضعیت دشوارتری قرار گیرد و با گذشت زمان هزینه برون‌‏رفت از بحران‌‏های اقتصادی برای مردم و عاملان اقتصادی سنگین‌‏تر شود، نویسندگان این نامه بر آن شدند تا به عنوان عضو كوچكی از جامعه علمی كشور و ملت بزرگ ایران و بر اساس وظیفه حرفه‌‏ای، دیدگاه‌‏های خود را از دریچه علم اقتصاد و تجربه غنی كشورهای هم‌‏تراز ایران طی گزارشی به استحضار جنابعالی و همكاران محترم شما در دولت برسانند. باشد كه این نقدها و نظرها جدی گرفته شود و در اصلاح امور كشور به كار دولتمردان محترم آید
توجه خواهید فرمود كه می‌‏دانیم موفقیت‌‏های بسیاری توسط این دولت و دولت‌‏های گذشته حاصل شده است و می‌‏دانیم راه حل‌‏ها دشوار و بعضا به ظاهر تلخ است. ولی از آنجایی كه مسوولان و كارشناسان دولت، گزارش پیشرفت‌‏ها و موفقیت‌‏ها را با توجه به امكانات گسترده خود تهیه و به اطلاع مردم رسانیده‌‏اند، آنچه در این گزارش مد نظر قرار گرفته است، بیان چالش‌‏ها، طرح اصلاحات لازم در سیاست‌‏ها و تصمیمات اقتصادی و كاهش هزینه‌‏های سنگین ناشی از سیاست‌‏های نادرست دولت است
بی‌‏تردید در صورت تقاضای دولت محترم، امضاكنندگان این نامه و احتمالا سایر استادان و صاحبنظران اقتصاد كشور آماده توضیح بیشتر در مورد مشكلات پیش‌‏آمده و ارائه راه حل‌‏های اجرایی برای رفع چالش‌‏هایی هستند كه برابر گزارش پیوست، اقتصاد كشور با آن مواجه است

تحلیل شرایط اقتصادی كشور و سیاست‌‏های دولت در سال‌‏های 85-1384

مقدمه در این گزارش بخش‌‏هایی از فعالیت‌‏های اقتصادی كشوركه به نظر می‌‏رسد از درجه حساسیت بالاتری برخوردار بوده و به جهت تصمیمات و سیاست‌‏های اقتصادی دولت دچار چالش‌‏های جدی‌‏تری شده، مورد تحلیل قرار گرفته است. در هر بخش ابتدا وضعیت موجود، روندها، و تصمیمات دولت اجمالا بررسی شده است. سپس چالش‌‏های پیش‌‏آمده مطرح و در مواردی بعضی از راه حل‌‏های عمومی و توصیه‌‏های سیاستی پیشنهاد گردیده است
1- فاصله نگران‌‏كننده رشد اقتصاد كشور از برنامه چهارم به‌‏رغم افزایش درآمدهای نفتی:
رشد اقتصادی معیار اندازه‌‏گیری عمكرد مجموعه اقتصاد كشور است. با رشد بالاتر رفاه عمومی افزایش یافته و جایگاه اقتصادی كشور در عرصه جهانی بهبود می‌‏یابد. گرچه اقتصاد ایران توان بالقوه بالایی برای دستیابی به رشدهای سریع‌‏تر را دارد ولی رشد تحقق‌‏یافته آن در سال‌‏های 84 و 85 از منظر جهانی و اهداف برنامه چهارم و حتی در مقایسه با روند نرخ رشد اقتصادی سال‌‏های اخیر موقعیت مناسبی ندارد. نرخ رشد اقتصادی ایران در سال‌‏های 84 و 85 به ترتیب 4/5 و 3/5 درصد بوده است. این ارقام حدود دو درصد پایین‌‏تر از اهداف برنامه است. برای سال 86 نیز پیش‌‏بینی‌‏ها در همین سطح است(گزارش‌‏های سالانه بانك مركزی و پیش‌‏بینی‌‏های سازمان مدیریت و برنامه‌‏ریزی و سازمان‌‏های بین‌‏المللی)
اگر اقتصاد كشور سالانه 2 درصد كمتر رشد نماید، زیان چنین غفلتی طی یك دوره پنج ساله برای اقتصاد ایران به معنای از دست دادن تولیدی بیش از یك سوم تولید فعلی كشور، یعنی 70 هزار میلیارد تومان است. این70 هزار میلیارد تومان می‌‏تواند برای 5 میلیون خانوار كم‌‏درآمدكشور معادل یك هدیه 14 میلیون تومانی باشد. به نظر نمی‌‏رسد چنین صرفه‌‏جویی و چنین هدیه‌‏ای از هیچ محل دیگری در اقتصاد كشور قابل تامین باشد. طبق سند چشم‌‏انداز جمهوری اسلامی ایران در افق 1404 هجری شمسی، "ایران كشوری است توسعه‌‏یافته با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه ..." اما آمارهای مقایسه‌ای با 23 كشور منطقه در گزارش صندوق بین‌المللی پول نشان‌‏دهنده آن است كه متأسفانه در دو سال اول برنامه چهارم متغیرهای كلان اقتصاد كشور از بهبود لازم برخوردار نشده است. به عنوان مثال در سال‌‏های 2005 و 2006 اقتصاد ایران در بین 23 كشور منطقه از نظر رشد اقتصادی به ترتیب مقام نوزدهم و هفدهم را كسب كرده است. تنها كشورهای یمن، سوریه، قرقیزستان و لبنان از این نظر پایین‌تر از ایران بوده‌اند. بر اساس همین گزارش از نظر درآمد سرانه در سال‌‏های 2005 و 2006 به قیمت‌های جاری، ایران مقام یازدهم منطقه (در بین 23 كشور) را داشته ‌است (گزارش صندوق بین المللی پول ، 2007)
دلایل محدود بودن رشد اقتصادی كشور بسیار گسترده بوده و ریشه در ساختار اقتصادی و اجتماعی كشور دارد. بعضی از عوامل مستقیم و مهم این پدیده نامطلوب به شرح زیر است كه حركت دولت در جهت اصلاح آنها می‌‏تواند منجر به رشد اقتصادی بالاتر شود
1- رشد تولیدات در درجه اول در گروی اعتماد و اطمینان عاملان اقتصادی و ثبات سیاست‌‏های اقتصادی در صحنه داخلی و تعامل مناسب با جهان خارج است. به نظر می‌‏رسد روند تصمیمات دولت در جهت بهبود چنین شرایطی نبوده است
2- به‌‏رغم هزینه كردن گسترده درآمدهای نفتی و كاهش نرخ سود تسهیلات بانكی، نرخ رشد انباشت سرمایه در سال‌‏های 84 و 85 در سطحی به مراتب پایین‌‏تر از هدف برنامه چهارم یعنی 2/12درصد است. 3- تحقق رشد اقتصادی بالا موكول به افزایش بهره‌‏وری است تا بتوان با عوامل تولید موجود به تولید بیشتری دست یافت. به همین جهت در برنامه چهارم، رشد بهره‌‏وری كل عوامل تولید به طور متوسط سالانه 5/2 درصد پیش بینی شده است(قانون برنامه چهارم ،1383). اما متأسفانه در 2 سال اول برنامه چهارم چنین رشدی تحقق نیافته است
4- در سال‌‏های 84 و85 جمعا" حدود 80 میلیارد دلار از درآمدهای حاصل از فروش نفت به اقتصاد ایران تزریق شده است(گزارش‌‏های بانك مركزی). هر چند در ضرورت تبدیل ثروت طبیعی به سرمایه های انسانی و فیزیكی تردیدی نیست، اما مشكل بزرگ در این فرایند از یك سو اتلاف منابع نفتی در تخصیص غیر بهینه آن است و از سوی دیگر محروم شدن جامعه از فرایند یادگیری برای رویاروئی با بحران ها و چالش های رشد اقتصادی است. توسعه و رشد پایدار تنها در فرایند تلاش برای حل بحران ها و مشكلات فرا روی جوامع شكل می گیرد. شیوة تامین هزینه بحران های اقتصادی - اجتماعی از محل درآمدهای نفتی ، ساده ترین روش مقابله با این بحران هاست، اما ضرورتاً كارآمدترین شیوه نیست. چرا كه وقوع بحران ها را اندكی به تعویق می اندازد ، ولی
قطعا در آتیه نزدیك بحران ها با ابعادی بزرگتر و پیچیده تر بروز می نمایند و مانع رشد پایدارمی شوند
سیاست انبساطی مالی و افزایش بی رویه بودجه دولت
در چارچوب سند چشم‌انداز 20 ساله كشور و سیاستهای كلی برنامه چهارم، دولت ملزم گردیده ضمن بازآفرینی ساختار و كاركردخود، سیاست های زیر را در دستور كار قرار دهد: ایجاد تعادل بین منابع و مصارف بودجه ،كاهش وابستگی بودجه به منابع حاصل از فروش نفت، تأمین هزینه‌های جاری از محل درآمدهای مالیاتی و غیر نفتی و به كارگیری درآمد های حاصل از فروش نفت در سرمایه‌گذاری‌های مولد و پایدار . دولت نهم بر خلاف رویكردهای برنامه چهارم به سیاست مالی با این تصور كه خرج كردن از محل درآمدهای روز افزون نفت می تواند مرهم دردهای ساختاری اقتصاد ایران باشد، در دو سال اخیر سیاست انبساط مالی را در پیش گرفت. در تعقیب این سیاستها هزینه‌های جاری دولت كه در سال 1383 در حدود 221 هزار میلیارد ریال بود، در سال 1384 به 318 هزار میلیارد ریال و در سال 85 13به 401 هزار میلیارد ریال افزایش یافت . پیش‌بینی می‌شود كه در سال جاری این رقم به حدود 500 هزار میلیارد ریال برسد. این ارقام بزرگ ‌شدن حجم دولت را بدون اصلاحی در ساختار و كاركرد آن آشكارا نشان می‌دهد. علاوه بر آن حاكی از روند فزاینده اتكاء هزینه‌های جاری بودجه به درآمدهای حاصل از فروش نفت و كاهش نسبت درآمدهای مالیاتی به هزینه‌های جاری به 47 درصد در مقایسه با نسبت 5/61 درصدی قانون برنامه چهارم است. به همین دلیل به رغم آن كه در قانون برنامه چهارم پیش‌بینی شده بود كه در دو سال اول برنامه به ترتیب 2/15 و 6/15 میلیارد دلار از منابع ارزی حاصل از فروش نفت برداشت شود، این رقم در سال 1384 به 3/35 و در سال 1385 به 43 میلیارد دلار افزایش یافت(قوانین بودجه سنواتی سالهای 1386-1383)
سیاست های فوق با قوانین مصوب (از جمله بندهای 42 و 50 سیاست های كلی برنامه كشور و قانون برنامه چهارم )، الزامات ساختاری اقتصاد ایران و مبانی نظری مغایرت آشكار دارد و موجب شده است به نحو بی سابقه ای بر حجم نقدینگی افزوده شود. این به نوبه خود بر گرایشات تورمی موجود در اقتصاد دامن زده و منجر به بی ثباتی اقتصادی گردیده است. فشار تقاضا در اقتصاد كشور میل به واردات را شدت بخشیده و اقتصاد كشور و بودجه دولت را بیش از پیش به نفت و تكانه های آن وابسته نموده است .حساب ذخیره ارزی نیزكه برای مقابله با این تكانه های محتوم پیش بینی شده بود، خیلی زود عملا به بوته فراموشی سپرده شده است
مغایرت سیاستهای پولی و بانكی دولت با رشد ، بهره وری و تورم زا بودن آن
نظام پولی و اعتباری در چگونگی گردش فعالیت‌های اقتصادی نقشی تعیین‌كننده دارد و این مهم را از طرق مختلف و با ابزارهای گوناگون صورت می‌دهد. حاصل نهایی و عملكرد درست این نظام كه از دغدغه‌های بجا و بسیار مهم مردم و مسئولان است، می‌تواند رشد اقتصادی بالاتر و تورم پائین‌تر باشد. ازاین منظر سیاستها و روند متغیرهای پولی ایران در نگاه بلندمدت در این جهت نبوده و مورد نقد بسیاری از محققان قرار گرفته است. متأسفانه به نظر می‌رسد از آغاز فعالیت‌های دولت نهم سیاستهای اعمال شده حتی جهت نامطلوب‌تری نیز به خود گرفته كه موجب كاهش نرخ رشد اقتصادی و افزایش نرخ تورم شده است
سیاست انبساط پولی دولت موجب گردیده است، نرخ رشد بدهی بانكها به بانك مركزی در سال های 1384 و 1385 به ترتیب به 67.1 و 56.1 درصد برسد. رقم مشابه در سال 1383 منفی بوده است. دارایی های خارجی نیز به همین ترتیب رشد بالایی را تجربه نموده است . نتیجه سیاست انبساطی پولی ، افزایش پایه پولی ( پول پر قدرت ) در سالهای 84 و شش ماهه اول 85 به ترتیب به میزان 45.9 و 40.5 درصد است. این رقم در سال 1383 برابر 17.5 درصد بوده است. جلوه افزایش پایه پولی ، افزایش گسترده ترحال و آتی نقدینگی ، به رغم تلاش های بانك مركزی است . رشد نقدینگی در سالهای 84 و 85 به ارقام كم سابقه 34.3 و بالای 40 درصد رسیده است. در حالی كه رقم مشابه در سال 1383 حدود 30.2 درصد بوده است. تركیب نقدینگی به طرف اقلام كوتاه مدت تورم زا گرایش یافته است. سهم سپرده های بلندمدت به ویژه دو ساله و بیشتر در كل نقدینگی در سال های 1384 و 1385 روند نزولی دارد. چنین روندی بار تورمی نقدینگی را تشدید می كند. نرخ تورم از مهر ماه سال 1385 روند صعودی پیدا كرده است. چنانكه بر اساس شاخص بهای كالا و خدمات مصرف كننده، متوسط رقم دوازده ماهه 1385 آن 8/13 درصد بوده است. در حالی كه این رقم در ماه های دی و بهمن 85 به ترتیب به 17.3 و 17.6 درصد رسیده است. بار تورمی افزایش نقدینگی به جهت واردات گسترده، نرخ ارز اسمی ثابت و نرخ دستوری كالاها و خدمات دولتی كه در نهایت تخریب ساختار اقتصادی كشور را در بر دارد، كمتر متوجه سبد مصرفی كالاها و خدمات شده است. نگاه كوتاه مدت رفاهی بر دیدگاه بلند مدت توسعه پایدار فائق آمده است. فشار اصلی سیاست انبساطی پولی سال های 84 و 85 متوجه افزایش حداقل 50 درصدی قیمت زمین و مسكن شده است. فشار اولیه آن در این مرحله در شهرهای بزرگ ظاهر شده ولی به تدریج متوجه شهرك های اقماری و شهرهای كوچك خواهد شد(گزارش های بانك مركزی1385-1383 )
تصور و شناخت نادرست دولت از نظام بانكی موجب اتخاذ تصمیمات غیر‌علمی و غیر كارشناسانه شده است. این تصمیمات نظام پولی و بانكی را در خدمت بخش‌ها و فعالیت‌هایی قرار داده كه در مواردی كاملاً روشن، نه تنها مغایر موازین شناخته شده است ، بلكه مخالف اهداف عنوان شده خود دولت به ویژه عدالت‌خواهی است
بعضی از جلوه های عینی این تصور، سیاست ها و تصمیماتی مانند زیر است
مترادف دانستن افزایش حجم اعتبارات و تولید. باور به تعلق مالكیت سپرده های مردم در نظام بانكی به دولت. نفی رابطه مستقیم قیمت و نقدینگی. عدم اعتقاد به لزوم برابری منابع و مصارف در نظام بانكی. ارجح دانستن نامشروط اعتبارات خرد به اعتبارات كلان. كاهش نرخ سود رسمی اسمی و حقیقی سپرده ها و اعتبارات. اعمال تفاوت نرخ های سود ، میان موسسات مالی خصوصی و دولتی. اعلام بخشودگی جزیی و كلی بدهكاران سیستم بانكی. تثبیت نرخ اسمی ارز در كنار تورم دو رقمی اقتصاد كشور. گسترش فضای نا اطمینانی در مدیریت موسسات مالی و سلامت عملكرد آنها. اظهارات روزمره و متناقض مقامات مسئول دولتی در باب مسائل پولی. تضعیف عملی استقلال بانك مركزی. نادیده گرفتن هزینه های سنگین دشوارتر شدن ارتباطات مالی با دنیای خارج. دیدگاهها، سیاست ها و روندهای نهفته در گزاره های بالا، چالش‌های جدی در حوزه پولی و بانكی كشور به وجود آورده است كه حل و اصلاح آن آسان نبوده و بسیار پرهزینه است . نمونه های این مشكلات عبارتند از: نامناسب تر شدن فضای اعتماد و اطمینان سه جانبه میان مردم، دولت و موسسات مالی برای گردش درست تر فعالیت های مالی. باور به عدم وجود قانونمندیهای علم اقتصاد و بازارهای مالی. تغییر فضای فعالیت های مالی به سوی سوداگری. تغییر سبد نقدینگی به طرف اقلام پولی و امكان بروز تورم پنهان فعلی در سال های آینده. طولانی تر كردن صف متقاضیان اعتبارات. پیدایش و تشدید رانت های متعدد ناشی از غیر واقعی بودن نرخ سود سپرده ها و تسهیلات در نظام بانكی كه درجهت خلاف هدف عدالت خواهی دولت است. نا هماهنگی نرخ ارز اسمی با نرخ تورم. ناتوان تر شدن نظام بانكی در تخصیص پس اندازها به بهترین پروژه های سرمایه‌گذاری. شكننده تر شدن تراز پرداخت های كشور در مقابل شوك های احتمالی نفتی و غیر نفتی به جهت اتكاء بیشتر آن به ارز حاصل از افزایش ناپایدار قیمت نفت و كنار گذاشتن عملی حساب ذخیره ارزی. كاهش رشدو بهره وری عوامل تولید در اقتصاد كشور.
نااطمینانی و بی‌‏ثباتی تصمیمات دولت در همه بخش‌‏ها به‌‏ویژه در زمینه های مالی، تقلیل‌‏دهنده رشد بهره‌‏وری است كه این خود سرچشمه اصلی رشد پایین اقتصادی می باشد. مسئولان قوای سه گانه با صرف وقت فراوان و استفاده از امكانات گسترده و بسیار با ارزش (از منظر هزینه فرصت) تصمیماتی را اتخاذ ولی قبل از اجرا متوجه سیاست ها و تصمیماتی دیگر می شوند كه حاصل آن به كارگیری نهاده های فراوان در فعالیت هایی گاه خنثی كننده یكدیگر و همراه با ستانده صفر (بهره وری صفر) است. در طرف دیگر فعالان اقتصادی كشور (مردم و بنگاه ها) نیز در چنین فضایی باید دائماً در برنامه های خودتجدید نظر نمایند و برای هر گونه سرمایه‌گذاری یا خرید و فروش زمان بیشتری را صرف و هزینه مبادله و ریسك بالاتری را تحمل نمایند. تجدید نظر دائمی در برنامه ها و تاخیر و درنگ در اجرای تصمیمات اقتصادی در فرآیند تولید مجدداً به مفهوم به كارگیری عوامل تولید بدون تحصیل هر گونه تولید در طول زمان(بهره وری صفر)است
برای بهبود شرایط و مقابله با مشكلات موجود، اتخاذ سیاستهای مناسب در اسرع وقت اجتناب ناپذیر است
ادامه ركود در بازار سهام
بازار سرمایه در مجموعه فعالیت‌های مالی با تأمین منابع مالی بلند مدّت نقش مستقیم و نزدیكتری با سرمایه‌گذاری‌های بخش حقیقی و در نتیجه بهره‌وری و رشد اقتصادی دارد. فعالیت‌ها در بازار سهام در دو ساله 85-84 به رغم نقش حیاتی و بالقوه آن، روند نامطلوبتری را در مقایسه با فعالیت‌های نظام بانكی نشان می‌دهد. ارزش كل معاملات از 3/41 تریلیون ریال در سال 80 به 7/103 تریلیون ریال در سال 83 می رسد. رقم شاخص كل كه در پایان سال 81، 5063 بوده است در پایان سال 83 به 12113 رسید. آمار سال 84 و 85 نشانگر ركود قابل توجه در بازار است. در سال 84 در این بازار كاهش 43 درصدی ارزش معاملات و 21 درصدی شاخص كل مشاهده می‌شود. در سال 1385 ركود سال پیش ادامه دارد. رقم شاخص در اردیبهشت ماه 1386 حدود 9400 است و ارزش كل معاملات روزانه به سطح نازل چند میلیاردتومانی رسیده است. بدین تر تیب در سالهای 1385-1383 دارندگان سهام، بازده حقیقی و اسمی منفی داشته اند(پایگاه اطلاع رسانی سازمان بورس اوراق بهادار تهران). تعداد كل سهامداران در پایان سال 85، حدود 2/3 میلیون نفر بود كه صاحب 395 تریلیون ریال (معادل یك سوم نقدینگی كشور و یا تقریباً 43 میلیارد دلار) سهام بودند. این ارقام بیانگر دامنه گسترده بازار سهام و امكانات بالقوه آن برای هدایت نقدینگی از بازار سوداگری مستغلات و كالاها و خدمات به فعالیت‌های تولیدی( به معنای اخص كلمه) و مقابله با تورم است. ولی امكانات بالقوه این بازار با توجه به جمعیت و ابعاد اقتصاد ایران بسیار بیشتر از این است و بایدبه خدمت گرفته شود، اما در دو سال اخیر تعداد سهامداران جدیدی كه وارد بازار سهام شده اند در همسنجی با سال 83 كاهش یافته است. (پایگاه اطلاع رسانی سازمان بورس اوراق بهادار تهران). در زمینه سیاستها می‌توان عنوان داشت كه نگرانی‌های اقتصادی كوتاه مدت دولت، كم توجهی به نقش كلیدی بازار سهام در رشد اقتصادی بلندمدت، و حجم محدودتر معاملات و ارزش جاری آن در مقایسه با فعالیت‌های نظام بانكی موجب گردیده است، بازار سرمایه در تصمیم‌گیری‌های دولت از اولویت بالایی برخوردار نباشد
انعكاس این نوع نگاه دولت به صور زیر ملاحظه می‌شود
- حفظ دستوری شاخص و ممانعت از سقوط آن از طریق بسته‌شدن نمادها و انتقال به تابلوی فرعی. - حضور گسترده اشخاص حقوقی وابسته به دولت برای جمع‌آوری سهام در انتظار نوبت فروش. - كنترل دولتی مدیریت بازار سهام. - توزیع مستقیم سهام عدالت به عنوان جایگزین و یا مكمل بزرگ واگذاری‌ها از طریق بازار سهام. در سایه تصمیمات و شرایط فوق بازار سهام با مشكلات و چالش‌های متعددی روبرو است. حاصل و نماد نهایی این مشكلات بازده حقیقی منفی برای 2/3 میلیون نفر صاحبان سهام است كه برای عرضه امكانات مالی خود به یاری سرمایه‌گذاران و تولیدكنندگان اقتصاد آمده بودند ولی اكنون به جای پاداش و تشویق، پس‌اندازهای خود را بر باد رفته می‌بینند . افق روشنی هم در مقابل آنان دیده نمی‌شود. بعضی از این مشكلات عبارتند از: -عدم شناخت درست مردم و مسئولان از جایگاه بالقوه بسیار مهم بازار سهام در رشد اقتصادی. - اولویت پائین دولت برای حل مشكل بحران و سقوط بازار سهام در سالهای84-1383 . - بزرگ بودن نقش دولت در فعالیت‌های اقتصادی و وجود مقاومت ذاتی آن برای گسترش فعالیت‌های بخش خصوصی. - قابلیت پائین نقدن شدن سهام . - ابهام در چگونگی اجرای خصوصی‌سازی و اجرای سیاست های كلی اصل 44 قانون اساسی. - سایه سنگین و غیرشفاف توزیع سهام عدالت بر بازار سهام. چگونگی عرضه احتمالی سهام عدالت در بازار سهام مشخص نیست و می‌تواند به اشكال مختلف بازار سهام را متأثر سازد. - نا مناسب بودن شرایط حضور سرمایه‌گذاران حقیقی و حقوقی خارجی در بازار سهام به منظور استفاده از ظرفیت منابع مالی آنها و انتقال فن آوری های جهانی. اتخاذ و اجرای راهكارهای علمی و عملیاتی برای حل چالشهای فوق و یا تخفیف آن گریز ناپذیر است
سیاستهای تجاری در جهت اتكاء بیشتر به درآمدهای نفتی و ركودتولید
سیاستهای بازرگانی بخش مهمی از نظام انگیزشهای مالی را در بر میگیرد. این سیاستها شامل تعیین نرخ ارز ، تعرفه های بازرگانی و تدابیر غیر تعرفه ای در حمایت از صنایع داخلی و مشوقهای صادراتی است. انتظار می رود سیاستهای بازرگانی به نحوی تنظیم شود كه ضمن دستیابی به تعادل در بازرگانی خارجی، فعالیتهای داخلی به صورت گزینشی و هدفمند مورد حمایت قرار گیرند و توان رقابتی لازم را در بازار جهانی كسب كنند. در دو سال اخیر ارزش واردات كشور در هر سال بالغ بر 41 میلیارد دلار بوده است(گزارش های بانك مركزی). سیل واردات محصولات كشاورزی و صنعتی آسیب جدی بر فعالیتهای تولیدی كشور وارد می كند. تولید كنندگان داخلی تحت فشار واردات كالاهای مصرفی كه از مجاری گمركی و یا به صورت قاچاق وارد می شود هستند ، ولی دولت بدون توجه به عامل مهم آن كه نرخ ارز رسمی ثابت به همراه تورم دو رقمی است، بیشتر در پی توصیه های فرهنگی به مردم برای خرید كالاهای داخلی است. استفاده از لنگر نرخ اسمی ارز برای مقابله با تورم زمانی موجه است كه دولت همزمان با آن از طریق اعمال سیاست پولی و مالی عوامل موثر بر نقدینگی را مهار كند . در غیر این صورت تعقیب سیاست پولی و مالی انبساطی در كنار توسل به لنگر نرخ ارز، زمینه ساز ورشكستگی واحدهای تولیدكننده كالاهای قابل مبادله و گسترش بخش های تولید كننده كالاهای غیر قابل مبادله است ( بیماری هلندی)
خوشبختانه در دو سال اخیر به رغم كاهش توان رقابتی اقتصاد كشور، صادرات غیر نفتی افزایش یافته است. می توان استدلال كرد كه این افزایش در صورت تداوم تقویت ریال در مقابل ارزهای خارجی استمرار نخواهد یافت . واقعیت این است كه در سبد صادرات غیر نفتی ایران كالاهای انرژی بر مانند محصولات پتروشیمی، فلزات اساسی و محصولات كانی غیر فلزی سهم عمده ای را دارند. با افزایش قیمت انرژی در بازار جهانی، هم قیمت این كالاها افزایش می یابد و هم صنایع انرژی بر كشور از یارانه پنهان بیشتری بهره مند می شوند و كاهش توان رقابتی آنها از این طریق جبران می شود. گفتنی است تقویت صادرات غیر نفتی از طریق انرژی ارزانی كه در كالاهای انرژی بر وجود دارد، فاقد توجیه اقتصادی است
افزون بر آن، سیاستهای دولت در زمینه تعامل با كشورهای بزرگ صنعتی سازنده نبوده و كشور را در وضعیت تحریم اقتصادی قرار داده است. محدودیتهای اعمال شده توسط موسسات مالی بین المللی موجب مسدود شدن اعتبارات تجاری، فاینانس و ورود سرمایه خارجی به كشور می شود و این همه موجب اختلالات جدی در تجارت خارجی ایران شده است
ممنوعیت صدور سیمان، آهن آلات ساختمانی و برخی از كالاهای كمیاب به منظور جلوگیری از افزایش قیمت این كالاها در بازار داخلی نیز سیاست تجاری دیگری است كه توسط دولت به كار گرفته شده است. متاسفانه از این طریق بازارهایی كه به زحمت بدست آمده از دست صادر كنندگان داخلی خارج شده و ورود مجدد به این بازارها برای تولید كنندگان داخلی دشوار و پر هزینه خواهد شد
پیامد استمرار شرایط فوق موجب تشدید نابرابریهای اقتصادی ، تداوم بحران بیكاری، و كاهش رشد اقتصاد ملی خواهدبود. كه ضرورت سریعتر اصلاح سیاستهای تجاری حاكم را مطرح می نماید
محدودیت حجم سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی
سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی می تواند شكاف پس انداز و سرمایه‌گذاری داخلی را كاهش دهد و از طریق ورود تكنولوژی پیشرفته و فنون مدیریت جدید بر بهره وری و توان رقابتی اقتصاد كشور تاثیر مثبت بر جای گذارد و به واسطه دسترسی به مجاری بازاریابی و فروش شركتهای فرا ملیتی ورود به بازار جهانی را تسهیل نماید. در دوره برنامه سوم با تصویب قانون سرمایه‌گذاری خارجی و اصلاح قانون مالیاتهای مستقیم و بالاخره تنش زدایی در مناسبات بین الملی بستر مناسبی برای جذب سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی به وجود آمد و آمارهای رسمی نیز موید آن است
درسالهای اخیر سیاست كشور در قبال سرمایه‌گذاری خارجی دگرگون شد. مهمترین پروژه‌های سرمایه‌گذاری خارجی در صنعت خود رو سازی، مخابرات و فرودگاه امام زیر سئوال رفت و از آن میان، اجرای دو پروژه بزرگ منتفی شد. در وضعیتی كه فاینانس خارجی پروژه های سرمایه‌گذاری متوقف شده است و گشایش اعتبارات اسنادی برای كالاهای وارداتی با مشكلات جدی مواجه گردیده است، انتظار نمی رود در زمینه جذب سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی موفقیتی نصیب دولت شود
به رغم تحولات نامساعد یاد شده، اخیرا وزارت صنایع و معادن به نقل از سازمان سرمایه‌گذاری وزارت امور اقتصادی و دارایی خبر از تصویب طرحهای سرمایه‌گذاری خارجی به مبلغ 5/10 میلیارد دلار می دهد. در این مورد توضیح این نكته ضروری است كه تصویب مجوزهای سرمایه‌گذاری به معنای تحقق سرمایه‌گذاری نیست. به همین دلیل در آمارهای انكتاد كه منبع معتبر بین المللی در این حوزه است چنین دستاوردی به ثبت نرسیده و ارقام تحقق یافته حداكثر 5 درصد رقم اعلام شده است. نكته دیگر این است كه در قانون سرمایه‌گذاری خارجی ایران فاینانس و بیع متقابل نیز در زمره سرمایه‌گذاری خارجی طبقه بندی شده است. این اعتبارات تفاوت آشكار با سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی دارد. لذا به نظر می رسد ارقام وزارت صنایع ، تصویر درستی از سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در كشور به دست نمی دهد

ضرورت توجه بلند مدت به بازار كار
در پی نرخهای رشد بالای جمعیت در دهه‌های گذشته، جامعه ما با یك پدیده جدید جمعیتی مواجه شده است. شناخت ویژگی‌های این پدیده و درك الزامات و پیامدهای آن نیازمند روش و نگاه تازه‌ای به این موضوع است. جمعیت در طول سالهای 85-1355 بیش از دو برابر گشته و یك جمعیت 36 میلیونی زیر 25 سال شكل گرفته است كه تا پایان قرن حاضر بر همه اركان اقتصادی و اجتماعی، به ویژه بازار كار كشور اثر گذارخواهد بود. با توجه به این عرضه بالقوه نیروی كار، اگر نرخ مشاركت فعلی افزایش چندانی نیابد ، برای آن كه نرخ بیكاری نیز در سطح قابل تحملی قرار بگیرد، لازم است سالانه نزدیك به یك میلیون فرصت شغلی برای یك دوره طولانی در كشور بوجود آید
بر اساس آمارهای اعلام شده در طول سالهای1385-1365 نزدیك به 9474 هزار فرصت شغلی ایجاد شده است (یعنی سالانه حدود 474 هزار فرصت شغلی )كه هر چند دستاورد در خور توجهی برای كشور محسوب می گردد، با نیاز به ایجاد یك میلیون شغل در سال فاصله زیادی دارد. از این گذشته نكته مهمی كه باید به آن توجه شود، متفاوت بودن فرصت شغلی از اشتغال است. اخیرا دولت اعلام كرد كه در 18 ماه گذشته دو میلیون شغل ایجاد شده است. باید توجه كرد كه اگر حتی این رقم درست باشد و حقیقتاً اعتبارات اشتغال زای ارائه شده، به تحقق این حجم از فرصت شغلی انجامیده باشد، این به معنی افزایش اشتغال كلی كشور به اندازه دو میلیون شغل نیست. چه بسا هنگامی كه دولت با ارائه تسهیلات اشتغال زا به یك بخش از متقاضیان، برای آنها فرصت شغلی ایجاد می كند، همزمان در بخش دیگری از اقتصاد، شاغلان موجود در حال اخراج یا بیكار شدن هستند. بنابراین نه اعطای تسهیلات اشتغال زا به منزله ایجاد قطعی شغل است (چون بسیاری از این اعتبارات در موضع خود مصرف نمی شوند) و نه ایجاد فرصت شغلی به مفهوم افزایش اشتغال است. (گزیده نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسكن 1385 ، مركز آمار ایران)
علاوه بر این امروزه در سطح جهان ایجاد كار شایسته یكی از اهداف اساسی دولتها محسوب می شود و كارشناسان و سیاستگذاران بر این باورند كه صرف ایجاد فرصت شغلی دیگر كافی نیست. كار شایسته دارای چهار ركن ایجاد اشتغال مولد، اعتلای حقوق كار ،گسترش تامین اجتماعی و افزایش گفتگوهای اجتماعی است
اینك باید پرسید كه
چه تحول ساختاری از منظر نگرش ها، نهادها و قوانین صورت گرفته است كه انتظار برود در سالهای آتی تا سقف یك میلیون فرصت شغلی_ كه از پایداری مطلوبی هم برخوردار باشد_ پدید آید؟
چه تحول ساختاری از منظر رشد اقتصادی، میزان سرمایه‌گذاری و موجودی دانش در سطح مدیریت بنگاههای فعلی و ایجاد بنگاههای جدید صورت خواهد گرفت تا فرصت های شغلی مورد انتظار ایجاد شود؟
آیا انگیزش ها و رژیم نهادی اقتصادی و سیاسی مناسب و جدیدی برای استفاده وسیع و كارآمد از دانش موجود جهانی برای توسعه یاد گیری، نوآوری و ایجاد فرصت های كارآفرینی به وجود آمده است؟
آیا زیرساختهای اطلاعاتی و ارتباطی پویا ، قابل رقابت و نوآور كه می تواند مقدمه ای برای نیل به اقتصاد دانش باشد به وجود آمده است؟
در این راستا موضوعاتی قابل طرح هستند كه در چهار چوب بنگاههای اقتصادی و منابع انسانی باید مورد تامل قرار گیرند
میزان پایداری و ثبات بازار كار از سوی بخش تقاضای این بازار بسیار شكننده است و با هرگونه سیاستگذاری كلان بدون توجه به آثار آن در بازار كار وضعیت به مراتب حادتر خواهد شد
برای پاسخگوئی به عرضه جدید نیروی كار و تاسیس بنگاه های جدید، لازم است به مزیت های نسبی اقتصاد ایران با توجه به "آثار جهانی شدن بر بازار نهاده ها و محصول" ، "رشد بدون اشتغال" و "دانش بر شدن اقتصادها" توجه شود
با توجه به این كه نسبت پس انداز و سرمایه‌گذاری به تولید ناخالص داخلی كشور در حد قابل قبولی می باشد و افزایش آن تقریبا بسیار دشوار می نماید، از این پس باید به فكر افزایش كارایی سرمایه‌گذاری بود و به طور جدی از طولانی شدن اجرای طرح های عمرانی و تعریف طرحهای جدید اجتناب كرد
با توجه به مشكلات داخلی و خارجی فرا روی بنگاهها ، باید وقت و سرمایه های زیادی مصروف فعالیت های آموزشی بنگاهها و سازمانها شود و این مسئله كه چه كسانی ، چه آموزش هایی باید ببینند در دستور كار قرار بگیرد
در بسیاری از مناطق جهان، كاهش ارتباط بین رشد اقتصادی و اشتغال یك واقعیت ملموس است. از اینرو گرچه در هدف‌‏گذاری اقتصاد كلان، ایجاد اشتغال باید در كانون توجه سیاستگزاران قرار گیرد ولی در عین حال توجه به مبادله احتمالی سایر اهداف اقتصاد كلان با اشتغال ضروری است
اقتصاد ایران تاكنون همه هزینه های لازم را برای تجهیز و مهیا كردن این جمعیت پرداخت كرده است ، اینك می تواند با ایجاد اشتغال از این مزیت در حوزه تولید نیز برخوردار گردد
ملاحظات فوق بیانگر سنگینی و پیچیدگی وظیفه دولت در ساماندهی بازار كار است. توجه شود كه ایجاد اشتغال در درجه اول از وظایف بخش خصوصی است و وظیفه دولت در این زمینه ایجاد فضای مساعد كسب و كار برای حل معضل اشتغال توسط بخش خصوصی است

كم‌توجهی به خصوصی‌سازی و اجرای سیاست های كلی اصل44 قانون اساسی
ناكارآمدی بخش دولتی در فعالیت های اقتصادی و ضرورت استفاده از توان بالای بخش خصوصی، مسئولان كشور و مجمع تشخیص مصلحت نظام را بر آن داشته است كه با تصویب سیاست های كلی اصل 44 قانون اساسی گام مهمی در جهت محول كردن نقش بیشتر به بخش خصوصی در حوزه تصدیهای اقتصادی بردارند. می توان گفت سرنوشت آینده اقتصاد كشور تا حد زیادی در گروی اجرای موفقیت آمیز این سیاستها در طول دوره برنامه های چهارم و پنجم است. ولی بر خورد دولت با سیاست های اجرایی اصل 44 توام با وقفه زمانی و سیاست صبر و انتظار بوده است
بند (الف) سیاست های كلی اصل 44 ناظر به تدابیری است كه از بزرگ شدن بخش دولتی جلو گیری می كند و حوزه فعالیتهای بخش خصوصی و تعاونی را گسترش می دهد. ممنوعیت دولت از انجام فعالیتهای جدید خارج از موارد صدر اصل 44 و الزام آن به واگذاری سالانه 20 درصد این قبیل فعالیتها تا پایان برنامه چهارم، در زمره مهمترین تدابیری است كه برای جلوگیری از بزرگ شدن دولت اتخاذ شده است. عملكرد دولت در دو سال اخیر در راستای این بند نبوده است. بدین معنی كه با واگذاری اجرای بسیاری از طرحهای عمرانی به نهادهای وابسته به دولت خلاف این بند عمل كرده است. از این گذشته در زمینه واگذاری سالانه 20 درصد فعالیتهای یاد شده به بخش خصوصی نیز دولت ناكام بوده است
به موجب بند (الف) سیاست ها، بخش خصوصی همچنین می تواند در صنایع بزرگ و مادر و معادن ( به استثنای نفت و گاز) و كلیه امور پست و مخابرات (به استثنای شبكه های مادر مخابراتی و امور واگذاری فركانس و شبكه های اصلی)، سرمایه‌گذاری كند. دولت در جهت برداشتن موانع سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در حوزه های فوق گام مشخصی برنداشته است
بند (ب) سیاست های كلی اصل 44 ناظر به تقویت بخش تعاونی در اقتصاد كشور است. در این بند هدف كمی 25 درصد تا پایان برنامه پنجم برای سهم بخش تعاونی تعیین شده است. دولت موظف شده است از طریق انگیزشهای مالی، رفع محدودیتهای قانونی و آموزشهای فنی و حرفه ای و تاسیس تعاونیها برای سه دهك اول جامعه بكوشد. تلاش دولت در این زمینه چشمگیر بوده است ولی از نتایج این تلاشها تحلیل روشنی در دست نیست. بند (ج) سیاستهای كلی اصل 44 ناظر به واگذاری فعالیتها و بنگاههای دولتی است. به موجب این بند واگذاری 80 درصد از سهام بنگاههای دولتی مشمول صدر اصل 44 به بخشهای خصوصی، شركتهای تعاونی سهامی عام و بنگاه های عمومی غیر دولتی مجاز شناخته شده است.20 درصد بقیه درمالكیت دولت باقی می ماند. در راستای این امر دولت تصمیم گرفته است نیمی از 80 در صد را به صورت سبد نامشخصی از سهام تحت عنوان سهام عدالت به اقشار كم درآمد هدیه نماید و40 درصد آن رابه بخش خصوصی واگذار كند. در این راستا دولت اقدام به تاسیس شركت كارگذاری سهام عدالت كرده است. سهامداران این شركت شامل دولت و شركت‌‏های سرمایه‌گذاری استانی هستند و مالكیت بخش بزرگی از سهام شركتهای صدر اصل 44 به این شركت منتقل خواهد شد. افزون بر این دولت اقدام به ایجاد 30 شركت سرمایه‌گذاری استانی و 337 شركت تعاونی شهرستانی كرده است
در زمینه مالكیت و مدیریت شركت های صدر اصل 44 ابهامات فراوانی وجود دارد. این ابهامات می تواند به فساد مالی، رانت جویی ،سوء مدیریت بیشتر، تداخل گرایشات سیاسی در تصمیمات اقتصادی، افزایش نقدینگی، وافزایش مصرف جامعه بیانجامد. توجه شود ارزش سهام عدالت بر اساس برآوردهای صورت گرفته تاپایان سال 86 بالغ بر رقمی معادل 50 درصد از كل نقدینگی كشور خواهد بود. در شكل فعلی خود سهام عدالت برگه ای دال بر تعهد دولت است.در صورت آغاز فروش سهام عدالت در بازار ثانویه ، این قدرت خرید عظیم می تواند ضربه تورمی بزرگ دیگری به كل اقتصاد باشد
مهمترین مشكل این است كه عملا دولت مالك 20 درصد سهام شركت های صدر اصل 44 خواهد بود و شركت كارگزاری سهام عدالت نیز كه در سازمان خصوصی سازی شكل گرفته 40 درصد سهام این شركت ها را در اختیار خواهد داشت. بدین ترتیب مدیریت این شركت ها همچنان در دست دولت باقی خواهد ماند. بنابر این چه دلیلی برای بهبود كارایی این شركت ها وجود دارد
به‌‏علاوه عملا میان مالكیت و مدیریت در داخل بخش دولتی نیز مشكل به وجود خواهد آمد. بدین معنی كه شركت كارگزاری سهام عدالت- در كنار مالكیت 20 درصدی دولت_ خود را در مدیریت شركتهای واگذارشده ذیسهم می داند.گرچه این شركت عملا نخواهد توانست شركتهای تحت پوشش را اداره كند و مدیریت این شركت ها همچون گذشته در اختیار شركت های مادر تخصصی باقی خواهد ماند، این مشكل می تواند به سو مدیریت در شركت های دولتی دامن زند
كار گسترده و سریع كارشناسی برای احتراز از تشدید ناكارآمدی های حاصل از خصوصی سازی به روش فوق ضروری است. ادامه ابهامات و نااطمینانی ها شرایط را دشوارتر خواهد كرد
نامساعد شدن فضای كسب و كار
در میان اقتصاد دانان بر سر این نكته كه اجرای سیاست های كلی اصل 44 قانون اساسی و نیز ایجاد فرصت های اشتغال و درآمدبیشتر در اقتصاد كشور مستلزم توانمند سازی بخش خصوصی از طریق كاستن از هزینه ها و ریسك های عاملان خصوصی و برداشتن موانع رقابت برای آن است، اتفاق نظر وجود دارد. متاسفانه به رغم اعلام رسمی دولت مبنی بر پیگیری اهداف فوق، سیاست ها و رفتارهای دولت در دو سال اخیر در جهت تحقق این اهداف سمت گیری نشده و فضای سرمایه گذاری و كسب و كار را نا مساعدتر كرده است. یكی از عوامل موثر بر هزینه های بخش خصوصی فساد اداری است. دولت نهم مبارزه با فساد و رانت جویی را در دستور كار خود قرار داده است. اما نه تنها در این زمینه اقدامی مشخص صورت نگرفته بلكه با دخالت نا مناسب در بازار كالاها و بازار سرمایه ناخواسته بستر مساعدی را برای فساد و رانت جویی بیشتر به وجود آورده است. بر خلاف ادعاهای رسمی، آمارهای بین المللی بیانگر سقوط 13 پله ای ایران از نظر مبارزه با فساد است(شفافیت بین المللی ، 2006 )
نگاه دولت به بخش خصوصی بزرگ و مستقل منفی است. بهمین جهت دولت در دو سال اخیر در صدد تقویت جایگاه بخش خصوصی خرده پا و كوچك در اقتصاد كشور بر آمده است. غافل از این كه وجود بنگاه های بزرگ و كوچك در كنار هم برای دست یابی به كارایی اقتصادی و توان رقابتی ضروری است
دخالت‌‏های شدید دولت در بازار پول و سرمایه ، بخش مالی كشور را در معرض مخاطرات جدی ورشكستگی قرار داده و در كنار آن نیز تبعات بلندمدت منفی بر توسعه بخش حقیقی داشته است. افزایش تسهیلات تكلیفی بانك ها و الزام بانك ها به تخصیص منابع یارانه ای بیشتر به طرح های موسوم به زود بازده و اشتغال زا ، نه تنها سیستم بانكی را در معرض هزینه افزایش مطالبات مشكوك الوصول قرار داده، بلكه دسترسی مدیران شركت های خصوصی را به اعتبارت بانكی محدودتر كرده است . در چنین وضعیتی تامین مالی سرمایه‌گذاری های بزرگ برای كسب و كار دشوارتر شده است
در وضعیتی كه موانع ورود به كسب و كار و خروج از آن زیاد است، در معاملات دولتی و سرمایه‌گذاریهای عمرانی ، برای شركتهای دولتی به زیان شركتهای خصوصی حق تقدم قائل می شویم، بازارهای مالی در انحصار دولت است، هنوز قانون رقابت و سیاست رقابتی از قوه به فعل در نیامده است و زیر ساختهای فیزیكی در زمان و مكان مناسب در دسترس نیست، می توان گفت هنوز موانع رقابت در اقتصاد ایران بالا است. مداخله دولت در زمینه نرخ گذاری رسمی تعدادی از كالاها نیز موجب خسران زیاد بخش خصوصی و زیان دهی سرمایه‌گذاری های انجام شده در برخی از فعالیت های اقتصادی شده است. نمونه بارز این مداخلات را می توان در مورد سیمان و آهن آلات ساختمانی دید
می‌‏توان نتیجه گرفت كه سیاست های دولت با بالا بردن هزینه بخش خصوصی بر فرصت ها و انگیزه های شركت های خصوصی( اعم از داخلی و خارجی) برای سرمایه‌گذاری و تولید تاثیر منفی بر جای گذارده و توان مشاركت بخش خصوصی را به ویژه در فعالیت های اقتصادی تضعیف نموده است. در این شرایط نمی توان انتظار داشت كه بخش خصوصی به رشد سریع دست یابد و در سایه رشد دراز مدت سهم آن در تولید ناخالص داخلی در همسنجی با بخش عمومی چنان افزایش یابد كه نقش فائقه را در اقتصاد كشور ایفا كند
پایداری فقر و نابرابری
فقر و نابرابری محصول عملكرد نظام اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جامعه است. پدیده ای عارضی نیست كه بتواند از طریق برخوردهای احساسی و مقطعی مرتفع گردد. ایران از چنان قابلیت های تولیدی بالایی برخوردار است كه وجود اشكال تاثر بار فقر و نابرابری در آن موجب سر افكندگی هر ایرانی است. فقر و نابرابری كه به دلیل گستردگی، بخشی از تصویر دائمی جامعه شده است، این پرسش را در اذهان مطرح می كند كه چه كسی مسئول نابسامانی ها است و نقش تشكیلات پرهزینه دولتی و نهادهای غیر دولتی كه از ردیف بودجه های دولتی نیز برخوردارند چیست؟
گرچه این پدیده محصول دولت فعلی نیست و بخش زیادی از آن میراث دولت های گذشته است و راه حل آن نیز آسان و سریع نیست، اما آنچه كه سهم دولت نهم را در این نابسامانی ها برجسته می كند تقارن شعارهای عدالت محور از یك سو و گسترش پدیده فقر و فساد و نابرابری های تحقیر كننده عزت انسان های محروم از سوی دیگر است
از ابتدای دولت نهم بیم آن می رفت كه تاكیدات فاقد پشتوانه های علمی و عملی بر عدالت محور بودن سیاست های اقتصادی دولت، دیر یا زود نتایجی مشابه پدیده های آمریكای لاتینی آن را در پی داشته باشد كه در آنها قربانیان اصلی، خود محرومین و فقرا بوده اند. اگر شعارهای عدالت محور بتواند در كوتاه مدت كثیری از قربانیان بی عدالتی های اقتصادی را مجذوب كند اما در میان مدت آسیب ها و سرخوردگی های ناشی از عدم تحقق انتظارات و وعده های غیر عملی می تواند برای هر جامعه ای ، به ویژه جامعه جوان ما، جبران ناپذیر باشد. بدون داشتن یك درك منسجم از عدالت كه اسناد منتشره از سوی دولت نهم شواهدی از آن را عرضه نكرده است ، نمی توان امیدی به موفقیت طرح های خلق الساعه داشت. در مقابل ارائه و اجرای طرح های غیر منسجم و غیر متجانس، رانت جویانی را كه هدف حمله شعارهای دولت بوده اند، بیش از هر گروه دیگری امیدوار كرده است كه برندگان اصلی سیاست های اقتصادی و شعار های عدالت محور دولت نهم باشند. به عنوان نمونه، روشهای غیر علمی برقراری عدالت تحت عنوان مبارزه با بیكاری، فقر و حمایت از گروههای كم درآمد كه بهانه ای برای تزریق بی سابقه درآمدهای نفتی نیز بوده، تورم لجام گسیخته ای را به ویژه در بخش مسكن در پی داشته است كه نتیجه آن از یك سو ثروتهای كلانی را برای گروهی قلیل با درآمدهای بالا فراهم آورده است و از سوی دیگر امید جوانان و گروههای كم درآمد برای تامین مسكن مناسب ، هر چند كوچك را از میان برده است. چنین روشهایی بیش از آن كه موجب آرامش و اعتماد در جامعه شده باشد، كاهش اعتماد عمومی را نسبت به عملكرد دولت در پی داشته و دارد
هیچ جامعه ای صرفا با تزریق منابع مالی رایگان به توسعه دست نیافته است. مادامی كه جامعه در دوران بحرانی آزموده نشود، فرهنگ مقاومت، صبر، قناعت ، همدردی، مشاركت، سخت كوشی و تلاش شكل نمی گیرد. هیچ جامعه ای بدون طی این فرایند به توسعه دست نیافته است و جامعه ما نیز مستثنی از این قاعده نیست. شیوه كنونی تزریق پول نفت برای حل معضلات اقتصادی این امكان را از جامعه گرفته است و در عوض روحیه تسلیم، توقع بدون تلاش، بی صبری، مصرف طلبی و اسراف، نفع طلبی و فردگرایی منحط ، تن پروری و زیاده خواهی را ترویج می كند و حاصلی جز سفله پروری و ریا در پی نداشته و ندارد. راه حل پایه ای برای حل معضل فقر و نابرابری توجه علمی به ساز و كار عملیاتی آن است. فقط با اصلاح و كارآمدی مجموعه نظام اقتصادی و اجتماعی می توان با این پدیده به صورت ریشه ای و پایدار برخورد نمود. توجه صرف دولت به اهدای كمك به گروه های كم درآمد، بیانگر نگرش احساسی (نه علمی) به یك معضل پیچیده است. با اتكا به گشایش های درآمدی نفتی ایجادشده هم می توان با سرمایه‌گذاری های بزرگ ملی، فرصتهای شغلی با بهره وری بالا برای گروه های كم درآمد و بیكار فراهم نمود و هم می توان راهبرد توانمندسازی اقتصادی و اجتماعی فقیران را از طریق ایجاد، تثبیت و تقویت تشكل های اقتصادی و اجتماعی ، مهارت افزایی ، بسط ظرفیتهای جسمی و فكری برای نوآوری، كارآفرینی و تجهیز سرمایه های كوچك وتامین مالی خرد اقتصادی مورد توجه قرار داد

سیاست‌‏های منطقه‌ای و تضعیف نهاد برنامه‌‏ریزی در استان‌‏ها
در دو سال گذشته سفرهای استانی به عنوان سیاست محوری دولت نهم برای تسریع عمران و توسعه استان ها و مناطق كشور شناخته شده و تاكنون 29 سفر ( تقریباً در همه استانهای كشور ) انجام شده است. صرفنظر از نقدهای مهمی كه بر اصل این سفرها به عنوان ابزار برنامه ریزی توسعه استانها، چند و چون فرایند آماده سازی مصوبات ، و تامین منابع مالی آن وجود دارد، محتوای مصوبات موجود بسیار قابل تأمل است. در غالب موارد راهبردهای بلندمدت توسعه استان ها، اسناد كارشناسی موجود، ملاحظات آمایشی و الزامات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خاص مناطق و معیارهای اهمیت و معناداری توسعه مورد توجه قرار نگرفته است. مصوبات با محتوایی كم و بیش یكسان، صدها و بلكه هزاران پروژه كوچك و بزرگ عمرانی را برمبنای رویه های از بالا به پائین، با رویكردی كاملاً فیزیكی و باور تلویحی به معجزه آفرینی منابع مالی در دستور اجرا قرار داده است. از میان حدود 3 هزار بند مصوب ، مسایل مهم نهادی توسعه استانها كمتر مورد توجه قرار گرفته است . همچنان بهبود حقوق مالكیت، برقراری استانداردها، ارتقاء مشاركت ،تقویت نظام كارفرمایی، توانمند سازی نهادهای مدنی و تشكل های اقتصادی، ایجاد ظرفیت های پیمانكاری، كارآمد سازی دارایی های خرد، و نظام انگیزش مورد غفلت قرار گرفته است
علاوه بر این از مهر ماه سال گذشته با دستور ادغام سازمان مدیریت استان ها دراستانداری ها ، مهمترین نهاد توسعه ای استان ها با بلاتكلیفی و تعلیق كامل مواجه شده است. این تصمیم با ایرادها و اشكالات حقوقی ، اداری، اقتصادی و مالی بسیاری مواجه است. از جمله این تصمیم با قانون اساسی، قانون برنامه و بودجه، قانون محاسبات عمومی و قانون برنامه چهارم در تعارض جدی است . جایگاه نهاد برنامه ریزی توسعه در سطح ملی و استانها تضعیف شده و ارتباط سازمانی، نحوه پاسخگویی و كنترل و نظارتهای مالی و بودجه ای با ابهامات بسیار زیادی مواجه شده است . به رغم مخالفت های صریح نهادهای مسئول قانونی، كارشناسان و صاحبنظران و نمایندگان محترم مجلس ازجمله برخی از همكاران و همفكران نزدیك به دولت، ادغام سازمان های مدیریت و برنامه‌ریزی استان ها در استانداری ها بود، تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری كارشناسانه و بیطرفانه برای توسعه بلندمدت استان ها را با مخاطرات جدی مواجه كرده است

اهمیت تعامل با جهان خارج
نظریه اقتصادی معاصر بیانگر آن است كه در دنیای جهانی شده امروز هیچ كشوری نمی تواند بدون تعامل سازنده با دنیای خارج به توسعه اقتصادی و رشد و شكوفایی دست یابد. از همین منظر برنامه چهارم و سند چشم انداز كه سند وفاق ملّی است، تعامل سازنده با جهان خارج را مورد توجه خاص قرار داده است. امكانات كشورهای دیگر به جهت سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی ، بهره‌مند شدن از فن‌آوری‌های گسترده بشری، و تأمین فضای مناسب برای فعالان اقتصادی ایران در تأمین رشد اقتصادی بالاتر حال و آینده و رفاه مردم كشور سهم قابل توجهی دارد. در بعضی از بخش‌ها مانند مؤسسات بانكی، نقل و انتقالات مالی، تجارت بین‌الملل، گردش فعالیت‌ها موكول و محدود به رعایت ضوابط جامعه بین‌الملل است. نادیده گرفتن تعامل مناسب جهانی هزینه سنگینی را بر اقتصاد امروز كشور و نسل‌های آتی تحمیل می‌نماید
از جهت تنش های بین المللی هزینه‌های تحمیلی به اقتصاد كشور ناچیز گرفته می‌شود و تحلیل‌های روشنی در این زمینه ارائه نمی‌شود تا در تصمیم‌گیری های سیاسی و ملی مسئولان و مردم ملحوظ گردد. این درست در زمانی است كه خوشبختانه كشور فرصت‌های طلایی خوبی نیز برای بهره‌مندی بیشتر از امكانات اقتصادی جهان دارد، ولی از این فرصت‌ها كه در مواردی بخشی از هزینه‌های آن را نیز اقتصاد كشور پرداخته است بهره‌مند نمی شود. در مقابل اقتصادهای كوچك و بزرگ متعددی در همسایگی كشور و یا در شرق دور وجود دارند كه با حفظ ارزش‌ها و منافع ملّی از تعامل مناسب جهانی و فرصت‌های موجود و حتی فرصت های فراهم شده توسط اقتصاد ایران استفاده كرده و نه تنها بر رشد بالاتری دست یافته اند، بلكه بر تصمیمات جهانی نیز تأثیرگذار تر شده‌اند
كاهش سرمایه اجتماعی
شاید اكنون ـ پس از نزدیك به دو سال مدیریت دولت نهم ـ این پرسش اساسی پیش آمده باشد كه چرا به رغم فرصت تاریخی و استثنایی افزایش قیمت های نفت و این همه تلاش و سیاست گذاری وتزریق منابع مالی و اعتباری به اقتصاد ایران، تحرك لازم در اقتصاد مشاهده نمی شود و مشكلاتی كه دولتمردان جدید بر مبنای آنها دولت های پیشین را به ناتوانی متهم می كردند، همچنان باقی است. متاسفانه این حكایت، در تاریخ معاصر ایران داستانی مكرر است. مسئولان جدید تا دریابند كه اقتصاد را قاعده مندی هایی است، چه هزینه ها كه تحمیل نشده است و تا فرصت یابند كه این تجربه پرهزینه را به كار بندند و در رفتارهای غیرقابل پیش بینی خود تجدید نظر كنند و عقل عرفی كارشناسانه را جایگزین تصمیمات یكباره آرمانی كنند، فرصت آنان منقضی شده است و باید امارت به دیگری بسپارند
اما حاصل این رفت و برگشت های مكرر سیاستی، و حاصل این سیاست های یكباره و بی نتیجه، علاوه بر هزینه های سنگین اجرای آنها، چیزی نیست جز فرو ریختن دیوارهای اعتماد ملی. این نكته همان چیزی است كه باید چشم اسفندیار اقتصاد ایران خواند. دولت ها می آیند و می روند ـ و البته با تمام نیرو و گاه خالصانه می كوشند گامی در جهت برون رفت اقتصاد ایران از این در ماندگی تاریخی بردارند ـ اما آنچه برجای می گذراند، بی ثباتی و بی اعتمادی است . اعتماد، ماده سازنده «سرمایه اجتماعی» است و شكل گیری سرمایه اجتماعی پرهزینه ترین و تدریجی ترین فرایند در مسیر توسعه ملتها است
در نظریه پردازی توسعه، جامعه شناسان و اقتصاددانان همنوا شده اند كه نقطه مركزی توسعه، «سرمایه اجتماعی» است. از این دیدگاه سرمایه اجتماعی در مقایسه با دو گونه دیگر سرمایه (اقتصادی و انسانی) نقش زیربنایی دارد. یعنی بدون وجود سطح معینی از سرمایه اجتماعی، نمی توان با سرمایه‌گذاری مالی یا سرمایه‌گذاری در نیروی انسانی به توسعه دست یافت. مشاهده شده است كه تنها بر بستر سرمایه اجتماعی است كه می توان سرمایه اقتصادی را به بازدهی انداخت و سرمایه انسانی را پویا ساخت
گاه دولت ها ـ با وجودی كه می كوشند با تشویق سرمایه‌گذاری اقتصادی، تولید را تحرك بخشند ـ خود عامل تخریب سرمایه اجتماعی می شوند و بنابراین بر سر شاخ، بن می برند. راز این كه سالهاست دولت ها در اقتصاد ایران سرمایه‌گذاری می كنند ولی نتیجه نمی گیرند، در همین جاست. بعضی از شواهد نشان می دهد كه سرمایه اجتماعی در ایران وارد دامنه نزولی خود شده است . سرمایه اجتماعی متغیری خود افزاست. اگر به رشد بیفتد نرخ رشد خود را تشدید می كند و اگر وارد فرایند كاهش شود خود را به سقوط می كشاند. اگر حكومت در ایران با یك چالش اساسی روبه رو باشد همانا كاهش سرمایه اجتماعی است
جامعه شناسان یكی از مولفه های مهم سرمایه اجتماعی را «اعتماد عام» می دانند. و اعتماد مردم به دولت و مراجع رسمی بخش مهمی از اعتماد عام است. هیچ آفتی برای اعتماد مردم به دولت بیش از بی ثباتی سیاست ها، شتابزدگی تصمیمات و اتخاذ سیاست های بلند پروازانه نیست. مردم این ها را خوب می فهمند و در تصمیمات اقتصادی خود دخالت میدهند. مردم چگونه به دولت اعتماد كنند و سرمایه های خود را از طریق سرمایه‌گذاری در معرض خطر بگذارند و زمین گیر كنند، در حالی كه بارها و بارها دیده اند كه سرمایه ها و دارایی هایشان با یك سخنرانی در معرض تهدید و نابودی قرار گرفته است، تجارتشان به یك باره با یك تصمیم ناگهانی دولت ممنوع شده است و یا تجار بزرگشان ـ حتی اگر خطا كار ـ از طریق رسانه های عمومی بی حرمت شده اند. مردم چگونه به تصمیمات و قول و قرارهای یك دولت اعتماد كنند در حالی كه می بینند یك شبه یك وزیر عزل می شود بدون آن كه بدانند عملكرد او چگونه یا تخلف و قصور او چه بوده است. مردم چگونه اعتماد كنند وقتی همه تجربه های پرهزینه گذشته انكار و بر تجارب تازه ناشناخته اصرار می شود؟ در شرایطی كه تصمیمات كلیدی اقتصادی نه تنها به تاخیر می افتد بلكه پس از تصمیم گیری ، مجددا مصوبات با دستورهای متناقض، اجرا نمی شوند و یا مورد تردید قرار می گیرند، اعتماد چگونه می تواند شكل بگیرد؟
جهش های اقتصادی ، حاصل حضور نیروهای خلاق فكری و اقتصادی در عرصه عمل است و این نیروها معمولا تصمیم های خود را بر عقلانیتی تاریخی استوار می سازند. اگر رفتار دولتیان از ثبات و عقلانیت كافی برخوردار نباشد، عقلانیت تاریخی به این نیروهای خط شكن در حوزه های فناوری ، تولید و تجارت علامت می دهد و سطح اعتماد آنان را نسبت به دولت و رفتارهای آن كاهش می دهد.برای نیرو های خلاق در عرصه اقتصاد ، همه رفتارهای بی قاعده دولت ، علامتی برای بی اعتمادی به فضای كسب و كار تلقی می شود
مثلا آنان تجربه تلخ برنامه پنجم پیش از انقلاب را در خاطر دارند كه دولت _ علیرغم مخالفت و انتقادهای اقتصاد دانان و حتی ریاست وقت سازمان برنامه و بودجه _ با استفاده بی رویه از افزایش در امدهای نفتی چه بی ثباتی ها كه برای اقتصاد به ارمغان نیاورد. همچنین در دوره اخیر تصمیم گیری یكباره برای عدم تغییر ساعت رسمی و نادیده گرفتن تجربه گذشته ایران و سایر كشورها در این زمینه ( كه سالانه موجب سوزاندن میلیارد ها تومان نفت و گاز برای تولید برق می شود)، تصمیم گیری های بی ثبات و یكباره در مورد عدم تغییر و سپس تغییر قیمت بنزین یا سهمیه بندی بنزین ، تغییر یكباره ساعات كار بانكها ، تعیین آمرانه نرخ سود بانك ها بدون توجه به نظرات كارشناسان بانك مركزی ، مداخله در مدیریت بانك های خصوصی و مبارزه های شعاری با مفاسد اقتصادی ، همه شاخص هایی هستند كه اعتماد عام نیروهای خلاق اقتصاد را نسبت به مراجع رسمی كاهش داده و موجب افول سرمایه اجتماعی شده است
بازسازی سرمایه اجتماعی، گرچه ظاهرا یك اقدام اجتماعی است اما ضروری ترین اقدام اقتصادی است كه دولت باید آغاز كند و برای این منظور توقف سیاست های مختل كننده نظم اقتصادی و اجتماعی، شرط نخست است. بر این اساس توصیه موكد این است كه دولت ـ به عنوان یك عامل مهم تاثیر گذار بر سرمایه اجتماعی ـ نه تنها در رفتارها و تصمیمات خود به تاثیر آنها بر سرمایه اجتماعی توجه كند، بلكه اندازه گیری منظم و ادواری سرمایه اجتماعی كشور را نیز در دستور كار خود قراردهد
سخن آخر
همانگونه كه گروهی از استادان اقتصاد در خرداد ماه سال 1385 در نامه ای خطاب به مقام محترم ریاست جمهوری عنوان كرده بودند، مشكلات ساختاری اقتصاد ایران تنها نتیجه عملكرد دولت نهم نیست و تلاش های این دولت برای برون رفت از این مشكلات نادیده نمی ماند. بعلاوه روشن است كه حل مسائل ساختاری اقتصاد ایران در كوتاه مدت و حتی در طول یك برنامه توسعه امكان پذیر نیست. با توجه به این امر معیار در داوری سیاستها و برنامه های دولت نهم میزان انطباق آنها با مبانی نظری علم اقتصاد و حركت در جهت حل مشكلات ساختاری اقتصاد ایران و یا تشدید آن بوده است.
در علم اقتصاد همانند همه علوم دیگر قانونمندی ها حاكم بر پدیده ها است. تحقق اهداف از جمله عدالت فقط از طریق این قانونمندی ها ممكن است. متاسفانه در دولت نهم در اتخاذ سیاست ها ، علم اقتصاد غریب مانده است و همان گونه كه در بخش های متعدد نامه ملاحظه شد، هزینه تصمیمات غیر علمی وشتابزده بسیار سنگین و غیر قابل بازگشت است كه در نهایت توسط مردم ایران و به ویژه گروه های كم درآمد پرداخت می شود. بنا به مراتب فوق انتظار می رود ، دولت نهم با عنایت به نكات عنوان شده در اتخاذ سیاستها و تدابیر اقتصادی، مبانی نظری علم اقتصاد و تجربه غنی دولتهای قبلی را در این عرصه نادیده نگیرد تا از این طریق موفقیت دولت در زمینه های اقتصادی به ویژه حصول عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی تامین گردد. گزیده ای از بسیار ، خالصانه عنوان شد، باشد كه فردا در پیشگاه پروردگار یكتا وملت صبور و بزرگوار ایران شرمنده نباشیم

فهرست امضاءكنندگان نامه به رییس‌‏جمهوری اسلامی ایران: دكتر عزیز آرمن، دانشگاه شهید چمران اهواز دكتر سیدجواد آقاجری، دانشگاه شهید چمران اهواز دكتر عبدالمجید آهنگری، دانشگاه شهید چمران اهواز دكتر محسن ابراهیمی، دانشگاه بوعلی همدان محمدحسین ادیب، دانشگاه اصفهان دكتر حمیدرضا ارباب، دانشگاه علامه طباطبائی دكتر سیدمرتضی افقه، دانشگاه شهید چمران اهواز دكتر نعمت‌الله اكبری، دانشگاه اصفهان دكتر صادق بختیاری، دانشگاه اصفهان دكتر لطفعلی بخشی، دانشگاه علامه طباطبایی دكتر فاطمه بزازان، دانشگاه الزهراء دكتر حمید بهمن‌پور، دانشگاه علامه طباطبائی دكتر صفر پیش‌‏بین، دانشگاه شهید چمران اهواز دكتر مهدی تقوی، دانشگاه علامه طباطبائی دكتر مهدی تكیه، دانشگاه علامه طباطبائی دكتر مهدی جهرمی، دانشگاه علامه طباطبائی مرتضی چینی‌چیان، دانشگاه علامه طباطبائی دكتر محمود ختائی، دانشگاه علامه طباطبائی دكتر سهراب دل‌‏انگیزان، دانشگاه رازی كرمانشاه دكتر حمید دیهیم، دانشگاه تهران دكتر حسین راغفر، دانشگاه الزهراء دكتر علیرضا رحیمی بروجردی، دانشگاه تهران دكتر محسن رنانی، دانشگاه اصفهان دكتر منصور زرانژاد، دانشگاه شهید چمران اهواز دكتر عبدالحسین ساسان، دانشگاه اصفهان دكتر محمد ستاری‌‏فر، دانشگاه علامه طباطبائی دكتر بهرام سحابی، دانشگاه تربیت مدرس محمدتقی سیدصدر، دانشگاه شهید چمران اهواز دكتر هوشنگ شجری، دانشگاه اصفهان دكتر مصطفی شریف، دانشگاه علامه طباطبائی دكتر سعید شیركوند، دانشگاه تهران دكتر حسین صادقی، دانشگاه تربیت مدرس دكتر علی صادقی تهرانی، دانشگاه علامه طباطبائی دكتر حسن طائی، دانشگاه علامه طباطبائی دكتر عبد الله طاهری، دانشگاه علامه طباطبائی دكتر سیدكمیل طیبی، دانشگاه اصفهان دكتر رضا عاصی، دانشگاه علامه طباطبائی دكتر لطفعلی عاقلی، دانشگاه تربیت مدرس دكتر جعفر عبادی، دانشگاه تهران دكتر حسین عبده تبریزی، مدرس دانشگاه‌های مختلف دكتر سعید عیسی‌زاده، دانشگاه بوعلی همدان دكتر حسن فرازمند، دانشگاه شهید چمران اهواز دكتر علی‌اكبر قلی‌‏زاده، دانشگاه بوعلی همدان دكتر علی قنبری، دانشگاه تربیت مدرس دكتر زهرا كریمی، دانشگاه مازندران محمدولی كیانمهر، دانشگاه علامه طباطبائی دكتر وحید محمودی، دانشگاه تهران دكتر سید ابوالقاسم مرتضوی، دانشگاه تربیت مدرس دكتر سعید مشیری، دانشگاه علامه طباطبائی سیدمحمدحسن مصطفوی، دانشگاه تربیت مدرس دكتر فرشاد مومنی، دانشگاه علامه طباطبائی حجت اله میرزائی، دانشگاه علامه طباطبائی دكتر علیرضا ناصری، دانشگاه تربیت مدرس دكتر بهروز هادی زنوز، دانشگاه علامه طباطبائی دكتر ابوالقاسم هاشمی، دانشگاه شهید بهشتی دكترعلی اصغر بانویی، دانشگاه علامه طباطبائی دكتر احمد میدری، دانشگاه علامه طباطبائی

Saturday, June 2, 2007

استاندار تهران و افاضات اخير

ايشان ادعا كرده اند كساني كه (دولت اصلاحات) ديكته ننوشته اند به ديكته هزار صفحه اي دولت فعلي ايراد مي گيرند اولا" بايد گفت كه ديكته هزاران صفحه اي آقايان پراز اغلاط اصلاح نشدني واغلب بر خلاف مسير واقعي توسعه است و اگر توفيقي نيز آقايان داشته باشند از داخل ديكته هاي نوشته شده دول اصلاحات و گذشتگان است نه فقط ادعاها ازجمله اغلب افتتاحات و افزايش سرمايه گذاري خارجي و غيره. اگر شك دارند از مردم نظرسنجي كنند و ببينند كه چند در صد از مردم د ر زمان اين املا نويسان به فقر نزديك يا از آن فاصله گرفته اند ؟
از طرف ديگر ايشان نبايستي خودشان را فريب دهند چرا كه خودشان از اقبال مردم مطلع هستند و مي دانند كه نظر سنجي ها جايگاه آقايان را قبل از انتخابات معين كرده بود و حالا دوستان از چه شگردي استفاده كردند تا مثلا" كرسي 3 در صدي را به جايگاه دوم رساندند اين قضيه را نبايد به حساب مردم و غيره گذاشت بلكه بايد تكنولوژي مربوطه را كه بومي كرده اند به مردم معرفي كنند تا در مراحل بعدي نيز در اينگونه مسايل بهرمند گردند و الا دست ردي بر سينه كسي نبوده است و انشاله در انتخابات آتي اگر صحيح مي گويند موانع را رفع كنند تا اقبال مردم شريف بر همگان مشخص شود البته قبلا" نيز عموم شهروندان عزيز اين مسير را به صورت طبيعي طي كرده اند

Friday, June 1, 2007

لزوم مذاكره

اصولا" اصل مذاكره و صحبت كردن با ديگران و خود كار پسنديده و درستي تلقي مي شود و هرگز كسي را به خاطرقبول مذاكره با ديگران حتي دشمنانش صرف نظر از شرايط آن سرزنش نمي كنند چرا كه همه اولاد حضرت آدم هستيم و فقط شرايط جغرافيائي - نوع تفكر – تنوع فن آوري ها و چگونگي استيلا بر محيط زندگي خود و ديگران - نگرش دولت ها را از همديگر متفاوت ساخته و مردم آنها را از هم دور نگهداشته است
ما از بعد از انقلاب اسلامي با كشور امريكا قطع ارتباط كرده و بعلت ادامه دخالت آن در امور داخلي ايران حاظر به برقراري مجدد رابطه نشديم و حضرت امام (ره) بارها مخالفت خود را با اين رابطه اعلام نمود و رهبري نظام نيز همين روال را ادامه داده و تا تجديد نظر امريكا در سياست هاي خود بر قطع ارتباط تاكيد كردند. كه البته با كسي يا دولتي كه بر روش تجاوز تاكيد كند مذاكره لزومي ندارد
حال سئوال اينجاست كه امريكا در عراق كدام تجاوزش را ترك كرده و توبه نموده است كه سفير كشورمان با سفير آن برسر ميز مذاكره نشسته و حتي بر ادامه آن باور دارند. علاوه از آن مشكل ما با امريكا مشكل عراق نيست بلكه مشكل برخورد آن با منافع ايران است آيا امريكا نشان داده كه حاظر به تجديد نظر در روش خود نسبت به ايران است يا مثلا" ما قول داديم كه آماده تامين خواسته هاي آنها هستيم ؟ اينها سئوالاتي است كه بايستي جهت روشن شدن اذهان عمومي وزارت امور خارجه روشنگري نمايد
يعني بايد مشخص شود كه امريكا چه گامهائي را برداشته تا ما علي رغم نظرات مرحوم امام و مقام معظم رهبري با امريكا بر سر ميز مذاكره نشسته ايم ؟ يعني اين ضروري تر از زماني بود كه وزير امور خارجه وقت امريكا حاظر بود نسبت به اقدامات گذشته عذرخواهي كند ولي ما حاظر به مذاكره نشديدم
به نظر من با هر دولتي(غير از اسرائيل) كه براي حفظ منافع ملي نياز به مذاكره و ايجاد ارتباط باشد بايستي به موقع اقدام و در جهت تقويت منافع عمومي جامعه از نزديك مسائل را مورد بررسي قرار داد البته مذاكره در عراق احتمالا" در همين راستا صورت مي گيرد كه اميدوارم مذاكره كنندگان سياست - درايت و مديريت لازم براي صحيح ادامه دادن مذاكرات را داشته باشند

Tuesday, May 29, 2007

خبر

اخبار سراسری افزایش سرمایه گذاری خارجی در کشور را اعلام کرد و ... با خودم گفتم باز خدا دولت مردان گذشته را حفظ کند که الان نانش را می خورند و نمکدانش را هم می شکنند چرا که اگر بسترها اماده نمی شد هرگز این اتفاقات نمی افتاد حالا گیرم که قیمت سیب زمینی افزایش یافته است

Tuesday, May 22, 2007

بنزين

در قوانين مصوب گذشته هميشه و به طور اتوماتيك افزايش قيمت هاي مشتقات نفتي تا ده درصد گنجانده شده بود و مردم تكليف خودشان را همه ساله تا دولت فعلي مي دانستند و برنامه هاي زندگي خودشان را تنظيم مي كردند كه با برخورد قاطع و غير كارشناسي دولت فعلي با مصوبه مذكور طي دوسال گذشته تقريبا" بر پايگاه مردمي خود افزوده و مانع اجرائي شدن اين مورد تورم زا شدند تا اينجا همه مصرف كنندگان به ويژه افراد كم درآمد به دولت موجود آفرين ها گفته و كف هاي بي مثال روانه ساختند ولي از لحاظي كه دولت كريمه ايجاد تغيير در قيمت ها از جمله بنزين را در پيش گرفت و اين افزايش را هم نوعي كارشكني ديگران در اداره امور معرفي كرد باز مردم شريف سرگردان شده و منتظر تصميمات طولاني مدت دولت مانده و هنوز كه هنوز است مقدمات كار فراهم نشده و مردم كمي با مشكلات مواجه هستند حالا به گذريم از اينكه نفت در ايران يك هديه الهي است و نبايد در تصميم گيري آن شتاب كرد . پول نفت كه الآن به اين صورت به سفره هاي مردم سرازير شده اغلب مردم به فكر سدبندي بين خودشان با سفره هايشان افتاده اند كه مبادا سيل پول نفت از سفره ها سرريز كرده و اعضاي خانواده را با خود ببرد البته اين هم يك نوع كارشكني مخالفين دولت است كه مي خواهند اقدامات شايسته دولت را بي اهميت جلوه داده و آن را ناكارآمد نشان دهند كه البته زياد هم كارآمد نيست مگر در افزايش قيمت ها و مسافرت به زيارت مردم شريف نقاط مختلف كشورمان و ناكارآمد جلوه دادن افراد مجرب و مردمي
از طرف ديگر حالا بايد منتظر سهميه بندي سوخت خودروهاي خصوصي و اعلام قيمت آزاد آن هم باشيم كه آن هم به خاطر اينكه دولت ديگر جرات افزايش قيمت ها را با شتاب ندارد و مجلس هم به خاطر هراس از كاهش آرا كه خوشبختانه اغلب آنها رائي هم ندارند نمي تواند دخالت مستقيم نمايد در هاله اي از ابهام فرورفته است اميد كه با اعلام نظرنهائي دولت اقلا مردم به آرامش فكري رسيده باشند

Monday, May 14, 2007

نفلین ایران


مروری بر روند پروژه نفلین سینیت کشور
ایران دارای ذخایر قابل توجه نفلین سینیت بوده و اغلب تمرکز آن در استانهای شمال غرب کشور میباشد مطالعات آن از قبل از انقلاب اسلامی شروع و بعدا" هم مطالعات دقیق تری انجام تا اینکه مناطق کلیبر و بعدا" سراب به عنوان ذخایر قابل قبول شناسائی گردیدند و اهم برنامه ها در منطقه سراب شروع شد تا اینکه در منطقه مذکور با پیگیری های نمایندگان وقت و موافقت و تصویب دولت توسعه نگر هاشمی اقدامات اساسی صورت گرفت و در زمان دولت مردمی خاتمی کلنگ اجرائی شدن پروژه در زمین واگذار شده به زمین زده شد و آرزوهای به یاس تبدیل شده مجددا" به امیدواری مبدل گردید ولی باز هم ادامه طرح از طریق مدیران وقت وزارت صنایع و معادن مورد تردید قرار گرفت که خلاصه در سال 1384 با اتمام به روزآوری بار دیگر بر اقتصادی بودن پروژه تاکید گردید البته دلایلی که بر اجرائی بودن پروژه اثرات مثبت داشت میتوان به صورت زیر خلاصه نمود - ایران فاقد ذخایر بوکسیت بوده و با این اوضاع اقتصادی جهان شاید نتوان بر واردات از سایر کشور ها اعتماد نمود
ذخایر نفلین سینیت در کشورمان قابل توجه بوده که می توان در کنار تولید پودر آلومینا مقدار زیادی نیز سیمان و سایر محصولات جانبی تولید نمود
وجود در صد بالای سیلیس در این سنگ یکی از موارد مهم اقتصادی بودن پروژه به حساب می آید که دولت می تواند به جای صدور مجوزهای سیمان همه را به این پروژه هدایت و کل ظرفیت سیمان شمال غرب را از این طریق تامین نماید و همچنین شرکت احداث صنعت وزارت صنایع و معادن بایستی در سیمان این پروژه مشارکت و سرمایه گذاری نماید
افزایش ظرفیت کارخانه اصلی از 200 هزار تن به ظرفیت بیشتر که در آن صورت اولا" بیست در صد نیاز سیمان کشور برطرف می شود و ثانیا" پنجاه در صد نیاز پودر آلومینای کشور در طول برنامه چهارم تامین می گردد
- تاکید بر اجرائی شدن پروژه هماهنگ با سیاست نظام در جهت عملی کردن توسعه پایدار مناطق محروم کشور است.
(در مورد استحصال آلومینا از نفلین در روسیه گامهای بزرگی برداشته شده است ولی متاسفانه عده ای این اقدام روسیه را محصول جنگ سرد می دانند که این مسئله کاملا" صحیح نیست چرا که روسیه دارای دانش فنی بوده و توانسته به جای واردات ، از معادن خودش استفاده کند که ما هم می توانیم. حتی روسها برای سرمایه گذاری در این پروژه ، اعلام آمادگی کرده بودند که شاید همین تردید ها مانع از توفیقات لازم شده است
با توجه به اینکه مجددا" تست در مقیاس آزمایشگاهی بزرگ در کشور چین انجام شد و به روزآوری مطالعات دوباره در سال 1384 انجام گرفت و آلومینای تولید شده تنی 200 دلار رقمی است که در بدبینانه ترین شرایط در در گزارش به روزآوری در نظر گرفته شده است و سیمان تنی 50 دلار منظور گردیده و باز هم اقتصادی بودن پروژه را تثبیت نموده است البته به شرطی که تولید سیمان را به فازهای بعدی موکول نکنند و به دنبال راههای مختلف غیر اقتصادی بودن پروژه نگردند و این پروژه را با توجه به زحمات علمی و فنی کشیده شده به فراموشی نسپارند
مسئولین در جریان خرید آلومینا از خارج کاملا" هستند و انصاف نیست دوباره وابستگی به خارج را تجربه و به آیندگان سفارش نمایند و با صرفه بودن واردات را توجیه کنند (در صورتی که فقط حمل بوکسیت از گینه به مرزهای آبی بیش از 120 دلار هزینه در بر دارد و هزینه های استحصال و غیره هم باید به آن اضافه شود ) در آن صورت خیلی از پروژه ها در کشور شاید باشد که واردات محصولات تولیدی از تولید در داخل با صرفه تر است ما نباید پیش بینی های بدبینانه را در پیش به گیریم واقعیت این است که استخراج و استحصال این ماده معدنی در کشور به شرط اجرای کل پروژه اقتصادی و به نفع مردم است. ترس از این است که روزی تولید گندم در کشور هم توجیه اقتصادی نداشته باشد
از طرف دیگر تولید آلومینا از نفلین در کشور یک موفقیت علمی مثل سایر علوم و فنون است صراحتا" باید به گویم یا ما دارای دانش فنی هستیم که مسئولین مربوطه در کلیه مدارک و اسناد خودشان موظف و مکلف به انتقال دانش فنی از کشور روسیه به ایران شده اند (طبق قرار دادهای منعقده بین مسئولین طرح با پیمانکار) و در افتتاح پایلوت آذرشهر هم در تابستان سال گذشته عملا" بر آن تاکید داشتند (به گذریم که هنوز در پودر آلومینای تولید شده تردید دارند) و میلیاردها ریال از بیت المال در پایلوت آذرشهر)حدود 200 میلیارد ریال ) و مبالغی هم در خود پروژه هزینه شده است و در این صورت تاکید بر اینکه ما دانش فنی نداریم و مثلا" روسها همکاری نمی کنند دیگر جایگاهی ندارد و ما قادر به اجرای پروژه هستیم حتی در این راستا شرکت وامی توک ایران معتقد به صدور دانش فنی به خارج از کشور هم هست پس بهتر است مسئولین وزارت صنایع و معادن به توفیقات علمی کشور که بومی شده است اهمیت دهند و بر مبنای آن همه هزینه و این همه توفیقات علمی ، پروژه را اجرا نمایند
یا اینکه ما دارای دانش فنی نیستیم که این هم مشکل آفرین و مسئله ساز است پس افتتاح پایلوت و بومی شدن دانش فنی و صدور آن به داخل و خارج به کجا می رود؟
ذخیره ارزان قیمت هم که به حد کافی هست یعنی اگر سالی حتی دو میلیون تن آلومینا تولید کنیم برای بیش از دویست سال ذخیره کفاف می کند در این صورت میزان بسیار بالائی از مردم منطقه و متخصصین کشور هم شاغل خواهند شد
از طرف دیگرعده ای معتقد به انرژی بر بودن فلز آلومینیم هستند و این را طوری مطرح می کنند مثل اینکه تازه کشف کرده اند و بر خود می بالند که علل اینکه در سواحل خلیج فارس انرژی ارزان وجود دارد و ... آنجا می صرفد و ... ،بلی درست است ولی باید گفت در محل این معادن انرژی های لازم و زیربناهای دیگر قابل تامین است و نیازی به کشورهای خلیج فارس و غیره نیست از طرف دیگر در کل مناطق کشور وظیفه دولتها تامین اینگونه امکانات است نه مشکل تراشی وسیله عده ای در اجرای پروژه های مشابه
کشورهای خارجی که الآن آماده سرمایه گذاری در کشورمان هستند و از آن طریق هم می توان این کمبود را برطرف ساخت. ( طبق اعلام دولت سرمایه گذاری خارجی در کشور رو به رشد است )اصلا" چرا در مناطق محروم به دنبال فاینانس خارجی باید باشیم دولت بایستی سر کیسه را شل کند و خود شروع کننده باشد با این نظراتی که عده ای از دوستان دارند مگر خارجی حاظر به سرمایه گذاری می شود ؟( بطوریکه کشوری هم استقبال نکرده است ) البته لازم به تذکر هم است در صورتی که شرکتی در این مناقصه سرتا پا شک و تردید (با توجه به نظر گروه تدوین استراتژی آلومینیم در تاریخ 30/11/1385 )برنده شود بایستی تضمین های لازم و کافی را از مسئولین ذیربط برای قطعیت ادامه کار به گیرد
کارشناسان بایستی تولید پودر آلومینا از نفلین را یک فرصت طلائی بدانند نه واردات از فلان کشور را ؟
مگر نظر همین کارشناسان در رابطه با معدن مس سونگون بهتر از این بود؟ مثلا"آقایان معتقد بودند مس تنی 2000 دلار در نظر گرفته شده در مطالعات اقتصادی مس سونگون در آینده ،قابل اعتماد نیست. آن زمان هم پائین بودن عیار – زیاد بودن باطله – نداشتنن دانش فنی – بالا بودن هزینه و ... را مطرح و پافشاری داشتند که با تاکیدات رئیس جمهور وقت و با پیگیریهای لازم مسئولین مسئله حل شد و امروز شاهد تولید کنسانتره با عیار بالاتر از سایر معادن هستیم.( ظاهرا" به صورت مکتوب بر تسریع پروژه نفلین در سفر ریاست جمهوری به محل تاکید هم نشده است)
نباید در اینگونه پروژه ها کلا" بر احتمال و پیش بینی آینده که بر هیچ کسی توام با یقین نیست استناد کرد
تاکید قانون برنامه چهارم توسعه کشور نیز بر تولید یک میلیون تن آلومینیم در کشور تاکید بر واردات نیست و لذا تجویز واردات هم نمی تواند ملاک قانونی داشته باشد
علی رغم تمامی این مسائل بنده تقریبا" از نظرات مسئولین (عطف به جلسه 18/7/1384) ذی ربط در سازمان توسعه اطلاع دارم قبل از اظهار نظر کمیته و غیره دوستان پیشنهاداتی مبنی بر اینگونه موارد داشتند حتی جهت رفع شکیات قریب به یقین مسئول دارای اختیارات در همان زمان هم توضیحاتی داده شد و باز هم یقین دارم که همان شکها و تردیدها موثر هستند ولی باید توجه نمود که پروژه نفلین با شک و تردید کارشناسی یا مسئولی و یا قانع شدن مسئولی دیگر نباید به فراموشی سپرده شود با وجود همه این مسایل و شکیات در گذشته بر اجرائی شدن پروژه تاکید شده و ردیف اعتباری با تلاش نمایندگان وقت استان و قبول دولت وقت این پروژه در مجلس شورای اسلامی تصویب شده و کلنگها به زمین زده شده است در مردم توقعات منطقی ایجاد گردیده است و ...و حال بهترین اقدام ادامه راه گذشته می باشد
درست است که متاسفانه همه ساله از اعتبارات منظور شده کاسته شده و امسال هم نگران کننده تر است ولی عنایت به اقدامات گذشته هم خالی از لطف نیست. علاوه از تشکیل جلسات مختلف قانع سازی در تهران و تبریز در سالهای گذشته وسیله مجریان و استانداران وقت به ویژه دکتر سبحان الهی و سایر مدیران با کفایت و متخصص و متعهد کشور و استان برای تامین خواسته های قانونی دست اندرکاران پروژه که منجر به تنظیم صورتجلسات با ارزش گردید تا در اجرای امور زیربنائی از همه کانالهای قانونی استفاده شود همه دلسوزان کشور که به نوعی با این پروژه ارتباط داشتند بر عملی شدن مصوبات تاکید و همکاری نمودند که جای تامل دارد
دولت می تواند در اجرائی شدن پروژه کمک کند و منتظر برنده شدن شرکت داخلی و یا خارجی نماند و به شروع زیربناها اقدام نماید البته این اراده فعلا" دیده نمی شود چرا که دولت مکلف به اجرای زیربناهاست و اعتبار مربوطه حدودا" 1000 میلیارد ریال است که غیر از تکرار مشاور گیری و جمعبندی گزارشات گذشته که باز هم تکرار مکررات است کار دیگری دیده نمی شود
در حد امکان می شود به صورت زیر عمل کرد
دولت بر اجرائی شدن پروژه مصمم و از دخالت دادن هر گونه نظر یاس آور جلوگیری کند
دولت به جای اعطای وام های غیر ضرور در استان (نسبت به این طرح )، اعتبارات را برای اجرائی شدن این پروژه منظور نماید
ظرفیت پروژه از 200 هزار تن به یک میلیون تن در سال افزایش داده شود در این صورت 50 در صد از اهداف برنامه چهارم در تولید آلومینیم
و 25 در صد نیاز سیمان کشور هم تامین می گردد
از تفکیک کارخانه سیمان جددا" پرهیز شود . و سرمایه گذاران احداث کارخانه سیمان را به پروژه هدایت نمایند و کمک جدی به عمل آورند.( تفکیک سیمان تاکید بر غیر اقتصادی بودن پروژه است ). زیر ساخت ها را بدون فوت وقت و با یک زمانبدی منطقی شروع کنند
- دولت برای اجرائی کردن پروژه منتظر سرمایه گذار نباشد و به نحوی که با مصوبه دولت مغایرت نداشته باشد مثل سایر پروژه های اساسی در پروژه نفلین هم وارد عمل شود
و اگر مشکلی برای اجرائی شدن پروژه هست بدون هرگونه ملاحظه کاری از ادامه هزینه شدن بیت المال در کارهای غیر ضرور جلوگیری نماید چرا که این چنین اقدامات در پروژه ها محل تامین آرا برای کاندیداها شده و مردم را از مسیر اصلی منحرف می سازد
این پروژه دارای مزیت های نسبی بسیاری است که اقتصادی بودن آن را قطعی می کند و مطالعات انجام شده در سالیان سال موید این مسئله است
در خاتمه امیدوارم دست اندرکارانی که در سیاست های کلان کشوری دخیل هستند در اجرای این پروژه درایت کامل را به خرج داده و در خودکفائی کشور نسبت به پودر آلومینا سهیم باشند


31/1/86

Friday, May 11, 2007

آی تانری

گوره سئن آی آلله بیر بئله دردی نئجور چکیللئر . نئجور کئچینیللئر نئجور یاشوللئر. هئله ده وار بو سیر مئنی آغرودور، اوره گیمی چئلیم چئرپاز داغلییور. نئه مئنده علاج وار نئده چاره وار . بس بو دردلئری کیملئر ساغالدار ؟ کیملئر آزالدار؟ نئه طبیب وار یارالئری باغلاسون ، نئه جانان وار دردی آلیب آغلاسون ، نئه یولداش وار دردی دریننئن قانسون . بئله کی گورونور بو دردلئر مزارلارا گئده جئک و بیر گون اوردان گویه ره جک، باش گویلئره سورته جک، اونده ده بیلمیره م نه گئله جک باشلارا...

Monday, May 7, 2007

تهديد دموكراسي

در كشور همسايه ما تركيه بار ديگر به نام قانون دموكراسي را در هاله اي از ابهام فرو بردند در خيلي از كشور ها حكومت ها از اينكه مبادا حكومت مردمي يا متمايل به آن بر سر كار بيايد در هراسند و از اين بابت سعي در مخالفت جدي با اين پديده دارند كه تركيه يكي از اين كشورها ميباشد(البته سردمداران مخالفين ترك به ظاهر از خدشه دار شدن نظام لائيك در هراسند) جالب است كه حكومت ها هميشه دم از مردم سالاري مي زنند و سعي در جلب حمايت هاي مردم خود دارند ولي در چنين مواقعي بر خلاف خواست مردم خود عمل كرده و فورا" از ارتش و نيروي نظامي مساعدت خواسته و خواست هاي همان مردم را سركوب مي كنند و آنچه بر خلاف ميل مردم است اتفاق مي افتد . در هر صورت حزب حاكم تركيه اجبارا" تسليم شرايط حاظر شده و از نامزدي رياست جمهوري كنار كشيد تا آرامش كشور برهم نخورده و بيش از اين بهانه به دست اين گونه مراكز و افراد نيفتد

Tuesday, May 1, 2007

ديزج

شب دو شنبه 10 - 2 - 86 در روستاي ديزج ملك با عده اي از اهالي شريف روستا ديدار كرديم عده اي از آنها گلايه داشتند كه از سه سال پيش با هم ديدار نداشته ايم عده اي ديگر مي گفتند ما كه از شما چيزي نمي خواستيم و فقط منظور ما از تاكيد بر اين مسئله اخذ خبر از وضع شما بود و يكي هم از اينكه نتوانسته بودم در مراسم ترحيم عزيز ايشان شركت كنم ناراحت بود و يكي از آنها هم دوبيتي آذري خواند و گفت
عزيزيم اويدون- مني ناركيمين سويدون مني- نه كولگئن ده ساخلادون- نه گونه قويدون مني
خلاصه بعد از كلي گپ دوستانه و بحث در رابطه با آينده شبانگاه از آنها به اميد ديدار چند ساله مجدد خداحافظي كرديم و اين شايد يكي از خوشخاطره ترين شب هاي من و دوستانم بود

Tuesday, April 24, 2007

غني سازي

اينكه در مسير پيشرفت هاي علمي كشورمان و ساير كشورها هيچ دولتي نمي تواند دخالت كند حرف اول و آخر همگان از جمله من ايراني است. و اعتقاد دارم كه اين هاي و هوي ها ساخته شده عده اي ازسياسيون است كه مقداري حساسيت را در خارج از كشور و يا گاها" در داخل بالا ببرند و از اين قبيل مسايل .كشور ما و ساير كشورها حق دارند كه در مسير پيشرفت هاي جهاني قرار گرفته و با تمام سرعت به پيش به تازند حال اين مسايل به مزاق آقايان خوش بيايد يا نه ؟ البته اين گونه پيشرفت ها در تمامي زمينه ها لازم و ضروري است كه به خواست خداوند متعال صاحبان علم و كمال با تمامي توان فكري و مالي در ميدان هاي مختلف خودنمائي خواهند كرد

سد سيوند

يك هفته پيش سيماي كشورمان از طريق اخبار سراسري اعلام كرد سد سيوند آب گيري ميشود و چنين يادآوري كرد كه مطالعات اين سد در قبل از انقلاب اسلامي شروع شد و در زمان دولت هاشمي اجرائي و در دولت خاتمي خاتمه يافت و حالا آبگيري مي شود چون آبگيري اين سد به علت آسيب رساني احتمالي به مجموعه تاريخي تخت جمشيد مورد اعتراض عده اي بود و لذا پخش تاريخچه اين سد قابل تامل است
چراكه اگر اعتراضي از سوي افرادي وجود دارد متوجه دولت هاي قبلي باشد و كسي اين مشكل را متوجه دولت فعلي نداند كه چنين هم هست حال درخواست بعضي از رسانه ملي اين است كه تاريخچه كليه طرحهاي مورد افتتاح به روشني و مثل سد سيوند به اطلاع عموم رسانده شود تا مردم خود نسبت به منافع و مضرات اينگونه پروژه ها قضاوت نمايند و از طرف ديگر مردم در جريان خدمات بي شائبه دولت هاي قبلي باشند تا خداي ناكرده افزايش قيمت مثلا" گوجه فرنگي را به حساب آنها نگذارند

Thursday, April 19, 2007

ارتباط درآمد سرانه و توسعه

آنهائي كه با اقتصاد و توسعه كشور ها آشنائي دارند و عمري با اينگونه مسائل در مراكز علمي و اجرائي سرو كاري داشته اند نيك مي دانند كه هر قدر درآمد كشورها از جمله درآمد ناخالص ملي و سرانه از ارقام بالاتري برخوردار باشد يقينا" تاثيرات قابل توجهي در توسعه آن ها خواهد گذاشت به عنوان مثال در كشور چين درآمد سرانه مردم در سال 2000 حدود 440 دلار بود در حالي كه كشور مذكور در تامين زيرساخت هاي خود در دنيا مقام دوم را داشت و اگر اين كشور را با كشورهاي مشابه مقايسه كنيم درخواهيم يافت كه اين پيشرفت دربعضي از كشورهاي مشابه اتفاق نيفتاده است از اين هم روشنتر شهر تبريز را با شهر هم تاريخ و هم سابقه خود در يكي از كشورها ي هدف مقايسه كنيم كاملا" روشنتر خواهد شد مثلا" پل كابلي در دروازه تهران مثال خوبي است كه در انظار عمومي پروژه بسيار شكيل و بزرگي به نظر ميرسد و سالها هم اجراي آن طول كشيده و مشابه ساير پروژه ها به طول خواهد انجاميد در صورتي كه در شهرهاي خواهر خوانده آن پروژه هائي اجرا شده كه بهتر است شهرداران اين گونه شهرها اقلا" مسافرت كنند و عكسهاي يادگاري بگيرند
براي مردم هم اين سئوال لازم است محفوظ باشد: دلايل عقب ماندگي شهرشان را از مسئولين خود بشنوند و به دانند كه شهر اولي هاي تبريز و ... چرا عقب مانده و چرا درآمدهاي شهرشان با پيشرفت آن هماهنگي موزون و علمي ندارد و از كل بودجه شهرشان چند در صد به كارهاي عمراني موثر و مورد نظر مردم هزينه مي شود و چند در صد در كارهاي غير مرتبط هزينه مي گردد و چرا؟

Friday, April 6, 2007

هراس از رقابت

خبر مي رسد: يكي از وكلاء كه احتمال مي داده يكي از كاركنان(ن- ق) سازماني در انتخابات حوزه ايشان كانديدا خواهد شد به مقام مافوق وي مراجعه و درخواست مي كند كه آن كارمند نبايد به منطقه ايشان رفت و آمد نمايد اين در واقع هم قانون شناسي نماينده و هم رقابتي بودن اين گونه فعاليت ها را در آينده وهم فقدان تنگ نظري و ... را نشان مي دهد
لازم به يادآوري است طبق نظرسنجي ها احتمال توفيق ايشان خيلي ضعيف ميباشد

شروع به كار

دوستي مي گفت از سازماني به اداره قبلي خودم به علت پايان ماموريتم برگشته و با آغوش باز مسئول اداره ام مواجه شده و به ارائه خدمات آتي خود در اداره اميدوار شدم چند روزي سپري شد بمرور اوضاع عوض و از پست و مسئوليت و غيره خبري به دست نيامد و حدود دو ماهي منتظر حكم كارگزيني مانده و آخر هم پست هميشه در دست رس كارشناسي را به سختي برايم پيدا و حكم صادر شد باز هم خوشحال بودم كه بعد از بيست و پنج سال مديريت به اين پست نايل شده و شروع به كار خواهم نمود ولي آن هم نشد و به گذريم كه حقوق من تا يك سوم كاهش يافت و بايستي در مقابل زندگي بعد از بيست و پنج سال آرايش نظامي به گيرم هم چنان در اداره جزء بيكاران موفق بوده و دعاگوي همگان مي باشم

تعطيلات بهار 86

امسال گزينه هاي مختلفي را براي مسافرت در كشور داشتيم ولي اغلب با مشكلاتي مواجه و حذف گرديدند
فرداي عيد به همراه خانواده به كرمانشاه شهر( آقا رضا) سر زده و بعد از دو روز ديد و بازديد به تبريز بازگشتيم و در تعطيلات سيزده بدر هم كه از تعطيلات عيد نوروز كمتر نبود به دهمان رفته و چند روزي را در آغوش طبيعت آرميده و با انرژي بيشتر به تبريز كهن شهر ايران برگشته و سيكل بيكاري را از نو شروع كرديم

مقایسه

یکی از نمایندگان اصولگرای منصف مجلس می گفت : به دوستانم در مجلس میگویم که فرق اصلاح طلبان با شما این است : آنها با نام دین کارها را خراب نمی کردند و خیلی مودب و با شخصیت بودند ولی شما بی ادب و تنگ نظر هستید.
این آقای نماینده خودش در زمان اصلاح طلبان در اداره ای مدیر کل بوده و علی رغم مخالفت عده ای در پستش ابقا شده و مورد وثوق مسئولین مافوق هم بوده است او غیر از پست مذکور در اغلب امور کلیدی سیاسی و تولیدی حضور داشته و مورد محبت استانداران وقت هم بوده است او میگفت : بخش اعظم نمایندگان بر سر عزل و نصب مدیران حتی کارکنان سپری میشود و وزرا به جای حل مشکلات اصلی کشور اینگونه درخواستها را اجابت و در نتیجه نقاط مختلف کشور از این بابت بسار ضرر می کند. حتی مثلا" اخیرا" بخشداری که گویا از پروژه برکناری ها جان سالم به در برده بود مورد مهرورزی قرار گرفته و عزل گردید تا امور در روزهای حساس انتخابات به دست نامحرمان نیفتد

Wednesday, April 4, 2007

چهارشنبه فروردين 15-1-86

صدا و سيما دو خبر را از رياست محترم جمهوري به شرح زير پخش كرد
ايران با رافت اسلامي و مقارن با هفته وحدت اسراي انگليسي را آزاد كرد و اسراي متجاوز به مرزهاي آبي كشورمان در رياست جمهوري (محل مصاحبه ) حضور داشته و با رئيس جمهور مردم ايران اسلامي ديدار كردند حالا كاري نداريم كه اسرا در مقابل چه تعهداتي از طرف انگليس آن روباه پير آزاد شدند؟
در وزارتخانه ها معاونتي براي پيگيري امور مثلا" اجرائي داير شده است كه در ذهن شنونده دو وضعيت متبادر ميشود يا كابينه از انجام امور عاجز و كار به معاونتها ارجاع داده شده يا اينكه مثلا" اعتمادي به آنها نيست و دولت در سايه تشكيل وكارها را اداره مي كند هر دو از شان و جايگاه دولت مي كاهد كه بايستي دولت فكر اساسي تري اتخاذ نمايد

Monday, April 2, 2007

علی داشی - تی تی

روز یازدهم فروردین که هوا آفتابی و دلپذیر بود از ساختمان باغچه به آقای آذرنژاد زنگ زده و جهت پیاده روی از ایشان دعوت کردم وسایل لازم برای ادامه مسیر تا علی داشی از طریق تیروان چائی آماده شده بود یک عدد کتری و مقداری قند و جائی و کمی نان و پنیر تقریبا" این تردد را کفاف می داد ساعت 11 از محل حرکت و بعد از گذر از ایستگاههای مختلف به موری گولی رسیده و چند قطعه عکس گرفته و ادامه مسیر دادیم در رودخانه تیروان ضمن اینکه باغات ما هم قرار دارد اغلب اقوام و آشنایان هم آنجا باغات مختلف و زیبائی داشته و دارند وقتی از دامنه باغ های مرحوم مشهدی یوسف عمو- عموزاده مرحوم اسفندیار - مرحوم مشهدی مختار - مرحوم اسماعیل و غیره رد می شدیم و اثری از آنها به چشم نمی خورد انسان از ته دل ناراحت و غمگین می شد این رسم زندگی است همگان خواهیم رفت ولی تفاوت ها از زمین تا آسمان است . از باغ خودمان رد شده و روبروی باغ مراد با یداله قره سلامی کرده و علت عدم تعریض راه را پرسیدیم و ایشان هم از عدم همکاری همسایه ها گلایه داشت خلاصه چند عکسی هم از مسیرها و مناظر مختلف گرفته و به دامنه علی داشی رسیده و حجم سنگ مذکور را برآورد کردیم که حدود دویست تن سنگ آهکی است و بعد به محل علی داشی رفته و ناگاه یکی از هم سن و سالان خودمان را به نام ایوب را دیدیم که بزهای ده را بعد از چرا به یاتاق آورده بود و مشغول آماده کردن بساط چائی بود . بعد از گرفتن جند عکس مجدد - از ایشان خواهش کردیم که با امکانات ما چائی کهلیک اوتی و پولک آماده کند و ما تا دره هولون که به نام اقوام هولون از نژادهای قدیمی ترک ها میباشد رفته و بعضی از آثار باغداران قدیمی را دیدیم که مشغول کشاورزی بوده اند و سپس به نزد دوستمان برگشته و به صرف چائی مشغول شده و کمی استراحت کرده و از طریق کف رودخانه تیروان راهی ده شدیم این پیاده روی با نشاط و به یاد ماندنی حدود سه ساعت به طول انجامید
علی داشی در اذهان عمومی بنام علی (ع) مبارک گردیده و مردم فکر میکنند که آن حضرت در این محل اقامتی داشته است . جنس آن از سنگ های آهکی دوره کرتاسه بوده که حدود 125 میلیون سال از عمر آن می گذرد و آثار فسیلی کاملا" مشخص در سنگ ها دیده می شود
در تاریخ 12 فروردین هم با آقایان آذرنژاد - ابراهیم شاهی - اسماعیل آذرنژاد و جواد حافظ زاده ساعت 11 از طریق تی تی چائی به محل روستای مخروبه تی تی در مرز با روستای خانقاه رفته و پیاده روی خوبی داشتیم وقتی به کنار چشمه با صفای تی تی رسیدیم آقایان محمد قلی و واله پسران مرحوم صالح را که همراه خانواده به آنجا آمده بودند دیدیدم که چائی آماده داشتند برایمان تعارف کردند و ما هم پذیرفته و مهمانشان شدیم و بعد از کمی استراحت به طرف ده حرکت کردیم که این مسیر با صفا هم حدود سه ساعت و نیم طول کشید

عدد سیزده


پایان بخش مراسم نوروزی جشن سیزده بدر است که روز سیزدهم فروردین ماه اتفاق می افتد و در واقع می توان گفت که سال تازه برای کار و فعالیت های اجتماعی و فرهنگی و کشاورزی از روز چهاردهم فروردین آغاز می گردد .
گو اینکه در کتاب های تاریخی و ادبی گذشته از قبیل«التفهیم»، «تاریخ بیهقی» و «آثار الباقیه» که تمامی آیین های نوروزی را مو به مو شرح داده اند، نشانی در مورد سیزده بدر نیست و حتا شاعران آن زمان هم در اشعار خود اشاره ای در مورد آن نکرده اند، اما هیچکدام از اینها دلیل بر این نیست که جشن سیزده بدر از آیین های معتبر و باستانی ایران نبوده، بلکه می توان گفت چون این جشن در میان همه ی قشر ها عمومیت داشته و بطور کلی جشنی همه کس پسند و برای عوام بوده، نه فقط برای خواص و از سویی دیگر چون شاعران و نویسندگان آن زمان بیشتر رویدادها و جشن های رسمی را که در حضور شاهان و بطور کلی خواص برگزار می شده، توصیف می کرده اند – از این رو در نوشته ها و اشعار آنان رد پایی از سیزده بدر وجود ندارد.
و اما نحس است عدد سیزده – به علت تقارن بعضی از حوادث ناگوار با آن – نه تنها در فرهنگ ایرانی ، بلکه از دیر باز در فرهنگ های کهن دیگر هم مطرح بوده و موجب آمده که وحشتی همگانی از نامبارکی این شماره در نهاد بشر پدید آید.
چنانکه تورات در «سفر خروج باب ۱۱ و ۱۲»، در روز سیزده ی فروردین(= روز سیزدهم سال نو مصری) از برخورد ستاره ی دنباله داری با زمین گزارش می دهد که در فضای زمین درخشیده، بطوری که در افق ایران هم دیده شده است و بر اثر این برخورد زمین لرزه ی سهمناکی روی داده،آتش فشان ها به آتش فشانی پرداخته، کاخ ها ویران گشته و بسیاری از مردم جان خود را از دست داده اند.
مسیحیان هم از آنجا که در آخرین غذای حضرت مسیح (=شام آخر) سیزده نفر سر سفره بوده اندو خیانت یکی از آنان موجب مصلوب شدن مسیح گردیده؛ این عدد را شوم می دانند و هرگز سیزده نفر بر سر یک سفره غذا نمی خورند.
دکتر محمود روح الامینی در این مورد می گوید: «من خود شاهد بودم که در یک خانواده ی کاتولیک فرانسوی به علت نیامدن یکی از مهمان ها، میزبان جمع سیزده نفری را به دو گروه تقسیم نمود و در دو اتاق جداگانه شام داد تا از بدشگونی این عدد پرهیز کرده باشد.»
شماره ی سیزده در تاریخ یونان هم به این نا خجستگی مبتلاست، چنانکه در تاریخ آ نان هم آمده است که فیلیپ پدر اسکندر مقدونی مجسمه ی خود را در معبدی گذاشت که دوازده مجسمه ی دیگر از خدایان در آن بود، اما پس از زمانی کوتاه نامبارکی عدد سیزده دامنش را گرفت و به دست دشمنانش به قتل رسید)
ژرژ سیمس نویسنده ی اروپایی هنگامی که در سال ۱٨۹۴ به کلوپ شماره ی ۱٣ فرا خوانده شد ، دعوت را رد ّ کرد و درپاسخ دعوت نامه نوشت: « آقایان ! دعوت نامه ی شما رسید، از لطف تان سپاسگزارم . دوستان! اگر من سرپرست خانواده ای نبودم و رعایت حالشان بر من واجب نبود، با نهایت اشتیاق می آمدم و هر پیشامدی – هر چند ناخوشایند – را هم استقبال می کردم .اما اکنون چون متعهد به اداره ی خانواده ای هستم، می ترسم نحس بودن عدد ۱٣ شماره ی کلوپ دامنم را بگیرد و در زندگی ام اثر بگذارد و مرا گرفتار مصیبتی کند که خانواده ام بی سرپرست بماند. از این رو از شما پوزش می خواهم.»
در فرهنگ نمادها نیز سیزده را عد دی می دانند که خود را از نظم هستی جدا کرده و آهنگ طبیعی جهان را دنبال نمی کند. به همین دلیل است که بسیاری از شرکت های هواپیمایی – از جمله شرکت هوا پیمایی «هما» در ایران، ردیف سیزده را ندارد. و بر همین اساس نیز در شماره گذاری خانه ها از نصب پلاک(۱٣) خوداری می کنند و به جای آن (۱+۱۲) می نویسند)

دکتر بهرام فره وشی در مورد خجستگی عدد سیزده می گوید :
«در اساطیر ایرانی عمر جهان هستی دوازده هزار سال است و عدد ۱۲ هم از بروج دوازده گانه گرفته شده است. پس از این دوازده هزار سال عمر جهان بسته می شود و انسان هایی که در جهان هستی وظیفه شان جنگ با اهریمن بوده است به پیروزی نهایی می رسند. از آن پس دیگر جهان مادی وجود نخواهد داشت و آ دمیان به جایگاه ابدی خویش، به عالم مینو باز می گردند. با دانستن این موضوع می توان گفت که اولین دوازده روز فروردین تمثیلی از این دوازده هزار سال است و سیز دهم تمثیلی از هزاره ی سیزدهم می تواند باشد که آغاز رهایش از جهان مادی است و از این رو روز سیزدهم می تواند روز باز گشت ارواح به جهان مینوی و روز رهایش کیهانی باشد
دکتر میر جلال الدین کزازی نیز در مورد عدد سیزده و روز سیزده بدر نظری دارد که شنیدنی است :
«یک دیدگاه فرهنگی است که ما می توانیم با کند و کاو در باور شناسی و نماد شناسی کهن ایرانی، ریشه ها و خاستگاه ها ی بی شگونی ۱٣ را به در کشیم و بررسیم. در این باور شناسی پاره ای از شمار (اعداد) ارزش نمادین داشته است.
عدد یک (=۱) در باورشناسی باستانی ایران نشانه ی راز آلود خداوند است .عدد دو (=۲) ارزش آیینی دارد ؛ «آسمان و زمین» ، «نرینه و مادینه» و... «دو=۲» بدین سان ساختار و سرشت آفرینش را برما روشن می دارد. کاربردهای نمادین عدد سه(=٣) این است که این شمار به گونه ای راز آلود، آفرینش و پدیده ی هستی را نشان می دهد. در باورهای ایران از زادگان سه گانه و یا موالید ثلاث سخن به میان رفته، زادگان سه گانه کانی و یا جاندار است . عدد چهار (=۴)، چهار گوهر را نشان می دهد. در پنج (= ۵) می توانیم از پنج حس سخن بگوییم . در شش (=۶) به شیوه ی نمادین جهان آشکار می شود و ما معتقدیم پدیده های گِتی شش سویه هستند . اما هفت (= ۷) در میان یکان از کارآ یی و ارزش و باور شناختی افزونتری برخوردار است . عدد هشت (= ٨) با بهشت در پیوند است . عدد ُنه (= ۹) باز شماری است که در فرهنگ ایرانی ارزش آیینی ویژه ای دارد و از شمار سپند ( مقدس، پاک) است . عدد دوازده ( ۱۲ ) در نماد شناسی نشانه ی کمال است . دوازده در گروه خودش ارزش بسیار دارد. ما هفت اختر و دوازده برج را داریم . هفت در عدد دوازده گردان است، س اگر دوازده را نشانه ی کما ل بدانیم، این عدد خجسته ترین خواهد بود، زیرا آرمان آفرینش رسیدن به سر آمدگی و کمال است. از این رو اگر به شمار سیزده (= ۱٣) رسیدید، این همه از میان خواهد رفت و زمانی که به چهارده می رسیم، دوباره گجستگی روی می دهد . ایرانیان از دیر زمان روز (۱٣) را از خانه بیرون می رفتند که بی شگونی این روز را از خود دور بدارند . شاید یکی از دلایلی که عدد ۱٣ نزد ایرانیان نحس است و مردم برای فرار از این نحسی، روز سیزده بدر را در دامان طبیعت به سر می برند، ترویج فرهنگ بد شگونی آن توسط مردم از گذشته تا حا ل است. »
دکتر کزازی در مورد کسانی که سخت به نحوست این روز اعتقاد دارند و از آن زیان می بینند، می گوید : «این زیان در گجستگی عدد ۱٣ نیست، بلکه در باوری است که آنها به این گجستگی دارند. باور به گجستگی آن نیروهای درونی و بیرونی با ور را با او همسو و همگرا و کانونی می کند و نیروها اثری بر پیرامون می گذارد

روانشاد دکتر مهرداد بهار در مورد عدد سیزده و روز سیزده بدر نکات جالبی بیان می دارد که از وی نقل قول می کنیم :
« گاهی از خود می پرسیم چرا نوروز دوازده روز است و سبب وجود سیزدهم عید چیست ؟ چرا کار کردن و پرداختن به امور جاری در این روز نحس است؟ باید گفت زیر تأ ثیر نجوم بین النهرینی، اساطیر نجومی در ایران شکل می گیرد که بنا بر آن هر یک از دوازده اختر که خود بر یکی از برج های دوازده گانه حاکم است، هزار سال بر جهان حکومت خواهد کرد از این رو عمر جهان دوازده هزار سال است و در پایان دوازده هزار سا ل، آسمان و زمین در هم خواهد شد . به احتمالً این اسطوره خود نیز ریشه ای با بلی دارد و ظاهرا ً باور بر آن بوده است که در اصل، پس از دوازده هزار سال، آشفتگی آغازین باز می گردد. به گمان انسان اعصار کهن آن چه در کیهان بزرگ (هستی) رخ می داد، در کیهان ُخرد (در جهان انسانی) نیز رخ می داد؛ این عقیده ریشه از همانجا دارد که انسان که تنها قادر به شناخت نسبی خود بود، جهان را قیاس از خویش می گرفت و گمان می کرد کیهان بزرگ همچون اوست. با این باور بود که سال دوازده ماهه را را توجیه می کردند. طبعا ً عوامل نجومی دیگری چون گردش ماه در این امر و پدید آمدن سا ل دوازده ماهه موثر بوده است ، اما توجیه اساطیری سال دوازده ماهه بر اساس عمر دوازده هزارساله ی هستی، بهترین توجیهی به نظر می رسید که در چار چوب اعتقادات کهن می گنجید. جشن های دوازده روز ه ی آغاز سال نیز با این سا ل دوازده ماهه و دوره ی دوازده هزار ساله ی عمر جهان مربوط است. انسان آنچه را در این دوازده روز پیش می آمد، سرنوشت سال خود می انگاشت و گمان می کرد اگر روز های نوروزی به اندوه بگذرد، همه ی سا ل به اندوه خواهد گذشت . بسیاری از این باورها هنوز برجاست و مختصر آن که دوازده روز آغاز سال نماد و مظهر همه ی سال بود.
اما اگر در پایان دوازده هزار سال جهان درهم می شد و آشفتگی نخستین، باز می گشت، و اگر به نشان آن، در پایان هر سال قانون از میان بر می خاست، پس در پایان دوازده روز نیز یک روز نشان آشفتگی نهایی و پایان سال را بر خود داشت. در این روز کار کردن و نظام عمومی را رعایت کردن نیز از میان برمی خاست و شاید عیاشی ها و «ارجی» باری دیگر برای یک روز باز می گشت . نحسی سیزدهم عید نشان فرو ریختن واپسین جهان و نظام آن بود
در هر حال پیشینه و انگیزه ی عدد سیزده هر چه که باشد، در ایران همیشه رسم برآن بوده که روز سیزده ی نوروز (=سیزده ی فروردین) ، تمامی مردم از شهری و روستایی و از هر طبقه و دسته، باید از خا نه ها بیرون آمده و خود را به دشت و صحرا بسپارند. و دیگر اینکه جایز نیست – حتا برای زما نی کوتاه – به خانه های یکد یگر وارد شده و صاحب خانه را گرفتار نحوست نمایند. چنانکه علامه عباسعلی کیوان، در خاطرات هفتاد ساله اش از باور مردم شهر خود قزوین در این باره در کتاب خود کیوان نامه می نویسد
«روز سیزده بدر جایز نبود برای دید و باز دید، به خانه ای رفت، هم صاحبخانه به فال بد می گرفت و می گفت نحوست را به خانه ی من آورده اند و هم رونده نمی خواست مبتلا به نحوست آن خانه شود. روز سیزده باید به صحرا رفت. زیرا آن چه بلا در این سال بیاید، آن روز مقدر وتقسیم می شود. پس خوب است ما درشهر و خانه ی خود نباشیم، شاید در تقسیم بلا، فراموش شده و از قلم بیافتیم
بسیاری از مراسمی که در جشن سیزده در ایران برگزاز می شود، معانی اساطیری و تمثیلی دارد :
شادی و خنده نماد فرو ریختن پلیدی و اندیشه های تیره.
مهربانی وروبوسی، نماد آشتی و استحکام دوستی و پاکیزگی از دشمنی و عداوت.
به آب افکندن سبزه های هفت سین به آب رو نده؛ نماد فدیه به ایزد بانوی آب (= آناهیتا ).
گره زدن سبزه برای باز شدن بخت؛ تمثیلی از پیوند زن و مرد و ادامه ی نسل .
خوردن غذا در دشت؛ نماد فدیه ی گوسفند بریان .

از رسم های دیگر جشن سیزده بدر که در گذشته بسیار معمول بوده ، شرکت در مسابقات بُرد و باختی به ویژه اسب دوانی است که یاد آور نبرد ایزد باران با دیو خشکسالی است
از دیگر رسم های شوخی آمیز روز سیزده که مشخص نیست نخست از کجا آغاز شده، دروغ روز سیزده است، چنان که اروپاییان نیز روز اول آوریل که به روز سیزده ی فروردین ما بسیار نزدیک است، (هر چهار سا ل یک بار سیزده ی فروردین و اول آوریل برابر می شوند)، این رسم را دارند. بطوریکه روز اول آ وریل سال ۱۹۷۶ رادیو فرانسه در اخبار ساعت هفت صبح اعلام نمود که امروز برج ایفل خراب خواهد شد. با شنیدن این خبر عده ی زیادی حیران و هیجان زده به محل برج رفتند و در آنجا با اعلامیه ی دروغ اول آوریل روبرو شدند
اینک با آرزوی سیزده بدری شیرین برای تمامی شما عزیزان نوشتار را با چند بیتی از غزل زیبای محمد حسین شهریار شاعر شهیبر آذربایجان که در روز سیزده بدر سروده شده و به این رسم اشاره ای آشکار دارد ، به پایان می بریم و در پایان قلب تان مهر جهان افروز باد . روز و ماه و سال تان نوروز باد
من خود آن سیزدهم ...

یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم
تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم
تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز
من بیچاره همان عاشق خونین جگرم
پدرت گوهر خود تا به زر و سیم فروخت
پدر عشق بسوزد ، که در آمد پدرم
عشق و آزادگی و حسن و جوانی و هنر
عجبا هیچ نیارزید که بی سیم و زرم
هنرم کاش گره بند زر و سیم بود
که به بازار تو کاری نگشود از هنرم
سیزده را همه عالم بدر امروز از شهر
من خود آن سیزدهم کز همه عالم بدرم

Wednesday, March 14, 2007

تبريك

فرارسيدن سال نو و عيد نوروز باستاني را بر عموم ملت شريف كشورمان بويژه مردم قهرمان آذربايجان علي الخصوص همشهريان با محبت قره داغ ( ورزقان - خاروانا- و كل ارسباران ) تبريك و تهنيت عرض نموده و از خداوند متعال شادكامي و بهروزي عموم مردم را خواستارم اميدوارم سال نو سال خوبيها و سال كاميابي هم وطنان عزيز و سال شكوفائي استعدادهاي كليه مردم شايسته ايران باشد

Saturday, March 3, 2007

سونگون بخش سوم


پروژه هاي ملي اصولا" از سرعت اجرائي كمتري برخوردارند و طرحهاي معدني هم از همه آنها كندتر اجرائي و به بهره برداري ميرسند در مجلس با اعضاي كميسيون صنايع و معادن مشورتهاي لازم را داشتيم و همگي دوستان نظرشان اين بود كه پيگيري هاي بيشتري براي سرعت بخشيدن به پروژه لازم است با دوستان دولت هم مشورتهائي شد و مقرر گرديد كه اين طرح بايستي به عنوان پروژه ويژه مطرح و پيگيري گردد و لذا متني در مجلس تهيه و به امضاي بيش از 167 نماينده مجلس رسانده شد عنوان درخواست به رئيس جمهور خاتمي بود و از تريبون مجلس قرائت و به دولت جهت اقدامات لازم ارجاع گرديد و از آن به بعد پروژه سونگون به عنوان پروژه ويژه مورد قبول واقع شده و اهميت بيشتري را براي خود در بين دولتي ها و ساير مسئولين پيدا كرد
پروژه يعني اينكه بايستي در زمانبندي مقرر اجرا و به بهره برداري برسد و اعتبار آن همه ساله بايستي منظور و تخصيص صد در صد را در طول اجراي پروژه داشته باشد و اين بود كه سونگون از اهميت ويژه اي برخوردار گرديد و همه ساله بر اهميت آن افزوده شد شما حالا حساب بكنيد كه پروژه اي كه تا سال 1375 رديف نداشته و حدود 100 ميليارد ريال اعتبار هزينه شده بود از آن به بعد تبديل به پروژه ويژه ستاره دار در لايحه بودجه شده و در بين سالهاي 1375 تا 1383 بيش از 3000 ميليارد ريال(ريالي – ارزي) اعتبار در آن هزينه ميشود.
درست است كه در سال 1384 با مجريان كاري پروژه برخورد سياسي و غيركارشناسي و غيرمنطقي به عمل آمد و در روند طبيعي پروژه تاخيراتي ايجاد شد و اگر اينچنين برخورد نميشد در سال 1384 پروژه افتتاح ميگرديد ولي با تمامي نامهرباني ها در سال 1385 افتتاح و كار آزمايشي خودش را شروع كرد و هم اكنون بهترين كنسانتره مس با بيش از 30 در صد خلوص به كرمان حمل ميشود
درست است اجراي فاز اول سونگون با توليد سالانه 150 هزارتن در سال گام بزرگي است ولي قبل از سال 1374 احداث كارخانه ذوب مس در خاتون آباد شروع شده بود كه بخشي از خوراك آن بايستي از معدن سونگون تامين ميشد و آن زمان چون مسئولين محلي از كم و كيف موضوع اطلاعات در خور توجه نداشته اند ولذا به مسئله اهميت نداده و براي سونگون كارخانه ذوبي در نظر نگرفته بودند.
بعد از سال 1376 روي موضوع كارهاي اساسي شد و دولت آقاي خاتمي اجراي فاز دوم و كارخانه ذوب به روش بيوتكنولوژي را در دستور كار خود قرار داد و در سال 1382به تصويب هيات وزيران رساند كه بعد از آن مسائل فرعي اوقات اداري مسئولين را گرفت و نتوانستند پيگير قضايا باشند و در سالهاي اخير هم كلنگ هائي در اين ارتباط به زمين هاي مختلف در منطقه كوبيده شد كه منتج به نتيجه نگرديد.
در سال 1385 در سفر دولت به استان بر مصوبات دولت خاتمي تاكيد گرديد و ولي تا به حال اقدامي عملي مشاهده نگرديده است هم اكنون كنسانتره به كرمان حمل و گويا به علت پائين بودن ظرفيت كارخانه خاتون آباد به قصد صادرات به بنادر كشور حمل ميشود
در سونگون هم اكنون بيش از 2500 نفر در بخشهاي مختلف (طرح و پيمانكاريها ) مشغولند و گاها" هم مورد بي مهري عده اي قرار ميگيرند سونگون پروژه بسيار عظيم و از افتخارات نظام در منقطه محروم ولي دوست داشتني ورزقان است
ذخيره زمين شناسي سونگون بيش از يك ميليارد و نيم تن ميباشد و ذخيره قابل استخراج آن حدود يك ميليارد تن است باطله برداري آن تقريبا" رو به اتمام بوده و براي افزايش ذخاير لازم براي فاز بعدي نياز به اكتشافات دقيق تري نيز دارد در سونگون ذخاير كاقي تا حد دو ميليارد تن وجود دارد كه انشاله در آينده مطالعاتش كامل خواهد شد غير از سونگون مناطق كلم – اوزي – بالوجه – قوتلر- اوجاقكندي – ونستان – خوينرود – بارمولك – كيقال و ... داراي ذخاير مناسب است كه بايستي دقيقا" مورد اكتشاف قرار گيرد از طرف ديگر منطقه آستامال – آوان- هيزه جان – شرفه و ... هم داراي پتانسيل هاي خوبي است كه مطالعات آنها ناقص مانده است
لازم است در اين قسمت از وزراي سابق آقايان مهندس محلوجي – دكتر جهانگيري – اعضاي محترم كميسيون صنايع و معادن در دوره هاي پنجم و ششم و استانداران وقت آقايان دكتر پرهيزكار – دكتر عبدالعلي زاده – مهندس محمدزاده – دكتر سبحان الهي و مجريان پروژه آقايان مهندس فارسي نيا و مهندس كارگر و همكاران بسيار دلسوز و صميمي سونگون آقايان مهندسين خداياري – قنادي – شيوا – حاتم زاده – ميرزاپور – احمدي – جوانمردي – صلاحجو – كاري – همايوني و ... تشكر نمايم دوستاني كه در اولين تجربه كاري معدني خود در سونگون با كمترين حقوق و با بيشترين بهره وري كار كرده و در تاريخ معدني ايران نامي از خود به نيكي به يادگار نهادند من هميشه از اين دوستان يه نيكي ياد كرده و احساس سرافرازي نسبت به اين فرزندان قره داغ خواهم داشت . يقينا" اگر پايمردي دوستان و تك تك كاركنان معدن نبود الان از سونگون هم خبري در اوراق زرين تاريخ اقتصادي كشور درج نميشد چراكه از كارگر ساده گرفته تا متخصصين امور در شكوفائي كارها ايثارها كرده و خود را فداي پيشرفت پروژه نمودند

Monday, February 26, 2007

سونگون بخش دوم


وقتي اولين چاه حفاري با آن شرايط سخت در معدن تمام شد تازه شبيه آن بود كه عده اي پايمردي خط مقدمي ها را در جبهه ديده و به ميدان رزم مجددا" برگشته اند آري مسئولين شكاك كه هرگز باورشان نمي شد كه در سونگون حفاري به نتيجه برسد حالا به طرفداران جدي ادامه كار تبديل شده بودند و پشت سر هم از اوضاع خبر گرفته و بدون معطلي به مافوق ها گزارش ميكردند و گاها" هم به ديگران متذكر مي شدند كه ما كه گفتيم اينطوري خواهد شد
بعد از اين موفقيت مديران مس ايران البته با پيگيري هاي مسئولين محلي و استان در فكر شروع مطالعات جدي و اساسي افتاده و ما را به جلسه اي در تهران فراخوانده و با گروه اكتشافي ريز مسائل را تنظيم و كارها به مرور شروع گرديد. كل منطقه به بلوكهاي متعدد تقسيم و شبكه هاي حفاري در محل پياده شد و راه سازي براي اين امر در معدن و از راه ارتباطي متروكه به روستا و محلهاي حفاري با سرعت هرچه بيشتر و بدون فوت وقت شروع گرديد زميني از طرف روستائيان بدون اخذ وجه در اختيار طرح قرار داده شد و ساختمان موقت براي اسكان كاركنان شروع گرديد من يادم نمي رود كه روزي يكي از آقايان كه مخالف ساختمان و ساير كارها بود در معدن به ساختمان در حال ساخت نگاهي كرده و گفت فلاني يقين دارم كه روزي اين ساختمان به طويله روستائيان تبديل خواهد شد البته سالها ايشان از آن ساختمان استفاده كرد و زحمات زيادي هم در شكوفائي معدن كشيد.
مهندسين متعدد در معدن مسقر شده و هرچه در توان داشتند در رد يا تاييد آن به روي كاغذ آورده و تقديم طرح نمودند وقتي راه سازي موقت در محل و معدن آماده ميشد از طرف مسئولين دستگاهاي حفاري راهي محل شده و در شرايط بسيار سخت و بحراني حفاري ها شروع شد در همه چاه ها ما به نتيجه قابل قبولي رسيديم و نمونه هاي استخراج شده از چاه ها امان مخالفين را بريده و اميد آنها را به ياس تبديل ساخت و بي علاقه و بي ميل واقعيات موجود را پذيرفته و برادامه كار با ديگران هم فكر شدند.
در اين زمان مهندس شيري عوض شده و مهندس اصلاني منصوب شده بود و انتخاب ايشان جان تازه اي به كالبد سونگون دميده و روح جديدي در معدن حاكم گردانيد با اعلام ايشان در جلسه هماهنگي تهران شركت و بعد از تاكيد وي بر ادامه كار بنده و منظور نمودن اعتبار لازم به برق – راه – ساختمان و آب و ... در امور معدن انقلاب كاري حاصل شد و استاندار وقت دكتر پرهيزكار با پشتيباني هاي موثرش بر ادامه كار صحه گذاشته و بر فرماندار وقت اهر براي ادامه همكاري من به عنوان نماينده ويژه ايشان در معدن اعلام موضع كردند و آقاي مجيدي فرماندار اهر هم حسن نظر نشان داده و همگي در جبهه تثبيت معدن سونگون تلاش كرديم در اين ميان نبايستي تلاشهاي آقاي معماري نماينده اهر را هم ناديده گرفت كه با عصبانيت هرچه بيشتر از پيشرفت امور دفاع مينمود و حتي از شدت تعصب ايشان سونگون را سون گون ميگفتند
معدن سونگون با همه طول و تفصيل كه بدهيم تا سال 1375 داراي رديف اعتباري نبوده و به صورت يكي از پروژه هاي تحت حمايت بودجه اي شركت ملي مس ايران اداره مي شد و تا آن زمان هم حدود كمتر از صد ميليارد ريال هزينه شده و تقريبا" كارهاي اكتشافي ضروري و قابل استناد به جاي خوبي رسيده و آماده ارائه به كارشناسان مربوطه شده بود تا اينكه انتخابات ورزقان و خاروانا باطل شده و منطقه فاقد نماينده گرديد و در واقع آن سال براي معدن سونگون سال پرباري بود چراكه از طريق كميسيون صنايع و معادن و با مساعدت مهندس هاشمي رئيس وقت كميسيون و وزارت معادن و فلزات وقت رديفي براي اين پروژه در نظر گرفته و تصويب گرديد كه رقم آن هم ظاهرا" 1500 ميليون ريال بود و از آن به بعد كه بنده هم افتخار عضويت در كميسيون مربوطه را داشتم سال به سال اعتبارات سونگون افزايش يافت ادامه دارد

گفت و گو با خويش - گفت و گو با ديگران



سخنرانی در دانشگاه خاورمیانه آنکارا، ترکیه۲۴ آبان ۱۳۸۵۱۵ نوامبر ۲۰۰۶

بنام خدا کمتر سرزمینی در جهان چون ایران و ترکیه در برابر پرسشها و چالشهای گوناگون هم سرشت و هم سرنوشت بوده اند. ایران و ترکیه هرگز همسایگان بی خبر از هم نبوده اند. همواره به هم نگریسته اند، از هم پرسیده اند و با هم مورد پرسشهای زمانه نیز قرار گرفته اند.فرهنگ ایرانی در آسیای صغیر ریشههای کهن دارد. با فتوحات هخامنشیان آیین مهر به آسیای صغیر راه یافت و از آنجا به روم رسید. بعدها مهرپرستی به صورت دین رسمی در آمد و تا زمانی که مسیحیت در آن سرزمین رسمیت یافت آیین رسمی رومیان بود.داد و ستد فرهنگی، اقتصادی و سیاسی میان ایران و روم تنها در جنگ نبود. فرهنگ چنان قدرتِ نفوذی دارد که حتی جنگ را نیز ابزاری برای حضور زندة خود در میان جوامع مستعد و مساعد می کند، چنانکه در این سامان کرد. با فروریختن دیوار رومِ مسیحی، ایرانیان مهاجر همراه سپاه سلجوقی بخشی از فرهنگ و زبان سرزمین همسایه را تشکیل دادند.نسبت میان دو قدرت بزرگ جهان اسلام، یعنی ایران و عثمانی با یکدیگر و با دیگران از آن پس بخشی از تاریخ تأثیرگذار مشرق زمین است.نمی خواهم به دوردستِ تاریخ بروم و در گذشته بمانم، نمی خواهم چشم بر واقعیتها ببندم و از رابطه یکسویه در فرهنگ و آیین و ادب در گذشتههای دور سخن بگویم. فرهنگ برآمده از داد و ستد و دیالوگ است، چنانکه زمینة تحقق آنها نیز هست. نشان این حقیقت در هر جا دشوار باشد در دایرة به هم پیوسته تمدّن این دو سرزمین بسیار آسان است. ایران و ترکیه از هم بسیار آموخته اند و بر هم بسیار تأثیر گذاشته اند، پس ما باید از این گذشته، درسی برای امروز بیاموزیم.برای ما ایرانیان در دوران معاصر، ترکیه بخشی از «منزلگاه تجدّد» است. از زمامداریهای نوگرا تا تنظیمات جدید و از اندیشه های نوین سیاسی و فرهنگی و ادبی تا نهادهای جدید تمدنّی در عرصة آموزش و علوم و ارتباطات، ایران در دو سدة اخیرِ تاریخِ خویش، فارغ از تلاشها و تحرّکهای ایرانیان مهاجر یا مقیم در ترکیه نزیسته است.هم نحوة مواجهه با دنیای متجدّد و هم موفقیت ها و عدم موفقیت ها در این رویایی با تجربه های مشابه و تأثیرگذار بر یکدیگر همراه بوده است.در واقع پرسش اساسی که دو جامعة ایرانی و ترک با آن رو به رو بوده اند، چگونگی فهم مقولة تجدّد در حوزه های گوناگون اندیشه و سیاست و راهبردها و راهکارهای انتخاب شده از سوی عالمان، روشنفکران و سیاستمداران در عرصة عمل بوده و هست.در نقد تاریخی خویش می توانیم از روی آوردن ناقص به غرب در عین غفلت از شرق و گسست ارتباطات درونی خویش سخن بگوییم. غرب، کمتر با نگاه به تمامی قوتها و ضعفهایش به کمال در دو جامعة ما مطرح شده است، یا رویة تمدّنی و علمی آن در محاق غفلت قرار گرفت و یا رویکرد استعماری و چیرگی طلبانهاش. در واقع غرب نه در صورتِ واقعی و با جوهر اصلی اش، که درصورت روایتی وارونه و کهنه در معرض قضاوت قرار گرفت و علاوه بر آن تجدّد کمتر در فرایند و چارچوب تاریخی و در اتصال با همة مبانی فرهنگی جامعه، از جمله دین معنا شد.بر این دو نقیصه من می خواهم نقیصه دیگری بیفزایم که آن ناآگاهی از ظرفیتهای درونی و استغنا از آموختن از یکدیگر بوده است. جهان اسلام نمیتواند و نباید از جریانهای اندیشهای و سیاسی درون خویش کم اطلاع و نامرتبط باشد. تجددِ چند پاره در جهان اسلام سر از افراط و تفریط، به ویژه در وجوه ناسیونالیستی آن در می آورد. فقدان رویکردهای مشترک و بی بهرگی از گفتمانهای نوینِ دینی، سر از شیفتگی مطلق به غرب در سویی و امتناع مطلق در سوی دیگر در می آورد. حاصل این تشتّت فکری، ضعف بنیانهای استوار نظری و گرفتار شدن در نوعی سطحی اندیشی می شود که هم در صورتهای سنتگرایانة فکری و هم در قالبهای نوگرایانة دینی انعکاس می یابد.پس می توان در این جمعِ اندیشمندانه بازهم دانشمندان، روشنفکران، هنرمندان، نویسندگان، سیاستمداران، برنامه ریزان، نهادهای مدنی و گروههای سیاسی دو کشور را دعوت به انجام گفت و گوهای جدّی و واقعی بر سر مسائلی کرد که بیش از دو سده است در دوجامعه دنبال می شود و نیز تلاش برای پاسخگویی به نیازها و مسائل دنیای مدرن، از منظر دین و فرهنگ و بهره گرفتن از ظرفیتهای معنوی، اخلاقی و اعتقادی آئین راهگشای اسلام برای تحقق خواستهای تاریخی ملتهای مسلمان.من این نیاز را در سالهای اخیر تحت عنوان ضرورت «گفت و گوی تمدن ها» بسیار یادآور شده ام. اکنون میخواهم همین ضرورت را در قالب «اسلام، گفت و گوی تمدنها و مقتضیات سخن گفتن اندیشمندان در جهان امروز» به این جمع ارزنده نیز عرضه کنم. 1- فهم ایده گفت و گوی تمدن ها، از یکسو مشروط به فهم شرایطی است که در عرصة بین المللی آنرا مطلوب و شنیدنی ساخته است، از سوی دیگر نیازمند تدقیق در وجوه ادراکی و منطق درونی ایده مذکور است. غنابخشی و تداوم و اثرگذاری این ایده بدون ملاحظه این دو وجه ممکن نیست.2- جهان در سه دهه اخیر دستخوش تحولات بنیادینی شده است. این تحولات هم چشم اندازهای مخاطره آمیز و هم افق های درخشان و امید بخشی را پیش چشم گشوده است. گستره و پیچیدگی این تحولات چندان است که گردهم آوردن این ابعاد متناقض، ذیل یک رویکردِ نظری امکان پذیر نبوده است. در چنین شرایطی با ظهور دو ایده متناقض جنگ تمدن ها از یکسو و گفت و گوی تمدن ها از سوی دیگر مواجهیم، دو ایده ای که بیانگر وجوه متناقض تحولات در عرصه بین الملل بوده اند.تحولات جدید موجبات کاسته شدن نقش دولت- ملت ها در عرصه بین الملل را فراهم آورده است و متعاقب آن مرزهای منازعه در سطح جهان نیز پیچیده و متکثر شده است. تغییر مرزهای منازعه از سطح دولت- ملت ها به سطوح کلان تمدنی وجه مخاطره آمیزی از چشم انداز شرایط بین المللی است که صاحب تئوری جنگ تمدن ها به درستی بدان اشاره کرده است. این منازعات در عین حال با منازعات در سطوح خُردترِ قومی، مذهبی، زبانی و خونی نیز می تواند همراه شود.اما در همین حال تحولات جدید امکانهای تازهای برای ظهور هویتهای ریشه دارترِ فرهنگی در مقابل هویتهای صِرفِ سیاسی و فضاهای تازهای برای اندیشهورزيِ آزاد و خالی از قیدها و تعصّبات و امکانهای تازه ای برای شناسایی خویش در پرتو شناسایی دیگران، و صورت های تازه و بدیعی از تبادل در عرصه جهانی را فراهم ساخته است. در چنین شرایطی ایدة گفت و گوی تمدن ها بهعنوان ایده راهبرديِ سامان دهنده به نیروها و استعدادهایی است که در این فضای جدید می توانند در خدمت بهبود وضعیت های انسانی به کار گرفته شوند.تئوری جنگ تمدن ها با ترسیم تصویری از چشم اندازهای مخاطره آمیز این تحولات، زمینه های لازم را فراهم آورده است تا نظریه گفت و گوی تمدن ها بتواند توجهجهانی را، به ضرورت روی آوردن به سوی آن جلب کند. در چنین شرایطی ضروری است حوادث منازعه آمیز در سطح جهانی را در پرتو ایده جنگ تمدن ها مورد ملاحظه قرار دهیم و به پیامدهای وخامت بار آن برای بشریت تأکید کنیم و آنها را شواهد تازه ای برای ضرورت عملی و اخلاقی گفت و گوی میان تمدن ها به حساب آوریم. رویدادهایی که در پی حادثه یازدهم سپتامبر در آمریکا و رشد افراطی گری و تروریسم در بخش های دیگری از جهان به وجود آمد از این جمله اند. این حوادث به خوبی نطفه های شکل گیری جنگ مخاطره آمیز و غیر اخلاقی میان تمدن ها را بارز کرد و در عین حال اخلاقی ترین الگوهای کلامی و رفتاری را در سطح جهان در قالب ذخائر گفتمانی ایده گفت و گوی تمدن ها معطوف ساخت.3- ایده گفت و گوی تمدن ها در عین حال مبتنی بر مبانی نظری خاصی است. مهمترین بنای سامان دهنده نظری آن، التزام به برابری طرفهای آن برای بودن و سخن گفتن در فضایی عاری از استیلای جزم های ناشی از سلطه است. این مفاهیم به نحو بنیادینی در هم تافتهاند و به هم وابستگی دارند. التزام به برابری، شرط لازم تأمین فضای عاری از سلطه است. اما در عین حال برابری، تفاوت بنیادینی با تساوی دارد. برابری به خلاف ایده تساوی، ملتزم به تفاوت میان طرفهای گفتگو است و در فضای گفتگو، این تفاوت خویشتن را یافته باشد.4- در غرب، به رغم تیرگیهای عرصة قدرت آمادگی پذیرش این مبانی در سطوح فراوانی به وجود آمده است. پذیرش این وضعیت از سوی عنصر تأثیر گذار در تمدن غرب، و آمادگی برای گفتگو با سایر حوزه های تمدنی، این تمدن را در جهت تغییر از مسیر دوران دوم بنیاد گرایی که متکی بر خرد خاص است خارج ساخته است. در واقع تمدن غربی تاکنون دو دوره از بنیادگرایی را پشت سرگذاشته است: دوران دین مدارِ قرونِ وسطی که قرائت خاصی از دین قائمه و بنیاد اصليِ بنیاد گرایی غرب بود و دوران دوّم که قرائت خاصی از خرد، دائرمدار بنیادگرایی غربی بود. اینک بیش از هر زمان آمادگی داد و ستد چندسویه با دیگر حوزه های تمدنی در تمدن میان تمدن غرب دیده می شود.5- از جمله تحولات مثبت دو سه دهه اخیر، فراهم کردن زمینههای عینی تحقق عناصر یاد شده است. تحولات جهانی بیش از هر زمان ضرورت پذیرش طرفهای جهانی به منزله طرفهای برابر، متنوع و ذیحق برای گفت و گو را پدید آورده است. این وضعیتِ تازه از یکسو به تحولات تکنولوژیک و اولویت وجوه نرم افزاری بر وجوه سخت افزاری، و تحولات نظری دهه های اخیر مربوط می شود و از سوی دیگر به تحولاتی معطوف است که عرصه سیاست بینالملل را از شرایط تک یا چند قطبيِ متکی بر زور جدا می کند. اینک به ویژه پس از حوادث یازدهم سپتامبر، بیش از هرزمان مفاهیم قدرت، امنیت، الگوهای اعمال قدرت و مقاومت صورت تازهای یافته و از اثربخشی معادلات متکی بر اعمال قدرت کاسته می شود.6- نباید فراموش کرد که این وضعیت تازه، الزاماً به معنای حصول برابری برای همه طرفهای جهانی نیست وضع تازه به فرصتهای کم و بیش برابر بیشتر شباهت دارد. از این موقعیت موازنه تازهای در سطح جهانی حاصل خواهد شد که در آن عمق و گسترده فرهنگی و اندیشگی بیش از گذشته نقش آفرین خواهد بود. اما بدیهی است که نتیجة تجربه گفت و گوی میان حوزه های تمدنی، بر موازین تازه، سلسله مراتب تازه ای از قدرت فراهم خواهد شد که بیش از گذشته عمق و پایندگی دارد.7- از مقدمات یاد شده می توان نتیجه گرفت که جهان اسلام را پس از جریان ظهور مدرنیته در قرون هجده و نوزده می توان در یک نقطه عطف تازه یافت. جهان اسلام و منابع غنی فرهنگی آن در سدهها و حتی دهههای گذشته منبع مهمی برای تأمین و جبران کاستیهای تمدن غرب بوده است. فلسفه، کلام، حقوق و حتی فقه اسلامی، در شرایط گوناگون، در جریان تبادلات طبیعی در سطح جهان مورد توجه قرار گرفتهاند، اگرچه در مجموع، جریان این مبادلات بیشتر یکسویه بوده و جهان اسلام به منزله طرف فروتر نقش پذیرندگی را ایفا کرد، اما به هر روی به نظر می رسد که اینک شرایط تازه نیازمند تمهیدات تازه است. تکیه بر داشتهها هیچ روی کفایت کننده و راضی کننده نیست.8- احیای نقش خلاق و فعال جهان اسلام، علاوه بر مسلمانان یک مطلوب جهانی نیز به حساب می آید. اگر جهان اسلام به عنوان یکی از اصلی ترین حوزه های تمدنی بشر امروز فرصت نقش آفرینيِ مؤثر در این فرایند جهانی را نیابد، این به معنای عقیم ماندن این فرایند ارزشمند جهانی است.9- پیش از این اشاره کردیم که تمدن غربی با پشت سر گذاشتن دو دوره از بنیادگرایی، بیشترین استعداد گفت و گو را یافته است. اما متأسفانه به نظر می رسد که جهان اسلام هنوز صُورِ دوگانه بنیادگرایی غربی در صور بنیادگراییهای دینی از یکسو و جنبشهای سکولار از سوی دیگر، دو سویة یک دور باطل و تخریب کننده را فراهم ساخته اند. دو سویه ای که بیش از هر چیز پوشش دهنده به یکدیگرند. بنیادگرایان دینی در صدد پوشاندن لباس سنت بر اندام جهان جدیدند و قادر به درک مناسبات تازه ای که به لحاظ وجود شناختی وضعیت های بشری را دگرگون ساخته نیستند. این بنیادگرایی توجیه کننده جریانهای فکری است که اصولاً دین را به عنوان مهمترین قائمه تمدنی جهان اسلام از صحنه عمومی بیرون می کند و بدیلی برای خلاء فرهنگی و فکری که می آفریند در آستین ندارد.10- احیای حق سخن گفتن جهانِ اسلام پیشاپیش مستلزم سخن داشتن است. نهایی ترین عامل تولید سخن، مولّدان و متفکران و خلاقیتهای ذهنی آنان هستند. تولید سخن پیشاپیش مستلزم دگرگونیهای بنیادین در پاردایمهایی است که متفکران ما در آن زیست می کنند. سنتگرایان دینی، که اسلام را به منزلة یک منظومة خودبسنده و مستقل از موقعیت و تجربههای زیسته مسلمانان مورد توجه قرار می دهند و قادر به وضعیت متفاوتی نیستند که زندگی متفاوت در آن تجربه می شود، راه به بنیادگرایی دینی می برند و زمینه ساز جدالهای خونین و بی فرجام می شوند. از سوی دیگر روشنفکران گسسته از دین و متکی بر خرد مدرن، سنت و فرهنگ و میراث جمعی را یکسره بی وجه می کنند. تولید سخن نیازمند پارادایم میانه ای است که از تجربه زیست مدرن، افقی برای رویارویی با افق ویژه سنت و میراث دینی فراهم آورد و بیش از هر چیز امکان دیالوگ و گفت و گو با سنت را فراهم سازد. گفت و گویی که هم باروری سنت و هم معناداری زندگی مدرن را فراهم می آورد. گفت و گو از افق مدرن با سنت، تنها راه گشودن امکان تولید معنای بالنده است. همین معانی بالنده امکان سخن گفتن با یکدیگر و غنی سازی فرهنگ اسلامی را فراهم می سازد و توشه کافی برای سخن گفتن در جهان جدید را به دست می دهد. امیدوارم که این ضرورتها ما و شما را در جوار یکدیگر تواناتر از پیش برای پاسخ گفتن به پرسشهای پیش رو کند. ان شاء الله چنین باد.

هاشمي رفسنجاني



رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: دشمن عصباني را نمي‌‏توان ناديده گرفت، از ببر زخمي هم نمي‌‏توان به سادگي عبور كرد، بنابراين در اين شرايط زماني كه فوق‌‏العاده قابل توجه است،‌‏ همه بايد هوشيار باشند. به گزارش خبرنگار "ايلنا"، اكبر هاشمي‌‏رفسنجاني كه در ششمين همايش سراسري روحانيون و مسوولان سازمان عقيدتي، سياسي ناجا در حسينيه جماران سخن مي‌‏گفت، با بيان اينكه امروز استكبار جهاني همه توجه خود را به منطقه خاورميانه و منابع انرژي‌‏زاي اين منطقه متمركز كرده است، چون مهمترين نياز خود را در منطقه ما فرض كرده است، گفت: استكبار مي‌‏داند كه نياز به انرژي در جهان به سرعت زياد مي‌‏شود و حيات كشورهاي صنعتي به اين انرژي بسته است، به همين دليل منطقه ما را به ناحق، منطقه منافع ملي خود فرض كرده‌‏اند و براي كسب اين حيات نيز حتي حاضرند به جنگ هم رو بياورند. وي، آمريكا را سردمدار جريان استكباري غرب دانست و گفت: آمريكا خود از محتاج‌‏ترين كشورهاي نيازمند به انرژي است، به طوري كه روزانه 10 ميليون بشكه نفت وارد مي‌‏كند. منابع انرژي‌‏شان هم روز به روز كم مي‌‏شود و نيازمندتر مي‌‏شوند، به همين دليل به منطقه خاورميانه اهتمام ويژه‌‏اي دارند. هاشمي‌‏رفسنجاني تصريح كرد: به دليل اين نيازمندي‌‏ها است كه اسرائيل را در منطقه ما كاشته‌‏اند كه هم باعث تفرقه در ميان ملت‌‏ها و هم باعث نياز كشورها به خريد سلاح شود، اما امروز وجود اسرائيل را در منطقه خاورميانه كافي نمي‌‏دانند، چون مي‌‏بينند كه ايران به سرعت در منطقه قدرتمندتر و با نفوذتر مي‌‏شود، به همين دليل به فكر افتاده‌‏اند به بهانه اجراي «طرح خاورميانه بزرگ» درمنطقه حضور داشته باشند. رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام افزود: آمريكا در اين راستا حتي حاضر است بيش از آن مقداري كه تاكنون هزينه كرده است، هزينه كند و كشته‌‏ها و زخمي‌‏هاي بيشتري از خود به جا گذارد، اما مي‌‏بينيم كه علي‌‏رغم اين هزينه‌‏ها، نفوذ آمريكا در منطقه ما ضعيف‌‏تر شده است. آمريكا در بحرين،‌‏ قطر، آذربايجان، تركيه و برخي كشورهاي ديگر پايگاه نظامي ايجاد كرده بود اما هنوز از حضور بيشتر در منطقه قانع نيست. وي با بيان اينكه مهمترين مانع آمريكا براي تسلط بر منطقه خاورميانه، جمهوري اسلامي ايران است، گفت: آمريكا هرجا مي‌‏رود به ديواري برخورد مي‌‏كند كه به نحوي مربوط به ايران مي‌‏شود. هاشمي رفسنجاني با تأكيد بر عدم دخالت جمهوري اسلامي ايران در مسايل داخلي عراق، گفت: آمريكا سندي در دست ندارد كه مبين دخالت ايران در مسايل داخلي عراق باشد، آمريكا به چشم خود مي‌‏بيند كه مردم عراق با ما هستند و دوست ما محسوب مي‌‏شوند، با اين اوصاف ما كه احتياجي به دخالت در امور اين كشور نداريم. اكثر كرسي‌‏هاي مجلس عراق و دولت اين كشور هماني است كه ما مي‌‏خواستيم. مشكل ما در عراق كه همان وجود صدام و منافقين در اين كشور بود حل شده است، حال چرا بخواهيم در مسايل داخلي عراق دخالت كنيم. رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام با بيان اينكه بايد در برابر دشمن عصباني و ببر زخمي هوشيار باشيم، گفت: بخشي از اين هوشياري مربوط به نيروي انتظامي است. بايد شر دشمن را به خودش بازگردانيم و اين نمي‌‏شود جز اينكه مردم، مسوولان و نيروهاي نظامي ما هوشيار باشند. رهبري هم لحظه به لحظه در جريان امور است و هرجا لازم باشند، فرمان مي‌‏دهند و در اين موقعيت حساس به عنوان سكاندار نيرومند انقلاب، كشتي ما را در اين اقيانوس متلاطم هدايت خواهند كرد. وي در بخش ديگري از سخنان خود مسووليت روحانيون عقيدتي، سياسي را از ديگر بخش‌‏هاي روحاني بيشتر دانست و گفت: پس از پيروزي انقلاب فرصتي به دست آمده است كه روحانيت در حساس‌‏ترين بخش‌‏هاي نظامي حضور داشته باشد،‌‏ بنابراين بايد از اين فرصت‌‏ها استفاده كرد. در گذشته چنين سابقه و فرصتي به‌‏وجود نيامده بود كه روحانيون با اين وسعت، فرصت خدمت پيدا كنند. روحانيت قبل از انقلاب آنقدر محدود بود كه اصولاً راهي به نيروهاي مسلح نداشت، اين فرصت ارزشمندي است كه شما بايد با مسووليت‌‏هاي قانوني و ارزش‌‏هاي واقعي خود در نيروهاي مسلح به وجود آوريد. نايب رييس اول مجلس خبرگان رهبري با اشاره به اينكه نقش روحانيت در تاريخ ايران هميشه كارساز بوده است، گفت: روحانيت همواره پشتيبان مردم بوده و طرف مردم را گرفته است، اين يك صفت تاريخي است كه همين عامل باعث پيروزي انقلاب اسلامي شد. انقلاب اسلامي ما با اين ويژگي روحانيت كه مردم را بدون دغدغه در ميدان حاضر مي‌‏كرد، به پيروزي رسيد. هاشمي رفسنجاني، عقيدتي سياسي ناجا را جزو مهمترين عقيدتي‌‏ سياسي‌‏هاي نيروهاي مسلح عنوان كرد و گفت: ناجا در جدي‌‏ترين مسايل مردم كه همان آرامش و امنيت است با مردم است. پليس پيشاني نظام در رابطه با مردم است كه در همه امور مردم حضور دارد. رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام خطاب به روحانيون و مسوولان سازمان عقيدتي سياسي ناجا، گفت: مسووليت شما روشن است، شما بايد حافظ سلامت نيروها باشيد. وي افزود: مهمترين مسئله در هر انقلاب و جامعه‌‏اي اين است كه افراد و نيروهاي مسوولش سالم باشند، به هر نسبت كه سلامت روحي و عملي در مسوولان نظام بالا باشد به همان نسبت نيز نظام مستحكم‌‏تر مي‌‏شود و اگر در اين راستا كوتاهي شود، به همين اندازه نيز مسووليت دارد. هاشمي رفسنجاني با بيان اينكه آموزش‌‏هاي عقيدتي سياسي بايد مشتمل بر آموزش‌‏هاي عقيدتي و فكري و آموزش‌‏هاي سياسي باشد،‌‏ گفت: يك بخش كار شما روحانيون و مسوولان عقيدتي سياسي، ارايه آموزش‌‏هاي عقيدتي و فكري است. هر مقداري كه موفق شويد افكار نيروها و جوانان را افكار ملي و اسلامي و عقيده‌‏مند كنيد، به همان ميزان نظام ما مستحكم‌‏تر مي‌‏شود. بخش ديگر كار شما، ارايه آموزش‌‏هاي سياسي است،‌‏ البته سياسي به معناي احزاب نيست، بلكه به معناي دانستن مسايل سياسي است كه دانستن اين مسايل نيز براي مأموران و فرماندهان بسيار بسيار مهم است. رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام تأكيد كرد: فرماندهان و نيروهاي مسلح ما بايد مروجان و مخالفان نظام را بشناسند و در اين راستا هم لازم نيست كه عضو حزب و جرياني باشند. شما مسوولان و روحانيون عقيدتي سياسي بايد هم مواظب اخلاق و هم مواظب تفكر پرسنل باشيد. شما بايد خيلي خودماني با پرسنل صحبت كنيد و محرم آنها باشيد

Wednesday, February 21, 2007

معدن سونگون

بنام خداوند متعال
معدن سونگون بخش يك
چند هفته پيش بود كه آقائي به من زنگ زد و گفت ميخواهم در رابطه با معدن مس سونگون با شما صحبت كنم ضمن تشكر گفتم اگر كار اداري داريد در صلاحيت من نيست و اگر در رابطه با اطلاعات فني معدن موردي هست تا آنجا كه توانش را داشته باشم عرض ميكنم و ايشان اينگونه شروع كردند : آقا اين معدن در زمان شاه طراحي شده و اْلان متاسفانه كنسانتره به كرمان حمل ميشود و از اين مسايل . سعي كردم قانعش كنم كه مرا هم به باد انتقاد گرفته و كم نمانده بود كه كرماني الاصل كند كه چون ايشان از سردمداران صنعتي و معدني كشور بودند و پيش كسوت با احترام از ايشان خداحافظي كردم.
اما اصل قضيه :
معدن مس سونگون به دو بخش تقريبا" شرقي (اسكارن) و غربي(پورفير) كه معدن فعلي ميباشد تقسيم ميشود :
1- بخش شرقي اسكارني بوده و داراي ذخيره بسيار كم و قبل از انقلاب هم مطالعه و استخراج شده و بخشي از آن هم اكنون هم باقي است و ذخيره جنداني ندارد در اين بخش عناصر ديگري هم مثل سرب و روي و ... وجود دارد
2- بخش غربي : قبل از انقلاب دانشمندان زمين شناسي مختلفي از خارج و داخل از منطقه بازديد و نظرات مختلف و متنوعي را داده بودند از جمله هاميلتون و اطمينان كه نظرشان اين بود كه اين معدن كاملا" پورفيري بوده و عين كوه يخ است و بخش اعظم آن در زير زمين قرار دارد اين بخش كه بيشتر پوشيده از جنگل بود مورد مطالعه دقيق قرار نگرفته بود و در اين رايطه آقاي دكتر اطمينان كه الان در استراليا زندگي مي كند چند صفحه اي را تنظيم و به سازمان زمين شناسي وقت تحويل داده بود كه به دنبال آن از سازمان مذكور زمين شناساني ازجمله دكتر نوگل به محل اعزام و عملا"وجود كانسار مس را منكر شده بودند و تقريبا" پرونده سونگون در هاله اي از ابهام فرو رفته بود
سازمان زمين شناسي كشور در سال 1366 مصمم شده بود كه بررسي نهائي را انجام دهد و اين سال مصادف بود با بخشداري من در منطقه زيباي ورزقان كه روزي يكي از كارمندان بخشداري حضور زمين شناسان را در منطقه اعلام و گفت كه آقايان به ديدار شما علاقمند هستند و بنده و ايشان بلافاصله به محل سونگون عزيمت و با دوستان كه قبلا" با يكي از آنان به لحاظ ارتباط تحصيلي آشنائي داشتيم ديدار كرديم و بعد از كلي بحث و گلايه و صحبت يكي از آقايان به صورت سري به شحص من اعلام كرد كه فلاني قرار است پرونده اينجا براي هميشه بسته شود و اگر كاري از دستتان برمياد انجام دهيد حتي ايشان نمونه اي از سنگ معدن سونگون را كه حاوي كالكوپيريت بود نشان داد و گفت نظريه هاي داده شده قبلي در اين رابطه صحت دارد و نبايد اين معدن به فراموشي سپرده شود ما آنجا با هم پيمان پيگيري بستيم كه كارهاي اداري از من و اثبات فني و علمي قضيه هم از ايشان و چنان هم شد
نماينده وقت ورزقان (دوره دوم) مهندس بيمقدار بودند با ايشان به سختي ( به علت كمبود امكانات ارتباطي) تماس و موضوع با ايشان در ميان گذاشته شد و مقرر گرديد ايشان با مدير عامل مس وقت آقاي مهندس شيري تماس و جلسه فوري هماهنگ و با هم مسئله را به بحث جدي بگذاريم و حدود يك هفته بعد در تهران در دفتر مدير عامل مس جلسه پرتنش برگزار شد من همه موارد فوق را با ايشان و ساير اعضاي جلسه در ميان گذاشتم كه اين موضوع كه در سونگون فلز مس وجود دارد خشم يكي از كارشناسان ارشد و خبره مس را به نام مهندس وثوق زاده بر انگيخته و ايشان به من توپيده و گفت توي بخشدار از من زمين شناس بيشتر ميدانيد ؟ و من هم به احترام ريش سفيدي ايشان بسيار آرام گفتم اولا: اين كه عرض شد نظر زمين شناسان متعهد كشور است ثانيا" بنده هم زمين شناسم كه ايشان براي دومي اصلا" آتش گرفت
بعد از دو ساعت جلسه سنگين و نفس گير آقاي شيري مدير عامل از من به عنوان مشاور دعوت كرده و مقرر شد كه كار سونگون بدون ارتباط با افراد قبلي شركت پيگيري شود و مقرر گرديد : كه حكم من صادر شود - گروه مطالعات ژئوفيزيك از تهران به منطقه اعزام شود - بعد از آن يك دستگاه ماشين حفاري از مس سرچشمه به سونگون اعزام گردد
در پايان جلسه كارشناس مذكور يك جلد گزارش سازمان زمين شناسي را مبني بر عدم وجود مس و وجود پيريت در سونگون با عصبانيت به روي ميز جلسه كوبيده و گفت آخرش همين نتيجه خواهد بود بيت المال را به هدر ندهيد. جلسه تمام شد و مدير عامل از من خواستند كه سعي كنيد آبروي ما خدشه دار نشود من هم گفتم اقلا" آبروي كارشناس ارشدتان خدشه دار خواهد شد و همه تعجب كردند.
به ورزقان برگشته و منتظر حكم و آمدن گروه ژئوفيزيك شديم كه بعد از يك هفته هردو عملي شد در سونگون همه ميدانند كه امكانات رفاهي مناسبي براي مهندسين نداشتيم و آنها با چه دلسوزي و از خود گذشتگي در چادرهاي مندرس هلال احمر مستقر شده و كار را در هواي گرم تابستان سونگون شروع كردند مسئول گروه مهندس اسكوئي بودند و ايشان با همكاران خودش چه جانانه كار را شروع و تقريبا" با بخشداري هم خانواده شده بوديم در سونگون از بهداشت و آب و ... مورد انتظار دوستان خبري نبود ولي كار بسيجي و متعهدانه انجام دادند آقاي اسكوئي گفت كه اين كار حدود سه ماه كار صحرائي و دو ماه كار پردازش و تهيه نقشه هاي آنومالي هاي ضبط شده وقت لازم دارد ولي من سعيم را خواهم كرد و اين بود كه ايشان ده روز بعد از برداشت اولين پروفيل به من گفت فلاني بهترين آنومالي را كه حكايت از وجود مواد سولفوره دارد گرفته ايم و ايشان گفت كه دستگاه حفاري سفارش داده شود حال مانده بوديم كه چطوري بايد دستگاه را به سونگون بياوريم كه راه سازي را به صورت دستي به پيمان اهالي با وفاي سونگون داديم آنها شبانه روز و با اندك دستمزد كار كردند گاها" روزي فقط يك متر راه با عرض سه متر ميساختند ولي نبريدند و كار را رها نكردند و كار ژئوفيزيك تمام شد و محل اولين چاه مشحص شد و راهمان تا پائيز آماده و دستگاه حفاري در پائيز برفي به نزديكي روستا حمل و پياده و سپس به چند تكه تقسيم و وسيله تراكتور و خودمان به سر سكوي حفاري حمل شد يادم هست كه سه بار دستگاه از سكو ليز خورده و به پائين افتاد ولي با پايمردي سونگوني ها كار شروع شد و طبق اطلاعات به دست آمده بايستي در 18 متري ما مواد سولفوره را ميگرفتيم كه همان هم شد و اولين نمونه گرفته شده حاوي كالكوپيريت موعود بود
اين موفقيت چون بمب اتم ولي با اثرات مثبت و شادي بخش منطقه و تهران را فراگرفت يادم نمي رود كه آقاي شيري مدير عامل مس شخصا" زنگ زده و گفت خدا قوت شما ما را سربلند كرديد و من هم تشكر كرده و گفتم بايد از كساني تشكر شود كه در انجام كارها رشادت به خرج داده و چون جبهه عمل كردند و كار سونگون از اين تاريخ به صفحات تاريخ وارد و درج گرديد و ما مطمئن شديم كه ديگر احدي را ياراي اظهار نظر منفي بر عليه معدن نيست

Tuesday, February 20, 2007

انتصابات فراقانوني

دوستي ميگفت كه در يكي از كشورهاي جهان سومي دوستي داشته كه در انتخابات مجلس مليشان رئيس ستادي داشته كه به وسيله آن بيشترين كمك به او شده و تقريبا" مديون وي بوده است از طرف ديگر گويا داماد ايشان به وي راي نداده بود وي (داماد رئيس ستاد ) در يكي از ادارات با خانمش ( دختر رئيس ستاد) مشغول بوده كه رئيس آن اداره همان رئيس ستاد همان نماينده بوده است بعد از مدتي نماينده انتخاب شده به وسيله همين رئيس اداره به داماد و دختر رئيس ستاد گير داده و آنها را از اداره شان كه گويا وطنشان هم بوده به شهر ديگر انتقال ميدهد و متاسفانه مافوق آن اداره هم صفت ليبراليستي از خود نشان داده و به اين امر رضايت ميدهد ميگفت كه موقع جدائي دختر رئيس اداره از پدرش كه خيلي عاطفي هم بوده اند پدر به دخترش ميگويد كه دخترم خيلي تلاش كردم كه نماينده از شما دست بردارشود ولي نشد مرا ببخش علاج ديگر نداشتم و از شما شرمنده هستم . آن تمام ميشود و داماد و دختر منتقل ميشوند و از آن جالبتر كه همان دوستم اخيرا" به من زنگ زده و گفت كه چندي پيش نماينده نمك نشناس به اداره رئيس ستادش رفته وگفته كه شما هم آماده باشيد به جاي ديگر بايد برويد بيچاره رئيس ستاد به ايشان التماس ميكند كه دوست من الآن من در حال بازنشستگي هستم آبروي من ميرود ولي او قبول نمي كند و وقتي رئيس اداره( رئيس ستاد) به خانه ميرود به خانمش مسئله را ميگويد و هر دو ماتم ميگيرند و متاسفانه بيچاره همان روز سكته كرده و از دنيا ميروديعني ماجرا اينطوري شد كه هم داماد و دختر آن مرحوم از وطن خود آواره ميشوند و هم آن بيچاره به رحمت ايزدي مي پيوندد البته اينگونه مسايل در بعضي از كشورهاي اتحاد جماهيري سابق اتفاق مي افتاد

Saturday, February 17, 2007

بيست و نهم بهمن ماه سال پنجاه و شش

آن روز هرگز از خاطره ها پاك نخواهد شد يادم نميرود كه صبح اول وقت بود كه دانشجويان دانشگاه تبريز چون طوفان سهمگيني از طرف دانشگاه و ساير نقاط تبريز كه از قبل معين و مشخص شده بود به سوي مناطق از پيش تعيين شده حركت و شهر را با همكاري مردم تبريز به ويژه جوانان غيور شهر از كنترل ماموران رژيم خارج ساختند چنان عنان از دستان ماموران رژيم خارج شده بود كه ديگر غيرخودي را از خودي تشخيص نميدادند و اجبارا" ناظر اعتراض و هجوم مردم به مراكز وابسته به رژيم بودند. مسئولان شهر از وجود مزدوران ساواك كاملا" بهره مي جستند تا بر اوضاع مسلط شوند ولي آنچه لازم بود براي رسوا ساختن حكومت انجام گرفت و شهر تبريز چهره يك شهر كاملا" جنگ زده بر خود گرفت و رژيم براي اولين بار باور كرد كه قادر به مقابله با مردم نيست . با اتمام حركت دشمن شكن شهروندان تبريز كه تقريبا" بعد از ظهر بود ماموران از پناهگاهاي خود بيرون آمده و در نقاط مختلف شهر مسقر شدند و با تانك و ساير آلات نظامي مشغول خود نمائي شدند غافل از آنكه ديگر ماموريت تمام شده و آنچه برنامه ريزي شده بود خاتمه يافته و نيروهاي انقلابي به اهداف از پيش تعيين شده رسيده بودند آن روز تقريبا" همه آگاهان از دانشگاهي گرفته تا بازاري در آن حركت تاريخي و ساختارشكن شركت كرده بودند و اعتراض رسمي و جدي خودشان را با شكستن و آتش زدن و غيره نشان داده و سقوط رژيم را خواستار شدند و رژيم بازهم اشتباه كرده و مردم را اجنبي و بيگانه تلقي نموده و سرپوش بر ايرادات خود نهاد نه اينكه سعي در اصلاح امور نكرد بلكه بر عملكرد خائنانه دستگاه دولتي تاكيد و مهر تاييد نهاد و مثل ساير دول استبدادي ديگران را عامل اختشاشات معرفي كرده و مقابله مردم با رژيم را اختشاش وسيله افراد آمده از آن سوي ارس معرفي كرد و اين يعني شروع سقوط حكومت پادشاهي در ايران و غفلت رژيم از استبداد و ستم و ظلم رايج شده وسيله خود و عواملش در كشور . ما پيروز شده بوديم شهداي ما راه شهادت را باز و هراس درگيري با رژيم را از دلهاي مردم پاك كرده بودند و رژيم تقريبا" براي شروع درگيري هاي بعدي با مردم سراسر كشور را در برنامه آتي خودش گنجانده بود و آن حركت براي شاه با سقوطش مساوي شد و از آن به بعد با اندك تاخيري سراسر كشور به پا خاسته و دمار از روزگار رژيم ستم شاهي درآوردند من به نوبه خود و همرزمان آن روزتاريخي بر عموم مردم شريف آذربايجان و ايران آن رشادتها و شجاعتها راتبريك گفته و اميدوارم كه همچنان مردم آگاه آذربايجان در برابر هرگونه تعدي و تجاوز احتمالي جوانمردانه مثل ستارخان و باقرخان و رزم آوران 29 بهمن سال 13356 ايستادگي كرده و تسليم هيچگونه بدعت و زورگوئي هاي بيگانگان نگردند. درود برمردم شريف و آگاه آذربايجان و درود بر ارواح شهداي راه آزادي و آزادگي در سراسر جهان

Friday, February 16, 2007

برخورد عادلانه

دوستي ميگفت كه مدتي بود از اداره اصلي خودم بنا به درخواست سازمانهاي ديگر و با موافقت اداره خودم دور بوده و در آن ادارات در خدمت كشورمان و مردم شريف آن بودم كه بعد از اتمام ماموريتم به اداره قبلي خود برگشته و مشغول كار شده ام با اين تفاوت كه در تنظيم حكم حقوقي جديد مسئوليت هاي كليدي من در سازمانهاي ديگر لحاظ نشده و به عنوان كارشناس از بنده پذيرائي كردند و در مقابل هم فرمودند كه افراد هم شرايط شما فعلا" بايد با مسائل صبورانه بر خورد نمايند و او اضافه كرد كه بر خداوند خود سپاس و درود فرستاده و از اينكه بندگان صالح خدا اجازه حيات برايم داده اند دوباره از درگاه خداونديش و دوستان تشكر كردم

برخورد نادرست ژاپن



دولت ژاپن امروز در همسویی با فشارهای ظالمانه آمریکا علیه ایران به سبب برنامه هسته ای صلح آمیز این کشور، دارایی های 10 شرکت و 12 مقام ایرانی را بلوکه کرد. به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از خبرگزاری فرانسه، دولت ژاپن اعلام کرده است که این تصمیم در چارچوب اجرای تحریمهایی صورت می گیرد که شورای امنیت در دسامبر سال گذشته در قالب قطعنامه ای اتخاذ کرد.
توکیو اعلام کرد که تصمیم ژاپن دارایی شرکت ها و افرادی که ارتباطی با برنامه هسته ای و موشکی ایران دارند؛ شامل می شود.
تارو آسو وزیر امور خارجه ژاپن پس از موافقت دولت این کشور با این تدابیر خصمانه گفت : باید این تدابیر را با قاطعیت اجرا کنیم ، زیرا برنامه هسته ای ایران بر نظام جلوگیری از گسترش سلاحهای هسته ای و پرونده هسته ای کره شمالی تاثیر می گذارد.
دولت ژاپن همچنین تصمیم گرفت تا از انتقال سرمایه های مرتبط با برنامه هسته ای و موشکی ایران جلوگیری کند.
براساس این گزارش، تدابیر خصمانه دولت ژاپن بر ضد ایران از فردا (شنبه) اجرا خواهد شد.

Saturday, February 10, 2007

نعمت گاز


چندي پيش در منزل يكي از دوستانم كه از مكه معظمه مشرف شده بودند صحبت از اقتتاح گازرساني شهر ورزقان و روستاهاي تابعه به ميان آمد كه شادي عموم اهالي از چهره هاي تك تك عزيزان هويدا بود و هر كس بنوعي رضايت باطني و ظاهري خودش را آشكار ميساخت و من هم از رضايت و خوشحالي مردم شريف بينهايت در شور و شعف غرق شده و بر خداوند متعال سجده شكر و سپاس به جاي آورده و يادآوري كردم كه هرگز فراموشم نميشود كه در تصويب و اجراي اين پروژه مهم منطقه وقتي حضور مهندس زنگنه وزير وقت نفت در دولت مردمي آقاي خاتمي رسيدم وي از سخت بودن اجراي پروژه سخن به ميان آورده و متذكر شدند كه علي رغم مشكلات اعتباري و محدوديت ها و اولويت هاي پروژه هاي قبلي ديگر اگر شركت گاز استان متقبل اجرا شود مانعي ندارد و من وقتي نظر مرد عمل و اجرا يعني آقاي مهندس سازدار مدير عامل موفق استان را جويا شدم ايشان با كمال شجاعت و درايت بر اجراي پروژه مهر تاييد نهاده و بدون تصويب اعتبار آن كلنگ زني طي برنامه اي كه اهالي شريف در جريان آن كاملا" هستند انجام گرفت درست است كه تابحال كل برنامه مصوب هنوز اجرا نشده ولي اميد كه دولت عمل و كار اجراي اين پروژه هاي به يادگار مانده از دولت شايسته سالار گذشته را سرعت بخشيده و مردم را بيش از اين منتظر نگذارند

ديدار با استاد بخشي


امروز ساعت 19 روز دوشنبه تاريخ 16-11- 1385 با همراهي دوستانم آقايان حسن عبدالهي و خسروخان سرتيپي شاعر و هنرمند شهيرمان در روستاي تاريخي ديزج صفرعلي يا همان دژك در منزل استاد با ايشان ديدار كرديم ايشان در ديار قره داغ از شعراي نامي معاصر بوده كه داراي تبع رقيق و با صفائي است او كه تقريبا" هشتاد سال با سرد و گرم روزگار هم آغوش بوده و خاطرات پرنشيب و فرازي دارد حالا هم با همان شوق و ذوق دوران جواني شعر و خاطره ميگويد و شنونده را به وجد مي آورد او از خاطرات قبل و بعد از انقلابش سخن به ميان آورده و انسان را با خودش به آن روزگاران رهنمون ميشود اين يكي از خلاقيت هاي اوست كه هنوز اغلب خاطرات و اشعار خودش را از حفظ قرائت ميكند
با شاعر شيرين سخن حدود دو ساعت صحبت و خوش و بش كرديم و از اينكه حدود سه سال بود از ديدار ايشان محروم بودم برايم خاطره انگيز و خوشحال كننده بود با تاكيد محبت آميز وي شام را صرف كرده و عكس يادگاري گرفته و از حضورشان اجازه ترك منزل خواستيم شب سرد بهمن ماه مان كه با استقبال پرشور استاد گرم شده بود با خداحافظي از محضرشان به حسرت جدائي مجدد مبدل گرديد اميد كه استاد بخشي ساليان سال بازهم در انگيزش معنويت و روحيه هاي مردممان موفق و مويد باشند.

Saturday, February 3, 2007

غم انگيزترين خبر

شايد در طول سال جاري ناراحت كننده ترين خبري كه شنيده بودم همين امروز بود كه دوستم مهندس كاظم پور خبر مرگ كسي را اعلام كرد كه هميشه خندان و بشاش به نظر ميرسيد او معلم دلسوز و فرهنگي بافرهنگ بود او هميشه نظر صلحجو و محبت آفرين داشت او هرگز بدي كسي را آرزو نميكرد و براي آسايش مردم تلاش مينمود آري او حسين باوفا و دوست داشتني ما بود روحش شاد و روانش آرام باد درست است كه هنوز هم مرگ او باورم نيست ولي اين رسم روزگار است كه هميشه گلچين بوستانهاست هنوز هم حسين جان بچه هاي مدرسه و دوستان ستاد سالهاي گذشته چشم به راه تو هستند و بدون تو يقينا" همه غمناك و محزونند چمن بدون بلبل در واقع عاشق بدون معشوق است. فقدان اين دوست بسيار عزيز را بر همه اهالي فرهنگ و ادب و خانواده داغدارش و دوستان مشتركمان تسليت عرض مينمائيم 14-11-85